یادداشت/
حس پرنده
این روزها شاید اکثریت ماها حس اون پرنده ای رو داریم که از قفس آزاد شده اما مدتهاست که پرواز از یادش رفته ...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از مرآت نیوز، خیلی جالبه که اگه ازهر دانش آموزی بپرسی چرا 13 آبان روز دانش آموز نام گرفت میتونه جواب بده اما اگه از هر دانشجویی بپرسی که چرا 16 آذر روز دانشجو شده ، شاید چراشو ندونه !
, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرآت نیوز,به راستی چرا ...؟
,- چون اولین دانشگاه ایران و توی 16 آذر ساختن ؟
,- ویا اولین استاد توی 16 آذر شروع به کار کرد ؟
,- یا اصلا شاید برای اولین بار توی 16 آذر بود که کالبد وجودی یک دانشجو شکل گرفت !!
,,
اما... نه ... هیچ کدام از این فریضه ها نیست . قضیه مهم تر ازاونیه که فکرشم بکنیم.
,بگذارخلاصه اش رابرایت بگویم تا حوصله ات سر نرود . بدانی بد نیست !
,نه به عنوان یک بچه شیعه ، بلکه به عنوان یک دانشجوی ایرانی!
,,
« 24 آبان سال 32 بود که اعلام شد : نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا به ایران می آید تا نتایج " پیروزی سیاسی " امید بخشی که در ایران نصیب طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است را ببیند .
,در مقابل دانشجویان مبارز تصمیم گرفتند ، که هنگام ورود نیکسون نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند . صبح 16 آذرهنگام ورودبه دانشگاه ، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان واوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده بودند . و وقوع حادثه ای را پیش بینی می کردند . برای جلوگیری از تنش سراسر دانشگاه تعطیل شد .
,به دنبال ورود پلیس به یکی از کلاس ها ودستگیری چند تن از دانشجویان و به دنبال اعتراضات دانشجویان در گیری سر می گیرد و به یکباره فرمان آتش صادر می شود ...
,و دانشجویان در صحن طبقه اول به خون می غلطند . عده ای زخمی می شوند و در این میان سه دانشجو به نام های "قندچی" ، " بزرگ نیا " ، " شریعت رضوی" به شهادت می رسند !»
,,
این یک قصه نیست ، بلکه یک غصه ی دیرینه است که اگر زخم سرش زخم باز کند دیگر نمی توانی در مقابل آن سه شهید سر بلند کنی ...
,آن روز عده ای در صحن دانشگاه به خون خویش غلطیدند تا امروز تو همچنان یک دانشجوی ایرانی سربلند و با عزت باقی بمانی ...
,اما تا به حال اندیشیده ای که امروز چه ...! امروز در دانشگاه ها چه می گذرد ؟!
,میخواهم گوشه ای از احوال امروزمان را برایت بگویم . شاید امروز به جای اعتراضات ، ما خود نیز به سراغ نیکسون زمانه رفته ایم و بساط استقبال را برایش فراهم کرده ایم .
,از احوال این روزها ، از آنچه که دیده ام میگویم اما ... تو مشنو ، تو باور مکن . اصلا بپندار که افسانه ای بیش نیست !
,چرا که اگر بخواهی دقت کنی، احوال این روزهایمان دق ات می دهد.
,,
البته با گفتن : " دور دور دور دورازجون بعضی ها " باید بگم:
,که یه روز توی کلاس رفتم نشستم کنارش کلاه پشمی کاپشنش رو روی سرش کشیده بود . بهش گفتم : با این آرایش میای بیرون شوهرت مخالفتی نداره ؟
,با اخم نگاهم کرد و پاشد رفت چهارتاردیف اون ورتر نشست . استاد که وارد شد بعد از حضورغیاب تازه متوجه شدم یارو پسراز آب در اومده!!!!!!!
,,
حالا این که بماند ...
,اصلا در روایتهای اخیر اخبار کوچه بازاری دانشگاهی داریم که در یک روز بارانی دانشجویی در حیاط دانشگاه در حالی که در چکمه هایش داشت غرق میشد کلیپسش روی آب میماند و همین ، همین کلیپسی که همه تان به آن گیر میدهید برایش نقش غریق نجات را ایفا میکند ...
,باز هم بگویم ؟ یا خودت بهتر میدانی ... بهتراز منی که خارج از گود حرف میزنم !
,دو پهلو حرف زدم نشانه از درد پهلوی مادر زهرا است !
,,
خوب که فکر میکنم میبینم اصلا حق داری که ندونی چرا 16 آذر روز دانشجو شد . چون وقتی که" ارزشها ": عوض می شوند و "عوضی ها " با ارزش دیگر جایی برای گلایه باقی نمی ماند.
,به راستی که آن 16آذر کجا و این 16 آذر کجا !!
,,
آن زمان رفتند و تا پای جونشون ایستادند تا چادر از سر ناموسشون کشیده نشه و این زمان ، زمانی ست که دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدن است
,زمانی ست که یک پسر این حق را به خودش می دهد تا راجع به زاویه ی ناخن انگشت کوچیکه ی همکلاسی خانم اش هم نظر بدهد
,فقط میتونم بگم زمان ، زمان غربت است !!!!!!!!!
,,
,
میدونم هنوز هم عرق ملی داری و پاش بیوفته مرد میدونی ...
,اما از این میترسم که اگه همین جوری پیش بره روزی که پاش افتاد تو دیگه پایی برای رفتن نداشته باشی ...!!
,مراقب پای دلت ، پای افکارت ، پای عقایدت باش تا بی دلیل روی مین ضد فرهنگ ها نره
,,
,
اللهم عجل لولیک الفرج
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه