پاسخی به یک اتهام!
شما که سخنران و اهل منبر هستید و به طور طبیعی سر و کارتان باید با آیات و روایات باشد لابد روایات درباره اتهام زنی به مؤمن را خوانده اید و از عواقب تهمت به مؤمن خبر دارید؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از یزد رسا،
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزد رسا,جناب حجت الاسلام آقای ناصر نقویان
سلام علیکم؛
متأسفانه در خبرها خواندم جنابعالی در سخنرانی خود به مناسبت ماه مبارک رمضان که ماه استغفار و طلب آمرزش است! جمله ای را در مورد رئیس جمهور سابق بیاان کرده اید با این عبارت که " دل به هیچ جناح و گروهی نبسته ام اما خواندن دعای الهم کن لولیک در سازمان ملل یک مانور و کلاهبرداری دینی بود".
این البته اولین باری نیست که رئیس جمهور سابق را هدف سخنان نیش دار قرار می دهید و حتی حرف هایی را از منابع غیر رسمی شنیده ام که اگر صحت داشته باشد بسیار از یک عمامه به سر بعید به نظر می رسد.
شما سال گذشته و بعد از شرکت در مراسم ختم پدر همسر رئیس دولت اصلاحات چند مطلب را بیان کردید:
الف) با تفسیر غلط کلام امام راحل درباره رأی ملت (1) و به استناد مشروعیت اکثریت، حضور خود را در آن مجلس توجیه کرده و گفتید " آن مجلس ختم یکی از شلوغ ترین مجالس ختمی بود که در عمرم دیدم!"
بنده متن کامل سخنان امام راحل را در انتهای این نامه خواهم آورد اما باید بدانید شلوغی و جمعیت زیاد، هرگز دلیل بر حقانیت نیست و تاریخ سراسر است از کثرت جبهه های باطل و انگشت شمار بودن جبهه های حق و صد البته شلوغی مراسم ختم پدر همسر یک شخص لزوما دلیلی بر حقانیت دامادش نیست.
ب) شما گفتید رئیس دولت اصلاحات هشت سال رئیس دولت بود و بارها با عنوان خاتمی عزیز مورد خطاب رهبر انقلاب قرار گرفت و به نظر من رئیس جمهور بعد از او بیشتر به ملت ضربه زده است!
جناب نقویان علی رغم این که با یک جمله کوتاه خواسته اید حقانیت یک فرد را اثبات کنید ولی خوب است بدانید حضرت آقا امثال این جمله را درباره خیلی از شخصیت ها بیان کرده و می کنند و اتفاقا رئیس دولت نهم و دهم نیز بارها مورد تعریف و تمجید ایشان قرار گرفته است و حتی در آخرین دیدار با اعضای دولت دهم فرمودند " این دولت بحمدالله توانست شعارهای انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار کند و آنها را در جامعه مطرح کند. (2) "
شما که سخنران و اهل منبر هستید و به طور طبیعی سر و کارتان باید با آیات و روایات باشد لابد روایات درباره اتهام زنی به مؤمن را خوانده اید و از عواقب تهمت به مؤمن خبر دارید ، بنابر این چگونه و بر اساس چه دلیل ومنطق و استدلالی به خود اجازه می دهید که بر روی منبری که جایگاه مقدسی دارد _ و خودتان بیشتر از بنده به اهمیت و قداست این جایگاه واقف هستید _ به یک فرد مؤمن اتهام بزنید؟
اکنون و در پایان این نامه توجه شما و همه خوانندگان را به چند روایت از کتاب شریف اصول کافی جلب می کنم. ( البته مرحوم حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه این چند روایت را با عنوان " باب حرمت تهمت و سوء ظن به مؤمن" آورده است و خوب می دانید که این یک فتوای شرعی نیز هست)
1- امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون مؤمن به برادر دینى خود تهمت بزند ایمان در قلبش آب شود مانند نمک در آب.
2- عمر بن یزید از پدرش نقل کرده: که شنیدم امام صادق (علیه السلام) مىفرمود: هر که به برادر دینى خود تهمت بزند احترام میان آنها از بین میرود و هر که با برادر دینى خود مانند باقى مردم رفتار کند، از آنچه که خود را بدان بسته (مذهب جعفرى) بیزار و برکنار شده است.
3- امام صادق (علیه السلام) فرمود: که على (علیه السلام) فرموده است: گفتار و کردار برادرت را حمل بر نیکى کن، مگر این که کارى از او سربزند که نتوانى توجیه کنى، و به گفتار او تا جایى که مىتوان حمل بر نیکى کرد سوء ظن نبر.
در پایان این نکته را هم اضافه می کنم :
جناب نقویان شما که یک فرد مؤمن را به خاطر خواندن دعای سلامتی امام زمان (علیه السلام) کلاهبردار می خوانید آیا در آن روزی که رئیس دولت اعتدال با دشمن ملت گفتگو کرد و در پایان تماسش به او have a nice day (روز خوبی داشته باشی) گفت آیا از زشتی این کار حرفی زدید یا خیر؟
به امید آن که در روز حساب و در محضر دادگاه عدل حضرت پروردگار شرمنده و سنگین بار از حق مردم نباشیم.
نسأل الله منازل الشهداء
محمد هادی سمتی
بامداد چهارشنبه سوم تیرماه سال اقتصاد و فرهنگ
شهر مقدس قم
پی نوشت :
صحیفه امام، ج8، ص: 169 ، سخنرانى [در جمع پرسنل نیروى هوایى (قانون اساسى- غربزدگان)]
زمان: 25 خرداد 1358/ 20 رجب 1399، مکان: قم
موضوع: قانون اساسى جمهورى اسلامى و کارشکنى غرب باوران- خطر روشنفکر مآبهاى غربزده
حضار: پرسنل نیروى هوایى
... ما به اشخاصى که اطلاع ندارند از قوانین اسلام، اطلاع ندارند از روح اسلام، نمىدانند که اگر اسلام تحقق پیدا بکند چه خواهد شد، ما به آنها اجازه نمىدهیم که دخالت در این امور بکنند.
بله، حق رأى دارند؛ رأى بدهند که اسلام نه؛ چنانکه دادند. مختارند که رأى بدهند؛ لکن نگویند که ما مجلس مؤسسان کوچک را نمى خواهیم. یک مجلس مؤسسان پانصد- ششصد نفرى مىخواهیم! بهانه نگیرند.
مگر مجلس مؤسسان چیست؟ جز این است که اشخاصى که مردم آنها را انتخاب مىکنند باید بنشینند و قانون را ملاحظه کنند؟ باید حتماً ششصد- هفتصد نفر باشند تا نوبت به شما هم برسد!
اگر تمام ملت پنجاه نفر را تعیین کنند، اینها وکیل ملت نیستند؟ این مجلس مجلس مؤسسان نیست؟
ما بعد از این که بررسى شد در قانون اساسى، به نظر خبرگان اسلامى رسید، به نظر روحانى اسلامى رسید، به نظر علماى متعهد رسید، به نظر نمایندگان مردم رسید، باز هم در افکار عمومى مى گذاریم، خود ملت میزان است.
مجلس مؤسسان اگر اعتبار دارد براى این است که مجلس مبعوث از ملت است. خود ملت حق ندارد رأى بدهد، لکن وکیل ملت حق دارد؟!
این چه غلطى است! خود من حق ندارم تصرف بکنم در مالم، وکیل من حق دارد؟! خود شما حق ندارید رأى بدهید، وکیل شما حق دارد؟!
وکلا براى این حق دارند که وکیل شما هستند، و الّا چه حقى دارند؟ یک نفر چه حقى دارد براى 53 میلیون جمعیت رأى بدهد؟ پنجاه نفر- ششصد نفر چه حقى دارد براى یک ملت 53 میلیونى رأى بدهد؟
این حق براى این است که شما مىخواهید رأى بدهید. رأى شماست. میزان؛ رأى ملت است. ملت یکوقت خودش رأى مىدهد. یکوقت یک عدهاى را تعیین مىکند که آنها رأى بدهند: آن در مرتبه دوم صحیح است. و الّا مرتبه اول، حق مال خود ملت است.
شما خون دادید، حقوقدانان براى شما تکلیف معین کنند؟! خودتان باید تکلیف معین کنید.
شمایید، همین ملت، همین مردم محروم دانشگاه، جوانهاى محروم دانشگاه، همین جوانهاى محروم مدرسه فیضیه، همین جوان هاى محروم در ارتش، همین جوان هاى محروم در بازار، همین جوان هاى محروم در کارخانه ها و در کشاورزى، این ها باید رأى بدهند. بهانه ها را کنار بگذارید؛ از خدا بترسید؛ با ملت شوخى نکنید؛ رأى مردم را هیچ حساب نکنید؛ مردم را به حساب بیاورید.
بیانات در آخرین دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت دهم : 23/04/1392
الکافی، ج2، ص: 361 ، ٍبَابُ التُّهَمَةِ وَ سُوءِ الظَّن
تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج12، ص: 302 ، بَابُ تَحْرِیمِ تُهَمَةِ الْمُؤْمِنِ وَ سُوءِ الظَّنِّ بِه
جناب حجت الاسلام آقای ناصر نقویان
,سلام علیکم؛
,متأسفانه در خبرها خواندم جنابعالی در سخنرانی خود به مناسبت ماه مبارک رمضان که ماه استغفار و طلب آمرزش است! جمله ای را در مورد رئیس جمهور سابق بیاان کرده اید با این عبارت که " دل به هیچ جناح و گروهی نبسته ام اما خواندن دعای الهم کن لولیک در سازمان ملل یک مانور و کلاهبرداری دینی بود".
,این البته اولین باری نیست که رئیس جمهور سابق را هدف سخنان نیش دار قرار می دهید و حتی حرف هایی را از منابع غیر رسمی شنیده ام که اگر صحت داشته باشد بسیار از یک عمامه به سر بعید به نظر می رسد.
,شما سال گذشته و بعد از شرکت در مراسم ختم پدر همسر رئیس دولت اصلاحات چند مطلب را بیان کردید:
,الف) با تفسیر غلط کلام امام راحل درباره رأی ملت (1) و به استناد مشروعیت اکثریت، حضور خود را در آن مجلس توجیه کرده و گفتید " آن مجلس ختم یکی از شلوغ ترین مجالس ختمی بود که در عمرم دیدم!"
,بنده متن کامل سخنان امام راحل را در انتهای این نامه خواهم آورد اما باید بدانید شلوغی و جمعیت زیاد، هرگز دلیل بر حقانیت نیست و تاریخ سراسر است از کثرت جبهه های باطل و انگشت شمار بودن جبهه های حق و صد البته شلوغی مراسم ختم پدر همسر یک شخص لزوما دلیلی بر حقانیت دامادش نیست.
,ب) شما گفتید رئیس دولت اصلاحات هشت سال رئیس دولت بود و بارها با عنوان خاتمی عزیز مورد خطاب رهبر انقلاب قرار گرفت و به نظر من رئیس جمهور بعد از او بیشتر به ملت ضربه زده است!
,جناب نقویان علی رغم این که با یک جمله کوتاه خواسته اید حقانیت یک فرد را اثبات کنید ولی خوب است بدانید حضرت آقا امثال این جمله را درباره خیلی از شخصیت ها بیان کرده و می کنند و اتفاقا رئیس دولت نهم و دهم نیز بارها مورد تعریف و تمجید ایشان قرار گرفته است و حتی در آخرین دیدار با اعضای دولت دهم فرمودند " این دولت بحمدالله توانست شعارهای انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار کند و آنها را در جامعه مطرح کند. (2) "
,شما که سخنران و اهل منبر هستید و به طور طبیعی سر و کارتان باید با آیات و روایات باشد لابد روایات درباره اتهام زنی به مؤمن را خوانده اید و از عواقب تهمت به مؤمن خبر دارید ، بنابر این چگونه و بر اساس چه دلیل ومنطق و استدلالی به خود اجازه می دهید که بر روی منبری که جایگاه مقدسی دارد _ و خودتان بیشتر از بنده به اهمیت و قداست این جایگاه واقف هستید _ به یک فرد مؤمن اتهام بزنید؟
,اکنون و در پایان این نامه توجه شما و همه خوانندگان را به چند روایت از کتاب شریف اصول کافی جلب می کنم. ( البته مرحوم حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه این چند روایت را با عنوان " باب حرمت تهمت و سوء ظن به مؤمن" آورده است و خوب می دانید که این یک فتوای شرعی نیز هست)
,1- امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون مؤمن به برادر دینى خود تهمت بزند ایمان در قلبش آب شود مانند نمک در آب.
,2- عمر بن یزید از پدرش نقل کرده: که شنیدم امام صادق (علیه السلام) مىفرمود: هر که به برادر دینى خود تهمت بزند احترام میان آنها از بین میرود و هر که با برادر دینى خود مانند باقى مردم رفتار کند، از آنچه که خود را بدان بسته (مذهب جعفرى) بیزار و برکنار شده است.
,3- امام صادق (علیه السلام) فرمود: که على (علیه السلام) فرموده است: گفتار و کردار برادرت را حمل بر نیکى کن، مگر این که کارى از او سربزند که نتوانى توجیه کنى، و به گفتار او تا جایى که مىتوان حمل بر نیکى کرد سوء ظن نبر.
,در پایان این نکته را هم اضافه می کنم :
,جناب نقویان شما که یک فرد مؤمن را به خاطر خواندن دعای سلامتی امام زمان (علیه السلام) کلاهبردار می خوانید آیا در آن روزی که رئیس دولت اعتدال با دشمن ملت گفتگو کرد و در پایان تماسش به او have a nice day (روز خوبی داشته باشی) گفت آیا از زشتی این کار حرفی زدید یا خیر؟
,به امید آن که در روز حساب و در محضر دادگاه عدل حضرت پروردگار شرمنده و سنگین بار از حق مردم نباشیم.
,نسأل الله منازل الشهداء
,محمد هادی سمتی
,بامداد چهارشنبه سوم تیرماه سال اقتصاد و فرهنگ
,شهر مقدس قم
,پی نوشت :
,
صحیفه امام، ج8، ص: 169 ، سخنرانى [در جمع پرسنل نیروى هوایى (قانون اساسى- غربزدگان)]
زمان: 25 خرداد 1358/ 20 رجب 1399، مکان: قم
,
موضوع: قانون اساسى جمهورى اسلامى و کارشکنى غرب باوران- خطر روشنفکر مآبهاى غربزده
,حضار: پرسنل نیروى هوایى
,... ما به اشخاصى که اطلاع ندارند از قوانین اسلام، اطلاع ندارند از روح اسلام، نمىدانند که اگر اسلام تحقق پیدا بکند چه خواهد شد، ما به آنها اجازه نمىدهیم که دخالت در این امور بکنند.
,بله، حق رأى دارند؛ رأى بدهند که اسلام نه؛ چنانکه دادند. مختارند که رأى بدهند؛ لکن نگویند که ما مجلس مؤسسان کوچک را نمى خواهیم. یک مجلس مؤسسان پانصد- ششصد نفرى مىخواهیم! بهانه نگیرند.
,مگر مجلس مؤسسان چیست؟ جز این است که اشخاصى که مردم آنها را انتخاب مىکنند باید بنشینند و قانون را ملاحظه کنند؟ باید حتماً ششصد- هفتصد نفر باشند تا نوبت به شما هم برسد!
,اگر تمام ملت پنجاه نفر را تعیین کنند، اینها وکیل ملت نیستند؟ این مجلس مجلس مؤسسان نیست؟
,ما بعد از این که بررسى شد در قانون اساسى، به نظر خبرگان اسلامى رسید، به نظر روحانى اسلامى رسید، به نظر علماى متعهد رسید، به نظر نمایندگان مردم رسید، باز هم در افکار عمومى مى گذاریم، خود ملت میزان است.
,مجلس مؤسسان اگر اعتبار دارد براى این است که مجلس مبعوث از ملت است. خود ملت حق ندارد رأى بدهد، لکن وکیل ملت حق دارد؟!
,این چه غلطى است! خود من حق ندارم تصرف بکنم در مالم، وکیل من حق دارد؟! خود شما حق ندارید رأى بدهید، وکیل شما حق دارد؟!
,وکلا براى این حق دارند که وکیل شما هستند، و الّا چه حقى دارند؟ یک نفر چه حقى دارد براى 53 میلیون جمعیت رأى بدهد؟ پنجاه نفر- ششصد نفر چه حقى دارد براى یک ملت 53 میلیونى رأى بدهد؟
,این حق براى این است که شما مىخواهید رأى بدهید. رأى شماست. میزان؛ رأى ملت است. ملت یکوقت خودش رأى مىدهد. یکوقت یک عدهاى را تعیین مىکند که آنها رأى بدهند: آن در مرتبه دوم صحیح است. و الّا مرتبه اول، حق مال خود ملت است.
,شما خون دادید، حقوقدانان براى شما تکلیف معین کنند؟! خودتان باید تکلیف معین کنید.
,شمایید، همین ملت، همین مردم محروم دانشگاه، جوانهاى محروم دانشگاه، همین جوانهاى محروم مدرسه فیضیه، همین جوان هاى محروم در ارتش، همین جوان هاى محروم در بازار، همین جوان هاى محروم در کارخانه ها و در کشاورزى، این ها باید رأى بدهند. بهانه ها را کنار بگذارید؛ از خدا بترسید؛ با ملت شوخى نکنید؛ رأى مردم را هیچ حساب نکنید؛ مردم را به حساب بیاورید.
,,
بیانات در آخرین دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت دهم : 23/04/1392
الکافی، ج2، ص: 361 ، ٍبَابُ التُّهَمَةِ وَ سُوءِ الظَّن
تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج12، ص: 302 ، بَابُ تَحْرِیمِ تُهَمَةِ الْمُؤْمِنِ وَ سُوءِ الظَّنِّ بِه
,
,
انتهای پیام/ح
]
ارسال دیدگاه