شاعرانه ای در وصف 175شهید غواص دریادل

شاعرانه ای در وصف 175شهید غواص دریادل
به دنبال تشییع پیکرهای 175 تن از شهدای غواص عملیات "کربلای 4 " که با دستان بسته به شهادت رسیدند و زنده به گور شدند و روز گذشته با حضور سیل عظیمی از مردم شهیدپرور تهران تشییع شدند یک شاعر مشهدی شعری در وصف این دریادلان سروده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گل رامیان، رضاباقریان شاعرمشهدی شعری در وصف 175شهید غواص دریادل برای پایگاه خبری گل رامیان ارسال کرده است که در ذیل می خوانید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گل رامیان, گل رامیان, گل رامیان, گل رامیان,

از دجله ها آورده اند عباس ها را
از بطن مواج بلا الماس ها را

,
,

در جامه ی تقوا، تب اخلاص ها را
با دست های بسته این غواص ها را

,
,

اَلسّابِقونند و جوانان بهشتند
با دست های بسته یا زینب نوشتند

,
,

یک دسته ی سینه زن بی تاب آمد
یک هیئت از پابوسی ارباب آمد

,
,

یک موج، از آرامش گرداب آمد
دریا خروشید از دلش مهتاب آمد

,
,

این ها زمانی سرو بودند و قیامت
این دست های بسته هم دارد حکایت

,
,

دلواپس امر ولی بودند و رفتند
عمار و مقداد علی بودند و رفتند

,
,

شمشیرهای صیقلی بودند و رفتند
ام وهب ها را یلی بودند و رفتند

,
, و,

سیدعلی را در بلا، بی یار دیدند
ازقلب خاک اینگونه شد با سر دویدند

,
,

اصحاب کهف امروز بیدارند، آری
با دست بسته بر سر دارند، آری

,
,

پای ولایت مثل تمارند، آری
سلمان و مقدادند و عمارند، آری

,
,

ما مرده ایم، اما شهیدان زنده هستند
در مکتب پیر جماران زنده هستند

,
,

سخت است مادرها پسرها را ببینند
یک استخوان، جسم جگرها را ببینند

,
,

درباره پیراهن، قمرها را ببینند
اینگونه روی خاک سرها را ببینند

,
,

دیدند مادرها زمین افتاده ها را
با چهره ای پرچین، این آزاده ها را

,
,

آن خواهری که غصه گاهی سهم او شد
در حسرت دیدار هم، آشفته مو شد

,
,

داغ جدایی سالها بغض گلو شد
سخت است،اما با برادر روبرو شد

,
,

سخت است، اما سر به تن دارد برادر
گر پاره پاره، پیروهن دارد برادر

,
,

با دست بسته بر زمین خوردند؟ هرگز
سرنیزه ها را، از کمین خوردند؟ هرگز

,
, ؟ ,

تیر از یسار و از یمن خوردند؟ هرگز
اصلا عمود آهنین خوردند؟ هرگز

,
,

اما همینکه از نفس افتاد عباس
با چند ضربه از فَرَس افتاد عباس

,
,

 

,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه