یادداشت:

فریادی از سر درد با رسانه های محلی جنوب کرمان

فریادی از سر درد با رسانه های محلی جنوب کرمان
در سرزمین من جنوب کرمان جان انسان ها ارزانترین متاعی است که به حراج گذاشته می شود و رسانه ها هم صدایشان در نمی آید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دقیانوس ،نواب کمالی در یادداشتی نوشت:فقر و محرومیت جنوب کرمان بر کسی پوشیده نیست و غیرطبیعی بودن آن هم بر همگان روشن است به اینکه این فقر غیرطبیعی در منطقه علی رغم استعدادهای طبیعی کم نظیر و بعضأ بی نظیر آن زاییده چیست (که هر آدم مسؤول ودغدغه مندی را در استان و حتی کشور به فکر فرو می برد، تا جایی که دغدغه شخص اول مملکت هم میشود و رهبر معظم انقلاب در سفر به این منطقه می گوید این همیشه مرا به فکر فرو می برد) فعلا به آن کاری ندارم ولی موضوع بحثم بی ارتباط با آن نیست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دقیانوس,

روی سخنم در این گفتار با رسانه های محلی است. اینکه رسانه ها بعنوان رکن چهارم دموکراسی نقش پیشرفت و توسعه را برعهده دارند و بالاتر از آن می توانند بسترساز این پیشرفت و توسعه بوده و در واقع تصمیم ساز باشند.

,

اما این ممکن نخواهد بود جز با نشان دادن نقاط کور معضلات و  محرومیت ها و بیان دغدغه های واقعی مردم در کنار پرداختن به ظرفیت ها و استعدادهای بیشمار منطقه.

,

اما متأسفانه باید گفت هیچ کدام از این دو آنچنان که باید ضریبی در رسانه های ما ندارند و یا اگر بوده است خیلی مقطعی و جزیی بوده و درواقع جریان سازی ملموسی با خود به همراه نداشته است.

,

حرفم با رسانه های واقعی و جدی است که توسعه منطقه و پرداختن به مطالبات مردم برایشان اصل است ، نه بعضی رسانه هایی که به مثابه روابط عمومی ادارات یا شخص یا قبیله یا جناج خاصی عمل نموده و کاسب کارانه با این موضوع مواجه شده و می شوند. (که بحمدلله تعدادشان هم در جنوب کم نیست!)

,

سوالم این است که آیا جان یک انسان مظلوم و بی گناه آنقدر ارزش ندارد که یکبار تیتر یک رسانه ی ما بشود “بأی ذنب قتلت”

,

در کمتر از دو سال، سه دختربچه به اسم های فاطمه، الناز و رودابه در قلعه گنج بخاطر نیش عقرب و عدم تزریع به موقع پادزهر به خاطر فقر امکانات در این منطقه از دنیا رفته اند، و این تازه حداقل تعدادی بوده که رسانه ای شده و گرنه آمار کودکان و مردان و زنانی که در جنوب به خاطر زهر تلخ محرومیت از دنیا رفته و یا فلج شده و در گوشه ی کپرشان برای همیشه محکوم به ایستایی و مرگ ابدی شده اند خیلی بیشتر از این است.

,

ده روز از مرگ ویا شاید بهتر بگوییم قتل(مرگ عمدی به خاطر نبود امکانات) رودابه دخترک مظلوم ۵ ساله قلعه گنجی (که این روزها می بایست با هم سن و سالی های خودش به بازی های کودکانه مشغول باشد) میگذرد، و رسانه های ما تازه یک هفته بعد خبر میشوند و به خانواده اش زنگ می زنند چه اتفاقی افتاده است؟

,

بیش از ۸سال است از آغاز احداث بیمارستان ۳۲ تختخوابی قلعه گنج که از مصوبات دور اول سفرهای استانی رییس جمهور سابق بوده (و به گفته مسؤولین وقت تا دو سال پیش ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است) می گذرد ولی هنوز باید کودکان آسیب دیده رمشکی فاصله ی حدود ۲۰۰ کیلومتری تا کهنوج را بپیمایند تا بین راه به کما رفته و برنگردند.

,

سرزمین من بیشتر شبیه افسانه است، در تمام دنیا شما سراغ نخواهید داشت جایی حتی آفریقا که مرگ ناشی از نیش عقرب یکی از مرگ و میرهای حتی جزیی اش به حساب آید ولی اینجا دخترکان مظلوم قلعه گنجی و رودباری با یک نیش کوچولوی عقرب به دلیل اینکه امکانات در منطقه شان نیست خیلی راحت جان می دهند.

,

فرزندانی که هیچ گناهی ندارند به جز اینکه زاده این خاک و بوم اند.

,

و رسانه های ما این وسط چه می کنند؟

,

کافی است در یکی از محلات تهران یک ساعت برق برود، و یا اورژانس زنگ بزنند و ۵ دقیقه دیرتر برسد، یا مثلا یکی از بیمارستان هایشان جای استراحت برای همراهان بیمار نداشته باشد آنچنان رسانه هایشان آن را در بوق و کرنا می کنند که همان روز مسؤولین مربوطه را به واکنش وا می دارد .

,

اما در سرزمین من جنوب کرمان جان انسان ها ارزانترین متاعی است که به حراج گذاشته می شود و رسانه ها هم صدایشان در نمی آید.

,

به راستی ما چقدر بدبختیم که مسایلی چون اخم و تخم یک مسؤول برایمان آنچنان ضریب پیدا می کند که تیتر یک همه ی رسانه ها شده و حتی خانه مطبوعات جنوب کرمان هم برای آن بیانیه صادر می کند اما همزمان کودک قلعه گنجی بی گناه در جلوی دیدگان پدر و مادرش پرپر می شود و جان می دهد، اما نه صدایی از رسانه های ما شنیده می شود و نه خانه مطبوعات مان هیچ فریاد و صدای اعتراضی ازش بلند می شود!

,

آیا جا نداشت به خاطر این اتفاق تلخ که به یک سریال و مسأله عادی دارد تبدیل می شود تمام رسانه ها گریبان نمایندگان جنوب در مجلس را محکم می گرفتند که چرا مشکلات آنان را فریاد نمی زنند؟ چرا وزیر بهداشت دولت  را که اتفاقأ آدم پرکار و جهادی است مجاب نمی کنند که با سفری به جنوب مشکلات عدیده و فقر امکانات بهداشتی و درمانی منطقه را ببیند و برای رفع آنان بکوشد؟

,

از نماینده محترم ۵ شهرستان جنوبی باید پرسید که آیا این مسأله از گرانی موز هم اهمیتش کمتر است که شما در مجلس برایش نطق کردید و لب به اعتراض گشودید اما در این موضوع هیچ گاه ما صدای اعتراض تان را در مجلس نشنیدیم؟

,

و سخن آخر اینکه اگر مسؤولین به خواب رفته و یاخود را به خواب بزنند می شود آنان را بیدار کرد اما وای به آن روزی که چشم بیدار جامعه یعنی رسانه به خواب برود…

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه