سلسله لحظه نویسی های دغدغه مند زنانه 2

جایگاه زن در عصر دیروز و امروز(۲)

جایگاه زن در عصر دیروز و امروز(۲)
بررسی نقش فمینیسم در اندیشه های غرب و شرق و بحث زن وتبین وفهم جایگاه آن موضوع پربار وسیالی است که درعصرها وفصلهای مختلف دستخوش انواع تغییروتأویل ها شده است
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دانشجوخبر؛ یادداشت اسراء داوودی/فعال دانشجویی -در تکاپو برای نگارش قسمت بعد ناخوداگاه دردام کش وقوس یا حتی راحت تربرایتان بگویم درجدال با واژه ها قرارگرفتم ( درگیری سختی بود )  خود را محبوس شده درتنگنای  شروع مطالب یافتم ، که اگرچه این مهم دلیلی جزاین ندارد که شاید تا حد بسیار زیادی مطلب دراین حوزه درقالب ارائه اطلاعات اولیه ویا حتی ارائه مباحث تخصصی تردرراستای شناخت مبانی ومسائل فمنیستی به طورجامع وکامل مورد پرداخت قرارگرفته است ، به تنهایی ماندم درگود ماجرا که چه باید کرد ؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجوخبر, -,

به هر رو سراغی ازتاریخ گرفتم با وجود کهولت سن همچنان زنده است ، گویا وپویا ، او ازقصه ی پرغصه وبه سرانجام رسیده ونرسیده ی فمنیسم گفت : ازانجایی که زن همان یگانه مورد جور قرارگرفته نوعی دیگر درفغان وستوه از موقعیت وفرودستی جایگاه خویش ، به نبرد با روزمرگی ، جمود وتبعیضناجوانمردانه رفته ودژی مستحکم درمقابل واژگانی چون بی عدالتی ، ظلم وستم را بنا میدارد .

,

درباره تاریخ پیدایش فمنیسم تاحدی اختلاف نظر وجود دارد ، برخی معتقدند تاریخ رسمی اغاز گرفتنفمنیسم با شروع نگارش نخستین اثار در دهه 1630 مقارن است که البته به منزله جریانی پیوسته تا 150 سال بعد همچنان ادامه میابد والبته ازسال 1780 تاکنون نوشته های فمنیستی بیش ازپیش بهصورت کوششی مهم ودسته جمعی می نماید . به هررو گذشته از دست نوشته های مری آستل درقرنهفدهم ، تکانه اصلی را مری ولستون کرافت ایجاد کرد .

,

وی به نقد شدید دیدگاههای افرادی چون ژان ژاک روسو پرداخت . به اعتقاد کرافت توانایی عقلی زنان ومردان برابر است . وی با تاکید برتوان عقلانی زنان ، فروتری انان را بدلیل تفاوتهای جسمانی وروانی میان زنان ومردان را به چالش میکشید .

,

او معتقد بود زنانگی زنان بیش ازانکه معلول زیست شناسی باشد ساخته فرهنگ واموزش است . به همین سبب به اموزش عقلانی زنان تاکید داشت . کتاب او را که استیفای حقوق زنان استرا انجیل فمنیسم میخوانند . نکته درخور توجه اینکه تنها دراواخر قرن هجدهم جریانی ازبحث فلسفی با هدف ازادی زنان کم کم قوت گرفت وتنها دراواخرقرن نوزدهم بود که واژه فمنیسم پدید امد .

,

مهمترین علل یک جنبش اجتماعی یا کنش جمعی زمینه ها وعواملی هستند که سبب رسیدن به یک درک مشترک ازمسائل خاص سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی را شامل میشود که البته درمیان یک گروه خاص بیشترین تاثیر را خواهد داشت .

,

زمینه های ظهورفمنیسم درغرب :

,
  • زمینه های فرهنگی : مدرنیته ، مساله حقوق طبیعی ، اومانیسم
  • زمینه های اقتصادی
  • زمینه های سیاسی
,
  • زمینه های فرهنگی : مدرنیته ، مساله حقوق طبیعی ، اومانیسم
  • ,
  • زمینه های اقتصادی
  • ,
  • زمینه های سیاسی
  • ,

    زمینه های فرهنگی – مدرنیته

    ,

    مدرنیته فصل جدیدی ازتاریخ اروپا با ویژگی های که سبب اصلی تغییرفرهنگی ، اجتماعی واقتصادی

    ,

    درغرب  بود ، که خود به دوبخش تقسیم میشود : سنت وسنت گرایی  - تجدد وتجدد خواهی

    ,

    مشخصه بارز سنت گرایی : عادات ، اداب ورسوم ، مناسک ودرکل همه اعتقاداتی که درهمه شئون

    ,

    زندگی بشررخنه کرده وعدول ازان گناهی نابخشودنی است .

    ,

    مشخصه بارزتجدد خواهی : تاکید برعقلانیت ، گسست پیوندهای اجتماعی ، حذف احساسات متعصبانه

    ,

    ودرکل کشیدن خط بطلان برهمه عادات واداب ورسوم وسنتهای جاری گذشته .

    ,

    براین اساس رسالت عصرتجددخواهی غرب چیزی نبود جز وداع  و انقطاع از سنتهای دوران قبل و

    ,

    ستیزبا هرگونه ارزش وباورکهن . درچنین زمانی انچه که درطول تاریخ بشریت به عنوان سرشت

    ,

    زنانه برای زنان درعرصه های مختلف زندگی تعریف شده بود زیرسوال رفت .

    ,

    زمینه های فرهنگی – مساله حقوق طبیعی

    ,

    یکی ازعمده ترین ارمانها درانقلاب فرانسه دراروپا وامریکا این مساله بود . براین اساس این ارمان

    ,

    رهسپارمی شد تا طبقات قدرت نظیرطبقات فئودالی را نفی کرده وبردموکراسی با دامنه ای وسیع اصرار

    ,

    بورزد فارغ ازهرجنس ورنگ ونژاد وفرهنگی . این درحالی بود که دراعلامیه استقلال امریکا همانند

    ,

    اعلامیه حقوق بشرفرانسه هیچگونه حق وحقوقی اجتماعی ، سیاسی وحتی انسانی برای زنان درنظر

    ,

    گرفته نشده بود . این مهم سبب شد زنان به درک روشنی ازموقعیت فرودستی خویش که حتی از حیطه

    ,

    تعاریف انسانی خارج شده بودند رسیده که سرانجام به انتشاراعلامیه حقوق زن درمقابل اعلامیه حقوق

    ,

    بشرانقلاب کبیرفرانسه درسال 1719 منجرشد .

    ,

    زمینه های فرهنگی – اومانیسم

    ,

    اومانیسم با تاکید خاص برخردورزی وفردگرایی ، بیشترین اصرار را برکرامت انسانی دارد با مفاهیم

    ,

    خاص . ازعمده این مفاهیم مفهوم ازادی بود ، که برای به کمال رسیدن نفس انسانی مطرح میشد اما نکته

    ,

    اساسی اینجا بود که اندیشمندان عصرروشنگری که به تفسیرمعانی این نفس انسانی میپرداختند به وضوح

    ,

    ازبسط ان به زنان خودداری کرده وفقط این نفس با کرامت را برای مردان خلاصه میکردند . درچنین

    ,

    فضایی بود که زنان به تدریج دربرابری خود با مردان براساس حقوق طبیعی وقوف یافتند وتلاشها در

    ,

    اثبات این برابری صورت گرفت .

    ,

    زمینه های اقتصادی

    ,

    اهمیت تاثیرمسائل اقتصادی درجنبش اجتماعی زنان وپیشرفتهای ان ازدیدگاه ویل دورانت درخورتامل

    ,

    است . ( ازادی زنان مدیون پیشرفتهای اقتصادی بوده است که خود زنان دران نقشی نداشته اند . )

    ,

    انقلاب صنعتی وتبدیل نظام فئودالی به سرمایه داری وفرازوفرود های نظام سرمایه داری یکی از

    ,

    مهمترین عوامل موثربروضعیت زنان بوده است . پیشرفتهای تکنولوژی درسالهای 1775 تا 1825

    ,

    چنان موجب دگرگونی دروضعیت کاروتولید شد که واژه ای جزانقلاب صنعتی نمیتوان بران متصوربود

    ,

    اساس این تحول دروضعیت زنان بود که تبدیل نظام تولید خانگی به کارخانه های تولیدی بود که همین

    ,

    امرباعث تفکیک کاردستمزدی درعرصه عمومی وکارغیردستمزدی درعرصه خصوصی بود .

    ,

    همزمان با تفکیک عرصه عمومی ازعرصه خصوصی گفتارویکتوریایی درفضای فرهنگی جامعه سایه

    ,

    افکنده بود . گفتارویکتوریایی اموزه ای بود که به اخلاق ولطافت روحی زنان تاکید زیادی داشت . طبق

    ,

    این اموزه زنان موجودات حساس با شرایط روحی خاص هستند که ازورود انها به عرصه عمومی

    ,

    ممانعت به عمل می امد . گفتارفرهنگی جامعه انها را به حفظ حریم ، پرورش کودکان ، همسرداری

    ,

    وحفظ حریم خانه وخانواده که مربوط به عرصه خصوصی بود تشویق می نمود ، بگذریم که این اموزه

    ,

    بعدها خود به عنوان حربه نظام سرمایه داری برای تنظیم وتعدیل نیروی کارگران مورد استفاده قرار

    ,

    گرفت . شاید به قطع بتوان گفت ان قسمتی که جسم وروح زن را درمسیرنسیان به بند وزنجیرکشید

    ,

     به گونه ای دیگر، درست همین جا بود که درطبقه کارگرنظام سرمایه داری با مطرح کردن حاکمیت

    ,

     خصوصی زنان مصرانه تلاش کرد نیروی عظیمی از زنان را به عنوان کارگران ارزان وفراوان

    ,

    برای  تحمیل کار سنگین وطاقت فرسا به کارخانه ها گسیل کنند . این مرحله تناقض اموزه ویکتوریایی

    ,

     باشعارمالکیت خصوصی را بیش ازپیش روشن میساخت وازان مهمترتغیرسبک زندگی زنان

    ,

    ایجاد استقلال زنان ، فراهم  شدن شرایطی برای اگاهی سیاسی واجتماعی وفراهم شدن شرایط  

    ,

     فعالیتهای خاص اجتماعی برای ورود  زنان به جامعه ازویژگیهای این مرحله بود .

    ,

    زمینه های سیاسی

    ,

    یکی ازعمده ترین مفاهیمی که دردولت لیبرال مطرح بود مساله فردگرایی وحقوق فردی بود که بخش

    ,

    خاصی ازجامعه را شامل میشد . این بخش خاص شهروندان خاص دولت لیبرال بودند که زنان جزء این

    ,

    شهروندان محسوب نمی شدند .محرومیت ازحق مالکیت خصوصی چرا که برطبق قانون زن تحت کفالت

    ,

    با ازدواج دچارمرگ مدنی میشد . زن پس ازازدواج ازهرگونه حق مالکیت حتی حق امضای قرارداد 

    ,

    محروم بود ، بدلیل اینکه تمام دارای زن تحت تملک شوهرقرارمیگرفت . ممنوعیت ازحق رای برای

    ,

    زنان که ازجمله مهمترین حقوق انسانی به شمارمیرود دردولت لیبرال که داعیه اش ازادی فردی و

    ,

    اجتماعی بود اززنان سلب شده بود . درنهایت همه این محرومیت ها نقطه شروع بسیاری ازتحلیلهای

    ,

    فمنیستی درمورد موقعیت فرودستی زنان بود .

    ,

    دوشرط درتحقق یک جنبش ضروری می نماید ، شرط اول اگاهی زنان ازموقعیت فرودستی وتعارض

    ,

    ارمانی وعملی حاکم برجامعه درمورد زنان که پیشترچگونگی تحقق ان ارائه شد وشرط دوم سازماندهی

    ,

    براساس اگاهی ها برای تشکیل یک جنبش .

    ,

     

    ,

     

    ,

     

    ,

     *اسراء داوودی/ فعال دانشجویی

    ,

    به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دانشجوخبر؛ یادداشت اسراء داوودی/فعال دانشجویی -

    , شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجوخبر, -,

    در تکاپو برای نگارش قسمت بعد ناخوداگاه دردام کش وقوس یا حتی راحت تربرایتان بگویم درجدال با واژه ها قرارگرفتم ( درگیری سختی بود )  خود را محبوس شده درتنگنای  شروع مطالب یافتم ، که اگرچه این مهم دلیلی جزاین ندارد که شاید تا حد بسیار زیادی مطلب دراین حوزه درقالب ارائه اطلاعات اولیه ویا حتی ارائه مباحث تخصصی تردرراستای شناخت مبانی ومسائل فمنیستی به طورجامع وکامل مورد پرداخت قرارگرفته است ، به تنهایی ماندم درگود ماجرا که چه باید کرد ؟

    ,

    به هر رو سراغی ازتاریخ گرفتم با وجود کهولت سن همچنان زنده است ، گویا وپویا ، او ازقصه ی پرغصه وبه سرانجام رسیده ونرسیده ی فمنیسم گفت : ازانجایی که زن همان یگانه مورد جور قرارگرفته نوعی دیگر درفغان وستوه از موقعیت وفرودستی جایگاه خویش ، به نبرد با روزمرگی ، جمود وتبعیضناجوانمردانه رفته ودژی مستحکم درمقابل واژگانی چون بی عدالتی ، ظلم وستم را بنا میدارد .

    ,

    درباره تاریخ پیدایش فمنیسم تاحدی اختلاف نظر وجود دارد ، برخی معتقدند تاریخ رسمی اغاز گرفتنفمنیسم با شروع نگارش نخستین اثار در دهه 1630 مقارن است که البته به منزله جریانی پیوسته تا 150 سال بعد همچنان ادامه میابد والبته ازسال 1780 تاکنون نوشته های فمنیستی بیش ازپیش بهصورت کوششی مهم ودسته جمعی می نماید . به هررو گذشته از دست نوشته های مری آستل درقرنهفدهم ، تکانه اصلی را مری ولستون کرافت ایجاد کرد .

    ,

    وی به نقد شدید دیدگاههای افرادی چون ژان ژاک روسو پرداخت . به اعتقاد کرافت توانایی عقلی زنان ومردان برابر است . وی با تاکید برتوان عقلانی زنان ، فروتری انان را بدلیل تفاوتهای جسمانی وروانی میان زنان ومردان را به چالش میکشید .

    ,

    او معتقد بود زنانگی زنان بیش ازانکه معلول زیست شناسی باشد ساخته فرهنگ واموزش است . به همین سبب به اموزش عقلانی زنان تاکید داشت . کتاب او را که استیفای حقوق زنان استرا انجیل فمنیسم میخوانند . نکته درخور توجه اینکه تنها دراواخر قرن هجدهم جریانی ازبحث فلسفی با هدف ازادی زنان کم کم قوت گرفت وتنها دراواخرقرن نوزدهم بود که واژه فمنیسم پدید امد .

    ,

    مهمترین علل یک جنبش اجتماعی یا کنش جمعی زمینه ها وعواملی هستند که سبب رسیدن به یک درک مشترک ازمسائل خاص سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی را شامل میشود که البته درمیان یک گروه خاص بیشترین تاثیر را خواهد داشت .

    ,

    زمینه های ظهورفمنیسم درغرب :

    ,
    • زمینه های فرهنگی : مدرنیته ، مساله حقوق طبیعی ، اومانیسم
    • زمینه های اقتصادی
    • زمینه های سیاسی
    ,
  • زمینه های فرهنگی : مدرنیته ، مساله حقوق طبیعی ، اومانیسم
  • ,
  • زمینه های اقتصادی
  • ,
  • زمینه های سیاسی
  • ,

    زمینه های فرهنگی – مدرنیته

    ,

    مدرنیته فصل جدیدی ازتاریخ اروپا با ویژگی های که سبب اصلی تغییرفرهنگی ، اجتماعی واقتصادی

    ,

    درغرب  بود ، که خود به دوبخش تقسیم میشود : سنت وسنت گرایی  - تجدد وتجدد خواهی

    ,

    مشخصه بارز سنت گرایی : عادات ، اداب ورسوم ، مناسک ودرکل همه اعتقاداتی که درهمه شئون

    ,

    زندگی بشررخنه کرده وعدول ازان گناهی نابخشودنی است .

    ,

    مشخصه بارزتجدد خواهی : تاکید برعقلانیت ، گسست پیوندهای اجتماعی ، حذف احساسات متعصبانه

    ,

    ودرکل کشیدن خط بطلان برهمه عادات واداب ورسوم وسنتهای جاری گذشته .

    ,

    براین اساس رسالت عصرتجددخواهی غرب چیزی نبود جز وداع  و انقطاع از سنتهای دوران قبل و

    ,

    ستیزبا هرگونه ارزش وباورکهن . درچنین زمانی انچه که درطول تاریخ بشریت به عنوان سرشت

    ,

    زنانه برای زنان درعرصه های مختلف زندگی تعریف شده بود زیرسوال رفت .

    ,

    زمینه های فرهنگی – مساله حقوق طبیعی

    ,

    یکی ازعمده ترین ارمانها درانقلاب فرانسه دراروپا وامریکا این مساله بود . براین اساس این ارمان

    ,

    رهسپارمی شد تا طبقات قدرت نظیرطبقات فئودالی را نفی کرده وبردموکراسی با دامنه ای وسیع اصرار

    ,

    بورزد فارغ ازهرجنس ورنگ ونژاد وفرهنگی . این درحالی بود که دراعلامیه استقلال امریکا همانند

    ,

    اعلامیه حقوق بشرفرانسه هیچگونه حق وحقوقی اجتماعی ، سیاسی وحتی انسانی برای زنان درنظر

    ,

    گرفته نشده بود . این مهم سبب شد زنان به درک روشنی ازموقعیت فرودستی خویش که حتی از حیطه

    ,

    تعاریف انسانی خارج شده بودند رسیده که سرانجام به انتشاراعلامیه حقوق زن درمقابل اعلامیه حقوق

    ,

    بشرانقلاب کبیرفرانسه درسال 1719 منجرشد .

    ,

    زمینه های فرهنگی – اومانیسم

    ,

    اومانیسم با تاکید خاص برخردورزی وفردگرایی ، بیشترین اصرار را برکرامت انسانی دارد با مفاهیم

    ,

    خاص . ازعمده این مفاهیم مفهوم ازادی بود ، که برای به کمال رسیدن نفس انسانی مطرح میشد اما نکته

    ,

    اساسی اینجا بود که اندیشمندان عصرروشنگری که به تفسیرمعانی این نفس انسانی میپرداختند به وضوح

    ,

    ازبسط ان به زنان خودداری کرده وفقط این نفس با کرامت را برای مردان خلاصه میکردند . درچنین

    ,

    فضایی بود که زنان به تدریج دربرابری خود با مردان براساس حقوق طبیعی وقوف یافتند وتلاشها در

    ,

    اثبات این برابری صورت گرفت .

    ,

    زمینه های اقتصادی

    ,

    اهمیت تاثیرمسائل اقتصادی درجنبش اجتماعی زنان وپیشرفتهای ان ازدیدگاه ویل دورانت درخورتامل

    ,

    است . ( ازادی زنان مدیون پیشرفتهای اقتصادی بوده است که خود زنان دران نقشی نداشته اند . )

    ,

    انقلاب صنعتی وتبدیل نظام فئودالی به سرمایه داری وفرازوفرود های نظام سرمایه داری یکی از

    ,

    مهمترین عوامل موثربروضعیت زنان بوده است . پیشرفتهای تکنولوژی درسالهای 1775 تا 1825

    ,

    چنان موجب دگرگونی دروضعیت کاروتولید شد که واژه ای جزانقلاب صنعتی نمیتوان بران متصوربود

    ,

    اساس این تحول دروضعیت زنان بود که تبدیل نظام تولید خانگی به کارخانه های تولیدی بود که همین

    ,

    امرباعث تفکیک کاردستمزدی درعرصه عمومی وکارغیردستمزدی درعرصه خصوصی بود .

    ,

    همزمان با تفکیک عرصه عمومی ازعرصه خصوصی گفتارویکتوریایی درفضای فرهنگی جامعه سایه

    ,

    افکنده بود . گفتارویکتوریایی اموزه ای بود که به اخلاق ولطافت روحی زنان تاکید زیادی داشت . طبق

    ,

    این اموزه زنان موجودات حساس با شرایط روحی خاص هستند که ازورود انها به عرصه عمومی

    ,

    ممانعت به عمل می امد . گفتارفرهنگی جامعه انها را به حفظ حریم ، پرورش کودکان ، همسرداری

    ,

    وحفظ حریم خانه وخانواده که مربوط به عرصه خصوصی بود تشویق می نمود ، بگذریم که این اموزه

    ,

    بعدها خود به عنوان حربه نظام سرمایه داری برای تنظیم وتعدیل نیروی کارگران مورد استفاده قرار

    ,

    گرفت . شاید به قطع بتوان گفت ان قسمتی که جسم وروح زن را درمسیرنسیان به بند وزنجیرکشید

    ,

     به گونه ای دیگر، درست همین جا بود که درطبقه کارگرنظام سرمایه داری با مطرح کردن حاکمیت

    ,

     خصوصی زنان مصرانه تلاش کرد نیروی عظیمی از زنان را به عنوان کارگران ارزان وفراوان

    ,

    برای  تحمیل کار سنگین وطاقت فرسا به کارخانه ها گسیل کنند . این مرحله تناقض اموزه ویکتوریایی

    ,

     باشعارمالکیت خصوصی را بیش ازپیش روشن میساخت وازان مهمترتغیرسبک زندگی زنان

    ,

    ایجاد استقلال زنان ، فراهم  شدن شرایطی برای اگاهی سیاسی واجتماعی وفراهم شدن شرایط  

    ,

     فعالیتهای خاص اجتماعی برای ورود  زنان به جامعه ازویژگیهای این مرحله بود .

    ,

    زمینه های سیاسی

    ,

    یکی ازعمده ترین مفاهیمی که دردولت لیبرال مطرح بود مساله فردگرایی وحقوق فردی بود که بخش

    ,

    خاصی ازجامعه را شامل میشد . این بخش خاص شهروندان خاص دولت لیبرال بودند که زنان جزء این

    ,

    شهروندان محسوب نمی شدند .محرومیت ازحق مالکیت خصوصی چرا که برطبق قانون زن تحت کفالت

    ,

    با ازدواج دچارمرگ مدنی میشد . زن پس ازازدواج ازهرگونه حق مالکیت حتی حق امضای قرارداد 

    ,

    محروم بود ، بدلیل اینکه تمام دارای زن تحت تملک شوهرقرارمیگرفت . ممنوعیت ازحق رای برای

    ,

    زنان که ازجمله مهمترین حقوق انسانی به شمارمیرود دردولت لیبرال که داعیه اش ازادی فردی و

    ,

    اجتماعی بود اززنان سلب شده بود . درنهایت همه این محرومیت ها نقطه شروع بسیاری ازتحلیلهای

    ,

    فمنیستی درمورد موقعیت فرودستی زنان بود .

    ,

    دوشرط درتحقق یک جنبش ضروری می نماید ، شرط اول اگاهی زنان ازموقعیت فرودستی وتعارض

    ,

    ارمانی وعملی حاکم برجامعه درمورد زنان که پیشترچگونگی تحقق ان ارائه شد وشرط دوم سازماندهی

    ,

    براساس اگاهی ها برای تشکیل یک جنبش .

    ,

     

    ,

     

    ,

     

    ,

     *اسراء داوودی/ فعال دانشجویی

    ,

     

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه