تفسیر قرآن از منظر امام(1) :
مفهوم تفسیر قرآن از نظر امام خمینی (ره)
حضرت امام خمینی(ره) کتاب مخصوصی بنام "تفسیر قرآن" ننوشته اند. به عبارت دیگر فرصت این کار را با توجه به دقت وحساسیتی که داشته بدست نیاورده اند. اما گاهی برخی از سوره های کوچک و یا بعضی از آیات را در مباحث و آثار خود به اقتضای بحث بطور اجمال تفسیر نموده که بسیار جالب و جاذب می باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گلستان ما، خوشبختانه این نکات پراکنده تفسیری در سالهای اخیر توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) گردآوری شده و در قالب کتابی بنام تفسیر قرآن در پنج جلد تدوین و تنظیم شده و به چاپ رسیده است که کار بسیار ارزشمندی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما,اینک ما به میمنت ماه مبارک رمضان بخشی از تفسیرهای حضرت امام خمینی را از آثار گوناگونش برای مشتاقان این کتاب آسمانی در اینجا می آوریم. امید است مقبول ارواح ملکوتی انبیاء و ائمه و امام و شهدای عزیز قرار گیرد و این حقیر نیز مشمول رحمت واسعه الهی گردم.
,***********
,تفسیر قرآن، یک مسألهاى نیست که امثال ما بتوانند از عهده آن برآیند؛ بلکه علماى طراز اوّل هم که در طول تاریخ اسلام، چه از عامه و چه از خاصه، در این باب کتابهاى زیاد نوشتهاند- البته مساعى آنها مشکور است- لکن هر کدام روى آن تخصص و فنّى که داشته است، یک پردهاى از پردههاى قرآن کریم را تفسیر کرده است، آن هم به طور کامل معلوم نیست بوده [باشد.] مثلًا عرفایى که در طول این چندین قرن آمدهاند و تفسیر کردهاند، نظیر محیى الدین در بعضى از کتابهایش، عبدالرزاق کاشانى در تأویلات، ملا سلطانعلى در تفسیر، اینهایى که طریقهشان، طریقه معارف بوده است، بعضىشان در آن فنى که داشتهاند خوب نوشتهاند؛ لکن قرآن عبارت از آن نیست که آنها نوشتهاند.
,آن، بعضى از اوراق قرآن و پردههاى قرآن است. یا مثلًا طنطاوى و امثال او، و همین طور [سید] قطب هم، به یک ترتیب دیگرى تفسیر کردهاند که باز هم غیر تفسیر قرآن است به همه معانى؛ آن هم یک پردهاى است؛ و بسیارى از مفسّرین که از این دو طایفه نبودند تفاسیرى دارند، مثل مجمع البیان ما، که تفسیر خوبى است و جامع بین اقوال عامه و خاصّه است؛ و سایر تفسیرهایى که نوشته شده است، اینها هم همین طور.
,قرآن یک کتابى نیست که بتوانیم- ما یا کس دیگرى- یک تفسیر جامعى آن طور که [سزاوار است بر آن] بنویسد. علوم قرآن، یک علوم دیگرى است ماوراى آنچه ما مىفهمیم. ما یک صورتى، یک پردهاى از پردههاى کتاب خدا را مىفهمیم، و باقىاش محتاج به تفسیر اهل عصمت است، که معلَّم به تعلیمات رسول اللَّه بودهاند.
,در این اواخر هم یک اشخاصى پیدا شدهاند که اصلًا اهل تفسیر نیستند، اینها خواستهاند مقاصدى [را] که خودشان دارند به قرآن و به سنت نسبت بدهند. حتى یک طایفهاى از چپیها و کمونیستها هم به قرآن تمسّک مىکنند، براى همان مقصدى که دارند اینها اصلًا به تفسیر کار ندارند، به قرآن هم کار ندارند، اینها مقصد خودشان را مىخواهند به خورد جوانهاى ما بدهند، به اسم اینکه این اسلام است.
,و لهذا آنچه من عرض مىکنم این است که اشخاصى که رشد علمى زیاد پیدا نکردهاند، جوانهایى که در این مسائل و در مسائل اسلامى وارد نیستند، کسانى که اطلاع از اسلام ندارند، نباید اینها در تفسیر قرآن وارد بشوند و اگر روى مقاصدى آنها وارد شدند، نباید جوانهاى ما به آن تفاسیر اعتنا کنند؛ و از چیزهایى که ممنوع است در اسلام «تفسیر به رأى» است که هر کسى آراى خودش را تطبیق کند بر آیاتى از قرآن، و قرآن را به آن رأى خودش تفسیر و تأویل کند و یک کسى مثلًا اهل معانى روحیه است، هر چه از قرآن [به] دستش مىآید تأویل کند و برگرداند به آن چیزى که رأى اوست؛ ما باید از همه این جهات احتراز کنیم و لهذا دست ما در باب قرآن بسته است. میدان چنان باز نیست که انسان هر چه به نظرش آمد بخواهد نسبت بدهد، که قرآن این است، این را مىگوید.
,و اگر چنانچه من چند کلمهاى راجع به بعضى آیات قرآن کریم عرض کردم، نسبت نمىدهم که مقصود این است؛ من به طور احتمال صحبت مىکنم نه به طور جزم
,(اخذ از کتاب تفسیر سوره حمد- اثر گفتاری امام خمینی در صدا و سیما)
,تنظیم:غلامرضا خارکوهی - نویسنده و مورخ گلستانی
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه