شکرالله عطارزاده؛
شهید بهشتی دریای صبر و مجاهدت بود
هفتم تیرماه یادآور روزی است که 72 تن بعد از شهدای کربلا به قافله سالاری شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی در آتش کینه منافقین کوردل در سال 1360 سوختند و به مقام قرب الهی رسیدند .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از "سپاس"، امروز هفتم تیرماه یادآور روزی است که 72 تن بعد از شهدای کربلا به قافله سالاری شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی در آتش کینه منافقین کوردل در سال 1360 سوختند و به مقام قرب الهی رسیدند .
با تسلیت این غم جانکاه همیشگی به ساحت مقدس امام زمان ع و امت اسلامی بنا به وظیفه و در راستای تکریم این شهید والامقام به شرح خاطره ای از ایشان می پردازم .
امید که مقبول درگاه حق باشد:
با تسلیت این غم جانکاه همیشگی به ساحت مقدس امام زمان ع و امت اسلامی بنا به وظیفه و در راستای تکریم این شهید والامقام به شرح خاطره ای از ایشان می پردازم .
امید که مقبول درگاه حق باشد:, "سپاس"، ,
,
,
بنی صدر به ریاست جمهوری رسیده بود و مملکت دو دستی تقدیم لیبرالها و غرب گرایان شده بود و هر روز روزنامه های زنجیره ای با تیترهای واحد که از یک جا سازماندهی می شد موجی از تحریکات و سیاه نمایی به راه می انداختند.
روزنامه انقلاب اسلامی که با بنی صدر متولد شد و ارگان فکری او بود با مدیریت یکی از همراهان از فرانسه برگشته او بنام ج-پ (از بچه های استان بوشهر)اداره می شد نقش بسزایی در این آشفتگی سیاسی جامعه داشت .
در آن روزها حقیر با حکم مسئول امور استان های حزب جمهوری اسلامی جناب آقای دکتر بادامچیان مسئولیت دفتر شهرستان دیلم را بعهده داشتم و دفتر دیلم تحت نظارت خوزستان اداره می شد و طی تماسی که از اهواز با ما داشتند اعلام کردند آیت الله بهشتی قرار است برای سخنرانی به اهواز بیاید .
بالاخره موعد جلسه و محل سخنرانی دکتر بهشتی رااعلام کردند و صبح روزی که قرار بود به اهواز برویم با یکی از دوستان عضو حزب بنام آقای علی ز هماهنگی کردم که دو نفری به اهواز برویم و در جلسات دکتر شرکت نمائیم.
تحلیل من در آن ساعات مثل ایشان نبود .من می دانستم که لیبرالها و معاندین نظام و ولایت فقیه دنبال سیاه نمایی و آشوب طلبی هستند و توپخانه تبلیغاتی بزرگی برای این کار آماده کرده اند و آن روزها وسیله نقلیه شخصی نداشتیم و مجبور بودیم به سه راهی دیلم برویم و با ماشینهای بین راهی خودمان را به اهواز برسانیم که درست به سه راهی رسیده بودم که دیدم دوستم هم رسید.
روزنامه انقلاب اسلامی که با بنی صدر متولد شد و ارگان فکری او بود با مدیریت یکی از همراهان از فرانسه برگشته او بنام ج-پ (از بچه های استان بوشهر)اداره می شد نقش بسزایی در این آشفتگی سیاسی جامعه داشت .
در آن روزها حقیر با حکم مسئول امور استان های حزب جمهوری اسلامی جناب آقای دکتر بادامچیان مسئولیت دفتر شهرستان دیلم را بعهده داشتم و دفتر دیلم تحت نظارت خوزستان اداره می شد و طی تماسی که از اهواز با ما داشتند اعلام کردند آیت الله بهشتی قرار است برای سخنرانی به اهواز بیاید .
بالاخره موعد جلسه و محل سخنرانی دکتر بهشتی رااعلام کردند و صبح روزی که قرار بود به اهواز برویم با یکی از دوستان عضو حزب بنام آقای علی ز هماهنگی کردم که دو نفری به اهواز برویم و در جلسات دکتر شرکت نمائیم.
تحلیل من در آن ساعات مثل ایشان نبود .من می دانستم که لیبرالها و معاندین نظام و ولایت فقیه دنبال سیاه نمایی و آشوب طلبی هستند و توپخانه تبلیغاتی بزرگی برای این کار آماده کرده اند و آن روزها وسیله نقلیه شخصی نداشتیم و مجبور بودیم به سه راهی دیلم برویم و با ماشینهای بین راهی خودمان را به اهواز برسانیم که درست به سه راهی رسیده بودم که دیدم دوستم هم رسید.,
,
,
,
,
روزنامه انقلاب اسلامی هم خریده بود و با ناراحتی تیتر روزنامه را نشانم داد که با خط درشت نوشته بود" نوار کودتای آیت کشف شد".
, روزنامه انقلاب اسلامی هم خریده بود و با ناراحتی تیتر روزنامه را نشانم داد که با خط درشت نوشته بود" نوار کودتای آیت کشف شد".,
دل دوستم کلی فرو ریخته بود و از من خواست که منصرف شویم و قید این سفر را بزنیم چون باورش این بود که با این خبر کار حزب و شهید بهشتی و تشکیلات ما به هوا رفته و خلاصه باید در حزب را ببندیم.
یاران بنی صدر متخصص تبلیغات گوبلزی بودند و دروغ را به اندازه ای بزرگ جلوه می دادند که کسی در دروغ بودن آن شک نکند همانند توپخانه دروغ پردازی اصلاح طلبان در حال حاضر که روزانه صدها دروغ روانه بازار می کنند و مردم را بمباران تبلیغات دروغ خود می کنند .
مجری برنامه اعلام کرد هم اینک دکتر بهشتی برای سخنرانی وارد می شود . دکتر که وارد شد سالن در یک حالت خفگی قرار داشت و جز تعداد اندکی که جرات کردند صلواتی بفرستند بقیه جمعیت سالن در سکوت مبهمی بودند.
با هر سختی بود با دوستم حرکت و خود را به اهواز رساندیم و به محل برگزاری جلسه سخنرانی که دانشکده کشاورزی، دانشگاه اهواز بود رساندیم.
جو بسیار سنگینی بر فضای سالن حاکم بود و هنوز دکتر بهشتی نیامده کلی شعار بر علیه او نثار کردند و مه نمی دانستیم چه اتفاقی خواهد افتاد ولی پیش بینی این بود که روز خوبی برای شهید بهشتی و یارانش نخواهد بود.
با شنیدن این خبر سالن از کف زدن و هورا کشیدن منفجر شد و درود بر گلزاده غفوری سر دادند و جریان چپ حاکم بر دانشگاه توطئه خود را به سرانجام رسانده بود و تصور ما این بود که دکتر بخاطر پرهیز از درگیری سالن را ترک خواهد کرد، اما این گونه نبود .
سرو صدا وحشتناک سالن که تمام شد و بهشتی سکان هدایت سالن را بدست گرفت و با خوشرویی و لبخند زیبای خود گفت:"چه قدر باعث خوشحالی من شد که پس از سالها همکاری و همفکری با برادر عزیزم جناب آقای گلزاده غفوری در نوشتن کتب دینی آموزش و پرورش در قم باز امروز توفیقی شده که ایشان را در اینجا زیارت کنم".
, دل دوستم کلی فرو ریخته بود و از من خواست که منصرف شویم و قید این سفر را بزنیم چون باورش این بود که با این خبر کار حزب و شهید بهشتی و تشکیلات ما به هوا رفته و خلاصه باید در حزب را ببندیم.
یاران بنی صدر متخصص تبلیغات گوبلزی بودند و دروغ را به اندازه ای بزرگ جلوه می دادند که کسی در دروغ بودن آن شک نکند همانند توپخانه دروغ پردازی اصلاح طلبان در حال حاضر که روزانه صدها دروغ روانه بازار می کنند و مردم را بمباران تبلیغات دروغ خود می کنند .
مجری برنامه اعلام کرد هم اینک دکتر بهشتی برای سخنرانی وارد می شود . دکتر که وارد شد سالن در یک حالت خفگی قرار داشت و جز تعداد اندکی که جرات کردند صلواتی بفرستند بقیه جمعیت سالن در سکوت مبهمی بودند.
با هر سختی بود با دوستم حرکت و خود را به اهواز رساندیم و به محل برگزاری جلسه سخنرانی که دانشکده کشاورزی، دانشگاه اهواز بود رساندیم.
جو بسیار سنگینی بر فضای سالن حاکم بود و هنوز دکتر بهشتی نیامده کلی شعار بر علیه او نثار کردند و مه نمی دانستیم چه اتفاقی خواهد افتاد ولی پیش بینی این بود که روز خوبی برای شهید بهشتی و یارانش نخواهد بود.
با شنیدن این خبر سالن از کف زدن و هورا کشیدن منفجر شد و درود بر گلزاده غفوری سر دادند و جریان چپ حاکم بر دانشگاه توطئه خود را به سرانجام رسانده بود و تصور ما این بود که دکتر بخاطر پرهیز از درگیری سالن را ترک خواهد کرد، اما این گونه نبود .
سرو صدا وحشتناک سالن که تمام شد و بهشتی سکان هدایت سالن را بدست گرفت و با خوشرویی و لبخند زیبای خود گفت:"چه قدر باعث خوشحالی من شد که پس از سالها همکاری و همفکری با برادر عزیزم جناب آقای گلزاده غفوری در نوشتن کتب دینی آموزش و پرورش در قم باز امروز توفیقی شده که ایشان را در اینجا زیارت کنم".,
,
,
,
,
,
,
این جمله مثل بمب در سالن پیچید و اکثریت سالن که دشمن و مخالف بهشتی بودند تا لحظاتی برای او دست و کف زدند و برخورد او را تحسین کردند .
, این جمله مثل بمب در سالن پیچید و اکثریت سالن که دشمن و مخالف بهشتی بودند تا لحظاتی برای او دست و کف زدند و برخورد او را تحسین کردند .,
دکتر بهشتی تا آمد بسم الله بگوید مجری سالن عذرخواهی کرد و گفت: با عرض معذرت امروز اختلالی در برنامه پیش آمده و آقای گلزاده غفوری هم تصورشان این بوده که امروز سخنرانی دارند و الان در حال و
مناظره ای دیدنی و شنیدنی بین دو شخصیت با دو طرز تفکر شکل گرفت و این منطق و کلام بهشتی بود که نفسها را در سینه ها حبس کرده بود .
گلزاده در برابر سحر سخنان عارف فرزانه دکتر بهشتی تسلیم محض بود و آن قدر با منطق و درایت دکتر و کلام سحرآمیز او جمعیت محو مناظره بودند که مخالفان هم هرچند وقتی با تشویقهای خود جو سالن را به نفع او تغییر می دادند.
بیچاره دانشجویانی که در منظرشان از بهشتی یک دبو ساخته بودند وقتی پای صحبت ایشان نشستند دگرگون شدند و این رمز موفقیت او بود که به دلها چنگ می زد .
آن روز یک روز تاریخی برای نیروهای مکتبی و اصولگرابان بود و باور کردنی نبود بهشتی وقتی وارد سالن می شد کسی او را همراهی نمی کرد چون همه ترس و واهمه داشتند و حتی نیروهای دوستدار او هم با فاصله از او حرکت می کردند اما حقیر شاهد بودم سیلی از جمعیت شهید بهشتی را بر دوش گرفت و با شعارهای انفلابی از سالن خارج کردند و این صحنه مصداق آیه قرآن بود که جاءالحق و ......
, دکتر بهشتی تا آمد بسم الله بگوید مجری سالن عذرخواهی کرد و گفت: با عرض معذرت امروز اختلالی در برنامه پیش آمده و آقای گلزاده غفوری هم تصورشان این بوده که امروز سخنرانی دارند و الان در حال و
مناظره ای دیدنی و شنیدنی بین دو شخصیت با دو طرز تفکر شکل گرفت و این منطق و کلام بهشتی بود که نفسها را در سینه ها حبس کرده بود .
گلزاده در برابر سحر سخنان عارف فرزانه دکتر بهشتی تسلیم محض بود و آن قدر با منطق و درایت دکتر و کلام سحرآمیز او جمعیت محو مناظره بودند که مخالفان هم هرچند وقتی با تشویقهای خود جو سالن را به نفع او تغییر می دادند.
بیچاره دانشجویانی که در منظرشان از بهشتی یک دبو ساخته بودند وقتی پای صحبت ایشان نشستند دگرگون شدند و این رمز موفقیت او بود که به دلها چنگ می زد .
آن روز یک روز تاریخی برای نیروهای مکتبی و اصولگرابان بود و باور کردنی نبود بهشتی وقتی وارد سالن می شد کسی او را همراهی نمی کرد چون همه ترس و واهمه داشتند و حتی نیروهای دوستدار او هم با فاصله از او حرکت می کردند اما حقیر شاهد بودم سیلی از جمعیت شهید بهشتی را بر دوش گرفت و با شعارهای انفلابی از سالن خارج کردند و این صحنه مصداق آیه قرآن بود که جاءالحق و ......,
,
,
,
,
بعد از جلسه سخنرانی به دفتر حزب اهواز رفتیم و جلسه مسئولین دفاتر خوزستان و یک دفتر از بوشهر(دفتر دیلم)با حضور دکتر بهشتی برگزار گردید و دکتر رهنمودها و توصیه های لازم را ارائه فرمودند.
بعدا شهید بهشتی در یکی از سخنرانی های خود از جلسه اهواز به نیکی یاد کردند و مخصوصا وقتی رسیدند به اینکه در جلسه حزب اهواز چه کسانی حضور داشتند نامی از حضور مسئولین دفتر دیلم نیز بر زبان جاری کرده بودند.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
با احترام: شاگرد حقیر مکتب شهید بهشتی ,شکرالله عطارزاده
, بعد از جلسه سخنرانی به دفتر حزب اهواز رفتیم و جلسه مسئولین دفاتر خوزستان و یک دفتر از بوشهر(دفتر دیلم)با حضور دکتر بهشتی برگزار گردید و دکتر رهنمودها و توصیه های لازم را ارائه فرمودند.
بعدا شهید بهشتی در یکی از سخنرانی های خود از جلسه اهواز به نیکی یاد کردند و مخصوصا وقتی رسیدند به اینکه در جلسه حزب اهواز چه کسانی حضور داشتند نامی از حضور مسئولین دفتر دیلم نیز بر زبان جاری کرده بودند.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
با احترام: شاگرد حقیر مکتب شهید بهشتی ,شکرالله عطارزاده,
,
,
,
انتهای پیام/پ
, انتهای پیام/پ]
ارسال دیدگاه