حیف اگر در شب قدر، قدر خود نشناسیم!

حیف اگر در شب قدر، قدر خود نشناسیم!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مجله خبری تحلیلی شهر مینو:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نقل از مجله خبری تحلیلی شهر مینو,

امام صادق«علیه السلام» فرمودند: آغاز سال «حساب اعمال» شب قدر است، در آن شب برنامه سال آینده نوشته می شود.

,

samamos5

, samamos5, samamos5,

شب قدر، گسترده ترین سفرۀ رحمت و پر نعمت ترین مائده لصف خداست.

,

شب قدر، شب گشودن سفره دل و ریختن اشک نیاز و فصل گریستن چون ابر بهار در آستان آفریدگار غفّار است.

,

در شب قدر، روبروی «آینۀ محاسبه» می نشینیم و چهرۀ جان را بی غبار می بینیم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شستشو می دهیم.

,

شب قدر، فرصتی است تا چهرۀ دل را با آب توبه بشوییم و پاک تر گردیم و به فطرت بی عیب خویش برگردیم.

,

رمضان، موعد و عروج است و شب قدر، میعاد بیداران و معراج شب زنده داران.636981_tE6AJyQM

, 636981_tE6AJyQM, 636981_tE6AJyQM,

شب قدر، شبی است که باید به یاد روی آن یار محبوبِ عزیز، آن یار پنهان رخسار، با دردمندی های عاشقانه نالید و دیدار او را از خدای طلبید.

,

شب قدر، شب احیای خویش با دم مسیحایی دعاست.

,

شب قدر، برای آن است که قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم زنی، قدرت اراده و انتخاب را بیازمایی و «خویشتن جدید» را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی.

,

«حیف اگر در شب قدر، قدر خود نشناسیم!»

,

re1046

, re1046, re1046,

دعا، جوشیدن چشمه «ربنّا» از کویر سینه های سوزان و جریان آن بر دشت های «استجابت» است.

,

وقتی آسمان دل گرفته و ابری است، تنها باران اشک و نسیم نیایش، انسان را سبک می کند و چمن دل را میرویاند.

,

پای اشک وقتی از جاده دل عبورمی کند، دست محبت به دامان قرب می رسد، دیده شراب نور می نوشد و دل به قبله حضور رو می کند.

,

نیایش به درگاه آفریدگار، عبادتی است که از روح نیازمند انسان به آستان بلند خدا سرچشمه می گیرد.

,

انسان، این «بی نهایت کوچک» در برابر آفریدگار خویش که «بی نهایت بزرگ» است، حتی کمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذرهّ ای در برابر کهکشان هاست. آنچه این «هیچ» را با آن «همه» پیوند می دهد، «دعا»ست.

,

008

, 008, 008,

دعا تنها خواندن الفاظ نیست، بلکه خواستن است. با همه وجود، از صمیم جان و عمق دل. دعا اگر از جان سوخته و عطشناک برآید، اجابت خدا، آب گوارایی بر عطش سوزان دلسوختگان است.

,

یکی از دعاهایی که رابطه عاشقانه بنده و خدا را در اوج زیبایی ترسیم کرده، دعای ابوحمزۀ ثمالی است. در ادامه به جای ترجمۀ این فراز از دعا، برگردان ادبی آن را آورده ایم که محتوای همین قسمت از دعا را بیان می کند:

,

377944_485

, 377944_485, 377944_485,

خدایا قسم به عزت تو که هر چه عزت است در نزد توست! اگر مرا از در خانه ات برانی و در به رویم ببندی، جایی نخواهم رفت. هیچ جا. اصلا مگر جایی هم هست که بروم؟ می نشینم و دم به دم نازت را می کشم تا در را به رویم باز کنی، و من یقین دارم که باز می کنی؛ آخر به دلم افتاده که تو چه اندازه کریمی. تورا که شناختم، با کرمت شناختم و می دانم که رحمت تو اندازه ندارد که تمام شود.

,

می شود به من بگویی بنده اگر از در خانه مولا رانده شد، به کجا راه دارد تا راه آنجا را در پیش بگیرم و از تنهایی نمیرم؟ آیا بنده را در جایی جز در خانه مولا میپذیرند؟ من دست سازِ توام، به من بگو اگر مخلوق به خالق خویش پناه نبرد، به کجا پناهنده شود و دل آرام باشد که پناهش خواهند داد؟

,

الهی از ابتدا تا اینجا همه سخن از بخشش بود و کرم؛ اما شاید نتوانم از اوج امید خویش به کرم تو سخن بگویم. شاید این واژه های پیش رو توان بیان مشتی از خرمن امیدم به رحمت تو را داشته باشد.

,

خدایا! اگر دستانم را بسته زنجیر قهرت کنی و پایم را در غُل خشم خویش دربند کنی، اگر از میان همه مخلوقات خویش مرا جدا کنی و بگویی به هر که نعمت دهم، تو را از نعمت خویش محروم می کنم، اگر پرده ستّاریت خویش را از روی گناهانم برداری و در مقابل دیدگان همه بندگانت بر طبل رسوایی من بکوبی و اگر پس از این، دستور دهی که مرا دست بسته به سوی آتش برند و دیواری به بلندای زمین تا آسمان میان من و بندگان نیکت بکشی، باز هم، باز هم، باز هم رشته امیدم را از تو قطع نخواهم کرد و آرزوی بخشش تو را از صفحه دلم پاک نخواهم نمود.

,

بلند می گویم تا همه بشنوند: اگر این چنین قهرآمیز با من رفتار کنی، ذره ای از محبت تو در دلم کاسته نخواهد شد. من که نعمت های بی منتهای تورا در دنیا فراموش نمی کنم. من که یادم نرفته چقدر پرده پوشی کردی و گناهانم را پوشاندی اما می دانم که با من چنین رفتار نمی کنی…

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه