گفتوگو با بانوی کارآفرین خراسانی:
نخستین تعاونی روستای "مود" چگونه راهاندازی شد/اگر در مسیر رفع نیازهای مردم قدم بردارید موفق میشوید
همت پور به سرمایه و پول در ابتدای راه نمیاندیشید بلکه اراده باعث پیشرفت او میشد. او به یک چیز میاندیشید؛ رسیدن به هدفش و آن چبزی نبود جز ایجاد کسب و کار برای افرادی که هیچ پشت و پناهی جز خدا ندارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سایت طنین یاس، بسیاری از فرصتها چه ساده از نگاه ما می گذرند و ما بدون اینکه به آنها نیم نگاهی بیندازیم از کنار آنها عبور می کنیم اما یک کار آفرین با نگاهی متفاوت بسیاری از این فرصت ها را درک و شکار میکند. مثلا شما آگهی روزنامهای را بی هدف ورق میزنید و به کناری میاندازید اما خانم همت پور یکی از کارآفرینهای موفق زمانی که به فکر یک کسب و کار موفق بوده است چشمش به آگهی طرح واگذاری تعاونی برای زنان روستایی را در سال 73 افتاد و به فکر ایجاد یک تعاونی برای زنان روستایی و افراد کم در آمد و بیبضاعت و کودکان بیسرپرست کمیته امداد و... میافتد .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طنین یاس, بسیاری از فرصتها چه ساده از نگاه ما می گذرند و ما بدون اینکه به آنها نیم نگاهی بیندازیم از کنار آنها عبور می کنیم اما یک کار آفرین با نگاهی متفاوت بسیاری از این فرصت ها را درک و شکار میکند. مثلا شما آگهی روزنامهای را بی هدف ورق میزنید و به کناری میاندازید اما خانم همت پور یکی از کارآفرینهای موفق زمانی که به فکر یک کسب و کار موفق بوده است چشمش به آگهی طرح واگذاری تعاونی برای زنان روستایی را در سال 73 افتاد و به فکر ایجاد یک تعاونی برای زنان روستایی و افراد کم در آمد و بیبضاعت و کودکان بیسرپرست کمیته امداد و... میافتد . ,

, مریم همت پور متولد 44 در روستای نوک از توابع و بخش مود شهرستان بیرجند به دنیا آمد و پدرش کشاورز و موذن روستا بود و مادرش پارچه بافی سنتی میکرد و مامای روستا بود و گیاهان دارویی را از دل کوه و کمر روستا جمع آوری میکرد و عرقیات و جوشانده گیاهان را به روش سنتی تقطیر میکرد و در اختیار مریضهای روستا میگذاشت. او به خاله لیلای روستا معروف بود و هر کس مریض میشد میآمد در خانه خاله لیلا را میزد. خانم همت پور فرزند چهارم خانواده است . او میگوید هر چه دارد از نون حلال دارد و روحیه خدمت را از مادر آموخته است . خانم همت پور دوم دبیرستان ازدواج کرد و ضمن اینکه به وظایف مادری اش عمل میکرد ، درس خواند و دیپلم گرفت. بعد از چند سال وارد دانشگاه علمی و کاربردی شد و در رشته گیاهان دارویی قبول شد و رتبه دوم دانشگاه را با معدل 18 کسب کرد.
,او از سال 70 رابط فرهنگی کمیته امداد بود. همت پور در بچه های خانواده امداد که توانمندی های بسیار خوبی دیده بود ولی حامی و حمایتگر نداشتند .در آن زمان خانم همت پور یک حقوق بگیر ساده کمیته امداد بود . او می گوید: "دوست داشتم برای بچه های با استعداد کمیته امداد کاری کنم و صنایع دستی که آنها درست می کردند را در جایی به فروش برسانم اما حقوقم فقط 1500 تومان بود. "
,این کارآفرین ادامه میدهد: "چند سالی در این فکر به سر می بردم اما به نتیجه ای نمیرسیدم . تا اینکه یک روز در روزنامه دیدم که طرح تعاونی روستایی زنان به تصویب در سال 73 رسید است. این طرح را " لیلا توحید "، کارمند سازمان تعاون روستایی کشور این طرح را نوشته بود که ببیند استقبال تا چه اندازه است! آن زمان چون جزو خراسان بزرگ محسوب میشدیم، پیگیر این تعاونی شدم تا از کم و کیف تعاونی اطلاع یابم. با پشتکار و پیگیری با سازمان مرکزی تماس گرفته شد و عنوان شد که من به عنوان پیش قدم این کار را شروع کنم ."
,زمانی که شما واژه "کار آفرین" را میشنوید بلافاصله واژه تلاشگر به ذهن شما خطور میکند. همت پور به سرمایه و پول در ابتدای راه نمیاندیشید بلکه اراده او باعث پیشرفت او میشد. او به یک چیز میاندیشید رسیدن به هدفش و آن چبزی نبود جز ایجاد کسب و کار برای افرادی که هیچ پشت و پناهی جز خدا ندارند . او در اول راه با هفت نفر از خانم های روستا هیئت موسس تعاونی را تشکبل دادند تا این مسیر پر پیچ و خم تعاونی زنان روستایی را طی کنند . او میدانست در ابتدا باید شخصی از خودش سرمایه اولیه تعاونی را بگذارد اما دریغ از مقداری پول و سرمایه گذار .
,او میگوید : " ما هیچ سرمایه و سرمایه گذاری نداشتیم که کمک کند تا تعاونی را باز کنیم اما از فکر و پول عموم مردم روستا کمک گرفتم . یک اطلاعیه ای مبنی بر مشارکت مردم روستا در بازگشایی تعاونی روستایی دادم و خوشبختانه همه استقبال کردند و خانم های روستا به عنوان شریک در تعاونی مبلغ هایی حدود 2000 و 1000 تومان پول روی هم گذاشتند و مبلغ 100 هزار تومان پول برای بازگشایی تعاونی جمع آوری شد و تعاونی " الزهرا " با 51 عضو در عرض سه ماه راه اندازی و به ثبت رسید."
,این کار آفرین بسیجی در بدو بازگشایی تعاونی؛ تولیدات بچههای کمیته امداد شامل مکرومه بافی، گلدوزی های سنتی، گلیم، حوله های بافته شده، قلاب بافی و صنایع دستی مدد جویان و خانوادههای نیازمند را برای فروش به تعاونی آورد. وسایل و مواد اولیه تولید آثار هنری از جمله گلیم و فرش و... را از بازار شهرهای بزرگ خریداری میکردم و در اختیار آنها قرار میدادم.
,خانم همت پور یک اعتقاد بسیار جالبی دارد . او میگوید: " اعتقاد دارم اگر در مسیر رفع نیاز مردم کار کنی 100 درصد موفق می شوی. احتیاجات مردم شهر "مود " را شناسایی کردم مثل مواد اولیه کارهای تولیدی شان را از مشهد و تهران با قیمت مناسب تر تهیه کردم. "
,او خود را بسیجی، مددکار و سرگروه حلقه های صاحین در بسیج و رابط حوزه مالک اشتر معرفی میکند و ادامه میدهد: تعاونی ما جزو وزارت جهاد سازندگی محسوب میشد. بعد از مدتی که تعاونی ما پا گرفت از طرف وزارت جهاد سازندگی یک طرح "شناسایی گیاهان دارویی" به من پیشنهاد دادند و گفتند میتوانی اجرا کنی و من مثل همیشه آمده کار و تلاش بودم وآن را قبول کردم . من به عنوان مسئول گروه در 4 منطقه در روستاهای اطراف میرفتیم . گیاهان دارویی را جمع آوری میکردیم و لای کاغذ می گذاشتیم و شبانه خشک می کردیم و بسته بندی می کردیم . "
,کار این کارآفرین تلاشگر به همین جا ختم نشد او به فکر ایده ای تازه بود که تصمیم گرفت چون مادرش خاله لیلا به دل کوه و کمر روستاهای اطراف برود و همچنین از تجارب افراد سالخورده روتاها در این مسیر کمک بگیرد . او با زبان شیرین و دوست داشتنی اش میگوید : " باید میدانستیم گیاهان دارویی منطقه چیست و موارد استفاده آن چیست ؟ چگونه جمع آوری میکنند؟ و...که اینجا به نقطه خوبی رسیدم . خانم های روستایی علاوه بر اینکه خواص دارویی را عنوان کرده بودند گفتند ما هر ساله از بهار تا شهریور جمع آوری گیاهان دارویی را داریم. بخشی از آن را در زمستان به عنوان جوشانده به مریض میدادند و بقیه را در تنور می سوزاندند. من معتقد بودم این گیاهان دارویی یک محصول خدادای است که بدون هیچ هزینه ای از دل کوه می توان جمع آوری کرد و بدون هزینه فرآوری و تقطیر کنیم. خوشبختانه در بحث فر آوری گیاهان دارویی کار کردم و اتاقی کوچک در خانه ام به آن اختصاص دادم . "
,او ادامه می دهد : در خانه به صورت سنتی شیرینی خانگی درست می کردم چون در منطقه ما قنادی و شیرینی پزی نبود و نیاز منطقه بود . همچنین یک اتاق هم برای فر آوری گیاهان دارویی اختصاص دادم و توانستند در سال 74 آن را توسعه دهم و از یک اتاق کوچک تبدیل به دو کارگاه تقطیر عرقیات و شیرینی پزی کنم . البته مجوز کارخانه داروهای گیاهی را برای "شهرک صنعتی مود" گرفتم . چون شهر مود تازه تاسیس است و زیر ساخت ها در شهرک مود هنوز کامل نشده است و هنوز به صورت صنعتی نشده است ."
,خانم همت پور چهار سال بعد از شروع فعالیت های کارآفرینی اش صندوق قرض الحسنه برای راه گشایی مشکلات معیشتی و درمانی و... اهالی روستا باز کرد . او درباره افتتاح این صندوق می گوید : " بعد چهار سال فعالیت هایم شکل رسمی به خود گرفت . تصمیم گرفتم کنار کار اقتصادی فعالیت فرهنگی کنم . تا اینکه در خواست یک پایگاه بسیج خواهران را دادم چون روستای ما در بحث بانوان چیزی نداشت . بنابراین هفتگی برنامه دعای توسل می گذاشتیم و این بهانه ای بود که بعد دعای توسل جلسه مشاوره با خواهران داشته باشم و گزارش کار میدادم و از فکر های خانم های دیگر میخواستم، استفاده کنم . کمبود ها و نیازها و مشکلات روستاییان باید مرتفع میشد. بیشتر خانم های روستا مشکلات اقتصادی و گرفتن وام و مشکلات آن را مطرح می کردند. بنابراین از تفکر قبلی که از پولهای کوچک و خرد خانم ها توانستیم تعاونی افتتاح کنیم؛ تصمیم گرفتم مجددا پولهای خرد را جمع آوری کنیم و صندوق قرض الحسنه بزنیم و مشکلات مادی خانم را مرتفع کنم .خدا رو شکر یک صندوق کوچکی از همین 5 تومان ها و دو تومان ها بازگشایی شد. در حال حاضر خوشبختانه 50 تا 60 میلیون تومان سپرده دارد . هر کسی نیاز دارد مثل خرید جهیزیه ، عمل کردن ، شهریه دانشگاه و... برایش خدماتی ارایه می دهیم و 470 نفر عضو صندوق هستند. "
,این تلاشگر عرصه اقتصادی ادامه میدهد: " صندوق دیگری با هدف راه اندازی کسب و کار خانگی راه اندازی شد و هر ساله تابستان اوقات فراغت دختران و بانوان روستا را پر کردیم. نه اینکه فقط آموزشی ببینند و بروند بلکه به آنها کار می دهیم و برایشان کارهایشان را میفروشیم و آنها به نوعی کسب در آمد میکنند . هیچ گونه شهریه ای از آنها نمیگیریم . من این اعتبارات را از جهاد کشاورزی با رایزنی میگیرم و کلاس برگزار میکنم تا وارد بازار کار شوند . خوشبختانه در بخش مشاغل خانگی در بخش پارچه بافی سنتی تابلو فرش و گلیم و معرق با ساقه گندم و چوب و.... به آنها آموزش دادیم و خانم ها در منازل کار می کنند و اگر مشکل خرید مواد اولیه داشته باشند به آنها وام می دهیم .حدود 100 تا 150 نفر فعال هستند . "
,در صدای او طراوت و شادابی موج می زند . او زنی خستگی ناپذیر و توانمندی است . او با نا امیدی بیگانه است و می گوید: " در ابتدای کار کمی نا امید بودم . زمانی که می خواستم تعاونی بزنم خیلی ها میگفتند تعاونی آقایان چه کار کرد که شما میخواهید انجام دهید و با نظرات بدی مواجه شدم . من نا امید نشدم چون هدف بلند مدت و تعریف شدهای داشتم. من خودم روستا زاده ام و هیچ کسی آن زمان برای ادامه تحصیل به دبیرستان نمی رفت و پدرم موذن روستا و معتمد محل و تنها پدری بود که مرا برای ادامه تحصیل از روستا به شهر فرستاد تا دیپلم بگیرم . و این برای من درس بود چون پدرم که خدا رحمتش کنه این محبت را در حق من کرد گفتم خدایا این توفیق را به این خدمت را من بده برای قشر روستایی انجام دهم تا زن و دختر روستایی خودش را باور کند . من نا امید نشدم در این راه و اعضای هیئت مدیره واقعا بازو و پشتوانه و بازو ومونس من بودند . همسر و خانواده ام هم خیلی کمک کردند و شوهرم فرهنگی بود و هر وقت نا امید می شدم و دلسرد می شدم می گفت یک تابلو فرش بره بالا بهتر از اینکه بیاد پایین . تو برو جلو و می دانم موفق می شوی . البته این دلسردی و نا امیدی برای دو سه سال اولیه است. ما کار آفرین هامی گوییم کار تا 5 سال به تثبیت می رسد ، باید تلاش کنی . ما خط شکن و پیشرو بودیم . تا آن زمان زنی از دل روستا کار نمی کردند و الان حدود 300 تعاونی پشت سر ما تاسیس شد ."
,این خانم کارآفرین هم اکنون یکی از کارگزاران بیمه روستایی و عشایری است و مرکز رشد زنان کار آفرین بخش کشاورزی را هم در قالب پروژه ای در دست دارد .
,همت پور بر این باور است که "خانم های روستایی یک گنج پنهان هستند که به راحتی شناخته نمیشود" او میگوید: "کسی باید این گنج پنهان را شناسایی کند و وقتی با آنها معاشرت کنی، میبینی چه هنرهایی دارند. "
,او در آخر میگوید: اگر درست برنامهریزی و مدیریت برای زندگی و کارت داشته باشی، به موفقیت می رسید .
,گفتوگو از لیلا کریمی
,انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه