مراسم سالگرد شهدا موتلفه در شهرری + تصاویر

مراسم سالگرد شهدا موتلفه در شهرری + تصاویر
مراسم سالگرد شهدا موتلفه امروز در شهرستان ری برگزار خواهد شد در این مراسم با خواندن دعای توسل ، در کنار مزار این شهدا در جوار بی بی زینب خاتون و امام زاده هادی یاد آنان گرامی داشته می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "ره به ری" : مراسم سالگرد شهدا موتلفه امروز در شهرستان ری برگزار خواهد شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

این مراسم با خواندن دعای توسل ، راس ساعت ۱۸ در کنار مزار این شهدا در جوار بی بی زینب خاتون و امام زاده هادی (در ابن باوبیه شهرری) برگزار خواهد شد.

,

در ادامه تصاویری از مزار این شهدا را مشاهده می کنید:

,

348348 (2)

, 348348 (2), 348348 (2),

348348 (3)

, 348348 (3), 348348 (3),

8288989

, 8288989, 8288989,

گذری کوتاه بر زندگی شهدا موتلفه
شهیدامانی
شهید محمد صادق امانی همدانی در سال ۱۳۰۹ در تهران متولد شد. وی که از کسبه بازار تهران بود بنابر بر نقل حاج مهدی عراقی: «خودش یک مجتهد بود و قریب ۶ هزار حدیث از حفظ بود و مربی اخلاق بود، درس اخلاق داشت، بچه های زیادی از شاگردانش بودند که روزهای جمعه بخصوص به آنها درس اخلاق می داد»
شهید امانی برای جذب این جوانان روش خاص خود را داشت «یکی از روشهای تبلیغی شهید صادق امانی برای شرکت جوانان در جلسات و اردوهای تفریحی ابتکار و انتخاب احادیثی بود که در ارتباط با همان عملی که انجام می دادند کاملاً آشکار بود مثلاً قبوضی که برای افراد شرکت کننده در اردو تهیه شده بود در سر فصل قبض آرم دو دست فشرده به یکدیگر و این حدیث نقش بسته بود «هل الدین الا الحب» آیا دینداری غیر از صفا و دوستی است معلوم است چون در این گونه حرکتهای جمعی که نیاز به صفا و صمیمیت است این حدیث شریف کاملاً مصداق عملی دارد»
درکنار تربیت معنوی نیروها شهید صادق امانی در گروه شیعیان فعالیت داشت و پس از آن با نظر حضرت امام(ره) به همراه جمعی از یاران اقدام به تأسیس مؤتلفه اسلامی کرد و پس از مدتی رهبری شاخه نظامی مؤتلفه را عهده دار شد و طراح عملیات بدر در اجرای حکم الهی درباره حسنعلی منصور بود. وی پس از واقعه کشته شدن منصور، تحت تعقیب قرار گرفت و پس از ده روز یعنی روز یازدهم بهمن ماه ۱۳۴۳ در منزل ابوالقاسم رضوی فرد دستگیر و به دنبال حکم دادگاه نظامی شاه به همراه همسنگران خود بخارائی، نیک نژاد، صفار هرندی در ۲۶/۳/۱۳۴۴به درجه رفیع شهادت نائل گردید وی که نقش اساسی در رهبری مؤتلفه بر عهده داشت.
لحظات قبل از شهادت در پاسخ به درخواست برادرش برای نجات وی از زندان گفت «اکنون فرصتی به دست آمده است که ممکن است در آینده به دست نیاید موقعیت خاصی است که می خواهم از آن استفاده کنم وشهید بشوم وتاکید کرد که «هیچ اقدامی برای من انجام ندهید»
شهید محمدبخارایی
شهید محمد بخارائی فرزند علی اکبر در سال ۱۳۲۳ه.ش در جنوب شهر تهران به دنیا آمد. او پس از پایان دوره مدرسه با شهید رضا صفار هرندی دوست صمیمی شد و در جلسات حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی اصغر هرندی با اسلام و افکار روشنفکرانه در نهضت امام آشنا گردید.
با آغاز نهضت امام خمینی(ره)، شهید بخارائی و شهید هرندی با مؤتلفه اسلامی آشنا شدند و شهید عراقی آن ها را برای جهاد مسلحانه شایسته یافت و آنان را با شهید امانی مرتبط ساخت. شهید امانی تحولی نو در روحیه آنها پدید آورد و شرکت در دوره های تمرین مسلحانه روابط آنها را مستحکم کرد.
او در عملیات بدر برای اجرای در کلمه الهی در به هلاکت رساندن حسنعلی منصور نقش ویژه ای داشت و پس از شلیک دو گلوله به طرف منصور، از صحنه بیرون آمد ولی با لغزیدن پای او روی یخ خیابان در جلوی مسجد سپهسالار سابق (مدرسه شهید مطهری فعلی) به زمین افتاد و دستگیر شد ولی در کلانتری بهارستان به نصیری معدوم با شجاعت و صراحت پاسخ هایی داد که او برآشفت و با عصای مارشالی به دهانش زد و آن را غرق خون کرد.
شهید بخارائی با اینکه نوجوانی ۲۰ ساله بود ولی در باز جوئی ها و بیدادگاه همگان را از بلاغت و فصاحت و شجاعت خود به تحسین واداشت. شهید بخارائی در سحرگاه ۲۶ خرداد ۱۳۴۴ همراه سه شهید دیگر با نشاطی کامل و با فریاد الله اکبر شهادت را پذیرا شد.
شهید رضاصفارهرندی
شهید رضا صفار هرندی فرزند علی اکبر در سال ۱۳۲۵ در خانواده ای اهل علم و تبلیغ دین به دنیا آمد برادرش حجت الاسلام حاج شیخ علی اصغر هرندی روحانی آزاده خدوم و مردمی بود که علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد دروازه غار تهران و منبر و تعلمیات دینی، مغازه پارچه فروشی داشت و از این راه زندگانی را اداره می نمود و نمونه ای از کسب پاکیزه اسلامی را در عمل آشکار می کرد.
شهید رضا صفار هرندی در این خانواده پرورش یافت. پس از دوره ابتدایی، دروس دینی را نزد برادرش خواند و در مغازه او به کار مشغول شد. وی در مسجد برادرش در امر تبلیغ دین و ارتباط با نوجوانان و کشاندن آنها به راه دین فعال بود در همین رابطه با شهید محمد بخارائی و شهید نیک نژاد آشنا شد و با آنها درباره مسائل اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر کار می کرد با شروع نهضت امام خمینی(ره) او و یارانش، به انجام وظیفه انقلابی رو آوردند و بالاخره در مسیر این نهضت خدائی، با مؤتلفه اسلامی آشنا شدند و به طرف جهاد مسلحانه رو آوردند.
شهید هرندی روز عملیات اعدام انقلابی منصور پشتیبان شهید بخارائی بود و توانست پس از پایان عملیات از صحنه بیرون آید ولی وقتی که می خواست وسائلش را از خانه بردارد و به اتفاق شهید نیک نژاد زندگی مخفی را آغاز کند دستگیر شد. وی در سحرگاه ۲۶ خرداد ۱۳۴۴ به همراه همرزمانش توسط مزدوران شاه تیرباران و شهد شیرین شهادت را نوشیدند.
شهید مرتضی نیک نژاد
شهید مرتضی نیک نژاد در سال ۱۳۲۱ در جنوب شهر تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. از نوجوانی تدین و تعهد وی همه را تحت تأثیر قرار می داد. وی پس از پایان دوره ابتدائی در بازار تهران به شغل گالش فروشی اشتغال داشت. او با آشنایی با شهید رضا صفار هرندی در جلسات دینی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اصغر هرندی شرکت کرد و با آشنایی با شهید بخارائی، جمعی صمیمی تشکیل دادند و از همین جمع با مؤتلفه اسلامی آشنا گشتند.
وی در جریان عملیات بدر نفر دوم عملیات و پشتیبانی کننده شهید بخارایی بود که پس از اینکه شهید بخارائی منصور را به سزای خیانتهایش رساند چند تیر شلیک کرد که مأمورین طاغوت را از توجه به بخارائی منصرف سازد این گلوله ها به ناودان مجلس و شیشه اتومبیل بنزل که منصور را در آن انداخته و به بیمارستان می بردند اصابت کرد و شیشه جلوی بنز را خرد کرد. وی از صحنه عملیات خارج شد ولی به همراه شهید صفار هرندی دستگیر شد. در دادگاه تجدید نظر طاغوت با اینکه مریض و قادر به حرکت نبود اما به دستور رئیس به دادگاه نظامی او را با برانکارد به جلسه نیمکت در حالیکه دراز کشیده بود محاکمه کردند.
«مرتضی را همراه دوستانش به زحمت به دادگاه آوردند. در جلسه دادگاه نیمکتی گذاشتند که وی روی آن دراز کشید و چون آفتاب به او می تابید دستمالی جلوی صورتش گذاشته بود که نور آفتاب او را در آن حالت ضعف خیلی آزار ندهد.
در این حال رئیس بیدادگاه که جلاد مشهور شاه بود به شهید نیک نژاد گفت: آن روزی که می خواستی دست به این حرفها بزنی آن روز باید فکر کنی نه حالا که ترس تو را ورداشته و بی حال شده ای کاش آن روز به فکر می افتادی و همچو غلطی نمی کردی.
شهید نیک نژاد اجازه خواست به او اجازه نداد و گفت نمی شود بگیر بنشین، و در همین اثنا آن روز یا روز قبل از روز آخرین بود، به قدری این جوان نحیف کوبید نظام را در آنجا که حالتی بسیار جالب به دادگاه داد.
وی گفت: این من نیستم که از مرگ می ترسم و این من نیستم که بخاطر خوش گذرانی یا بخاطر استراحت راهی را بخواهم پیدا کنم و از زندان بروم بیرون خیر، ماهها، سالها از خدا استمداد کردیم و از خدا استدعا کردیم الهم ارزقنا شهاده فی سبیلک ما برای چنین روزی روز شماری و ساعت شماری می کردیم این شما هستید که شخصیت مزدوج دارید ازدواج شخصیتتان سبب این است که شما هیچ نوع پایداری و استقامت ندارید.»
وی در سحرگاه ۲۶ خرداد ۴۴ در حالی که با چهره ای خندان به سوی چوبه های تیرباران می دوید تکبیر گویان و سپاسگزار از خداوند به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

, گذری کوتاه بر زندگی شهدا موتلفه,
, شهیدامانی,
,
,
,
,
, شهید محمدبخارایی,
,
,
,
,
, شهید رضاصفارهرندی,
,
,
,
, شهید مرتضی نیک نژاد,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه