یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس
بانوی شاعر کهگیلویه و بویراحمدی به مناسبت نیمه شعبان،میلاد امام زمان (عج) قطعه شعری سروده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو) سیده زهرا شرعی زاده بانوی شاعر کهگیلویه و بویراحمد به مناسبت نیمه شعبان،میلاد امام زمان (عج)قطعه شعری سروده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), .,

 

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

باتوام، نزدیکِ دور از دسترس!

 

تاکِ شانه م مَست آواز شماست

خم مکن سرشاخه ها را یک نفس

 

شانه ها مُهرِ تقاضا خورده اند

سربنه برشانه هایِ این قفس

 

ریگ هایِ سرخ دشت انتظار

می دهد زیر نگاهم طعم گس

 

انعکاسِ شوق چشمت آفتاب

از دوبینی، نیستم درتیررس

 

سفره از آوازِ "مَن سَلوی"پُراست

وای ما، گفتیم"کو سیر و عدس"؟

 

ای سکوت آواز سقفِ گریه هام!

ریختم از شادیِ غم ها، بِرَس

 

پاسخِ شعرِ مبادایم ! بخند

ای شکوه تو شبیه "هیچکس".

انتهای پیام/ر

,

 

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

باتوام، نزدیکِ دور از دسترس!

 

تاکِ شانه م مَست آواز شماست

خم مکن سرشاخه ها را یک نفس

 

شانه ها مُهرِ تقاضا خورده اند

سربنه برشانه هایِ این قفس

 

ریگ هایِ سرخ دشت انتظار

می دهد زیر نگاهم طعم گس

 

انعکاسِ شوق چشمت آفتاب

از دوبینی، نیستم درتیررس

 

سفره از آوازِ "مَن سَلوی"پُراست

وای ما، گفتیم"کو سیر و عدس"؟

 

ای سکوت آواز سقفِ گریه هام!

ریختم از شادیِ غم ها، بِرَس

 

پاسخِ شعرِ مبادایم ! بخند

ای شکوه تو شبیه "هیچکس".

انتهای پیام/ر

,

 

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

باتوام، نزدیکِ دور از دسترس!

 

تاکِ شانه م مَست آواز شماست

خم مکن سرشاخه ها را یک نفس

 

شانه ها مُهرِ تقاضا خورده اند

سربنه برشانه هایِ این قفس

 

ریگ هایِ سرخ دشت انتظار

می دهد زیر نگاهم طعم گس

 

انعکاسِ شوق چشمت آفتاب

از دوبینی، نیستم درتیررس

 

سفره از آوازِ "مَن سَلوی"پُراست

وای ما، گفتیم"کو سیر و عدس"؟

 

ای سکوت آواز سقفِ گریه هام!

ریختم از شادیِ غم ها، بِرَس

 

پاسخِ شعرِ مبادایم ! بخند

ای شکوه تو شبیه "هیچکس".

انتهای پیام/ر

,

 

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

باتوام، نزدیکِ دور از دسترس!

 

تاکِ شانه م مَست آواز شماست

خم مکن سرشاخه ها را یک نفس

 

شانه ها مُهرِ تقاضا خورده اند

سربنه برشانه هایِ این قفس

 

ریگ هایِ سرخ دشت انتظار

می دهد زیر نگاهم طعم گس

 

انعکاسِ شوق چشمت آفتاب

از دوبینی، نیستم درتیررس

 

سفره از آوازِ "مَن سَلوی"پُراست

وای ما، گفتیم"کو سیر و عدس"؟

 

ای سکوت آواز سقفِ گریه هام!

ریختم از شادیِ غم ها، بِرَس

 

پاسخِ شعرِ مبادایم ! بخند

ای شکوه تو شبیه "هیچکس".

انتهای پیام/ر

,

 

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

باتوام، نزدیکِ دور از دسترس!

 

تاکِ شانه م مَست آواز شماست

خم مکن سرشاخه ها را یک نفس

 

شانه ها مُهرِ تقاضا خورده اند

سربنه برشانه هایِ این قفس

 

ریگ هایِ سرخ دشت انتظار

می دهد زیر نگاهم طعم گس

 

انعکاسِ شوق چشمت آفتاب

از دوبینی، نیستم درتیررس

 

سفره از آوازِ "مَن سَلوی"پُراست

وای ما، گفتیم"کو سیر و عدس"؟

 

ای سکوت آواز سقفِ گریه هام!

ریختم از شادیِ غم ها، بِرَس

 

پاسخِ شعرِ مبادایم ! بخند

ای شکوه تو شبیه "هیچکس".

انتهای پیام/ر

,

 

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

باتوام، نزدیکِ دور از دسترس!

 

تاکِ شانه م مَست آواز شماست

خم مکن سرشاخه ها را یک نفس

 

شانه ها مُهرِ تقاضا خورده اند

سربنه برشانه هایِ این قفس

 

ریگ هایِ سرخ دشت انتظار

می دهد زیر نگاهم طعم گس

 

انعکاسِ شوق چشمت آفتاب

از دوبینی، نیستم درتیررس

 

سفره از آوازِ "مَن سَلوی"پُراست

وای ما، گفتیم"کو سیر و عدس"؟

 

ای سکوت آواز سقفِ گریه هام!

ریختم از شادیِ غم ها، بِرَس

 

پاسخِ شعرِ مبادایم ! بخند

ای شکوه تو شبیه "هیچکس".

انتهای پیام/ر

,

 

,

یک نفس غم را مگیر از هَمنفس

,

باتوام، نزدیکِ دور از دسترس!

,

 

,

تاکِ شانه م مَست آواز شماست

,

خم مکن سرشاخه ها را یک نفس

,

 

,

شانه ها مُهرِ تقاضا خورده اند

,

سربنه برشانه هایِ این قفس

,

 

,

ریگ هایِ سرخ دشت انتظار

,

می دهد زیر نگاهم طعم گس

,

 

,

انعکاسِ شوق چشمت آفتاب

,

از دوبینی، نیستم درتیررس

,

 

,

سفره از آوازِ "مَن سَلوی"پُراست

,

وای ما، گفتیم"کو سیر و عدس"؟

,

 

,

ای سکوت آواز سقفِ گریه هام!

,

ریختم از شادیِ غم ها، بِرَس

,

 

,

پاسخِ شعرِ مبادایم ! بخند

,

ای شکوه تو شبیه "هیچکس".

,

انتهای پیام/ر

,
 
 
,
 
 
,
 
 
,
 
 
,
 
,
 
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه