گفتگوی خواندنی با یک معتاد بهبود یافته

گفتگوی خواندنی با یک معتاد بهبود یافته
احمدرضا می گوید:الان که ترک کرده ام، فهمیدم چگونه 21سال از زندگی و بهترین دوران نوجوانی و جوانی ام را با موادمخدر نابود کردم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رهیاب نیوز، معتادانی هستیم که در حال بهبودیم و اکنون به طور مرتب دور هم جمع می شویم تا به کمک هم پاکی خود را حفظ کنیم. مامعتادانی هستیم که برخلاف انتظار، از مهلکه اعتیاد جان سالم به در بردیم و متوجه شدیم برای ما هم امید وجود دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رهیاب نیوز,

این سخنان یکی از معتادان بهبود یافته ای است که پس از سال ها مصرف این مواد افیونی، سرانجام با پیوستن به انجمن معتادان گمنام تحت عنوان انجمنNA، چند سالی است پاکی خود را به دست آورده است.

, این سخنان یکی از معتادان بهبود یافته ای است که پس از سال ها مصرف این مواد افیونی، سرانجام با پیوستن به انجمن معتادان گمنام تحت عنوان انجمن, NA, ، چند سالی است پاکی خود را به دست آورده است.,

انجمنNA، با هدف ایجاد بهبودی و رساندن پیام آن به معتادانی که هنوز در عذاب هستند برای اولین بار در سال 1953 در جنوب کالیفرنیا شکل گرفت و کم کم در سراسر جهان گسترش پیداکرد. این انجمن متشکل از معتادان گمنام اعم از زنان و مردانی است که اعتیاد به موادمخدر مشکل اصلی زندگی شان محسوب می شود.

, انجمن, NA, ، با هدف ایجاد بهبودی و رساندن پیام آن به معتادانی که هنوز در عذاب هستند برای اولین بار در سال 1953 در جنوب کالیفرنیا شکل گرفت و کم کم در سراسر جهان گسترش پیداکرد. این انجمن متشکل از معتادان گمنام اعم از زنان و مردانی است که اعتیاد به موادمخدر مشکل اصلی زندگی شان محسوب می شود.,

پیام های بهبودی که برمبنای تجربه اعضا است نقل به نفل منتقل شده و اعضای گروه نسبت به حرف های صادقانه واکنش مثبت نشان می دهند و تنها لازمه عضویت تمایل به قطع مصرف است.

, پیام های بهبودی که برمبنای تجربه اعضا است نقل به نفل منتقل شده و اعضای گروه نسبت به حرف های صادقانه واکنش مثبت نشان می دهند و تنها لازمه عضویت تمایل به قطع مصرف است.,

احمدرضا یکی از افرادی است که در اوج مصرف موادمخدر، سرانجام تصمیم به پاکی خود می گیرد و با پیوستن به انجمن و صرف فعل خواستن، بعد از سال ها اعتیاد، اینک زندگی را در کمال پاکی و رهایی از این موادافیونی می گذراند.

, احمدرضا یکی از افرادی است که در اوج مصرف موادمخدر، سرانجام تصمیم به پاکی خود می گیرد و با پیوستن به انجمن و صرف فعل خواستن، بعد از سال ها اعتیاد، اینک زندگی را در کمال پاکی و رهایی از این موادافیونی می گذراند.,

 

,

رهیاب: چندسال استعمال مصرف موادمخدر را در کارنامه زندگی خود داری و دلیل روی آوردن شما به اعتیاد چه بود؟

, رهیاب: چندسال استعمال مصرف موادمخدر را در کارنامه زندگی خود داری و دلیل روی آوردن شما به اعتیاد چه بود؟,

احمدرضا:اعتیاد من به سال ها پیش برمی گردد حدودا 15-16 ساله بودم که شروع به مصرف مواد کردم و قریب به 21سال اعتیاد فعال داشتم.

, احمدرضا:, اعتیاد من به سال ها پیش برمی گردد حدودا 15-16 ساله بودم که شروع به مصرف مواد کردم و قریب به 21سال اعتیاد فعال داشتم.,

عوامل زیادی باعث اعتیادم شد مثل جنگ و دعواهای مداوم در خانه که سبب سلب آرامشم شده بود، دائم از خانه فراری بودم و همین امر باعث پناه بردنم به دوستانی شد که با کمک افکار خرابی که همیشه در ذهن داشتم مرا به سمت مصرف موادمخدر ترغیب کرد.

, عوامل زیادی باعث اعتیادم شد مثل جنگ و دعواهای مداوم در خانه که سبب سلب آرامشم شده بود، دائم از خانه فراری بودم و همین امر باعث پناه بردنم به دوستانی شد که با کمک افکار خرابی که همیشه در ذهن داشتم مرا به سمت مصرف موادمخدر ترغیب کرد.,

 

,

رهیاب: چگونه استعمال موادمخدر را شروع کردی؟

, رهیاب: چگونه استعمال موادمخدر را شروع کردی؟,

احمدرضا:اوایل با سیگار شروع کردم و وقتی دیدم دوستانم بعد از مصرف مواد، شاد و شنگول می شدند من هم به خاطر رهایی از افکار آشفته ام، مواد مصرف کردم. ابتدا حشیش بود و کم کم به تریاک و سپس هروئین کشیده شد و در آخر هم به کراک روی آوردم.

, احمدرضا:, اوایل با سیگار شروع کردم و وقتی دیدم دوستانم بعد از مصرف مواد، شاد و شنگول می شدند من هم به خاطر رهایی از افکار آشفته ام، مواد مصرف کردم. ابتدا حشیش بود و کم کم به تریاک و سپس هروئین کشیده شد و در آخر هم به کراک روی آوردم.,

روز به روز مصرفم بیشتر می شد و به خاطر مخارج اعتیادم مجبور به دزدی می شدم و همین باعث شد اختیار زندگی ام را از دست بدهم.

, روز به روز مصرفم بیشتر می شد و به خاطر مخارج اعتیادم مجبور به دزدی می شدم و همین باعث شد اختیار زندگی ام را از دست بدهم.,

 

,

رهیاب: مصرف مواد چه تاثیری روی زندگی و برخوردهای اجتماعی شما گذاشته بود؟

, رهیاب: مصرف مواد چه تاثیری روی زندگی و برخوردهای اجتماعی شما گذاشته بود؟,

احمدرضا:از جمع فراری و به فردی گوشه نشین تبدیل شدم چون می دیدم دیگران مرا به چشم یک آدم حقیر نگاه می کنند و این باعث رنجش من نسبت به جامعه می شد؛ به قول معروف با مصرف بیشتر می خواستم از دیگران انتقام بگیرم.

, احمدرضا:, از جمع فراری و به فردی گوشه نشین تبدیل شدم چون می دیدم دیگران مرا به چشم یک آدم حقیر نگاه می کنند و این باعث رنجش من نسبت به جامعه می شد؛ به قول معروف با مصرف بیشتر می خواستم از دیگران انتقام بگیرم.,

 

,

رهیاب: در زمان مصرف موادمخدر آیا به اعتیاد خودت آگاهی داشتی یا انکار می کردی؟

, رهیاب: در زمان مصرف موادمخدر آیا به اعتیاد خودت آگاهی داشتی یا انکار می کردی؟,

احمدرضا:در چندسال اولیه مصرفم، هیچ وقت فکر نمی کردم من معتاد هستم چون آن قدر دیوار افکارم بلند بود که اعتیادم را نمی دیدم و با خود می گفتم من معتاد نیستم هر موقع بخواهم ترک می کنم، معتاد کسی است که توی پارک می خوابد و یا کنار جوی یا خیابان افتاده است.

, احمدرضا:, در چندسال اولیه مصرفم، هیچ وقت فکر نمی کردم من معتاد هستم چون آن قدر دیوار افکارم بلند بود که اعتیادم را نمی دیدم و با خود می گفتم من معتاد نیستم هر موقع بخواهم ترک می کنم، معتاد کسی است که توی پارک می خوابد و یا کنار جوی یا خیابان افتاده است.,

 

,

رهیاب: چه شد که تصمیم به ترک گرفتی؟

, رهیاب: چه شد که تصمیم به ترک گرفتی؟,

احمدرضا:بعد از 21 سال مصرفدیگر خسته شدم، از خودم و از مواد مخدر. دائم از خدا می خواستم یا جانم را بگیرد یا کمکم کند ترک کنم چون همه اختیار من در دست مواد بود. او بود که می گفت با چه کسی بگردم، چی بخورم، کی بخوابم و کجا بروم؛ تا این که اول به یاری حق و بعد با کمک انجمن معتادان گمنام توانستم اعتیاد را کنار بگذارم و الان حدود هفت سال است که هیچ گونه ماده مخدر و یا الکل مصرف نکرده ام.

, احمدرضا:, بعد از 21 سال مصرفدیگر خسته شدم، از خودم و از مواد مخدر. دائم از خدا می خواستم یا جانم را بگیرد یا کمکم کند ترک کنم چون همه اختیار من در دست مواد بود. او بود که می گفت با چه کسی بگردم، چی بخورم، کی بخوابم و کجا بروم؛ تا این که اول به یاری حق و بعد با کمک انجمن معتادان گمنام توانستم اعتیاد را کنار بگذارم و الان حدود هفت سال است که هیچ گونه ماده مخدر و یا الکل مصرف نکرده ام.,

 

,

رهیاب: آیا بعد از ترک اعتیاد، وسوسه برگشتن به شما دست می داد؟

, رهیاب: آیا بعد از ترک اعتیاد، وسوسه برگشتن به شما دست می داد؟,

احمدرضا:اوایل ترک، یک موقع هایی می شد که احساس بی هویتی و پوچی به سراغم می آمد که باعث می شد وسوسه یکبار مصرف دوباره، به سراغم بیاید ولی با یادآوری بدبختی هایی که به خاطر استعمال موادمخدر کشیدم و شناختی که از بیماری اعتیاد پیدا کردم خیلی راحت وسوسه را از خودم دور می کردم که البته این ها را هم در انجمن معتادان گمنام تجربه کردم.

, احمدرضا:, اوایل ترک، یک موقع هایی می شد که احساس بی هویتی و پوچی به سراغم می آمد که باعث می شد وسوسه یکبار مصرف دوباره، به سراغم بیاید ولی با یادآوری بدبختی هایی که به خاطر استعمال موادمخدر کشیدم و شناختی که از بیماری اعتیاد پیدا کردم خیلی راحت وسوسه را از خودم دور می کردم که البته این ها را هم در انجمن معتادان گمنام تجربه کردم.,

من الان هیچ گونه رغبتی به مصرف مواد ندارم و هرگاه اندک وسوسه ای به سراغم بیاید، گذشته ام را به یاد می آورم و از همه مهم تر با کسی که از جنس خودم هست مشارکت می کنم و از وسوسه رها می شوم چون آموختم تنها با اقراربه وسوسه و مشارکت آن، می توانم به خودم کمک کنم.

, من الان هیچ گونه رغبتی به مصرف مواد ندارم و هرگاه اندک وسوسه ای به سراغم بیاید، گذشته ام را به یاد می آورم و از همه مهم تر با کسی که از جنس خودم هست مشارکت می کنم و از وسوسه رها می شوم چون آموختم تنها با اقراربه وسوسه و مشارکت آن، می توانم به خودم کمک کنم.,

 

,

رهیاب: زندگی شما قبل و بعد از ترک اعتیاد چه فرقی داشت و چه احساسی نسبت به خودت و زندگی پیدا کردی؟

, رهیاب: زندگی شما قبل و بعد از ترک اعتیاد چه فرقی داشت و چه احساسی نسبت به خودت و زندگی پیدا کردی؟,

احمدرضا:در زمان مصرف افکار خراب و منحرفی داشتم و هرچیزی را با افکار بیمارم سنجش می کردم و تفکرم این بود تنها خودم قادر فهمیدن هستم و فکر من بکر است، از درک گفته های دیگران عاجز بودم.

, احمدرضا:, در زمان مصرف افکار خراب و منحرفی داشتم و هرچیزی را با افکار بیمارم سنجش می کردم و تفکرم این بود تنها خودم قادر فهمیدن هستم و فکر من بکر است، از درک گفته های دیگران عاجز بودم.,

هیچ کدام از ما مصرف کنندگان دوست نداشتیم که معتاد شویم و زمانی که به این بلای خانمانسوز دچار شدیم، دیگران به جای این که دست مان را بگیرند تا بیشتر فرو نرویم، پا روی مان گذاشتند و گذشتند تا جایی که قانون هم ما را به چشم یک مجرم نگاه می کرد نه یک بیمار؛ به همین خاطر دائم در حال فرار از دیگران بودیم و هیچ پناهی را بهتر از موادمخدر و هیچ پناهگاهی را بهتر از دوستان مصرف کننده نمی دیدم چون در تصورم فقط آن ها بودند که حرف مرا می فهمیدند و درکم می کردند.

, هیچ کدام از ما مصرف کنندگان دوست نداشتیم که معتاد شویم و زمانی که به این بلای خانمانسوز دچار شدیم، دیگران به جای این که دست مان را بگیرند تا بیشتر فرو نرویم، پا روی مان گذاشتند و گذشتند تا جایی که قانون هم ما را به چشم یک مجرم نگاه می کرد نه یک بیمار؛ به همین خاطر دائم در حال فرار از دیگران بودیم و هیچ پناهی را بهتر از موادمخدر و هیچ پناهگاهی را بهتر از دوستان مصرف کننده نمی دیدم چون در تصورم فقط آن ها بودند که حرف مرا می فهمیدند و درکم می کردند.,

اما الان که ترک کرده ام، فهمیدم چگونه 21سال از زندگی و بهترین دوران نوجوانی و جوانی ام را با موادمخدر نابود کردم.

, اما الان که ترک کرده ام، فهمیدم چگونه 21سال از زندگی و بهترین دوران نوجوانی و جوانی ام را با موادمخدر نابود کردم.,

 

,

رهیاب: دنیای امروز احمدرضا چگونهاست؟

, رهیاب: دنیای امروز احمدرضا چگونهاست؟,

احمدرضا:امروز که 43سال از عمرم می گذرد، می دانم یک انسانم و حق زندگی من، شادی است توام با تلاش برای خوب زندگی کردن. امروز علی رغم فشارهای زندگی که هرکسی در گذران عمرش با آن روبروست، افسرده و منزوی نیستم، می دانم قدرت مبارزه دارم چرا که فعل خواستن را صرف کردم.

, احمدرضا:, امروز که 43سال از عمرم می گذرد، می دانم یک انسانم و حق زندگی من، شادی است توام با تلاش برای خوب زندگی کردن. امروز علی رغم فشارهای زندگی که هرکسی در گذران عمرش با آن روبروست، افسرده و منزوی نیستم، می دانم قدرت مبارزه دارم چرا که فعل خواستن را صرف کردم.,

از خودخواه بودن رها شدم و همه تلاشم را می کنم تا با همه برخوردی دوستانه داشته باشم.

, از خودخواه بودن رها شدم و همه تلاشم را می کنم تا با همه برخوردی دوستانه داشته باشم.,

 

,

رهیاب: رفتار جامعه و خانواده با یک فرد مصرف کننده مواد مخدر باید چگونه باشد؟

, رهیاب: رفتار جامعه و خانواده با یک فرد مصرف کننده مواد مخدر باید چگونه باشد؟,

احمدرضا:د روهله اول خانواده و سپس جامعه ، فرد معتاد را بیماری بدانند که نیاز به دستگیری دارد. همه ما راهی برای برگشتن به روال طبیعی زندگی داریم و شاید این حق ما باشد اما طردشدن، خیلی از معتادین را به ورطه نابودی و مردن می کشاند. خانواده و جامعه بپذیرند که این افراد نیاز به درک شدن، دیده شدن، دستگیری و حمایت دارند و باورداشته باشند معتادین نیز می توانند راهی به سوی فردا بازکنند.

, احمدرضا:, د روهله اول خانواده و سپس جامعه ، فرد معتاد را بیماری بدانند که نیاز به دستگیری دارد. همه ما راهی برای برگشتن به روال طبیعی زندگی داریم و شاید این حق ما باشد اما طردشدن، خیلی از معتادین را به ورطه نابودی و مردن می کشاند. خانواده و جامعه بپذیرند که این افراد نیاز به درک شدن، دیده شدن، دستگیری و حمایت دارند و باورداشته باشند معتادین نیز می توانند راهی به سوی فردا بازکنند.,

 

,

رهیاب: حرف آخر احمدرضا خطاب به اطرافیان؟

, رهیاب: حرف آخر احمدرضا خطاب به اطرافیان؟,

احمدرضا:اگر خانواده ها آگاهی لازم در خصوص نوع برخورد با یک مصرف کننده را داشته باشند و اگر در جامعه دسترسی به موادمخدر به راحتی میسر نباشد، اگر آموزش و پرورش در شناخت این معضل و بیماری تلاش گسترده ای به خرج دهد و اگر همه و همه برای نجات یک مصرف کننده دست به دست هم بدهند، این بیماری را می توان به راحتی شکست داد و از آمار افراد مبتلا به مصرف مواد به شدت کم کرد.

, احمدرضا:, اگر خانواده ها آگاهی لازم در خصوص نوع برخورد با یک مصرف کننده را داشته باشند و اگر در جامعه دسترسی به موادمخدر به راحتی میسر نباشد، اگر آموزش و پرورش در شناخت این معضل و بیماری تلاش گسترده ای به خرج دهد و اگر همه و همه برای نجات یک مصرف کننده دست به دست هم بدهند، این بیماری را می توان به راحتی شکست داد و از آمار افراد مبتلا به مصرف مواد به شدت کم کرد.,

و حرفم خطاب به مصرف کنندگان موادمخدر این است که خواستن توانستن است اگر واقعا قصد ترک بگیرید.

, و حرفم خطاب به مصرف کنندگان موادمخدر این است که خواستن توانستن است اگر واقعا قصد ترک بگیرید.,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه