دستفروشان آدمهایی از جنس ما
چندین و چند سال است که هر کدام از ما در هر ساعت از روز و در هر زمان از سال که پای خود را به خیابانها میگذاریم با قشری از جامعه روبرو میشویم که زندگی آنها حکایتی دارد. آری آنان آدمهایی از جنس ما هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نوای آبیدر، دست فروشی، دورهگردی و کار کاذب، مهم نیست چه اسمی برای آنها که صبح تا شب در خیابانها پرسه میزنند تا نان کار خودشان را بخورند، پیدا کنیم؛ مهم این است که سازمانی مسوولیتپذیر پیدا شود تا به زندگی این افراد سامان دهد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نوای آبیدر,
معضل دستفروشی، معضلی است که حتی در سازمان ملل متحدد هم قانونی برایش وضع نشده است؛ شغلی میباشد که چون شغل نیست زیر پوشش هیچ سازمان و وزارتخانهای قرار نمیگیرد. در دنیا هزاران نفر به این شغل کاذب مشغولاند؛ آنقدر کاذب که حتی در هیچ سازمان آمارگیری خصوصی و غیرخصوصی نمیتوان عددی صحیح برای تعداد آنها یافت. گاهی حتی به نظر میآید مسوولان هم نگرانی در مورد ساماندهی وضعیت این افراد ندارند.
,
,
انگار مردم عادی با خرید کردن از آنها به مسوولیت خود بیشتر عمل میکنند تا مسوولان این سازمان و آن وزارتخانه. پیاده نه، اگر مسوولان یک ثاثیه پشت چراغ قرمز 99 ثانیهای خیابان پاسداران بایستند یا در ترافیکهای نسبتاً سنگین غروب سنندج منتظر باشند، محال است با دستفروشان در سنها و تیپهای مختلف برخورد نکرده باشند؛ آیا در آن ثانیه که نگاهشان به نگاهتان میرسد از خود پرسیدهاید که باید برایشان چه کنید؟ آیا از خود پرسیدهاید که مسوولیتتان به عنوان یک مسوول چیست؟
,
آری، دستفروشی حکایتی است که نه برای دیروز است و نه به امروز ختم میشود، بلکه حکایت دستفروشی حکایتی است طول و دراز که از سالیان گذشته تاکنون ادامه داشته و به طور یقین در آینده هم ادامه خواهد داشت.
,
اما دستفروشی در شهر ما حکایتی دیگر دارد که دارای داستانهای غمانگیز، تاسفبار و هشداردهنده است.
,
هم مردم و هم مسئولان از مشکلات و مسائل پیرامون دستفروشی اطلاع دارند اما چرا در شهر سنندج این معضل و مسئلهای که دارای حواشی فراوان است در حال رشد بیرویه و پرسرعت است؟
,
این رشد علاوه بر اینکه در طول سال وجود دارد اما در سه ماهه آخر سال به جایی میرسد که پیادهروهای شهر به بازارچه دستفروشان تبدیل میشود.
,
با یکی از این دست فروشان صحبت کوتاهی داشتم. حمید 24 سال دارد، به سوالهایم پاسخ میدهد به شرط اینکه نگویم، چه چیزی را دستفروشی میکند،میگوید: «پیدایم میکنند». میگوید: بعضی مردم، خوب و خوشاخلاق و با ادبند؛ اما بعضی بیادب هستند. در ادامه میافزاید: آزاردهندهترین مردم آنهایی هستند که با ترحم به ما نگاه میکنند. همسن و سالان من هیچ؛ اما مردم نمیدانند این نگاه چقدر آینده کودکان دستفروش را تباهتر میکند.
,,

,
دردل دلهای این جوان که با هزاران آرزو و امید همانند سایر جوانهای این شهر در حال امرار معاش است اما به راستی چرا در بعضی از نقاط شهر اینگونه اختلاف طبقاتی وجود داشته باشد که فلان نوجوان با ماشین 500 میلیونی گشت و گذار کند و این یکی محتاج نان شب؟ از این قضیه که بگذریم، در سالهای اخیر معضل دستفروشی و دوره گردی به مشکلی جدی برای شهر سنندج تبدیل شده است به گونه ای که در غروب و در حد فاصل میدان آزادی تا انقلاب بیشتر 200 دستفروش در کنار پیاده رو ها مشغول به فروش انواع وسایل از دست نوشته و کیف دستی و اسباب بازی گرفته تا عینک دودی و قاپ موبایل و لباس و کیف و کفش که همگی به نسبت قیمت مغازه ها ارزان تر اما در عین حال از کیفیت پایین تری نیز برخوردارند.
,
در یکی از پیادهروهای سنندج، مرد میانسالی سالهای ایستاده است، میگوید: من حرف نمیزنم،یکبار یکی حرف زده بود و به دنبال آن 41 روز سد معبر اینجا ایستاده بود و نمیشد بساط پهن کرد. ادامه میدهد: نباید حرف زد، حرف زدن برای ما یعنی 41 روز بیپولی، من یک روز کار نکنم شب گرسنه میمانم و نمیتوانم پسرم را گرسنه ببینم.
,
,

, ,
او میگوید: حرف نمیزنم،اما سفره دلش باز میشود. از مردم میگوید که روی بساطش راه میروند؛ از آنهایی که چانه میزنند. از وعدههایی حرف میزند که هیچ وقت عملی نشده است؛ دادن یک دکه یا بیمه. از سد معبر، گله میکند و میخواهد که چیزی ننویسم. میگویم: من که چیزی در دستم نیست،میگوید: پس ضبط هم نکن.
,
نگاهی به بند نخست ماده 55 قانون شهرداری مصوب 1334 ،بیاندازیم: طبق این ماده به شهرداری تکلیف شده است که با هرگونه سدمعبری برخورد کند، بر این اساس نیازی نیست که حتما سدکننده معبر مجرم باشد. سدمعبر طبق قانون خود تخلف محسوب و شایسته برخورد به شیوه جمع موانع سد کننده برای رفع این مشکل است. بر اساس آن شهرداری به عنوان رفع کننده سد معابر معرفی شده است اما اجازه دفع سد معبر را ندارد.
,
اما سوال اینجاست که آیا جمع آوری این دستفروشان گره از مشکلات عدیده آنها حل می کند؟ آیا برخورد قاطع و قانونی با آنها و روانه ساختن آنها به شهری که حتی یک شهرک صنعتی و یا چندین کارخانه در آن وجود ندارد، راهی بجز رفتن در مسیر های غیر قانونی و خلاف را برای آنها باقی می گذارد؟
,
انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه