دلنوشته/
۱۷۵ ماهی و خاک...
در آن لحظه که خاک روی چشمها و دهانت می ریختند به چه می اندیشیدی ؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح شفت، ۲۸ اردیبهشت ماه سال جاری بود که خبری دل همه را به درد آورد. بله تفحصی تازه برای یافتن پیکر مطهر شهدای هشت سال دفاع مقدس اما این تفحص مانند گذشته نبود شناسایی پیکر ۱۷۵ تن از شهدای غواص خط شکن دفاع مقدس که در عملیات کربلای۴ با دستان بسته توسط نیروهای بعثی به شهادت رسیدند، انتشار این خبر فضای کشور را متأثر کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح شفت, ۲۸ اردیبهشت ماه سال جاری بود که خبری دل همه را به درد آورد. بله تفحصی تازه برای یافتن پیکر مطهر شهدای هشت سال دفاع مقدس اما این تفحص مانند گذشته نبود شناسایی پیکر ۱۷۵ تن از شهدای غواص خط شکن دفاع مقدس که در عملیات کربلای۴ با دستان بسته توسط نیروهای بعثی به شهادت رسیدند، انتشار این خبر فضای کشور را متأثر کرد.,
این خبر موجی از احساسات را میان مردمی که دل در گرو شهدا دارندچه چهرهای معروف در عرصه های مختلف و چه مردم عادی به پا کرد.
شاید تاکنون شهدای بسیاری بعد از جنگ تحمیلی، شهر به شهر کشورمان تشییع شده اند؛ اما این بار تشییع این شهدا، گویی حال و هوای دیگری به پا کرده است!
, شاید تاکنون شهدای بسیاری بعد از جنگ تحمیلی، شهر به شهر کشورمان تشییع شده اند؛ اما این بار تشییع این شهدا، گویی حال و هوای دیگری به پا کرده است!,
۱۷۵ غواص را با دستان بسته یافته اند، یعنی شهادت دسته جمعی.
عده ای از آنهاحتی جای جراحت نیز نداشته اند و این به این معناست که برادران قابیلی مان زنده به گورشان کرده اند.
, عده ای از آنهاحتی جای جراحت نیز نداشته اند و این به این معناست که برادران قابیلی مان زنده به گورشان کرده اند.,
در آن لحظه که خاک روی چشمها و دهانت ریختند به چه می اندیشیدی؟
برادرم در آن لحظه که زنده به گورت کرده اند به دستان لرزان مادر و چشمان پدر می اندیشیدی که چگونه تو را راهی این سفر کرده اند.
به چشمان منتظری که هر روز برای سلامتی ات دعا می کردند یا به قلبی که زین پس فقط باید با یادت روزگار بگذارند و سالها چشم به در بدوزند و برای بازگشتت دعا کند.
اینان به ما آموختندکه با دست و جشم و دهان بسته نیز می توان استقامت کرد وسربازی سرافراز ودرس آموز بود حتی سی سال بعد از شهادت !!!!!! تا در جنگ نرم تنگه احد و سنگر فرهنگ را به آسانی رها نکنیم واز غافلین و مبعدین نباشیم بلکه علی مظلوم و مقتدر را سربازی جانباز باشیم.
و امروز روز وداع با این عزیزان دست بسته است و باز هم مردم ایران ارادت خود را به آنها نشان دادند.

مثل اروندرودآبی و پاک
چشم مادر هنوز هم نمناک
از صدای گلوله و رگبار
تاسکوتی که در فضا پژواک
روسیاهیم و دل سیاه و شما
دسته ای نور دردل افلاک
دست وپا بسته نیزما هستیم
نه شمایی که عشق را ادراک
قصه ای شدکه توی دلها ماند
۱۷۵ ماهی و خاک
شعر از علی جعفرزاده
انتهای پیام / د
در آن لحظه که خاک روی چشمها و دهانت ریختند به چه می اندیشیدی؟
برادرم در آن لحظه که زنده به گورت کرده اند به دستان لرزان مادر و چشمان پدر می اندیشیدی که چگونه تو را راهی این سفر کرده اند.
به چشمان منتظری که هر روز برای سلامتی ات دعا می کردند یا به قلبی که زین پس فقط باید با یادت روزگار بگذارند و سالها چشم به در بدوزند و برای بازگشتت دعا کند.
, برادرم در آن لحظه که زنده به گورت کرده اند به دستان لرزان مادر و چشمان پدر می اندیشیدی که چگونه تو را راهی این سفر کرده اند.,
, به چشمان منتظری که هر روز برای سلامتی ات دعا می کردند یا به قلبی که زین پس فقط باید با یادت روزگار بگذارند و سالها چشم به در بدوزند و برای بازگشتت دعا کند.,
اینان به ما آموختندکه با دست و جشم و دهان بسته نیز می توان استقامت کرد وسربازی سرافراز ودرس آموز بود حتی سی سال بعد از شهادت !!!!!! تا در جنگ نرم تنگه احد و سنگر فرهنگ را به آسانی رها نکنیم واز غافلین و مبعدین نباشیم بلکه علی مظلوم و مقتدر را سربازی جانباز باشیم.
, اینان به ما آموختندکه با دست و جشم و دهان بسته نیز می توان استقامت کرد وسربازی سرافراز ودرس آموز بود حتی سی سال بعد از شهادت !!!!!! تا در جنگ نرم تنگه احد و سنگر فرهنگ را به آسانی رها نکنیم واز غافلین و مبعدین نباشیم بلکه علی مظلوم و مقتدر را سربازی جانباز باشیم.,و امروز روز وداع با این عزیزان دست بسته است و باز هم مردم ایران ارادت خود را به آنها نشان دادند.
, و امروز روز وداع با این عزیزان دست بسته است و باز هم مردم ایران ارادت خود را به آنها نشان دادند. ,

, مثل اروندرودآبی و پاک
, مثل اروندرودآبی و پاک ,چشم مادر هنوز هم نمناک
, چشم مادر هنوز هم نمناک ,از صدای گلوله و رگبار
, از صدای گلوله و رگبار,تاسکوتی که در فضا پژواک
, تاسکوتی که در فضا پژواک ,روسیاهیم و دل سیاه و شما
, روسیاهیم و دل سیاه و شما,دسته ای نور دردل افلاک
, دسته ای نور دردل افلاک ,دست وپا بسته نیزما هستیم
, دست وپا بسته نیزما هستیم ,نه شمایی که عشق را ادراک
, نه شمایی که عشق را ادراک ,قصه ای شدکه توی دلها ماند
, قصه ای شدکه توی دلها ماند,۱۷۵ ماهی و خاک
, ۱۷۵ ماهی و خاک ,شعر از علی جعفرزاده
, شعر از علی جعفرزاده ,انتهای پیام / د
, انتهای پیام / د,]
ارسال دیدگاه