بخش اول گفتگوی تفصیلی با یک اقتصاددان درباره چالش‌های سرمایه‌گذاری در پساجنگ؛

بازدهی منفی، اقتصاد را فلج کرده/ نظام بانکی با نرخ ۲۳ درصدی، «سود خیالی» برداشت می‌کند

بازدهی منفی، اقتصاد را فلج کرده/ نظام بانکی با نرخ ۲۳ درصدی، «سود خیالی» برداشت می‌کند
کارشناس اقتصادی، گفت: «متاسفانه ما با بازدهی منفی در بسیاری از بخش‌های اقتصاد مواجه‌ایم؛ سود بانکی ۲۳ درصدی در حالی که تورم ۸۸ درصد است، یعنی سپرده‌گذاران عملاً هر سال بیش از ۶۰ درصد ارزش پول خود را از دست می‌دهند.»

به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جنگ تحمیلی سوم، اگرچه با ایستادگی و پیروزی ملت ایران ادامه دارد، اما زخم‌های عمیقی بر پیکر اقتصاد کشور بر جای گذاشته. از تخریب زیرساخت‌های صنعتی و انرژی گرفته تا کاهش شدید سرمایه‌گذاری و افزایش بی‌سابقه تورم، حالا در دورانی که به پساجنگ نزدیک می شویم، مهم‌ترین پرسشی که ذهن فعالان اقتصادی و سیاست‌گذاران را به خود مشغول کرده، این است: «چگونه می‌توان سرمایه‌های سرگردان را به سمت تولید و بخش مولد اقتصاد هدایت کرد؟» در این میان، برخی کارشناسان معتقدند که چالش اصلی، نه کمبود سرمایه، بلکه «مدیریت غلط» و «انحراف سرمایه‌ها» به سمت فعالیت‌های غیرمولد است. برای بررسی عمیق‌تر این موضوع، با مجید گودرزی، کارشناس اقتصادی، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

خبرنگار راه‌دانا: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. به عنوان سؤال اول، مهم‌ترین چالش‌های سرمایه‌گذاری در ایران، به‌ویژه در شرایط پساجنگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چرا با وجود نقدینگی بالا، سرمایه‌ها به سمت تولید نمی‌روند؟

مجید گودرزی: خوشحالم که این فرصت فراهم شد تا درباره چالش‌های بزرگ سرمایه‌گذاری در ایران و اثرات اقتصادی آن، به‌ویژه در پساجنگ، صحبت کنم. واقعیت این است که ما سرمایه کم نداریم، اما سرمایه‌هایمان را به بدترین شکل ممکن مدیریت می‌کنیم. اجازه دهید با یک مثال شروع کنم؛ شما الان می‌بینید که وقتی دولت امارات حساب‌های ما را مسدود می‌کند، بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه در فقط یک کشور داریم. یا وقتی که یک بانک کوچک دستبرد می‌شود، صندوق امانتش نزدیک به ۵ میلیارد تومان است. اینها انحراف‌های بزرگی هستند که در حوزه سرمایه‌گذاری ما اتفاق افتاده است.

متاسفانه ما به واسطه تورم دو رقمی و حتی سه رقمی، یکی از چالش‌های اصلی‌مان در بحث سرمایه‌گذاری، موضوع بازدهی است. به عنوان نمونه، از شهریور ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴، بازدهی بازار بورس ما حدوداً ۲۵ درصد بوده، در حالی که تورم ما حدوداً ۴۲ درصد بوده و متاسفانه بازدهی منفی داشتیم. به واسطه اقداماتی که در حوزه بازار سرمایه و خیلی از بخش‌های دیگر اقتصادی شده، بازدهی ما نتوانسته به سمت مثبت حرکت کند. ما الان نرخ سود بانکی ۲۳ درصدی داریم؛ برای اینکه مردم رغبت کنند و در بخش مولد اقتصاد سرمایه‌گذاری کنند، باید حداقل ۱۵ درصد هم صرف ریسک در نظر بگیریم که مجموعاً می‌شود ۳۸ درصد. بعد از آن، یک سری هزینه‌ها هم مترتب است و حداقل ۲۵ درصد هم مالیات باید پرداخت کنیم. مجموع این‌ها می‌شود حدوداً ۶۳ درصد. بعد می‌بینیم که ما تورم حدوداً ۸۸ درصدی داریم که عبور کردن از آن و رسیدن به نقطه سر به سر، یک کار بسیار دشوار و بسیار سختی است. عموم سرمایه‌گذاری‌های ما بازدهی‌شان منفی است و متاسفانه خیلی از کارفرمایان و سرمایه‌گذاران ما به این موضوع دامن می‌زنند. این یک لایه از ماجراست که داریم از اینکه چرا باید یک سرمایه‌گذار ما به سمتی برود که حتی با دولت تبانی کند تا تورم افزایش یابد و سود خالص خود را صرف به‌روزرسانی کسب‌وکار و پرداخت هزینه‌های تورم کند. در مجموع، چیزی گیرشان نمی‌آید.

خبرنگار راه‌دانا: اشاره کردید که بخش بزرگی از سرمایه‌ها به سمت فعالیت‌های با ارزش افزوده صفر مثل طلا، ارز، مسکن و سپرده‌های بانکی رفته است. این انحراف چه تأثیری بر اقتصاد کشور داشته و ریشه آن چیست؟

گودرزی: بله، این دقیقاً همان بحران ارزش افزوده صفر است که الان با اختلاف در صدر چالش‌های اقتصادی ما قرار گرفته است. به واسطه سیاست‌گذاری‌های غلط و تغییر مسیر جذابیت‌ها و بازدهی‌ها، ما شاهد هستیم که متاسفانه بخش بزرگی از سرمایه‌های کشور در بخش‌هایی سرمایه‌گذاری می‌شوند که هیچ بازدهی ندارند، هیچ ارزش افزوده‌ای نمی‌کنند و تنها خاصیت آنها به‌روز بودن است؛ مثل طلا، ارز، زمین‌های بایر، سپرده‌های بانکی و مسکن. اینها مواردی هستند که ارزش افزوده‌ای ندارند و بخش بزرگی از سرمایه‌های کشورمان را هم صرف خودشان کردند.

ریشه این انحراف به چند عامل برمی‌گردد. اول، نرخ سود بانکی بسیار بالا که تمام فعالیت‌های اقتصادی که زیر نرخ بهره به اضافه صرف ریسک بازدهی دارند را غیراقتصادی کرده است. واقعیت این است که بخش بزرگی از اقتصاد ما غیراقتصادی شد. حدوداً ۱۲.۵ درصد بازدهی واقعی اقتصاد ماست، در صورتی که نرخ سودمان عموماً دو رقمی و نزدیک ۲۰ درصد و حتی اگر به صورت واقعی حساب کنیم، شاید تا ۴۰ درصد هم می‌رسد. دوم، جذابیت‌های کاذب در بازارهای موازی مثل مسکن که بیش از ۴۰ درصد سرمایه‌های کشور را جذب کرده است. ما یک بار حساب کردیم که فقط در تهران با کل نقدینگی کشور، می‌توانیم حدود ۳۳ درصد خانه‌های تهران را بخریم. در صورتی که در کشورهای پیشرفته دنیا مثل آمریکا و ژاپن، به ترتیب ۳۷ و ۳۹ درصد خانه‌های کل این کشورها را می‌توان خرید، نه فقط یک شهرشان.

خبرنگار راه‌دانا: نقش نظام بانکی را در این بحران چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بسیاری از کارشناسان معتقدند که سودهای بالای بانکی، مهم‌ترین مانع سرمایه‌گذاری در بخش مولد است.

گودرزی: دقیقاً. شاید مهم‌ترین آسیبی که به بخش سرمایه‌گذاری ما وارد شد، در حوزه بانکی بود. سیاست‌گذاری‌های غلط و برداشت‌های غیرمتعارف از اقتصاد و رقابت ناسالم با بخش مولد، باعث شد اقتصاد ما دچار «صرفه‌زدایی» شود. صرفه‌زدایی یعنی فعالیت‌هایی که قبلاً اقتصادی بودند، غیراقتصادی شدند. بانک‌ها با نرخ سود ۲۳ درصدی، عملاً تمام فعالیت‌های مولد را از رونق انداختند. شما تصور کنید، نرخ سود بانکی ۲۳ درصد باشد، در حالی که تورم ۸۸ درصد است. این یعنی سپرده‌گذار در بانک، هر سال بیش از ۶۰ درصد ارزش پول خود را از دست می‌دهد. سود بانکی نه تنها جذابیت ندارد، بلکه یک «سود خیالی» است.

اما نکته مهم‌تر اینکه یک نظام بانکی می‌تواند ۲۳ درصد سود برداشت کند که در سود و زیان شریک شده باشد. در غیر این صورت، فقط مجوز دارد که بتواند کارمزد از مشتریانش دریافت کند. بانک‌های ما متاسفانه تا حدود زیادی باعث شدند که بازدهی در بخش سرمایه‌گذاری مولد با چالش مواجه شود. ما اختلالات گسترده‌ای را از سوی بانک‌ها در بخش سرمایه‌گذاری داشتیم. مثلاً در قانون جهش تولید مسکن، تسهیلات تکلیفی بیش از ۲۲۰۰ همت می‌شد، ولی در مجموع بانک‌ها ۱۶۰۰ همت آن را پرداخت نکردند. بیش از ۱۸ بانک تسهیلاتی که پرداخت کرده بودند، در حد صفر باقی ماند و چالش عرضه مسکن روزافزون شد.

خبرنگار راه‌دانا: با این وضعیت، راهکار خروج از این بحران را در چه می‌دانید؟ چه سیاست‌هایی باید در پیش گرفته شود؟

گودرزی: به نظر من، ما باید سهم بانک‌ها را کاملاً مشخص کنیم و به سمتی برویم که بانک‌ها فقط مجاز به برداشت کارمزد باشند. اینکه بخواهند از اقتصادی که بازدهی ندارد و بازدهی آن در مجموع نسبت به تورم منفی است، ۲۳ درصد سود بگیرند، یک امر محال و ناممکن است که متاسفانه آسیب‌های جدی به نظام سرمایه‌گذاری و کل اقتصاد می‌زند. باید با سیاست‌های مالی و مالیاتی و پولی، از این مرحله عبور کنیم و جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش مولد را نسبت به بازارهای موازی افزایش دهیم. اقتصاد ما قابلیت این را دارد که هزاران میلیارد سرمایه را جذب کند و این ظرفیت وجود دارد، به شرط اینکه موانع برداشته شود و جذابیت‌های کاذب از بین برود.

خبرنگار راه‌دانا: به موضوع ارزش افزوده صفر و سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های غیرمولد اشاره کردید. به نظر شما، چرا سرمایه‌گذاران ایرانی به سمت طلا، ارز و مسکن می‌روند؟ آیا این یک رفتار عقلایی در شرایط تورمی نیست؟

گودرزی: بله، کاملاً درست می‌فرمایید. این رفتار، یک رفتار عقلایی در شرایط تورمی است. وقتی که تورم ۸۸ درصد باشد و بازدهی بخش مولد اقتصاد حدود ۱۲.۵ درصد باشد، سرمایه‌گذار به طور طبیعی به دنبال بازارهایی می‌رود که بازدهی بالاتری دارند، حتی اگر آن بازارها ارزش افزوده‌ای برای اقتصاد کشور ایجاد نکنند. اما مسئله این است که این رفتار عقلایی در سطح فردی، در سطح کلان به یک فاجعه تبدیل می‌شود. بیش از ۴۰ درصد سرمایه‌های کشور در بخش مسکن سرمایه‌گذاری شده است، در حالی که این رقم در کشورهای پیشرفته حدود ۱۰ درصد است. این یعنی ما سرمایه‌هایمان را به جای اینکه صرف تولید و اشتغال کنیم، صرف یک کالای مصرفی می‌کنیم. این بزرگ‌ترین خطای استراتژیک در مدیریت اقتصادی کشور است.

خبرنگار راه‌دانا: با توجه به اینکه نرخ سود بانکی ۲۳ درصد تعیین شده است و تورم حدود ۸۸ درصد است، اساساً چه توجیهی برای این نرخ سود وجود دارد؟ آیا این نرخ سود، یک «سود خیالی» نیست؟

گودرزی: کاملاً. این نرخ سود، یک «سود خیالی» است. وقتی تورم ۸۸ درصد باشد، یعنی ارزش پول هر سال ۸۸ درصد کاهش پیدا می‌کند. اگر شما ۱۰۰ تومان را با سود ۲۳ درصد در بانک بگذارید، در پایان سال ۱۲۳ تومان دارید، اما قدرت خرید شما نسبت به ابتدای سال فقط ۱۲۳ تقسیم بر ۱۸۸ است که می‌شود حدود ۶۵ درصد. یعنی ۳۵ درصد ارزش سرمایه‌تان از بین رفته است. نرخ سود ۲۳ درصدی در یک اقتصاد با تورم ۸۸ درصدی، نه تنها جذابیتی برای سرمایه‌گذار ایجاد نمی‌کند، بلکه عملاً یک «مالیات پنهان» بر سپرده‌های مردم است. متاسفانه این نرخ سود، به جای اینکه به کاهش تورم کمک کند، خودش یکی از عوامل تشدیدکننده آن است. وقتی نرخ سود بالا باشد، هزینه تأمین مالی برای تولیدکنندگان افزایش می‌یابد، قیمت تمام‌شده کالاها بالا می‌رود و این چرخه معیوب ادامه پیدا می‌کند.

خبرنگار راه‌دانا: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. اگر سخن پایانی دارید، بفرمایید.

گودرزی: من کراراً عرض کردم که ما سرمایه کم نداریم، ولی سرمایه‌هایمان را به بدترین شکل ممکن مدیریت می‌کنیم. ما باید از این مرحله با سیاست‌های مالی و مالیاتی و پولی عبور کنیم. انحراف سرمایه‌ها از بخش مولد به سمت فعالیت‌های غیرمولد، بزرگ‌ترین چالش اقتصادی کشور است. اقتصاد ایران پتانسیل جذب هزاران میلیارد تومان سرمایه را دارد، اما تا زمانی که نرخ سود بانکی بالا، تورم افسارگسیخته و جذابیت‌های کاذب در بازارهای موازی وجود دارد، سرمایه‌ها به سمت تولید روانه نخواهند شد. امیدوارم با اصلاح سیاست‌ها و ایجاد شفافیت، بتوانیم این بحران را پشت سر بگذاریم و سرمایه‌ها را به سمت اشتغال و تولید هدایت کنیم. همه ما آرزو می‌کنیم ای کاش از اول هیچ نمی‌دانستیم، اما حالا که می‌دانیم، باید برای بهبود شرایط تلاش کنیم.

به گزارش راه دانا؛ مجید گودرزی در این گفت‌گوی تفصیلی، تصویری شفاف از چالش‌های سرمایه‌گذاری در ایران، به‌ویژه در شرایط پساجنگ، ترسیم کرد. او با اشاره به بازدهی منفی در بسیاری از بخش‌های اقتصاد، نرخ سود بانکی ۲۳ درصدی را «سود خیالی» خواند که عملاً به اقتصاد آسیب می‌زند و سرمایه‌ها را به سمت فعالیت‌های غیرمولد مانند طلا، ارز و مسکن هدایت می‌کند. گودرزی تأکید کرد که اقتصاد ایران پتانسیل بالایی برای جذب سرمایه دارد، اما تا زمانی که جذابیت‌های کاذب در بازارهای موازی و نرخ سود بانکی بالا وجود دارد، سرمایه‌ها به سمت تولید و اشتغال حرکت نخواهند کرد. وی با اشاره به انحراف ۴۰ درصدی سرمایه‌ها به سمت بخش مسکن، این وضعیت را «بزرگ‌ترین خطای استراتژیک در مدیریت اقتصادی کشور» نامید و خواستار اصلاح سیاست‌های مالی، مالیاتی و پولی برای خروج از این بحران شد.

راه‌دانا در بخش دوم این گفتگو پیگیر چالش‌های سرمایه‌گذاری و راهکارهای برون‌رفت از بحران اقتصادی را به صورت مستمر خواهد بود.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه