یادداشت/
همه گزینه های روی میز پایه های آن را سست کرده است
رفتار دوگانه دولتمردان آمریکا در اتخاذ همزمان سیاست تهدید و ترغیب همواره مانع از دست یافتن به نتیجه ای مشخص وملموس گردیده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به گزارش رصدرودسر / حجت اله تقوی مدرس دانشگاه نوشت؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , رصدرودسر , ,مسئولان، به اظهارنظرها و اقدامات طرف مقابل، دقت و توجه لازم را داشته باشند.آنها از یک طرف لبخند میزنند و اظهار تمایل به مذاکره میکنند اما از طرف دیگر بلافاصله میگویند همه گزینهها روی میز است. حالا مثلاً چه غلطی میخواهند بکنند، معلوم نیست.
,“بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب درآستانه روز ۱۳ آبان ۹۲”
,چندیست که جملهی «همهی گزینهها روی میز است»، جزء جدایی ناپذیری از ادبیات سیاست خارجی ایالات متحدهی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران شده است. جملهای که بکارگیری همزمان مذاکره و تهدید را در ذهن متبادر میکند. اما آیا همهی گزینهها یعنی مذاکره، تهدید و تحریم؟ این جمله به چه معناست و چرا روی میز اوباما قرار گرفت؟ در تاریخ دوم تیر ماه سال ۸۸ مرکز سابان، وابسته به اندیشکدهی بروکینگز پیشنهاد خود مبنی بر راهبرد جدید آمریکا در مواجههی با جمهوری اسلامی ایران را روی میز رئیسجمهور گذاشت: «کدام راه به سمت ایران در سیاست خارجی ایالات ؟» مارتین ایندیک (سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل و صاحب نظریهی «مهار دوگانه» در برخورد با ایران و عراق)، میخائیل اوهانلون (عضو ارشد مرکز امنیت و اطلاعات قرن ۲۱) بروس ریدل، (مشاور ارشد ۳ رئیسجمهور آمریکا در مسائل خاورمیانه و جنوب آسیا)، کنت پولاک (کارشناس در امور سیاسی و نظامی خاورمیانه و مؤلف کتاب «غیر قابل تصور: ایران، بمب و استراتژی آمریکا»)، سوزان ملونی (مشاور پیشین سیاستی وزارت امورخارجهی آمریکا) و دانیل بایمن (عضو ارشد سیاست خارجی مرکز سابان برای سیاست خاورمیانه) شش استراتژیست مرکز سابان هستند که این مأموریت برعهدهی آنها گذاشته شد.
,آنها معتقد بودند که در عصر بوش اگرچه در ابتدا آمریکا سیاستی علیه ایران نداشت اما سپس از طریق فشار ، تهدید و تحریم، سعی کرد ایران را وادار به کنارگذاردن برنامه هستهای نموده و بدینروی ایجاد رابطهی دیپلماتیک نماید. این در حالی بود که در انتهای عصر بوش، قدرت ایران در منطقه ارتقاء یافته و از سوی دیگر آمریکا در منطقه تضعیف شده بود.
,اوباما همزمان با استفاده از اهرم فشارهای بینالمللی در چارچوب استراتژی هویج و چماق تلاش میکرد به ایران نزدیک شده و دست دوستی بدهد. اما معلوم نبود موفق گردد. او نوروز سال ۸۸ را به ملت ایران تبریک گفت و در پیام خود عنوان کرد: «ما از ایران میخواهیم که در جایگاه درستی در روابط بینالملل خود قرار گیرد». اوباما به زعم خود دستش را به سمت ایران دراز کرد اما رفتارهای متناقض آمریکاییها نسبت به ایران، باز هم نتوانست ایران را قانع کند که آمریکاییها خود را تغییر دادهاند رهبر فرزانه انقلاب دربیاناتی برخورد دوگانه آمریکا با ایران را اینگونه تشریح فرمودند «دولت آمریکا میگوید ما مایلیم با ایران مذاکره کنیم، بیائید گذشته را فراموش کنیم. میگویند ما به سمت ایران دست دراز کردیم. خوب، این چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد که یک دستکش مخمل رویش باشد، اما زیرش یک دست چدنى باشد، این هیچ معناى خوبى ندارد. عید را به ملت ایران تبریک میگویند، اما در همان تبریک، ملت ایران را به طرفدارى از تروریسم، دنبال سلاح هستهاى رفتن و از این قبیل چیزها متهم میکنند!»
,به هر حال مراکز مطالعات استراتژیک آمریکا در ابتدای عصر اوباما بهناچار به مطالعات گسترده جهت یافتن راهحلی برای مسألهی ایران پرداختند، اما هرچه تلاش میکردند نمیتوانستند از حیرت و سردرگمی خارج شوند. از سوی دیگر تمرکز بر مسألهی هستهای ایران موجب شده تا دید کلاننگر منتفی شده و همهجانبهنگری در نحوهی مواجههی آمریکا با ایران وجود نداشته باشد. نیز تاکنون بین گزینهی محدودسازی و مذاکرهی با ایران، هیچ حد وسطی دیده نمیشود. بنابراین هدف سابان از تنظیم این گزارش، ارائهی مهمترین گزینههای سیاست آمریکا برای ساختن یک استراتژی جدید و بهتر از گذشته علیه ایران است.
,این ۹ گزینه!
,این جلسه ۹ گزینهی پیش روی آمریکا را در نحوهی مواجهه با ایران بررسی کرد:
,- دو گزینهی دیپلماتیک شامل اقناع از طریق مشوقهای بهتر؛ تعامل و تشویق
- سه گزینهی نظامی شامل: تهاجم همهجانبه؛ حملهی هوایی محدود؛ تشویق اسرائیل به حملهی نظامی
- سه گزینهی امنیتی معطوف به تغییر حکومت شامل انقلاب مخملی؛ الهامبخشی به شورش؛ کودتا
- یک گزینه مربوط به تحدید ایران شامل بازدارندگی ایران از طریق تحریمهای همهجانبه.
پس از بررسی معایب و محاسن این ۹ گزینه، آنها پیشنهاد خود را ارائه کردند: بهترین استراتژی برای آمریکا بدون شک این خواهد بود که چند گزینه از این ۹ گزینه را بهصورت یکپارچه بکار گیرد. دلیل مهم یکپارچه کردن سیاستهای متفاوت در قبال ایران، این است که بتوان تغییرات را در صورت شکست یک یا چند گزینه پیش برد. بنابراین گزینهی «تجمیع گزینهها» یا به عبارت سادهتر «همهی گزینهها روی میز است» برای سیاست خارجی آمریکا در عصر اوباما از سوی مرکز سابان پیشنهاد شد.
,در چند سال اخیر به بهانه مسئله هسته ای ایران بارها رسانه های غربی اعلام کرده اند که آمریکا و اسرائیل در تدارک حمله به ایران هستند . این رسانه ها با پخش برنامه های تحلیلی شرایط را طوری وانمود می کردند که به دلیل برنامه به اصطلاح مشکوک هسته ای ایران، بزودی آمریکا به ایران حمله می کند . اما دولت مردان آمریکا پس از چند روز سکوت اعلام می کردند که اولویت اول ما گفتگو و دیپلماسی است و فعلا قصد حمله نداریم اما ” همه گزینه ها روی میز است .” این مطلب بارها و از زبان شخصیت های مختلف دولت آمریکا شنیده شده است . با شنیدن این مطلب از یک سو اولین نکته که به ذهن می رسد این است که به نوعی قصد تکذیب آمادگی آمریکا برای حمله به ایران است امااز سوی دیگر این مطلب تداعی می شود که آمریکا به حمله نظامی هم فکر می کند . اما چیزی که کمتر به آن توجه می شود این است که چه گزینه هایی روی میز است .
,۱- دیپلماسی ۲ -حمله نظامی ۳ – عملیات خراب کاری در تاسیسات هسته ای مثل ویروس استاکس نت ۴ -ترور دانشمندان هسته ای۵ – انواع تحریم ها مالی ، نفتی ، علمی و . . ۶ – انقلاب مخملی۷ – جنگ روانی برای اختشاشات و آشوب های داخلی و یا مایوس کردن مردم ۸ -آموزش تروریست مثل ریگی ۹- ایجاد مشکلات اقتصادی با استفاده ز مزدوران داخلی در جهت به هم زدن بازار های مالی برای نارضایتی مردم برای اعتراض و….
,رفتار دوگانه دولتمردان آمریکا در اتخاذ همزمان سیاست تهدید و ترغیب همواره مانع از دست یافتن به نتیجه ای مشخص وملموس گردیده است. چه آنکه در دوره های پیش از این نیز مذاکرات مستقیم و رسمی در موضوع عراق و افغانستان، میان طرفین برگزار شده بود که می توانست آغازی برای گسترش و ادامه مذاکرات در موضوعات دیگر ازجمله چالشهای میان طرفین باشد، اما در پی رفتار متناقض و غیر محترمانه طرف آمریکایی، اینچنین نشد.بطور کلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دولت های مختلفی در آمریکا به قدرت رسیدهاند و در گذشتهای نه چندان دور، دولت جمهوریخواهان که نئوکان های جنگ طلب نیز در آن حضور داشتند، زمامدار امور گشته و جنگهایی در خاورمیانه به راه افتاد که پس از سالها تحمیل هزینه بر مالیات دهندگان آمریکایی، دستاورد متناسبی به همراه نداشته است. جنگهای افغانستان و عراق که آمریکا مستقیما در آن دخیل بود و جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگهای ۲۲ روزه و ۸ روزه غزه که از سوی آمریکا پشتیبانی مالی و لجستیکی می شد و همچنین جنگ نیابتی در سوریه که هماکنون درحال اجرا است، از جمله آنها است.
,از این رو تهدید نظامی برای ایران امر تازهای نیست و جمهوری اسلامی با بهرهگیری از توان نظامی قابل توجه و تجارب نبرد نامتقارن، به خوبی از شیوه های خنثی نمودن تهدیدات و پاسخگویی به حملات آگاه است و استراتژیست های آمریکایی در ارتش و وزارت دفاع آمریکا کاملا بر این امر ناظر و واقفند. چنانچه ایالات متحده برای برون رفت از چالش ۳۵ ساله دیپلماسی خود در خاورمیانه، به دنبال راهکاری جدید است، باید نسبت به تغییرات بنیادین در اندیشههای راهبردی خود اقدام نماید و در این صورت خواهد دید، ایران چگونه پاسخی متناسب به این تغییر خواهد داد. آنچه تاکنون موجب موفق نبودن و عدم تاثیرگزاری دیپلماسی آمریکا در قبال دولت های مستقل و مقتدر همچون جمهوری اسلامی ایران بوده است، گرفتار شدن مسئولان آمریکایی در سیاستهای قدیمی از جمله تاکتیک “همه گزینه ها ی روی میز” است.برون رفت از این چالش برای دولت آمریکا تنها با تغییر رویکرد کلان دیپلماسی در این کشور حاصل خواهد شد .البته باید اذعان نمود که آمریکا با اتکا به روحیه استعماری ذاتی خود ودرپیش گرفتن رویکرد یکجانبه گرایی در محیط بین الملل وطرح گزینه حمله نظامی به ایران فاقد هرگونه تحلیل درست از دامنه قدرت تهاجمی ایران بوده ولذا میتوان گفت گزینه نظامی فقط مناسب روی میز است .ان
,انتهای پیم/پ
, , ,
ارسال دیدگاه