شعری زیبا از بانوی بستکی اهل روستای دهنوخواجه
شعری بسیار زیبا از مریم پاسالاری دانشجوی رشته ادبیات دانشکده فرهنگیان هرمزگان از روستای دهنوخواجه بخش جناح بستک[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری جهانگیریه بستک :
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , پایگاه خبری جهانگیریه بستک ,
《دوش هنگام سحر ناله ی غم سر دادم
شوق امید به نیلوفر پرپر دادم》
,
《کنج ویرانه ی غم شاخه گلی رقصان بود
ربنا نغمه ی یک بلبل خوش الحان بود》
,
《اشک خجلت ز دل دیده ی این خاک چکید
چون خدا مثنوی عزلت من را که شنید》
,
《گفتمش یار تویی،مونس و غمخوار تویی
درهوس خفته منم،وان همه بیدار تویی》
,
《گفتمش خسته منم،ان ز جهان رسته منم
انکه بر پرده ی دیدار تو دلبسته منم》
,
《پدری محو تو شد،ذبح سرانجام گرفت
کعبه با دست پسر` خانه ی حق نام گرفت》
,
《بستر امن مسیحا که فراهم کردی
شاهد کوچک گهواره ی مریم کردی》
,
《صبر ایوب چه شد ؟ناله ی یعقوب چه شد ؟
نوح طوفانی و صد بنده ی محبوب چه شد؟》
,
《اتش طور چه شد ؟سایه ی خاموش کجاست ؟
جلوه ی خالق جان، وان تن مدهوش کجاست؟》
,
《گشتم اغوش زمین را` خبر از طاها نیست
ان رسول دل عشاق` دگر اینجا نیست》
,
《یارب این خاک بداندیش چرا پرده درد؟
,کیست این قافله را در ره افلاک برد؟》
,
《در حصار گنه و مرگ جنون لاله شکفت
ان دم از عالم افلاک خدا با من گفت》
,
《اب عرش و گل فرشی به هم امیخته ام
اشتیاق فلک عشق در ان ریخته ام》
,
《تو که با نه( 9)صفتم مونس و دیوانه شدی
بانود وصف دگر، پس زچه بیگانه شدی؟》
,
《قل هوالله احد` نغمه ی زیبای تو بود
اسمان تشنه ی اوای تمنای تو بود》
,
《چه شد ان دیده ی مستانه ی وصل شه دوست؟
گفته بودی که پرستیدن الله نکوست 》
,
《بنده ام ،ان که تو را عاطفه بخشید `منم
انکه از بودن جان تو نرنجید` منم》
,
《انکه در قصر بهشتش `خردت داد` منم
سوی منزلگه ویرانه فرستاد `منم》
,
《چون که نقاش منم شکوه ز تقدیر مکن
گنج اسرار مرا` لایق تفسیر مکن》
,
《پس از این فرصت پر حادثه نومید مباش
,عاشق نور و درخشانی خورشید مباش》
,
《مستی روح و خرد پیشه ی ربانی توست
یک جهان عاشق اندیشه ی بارانی توست 》
,
,
شاعر : مریم پاسالاری از روستای داهنو خواجه بخش جناح شهرستان بستک
,,
انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه