چرا”سگهای زرد” مجوز دفن گرفتند!
سگ های زرد هنرمند کجا باید دفن می شدند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز،هنرمندان ما در خم یک بیمه هنرمندان مانده اند. بارها و بارها شاخص ترین هنرمندان مان؛ چه در بعد صدا و تصویر و چه درزمینه صنایع دستی از نبود بیمه درست و امنیت شغلی خود نالیدهاند؛ اما چنان لابی قوی و قانون درستی برای حل کردن مشکلاتشان نداشتند و ندارند و حتی در زمان مرگشان اما و اگرها برای محل دفن آزرده خاطرشان کرده است و حالا معلوم نیست “سگ های زرد” این زیرزمینیهای راکی بعد از قتلشان، چگونه ازگاراژهای نیویورک سر از قطعه هنرمندان تهران درآوردند و با هزینه ۱۰۰ میلیونی دفن شدند؛ گروهی که پس از “کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد” بهمن قبادی به شهرت رسیدند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, هنرمندان ما در خم یک بیمه هنرمندان مانده اند. بارها و بارها شاخص ترین هنرمندان مان؛ چه در بعد صدا و تصویر و چه درزمینه صنایع دستی از نبود بیمه درست و امنیت شغلی خود نالیدهاند؛ اما چنان لابی قوی و قانون درستی برای حل کردن مشکلاتشان نداشتند و ندارند و حتی در زمان مرگشان اما و اگرها برای محل دفن آزرده خاطرشان کرده است و حالا معلوم نیست “سگ های زرد” این زیرزمینیهای راکی بعد از قتلشان، چگونه ازگاراژهای نیویورک سر از قطعه هنرمندان تهران درآوردند و با هزینه ۱۰۰ میلیونی دفن شدند؛ گروهی که پس از “کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد” بهمن قبادی به شهرت رسیدند.,مرگ این جوانان راک خوان، اینگونه اتفاق افتاد که به روایتی “علی اکبر رفیعی” یکی از اعضای اخراجی این گروه به دلیل بغض و عداوت با هم گروهیهای سابق خود، با مسلسل کالیبر ۳۰۸ به جان آرش فرازمند، سروش فرازمند و علی اسکندریان، افتاد و بدن دوستان خود را سوراخ سوراخ کرد.
,در مصاحبهای ، پدر و مادر دو جوان ایرانی، فرزانه شبانی و مجید فرازمند (روزنامهنویس و والدین دو مقتول)، که در جنایتی هولناک در نیویورک کشته شدند در گفتوگو با روزنامه شرق؛ جزییات بیشتری از این کشتار را شرح دادند: «یکنفر تنها نمیتوانست این کار را بکند. ساسان صادق پوراسکو که تیر خورده و الان در بیمارستان است، اسم چند خارجی را آورده است. اسلحه علیاکبر هم مسلسل کالیبر ۳۰۸ بوده که اسلحهای نیمهنظامی است و پلیس آنجا هم گفته این اسلحه خیلی گران است و مجوز خرید وفروش ندارد. علیاکبر پول خرید چنین سلاحی را نداشت.»
,اما این گروه موسیقی همانگونه که گفته شد در سال ۸۸ با بازی در فیلم ” کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد” بهمن قبادی به شهرت رسیدند و با بازی در چند سکانس بزن بکوب به راه انداخت. گرچه آنها چندین سال قل از اینها فعالیت زیرزمینی خود را در خرپشتههای تهران شروع کرده بودند؛ اما بعد از بازی در فیلم بهمن قبادی، سکوی پرتاب به گاراژهای نیویورک را گرفتند. و در نهایت بعد از چند سال در یک درگیری گروهی به قتل رسیدند تا با مجوز ارشاد و با هزینه ۱۰۰ میلیونی در قطعه هنرمندان دفن شوند.
, ,
,
, گروه سگهای زرد
,اگرچه ارشاد پرداخت چنین هزینه ای را تکذیب کرده و گفته است که هزینه این کار توسط یک گروه مردم نهاد آمریکایی در جهت منع خشونت پرداخت شده است!
,اما بحث ها پیرامون تدفین و اما و اگرها در قطعه هنرمندان زیاد است. تدفن در قطعه هنرمندان شرایط و ضوابط خاصی دارد. حتی در داخل از کشور هم باید و نبایدهای زیادی برای تدفین به کار می رود؛ حالا چگونه است که “سگ های زرد ” مجوز دفن در این قطعه را به دست آوردند؟!
,طبق آمار و اطلاعات،” جاهد جهانشاهی”، نویسنده، مترجم و منتقد تئاتر ایرانی بود که در طول سالهای فعالیت هنری خود، کتابهای متعددی از نویسندگانی چون” گابریل گارسیا مارکز”، “هاینریش بل”، “برتولت برشت” و” توماس برنهارد” ترجمه کرده بود. وی پس از سالها فعالیت در کسوت نویسندهای شناخته شده در سال ۹۱ درگذشت اما هرگز جنازه او را در قطعه هنرمندان نپذیرفتند.
,هنرمند دیگری به نام ایرج بقایی کرمانی که از نویسندگان قدیمی کشور بود، سال گذشته به دلیل کهولت سن درگذشت و پیکرش را در یکی از قطعات معمولی بهشت زهرای تهران به خاک سپردند.
,رامین نعمتی نیز یکی از هنرمندان نه چندان مشهور، اما قدیمی سینما و تلویزیون بود که تنها چند ما از درگذشت او به دلیل بیماری کبدی میگذرد؛ اما پیکر این بازیگر نیز مجوز تدفین در قطعه هنرمندان را پیدا نکرد.
, ,
,
, سگهای زرد
,اما معاون امور سینمایی وزارت ارشاد، علت عدم دادن مجوز به برخی از نویسندگان و مترجمان به عنوان هنرمند،را اینگونه پاسخ می دهد که “آنها در دولت قبلی به رحمت خدا رفتهاند؛ از دو ماه پیش حرف بزنید. یعنی از روزی که من وارد این عرصه مدیریتی شدم.”
,مساله مهم اینجاست که آنچه عیان است این است که موسیقی راک زیرزمینی طبق اصول هنری، تا این زمان در کشور ما جزو هنرهای مرسوم به حساب نمیآید؛ و این اولین بار است که اهالی این عرصه با نام هنرمند معرفی می شوند(سوال اینجاست که در این شاخه از موسیقی، چه دستاوردهایی به فرهنگی جامعه تزریق شده).
,اما سوال اینجاست که اگر وزارت ارشاد این گروه موسیقی را به عنوان هنرمند شناخته است، آیا میتواند خدمات فرهنگی و دستاوردهای مثبتی که احیانا به بدنه فرهنگی جامعه تزریق کردهاند را نام ببرد؟ حتی از آن هم کمتر آیا میتوان موردی نام برد که کدام یک از آهنگهای این گروه به ظاهر هنرمند!، در ذهن جوانان ما باقی مانده؟!! و اصلا نقش آنها در ارتقاء سطح فرهنگی جامعه کجاست؟
,آیا اینکه گروهی به کشور دیگر پناهنده شوند نشان دهنده هنری بودن آنهاست و یا اینکه آنها بخاطر پول همدیگر را به قتل رساندهاند پیام فرهنگیشان است؟
, ,
,
, این سوال نیز مهم است که آیا در دولت جدید به صرف داشتن پول میتوان قطعه هنرمندان را برای تدفین انتخاب کرد؟!
,این سوالات در کل این رامیگوید که اگر مقام هنر و هنرمند انقدر است که افراد برای تدفین در این قسمت به قول بایرم (اکبر عبدی) در اخراجیها باید گزینه بدهند پس چطور به این راحتی مقام هنرمندان را به چند دلار ناقابل میفروشیم؟
,امید می رود که دولت کنونی از این به بعد حق را به حق دار برساند و بگذارد که هنرمندان واقعی در خطه آرام خود بیارامند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه