نشریه سوئیسی «لوتام» گزارش داد
ایران و ترکیه، شیرهایی که یکدیگر را ورانداز میکنند اما نزاع نمیکنند
یک نشریه سوئیسی طی یادداشتی با اشاره به رقابت دیرینه و انتقادهای پیوسته تهران و آنکارا از سیاستهای منطقهای یکدیگر و در عین حال تلاش آنها برای حفظ ارتباطات خود در سطوح بسیار بالا، اعلام کرد که ایران و ترکیه همانند شیرهایی هستند که یکدیگر را ورانداز میکنند اما با بکدیگر وارد نزاع نمیشوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از فارس، یک نشریه سوئیسی طی یادداشتی با اشاره به رقابت دیرینه ایران و ترکیه اعلام کرد که به رغم رقابتهای دیرینه موجود میان این دو کشور و اختلافنظرهای آنها در موضوعات و مسائل منطقهای، تهران و آنکارا به اقتضای شرایط با یکدیگر سازش میکنند و وارد نزاع نمیشوند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,نشریه سوئیسی «لوتام» طی یادداشتی به قلم یک تحلیلگر و استاد روابط بینالملل در ژنو نوشت: بسیاری از ناظران عادت کردهاند که بحران خاورمیانه را با ضدیت ایران و عربستان سعودی نظاره کنند و این در حالیست که رقیب تاریخی بزرگ ایران امپراتوری عثمانی (ترکیه) است. رقابت میان ایران و ترکیه دیرینه است اما در عین حال به اقتضای شرایط، سازش نیز میان آنها امکانپذیر است.
,از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، روابط میان تهران و ریاض دستخوش تنشهای متعددی شده است؛ البته تلاشهایی برای نزدیکی روابط این دو صورت گرفته اما تمامی این تلاشها بیسرانجام باقی ماندند.
,پس از مداخله آمریکا در عراق، سرنگونی «صدام حسین» و روی کار آمدن حکومتی شیعه در بغداد، روابط میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به طور قابل ملاحظهای تخریب شد و از آن زمان تاکنون، رقابت میان این دو کشور به نوعی جنگ سرد تبدیل شده است؛ جنگ سردی که بهار عربی (بیداری اسلامی) آن را به اوج خود رساند و دو کشور مبارزه برای نفوذ در اغلب صحنههای مناقشه در خاورمیانه از جمله بحرین، لبنان، عراق سوریه، فلسطین و یمن را آغاز کردند.
,از آن زمان تاکنون کشورهای جهان سوم و بسیاری از ناظران سیاسی منطقه عادت کردهاند که این دو کشور را به موازات هم قرار داده و یکی را قطب اصلی سنی و دیگری را رهبر جهان شیعه بدانند اما واقعیت آن است که شکافهای زیادی این دو کشور را از هم جدا میکنند که از جمله آنها میتوان به خط سیر تاریخی، اوضاع جمعیتی و هویت فرهنگی و مذهبی آنها اشاره کرد.
,,


, ,
این گزارش میافزاید؛ چنانچه در خاورمیانه دو کشور وجود داشته باشند که مقایسه آنها معنا و مفهومی داشته باشد، قطعا این دو کشور عربستان و ایران نخواهند بود بلکه ایران و ترکیه خواهند بود. در واقع میتوان گفت ایران و ترکیه به عنوان دو کشور همسایه هر دو حاصل دو امپراتوری رقیب هستند که از قرن شانزدهم میلادی شناخته شدهاند و اغلب با یکدیگر در حال مبارزه بودهاند اما در عین حال موفق به دستیابی به زمینههای مشترک نیز شدهاند.
,علاوه بر این، ایران و ترکیه نخستین کشورهای مسلمانی هستند که با انعقاد پیمان «زهاب» در سال 1639 میلادی، اقدام به تعیین و تعریف مرزهای خود کردند. این دو کشور همچنین در قرن بیستم میلادی تحولات سیاسی مشابهی را تجربه کردند که این تحول در ایران شامل انقلاب مشروطه در سال 1906 و در ترکیه شامل انقلاب ترکهای جوان در سال 1908 بود که صحنه سیاسی را در این کشورها تغییر داد.
,ایران و ترکیه در برنامههای نوسازی پس از جنگ بزرگ (Grande Guerre) نیز برنامههای نوسازی مشابهی را به اجرا گذاشتند که این برنامه در ترکیه با تأسیس جمهوری ترکیه توسط آتاترک در سال 1923 و اتخاذ سیاست نوسازی خودکامه و در ایران با تأسیس سلسله پهلوی در اواخر سال 1925 میلادی توسط رضاشاه همراه بود و پس از سال 1950 تا زمان انقلاب اسلامی ایران نیز آنکارا و تهران در چارچوب پیمانهای بغداد و سنتو همکاری بسیار منسجم و تنگاتنگی با یکدیگر داشتند.
,اما پس از سرنگونی نظام شاهنشاهی در ایران و برقراری جمهوری اسلامی در این کشور، روابط میان ترکیه و ایران دورهای از آشفتگی را تجربه کرد که با حوادث بسیاری همراه بود.
,طی سالهای متمادی گذشته، همزیستی جمهوری سکولار ترکیه و جمهوری اسلامی ایران در کنار یکدیگر آسان نبوده اما این دو کشور به رغم برخی اختلافات، از قطع یا گسترش تبادلات تجاری با یکدیگر اجتناب کردهاند.
,پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه در سال 2002 میلادی، روابط تهران و آنکارا دستخوش تحول شد، دیدارهای رسمی مقامات دو کشور بیشتر شد و همکاریهای این دو در زمینه انرژی و تبادلات اقتصادی آنها به طور بی سابقهای افزایش یافته و رونق گرفت.
,سپس در سال 2010 میلادی نیز وزرای امور خارجه دو کشور بمنظور چارهاندیشی درباره موضوع هستهای تهران تلاشهایی را انجام دادند؛ تلاشهایی که به رغم بیسرانجام بودن موجب شد که اعتماد سیاسی که پیشتر میان این دو همسایه حاکم بود، بار دیگر میان آنها برقرار شود.
,اما متأسفانه این دوران چندان طول نکشید و آغاز بهار عربی (بیداری اسلامی) و به ویژه جنگ داخلی در سوریه بار دیگر روابط سیاسی دو کشور را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ به گونهای که تهرانِ وفادار به متحد دیرینه خود دمشق، به حمایت همهجانبه از دولت بشار اسد پرداخت و آنکارا به طرفداری از مخالفان سوریه روی آورد و به عربستان سعودی و قطر نزدیک شد.
,به رغم این مسائل، «حسن روحانی» رئیسجمهور ایران پس از انتصاب به این سمت در تابستان سال 2013، بمنظور تسکین و آرامش بخشیدن به روابط دوجانبه میان ایران و ترکیه که به شدت تخریب شده بود، تلاشهای انجام داد و این در حالی بود که انعقاد قرارداد موقت ژنو در خصوص برنامه هستهای ایران در نوامبر 2013 و حضور فزاینده گروههای افراطی در سوریه که امنیت ترکیه را تهدید میکردند نیز در این میان شانسها و فرصتهایی را برای نزدیکی بیشتر آنکارا و تهران فراهم کردند.
,رئیسجمهور ایران سپس در ژوئن سال 2014 طی سفری تاریخی راهی آنکارا شد و در جریان این سفر قراردادهای اقتصادی و انرژیایی متعددی با اهداف بلندپروازانه میان دو کشور منعقد شد.
,پس از آن انتخاب «رجب طیب اردوغان» به ریاست جمهوری ترکیه در آگوست 2014 نیز موضوع مهم دیگری بود که مورد توجه و استقبال دولت ایران قرار گرفت و همکاریهای دو کشور به ویژه در زمینههای اقتصادی و انرژیایی بر رقابت آنکارا و تهران در روابط پیچیده آنها غلبه کرد؛ اما در عین حال مسائل مهم مربوط به عراق، سوریه و یمن که آنکارا مدعی وجود منافع منطقهای برای تهران در این کشورهاست، همچنان بر روابط این دو کشور تأثیرگذار است به گونهای که اردوغان اواخر ماه مارس 2015 در ادعایی تهران را به تلاش برای تسلط و حکومت بر منطقه متهم کرد.
,لوتام در بخش پایانی یادداشت خود در جمعبندی نوشت: اگرچه ایران و ترکیه همواره به انتقاد از سیاستهای منطقهای یکدیگر میپردازند، اما همواره ارتباطات خود را در سطح بسیار بالایی حفظ میکنند و نمونه این امر نیز سفر رسمی آوریل اخیر رئیسجمهور ترکیه به تهران است که در پایان آن دو کشور تصمیم گرفتند تبادلات اقتصادی خود را افزایش داده و برای یافتن راه حل برای بحران یمن تلاش کنند.
,انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه