مانده از این مصیبت، در سینه اشک و آهی
شاعر جوان کشورمان، مریم جلالوند شعری بمناسبت شهادت مولای متقیان، امام علی (علیه السلام)، سروده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری هنرنا، همزمان با ایام شهادت مولای متقیان، امام علی (علیه السلام)، شاعر جوان کشورمان،مریم جلالوند سروده ای داشته که در اختیار این پایگاه خبری قرار داد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری هنرنا,
ای آنکه بر دو عالم، فرماندهی و شاهی
مانده به راه دیده، تا تو کنی نگاهی
ریزد سرشک دیده، از بهر تو چو باران
مانده از این مصیبت، در سینه اشک و آهی
فرقت شکافت ای مه، شق القمر عیان شد
گریان دو چشم مردم، از فرط بی پناهی
در شام قدر وصلت، بارد ز دیده اخگر
تا که غمم رساند، بر درگه الهی
چونکه نگار آمد، دلبر و یار آمد
آمد نگار زیبا، با فر و پادشاهی
ایتام کوفه اما، نالند از غم تو
از ماتم و فراغت، از درد بی پناهی
با جام شیر آیند، بهر عیادت تو
شرمنده قاتل تو، از این چنین گناهی
زهرا ولی به محشر، چشم انتظار مانده
برگو به همسر خود، هر شکوه ای که خواهی
«مریم» به تو توسل، دائم کند علی جان
تا بر دلش بتابد، نور تو گاه گاهی
«مریم جلالوند»
ای آنکه بر دو عالم، فرماندهی و شاهی
مانده به راه دیده، تا تو کنی نگاهی
ریزد سرشک دیده، از بهر تو چو باران
مانده از این مصیبت، در سینه اشک و آهی
فرقت شکافت ای مه، شق القمر عیان شد
گریان دو چشم مردم، از فرط بی پناهی
در شام قدر وصلت، بارد ز دیده اخگر
تا که غمم رساند، بر درگه الهی
چونکه نگار آمد، دلبر و یار آمد
آمد نگار زیبا، با فر و پادشاهی
ایتام کوفه اما، نالند از غم تو
از ماتم و فراغت، از درد بی پناهی
با جام شیر آیند، بهر عیادت تو
شرمنده قاتل تو، از این چنین گناهی
زهرا ولی به محشر، چشم انتظار مانده
برگو به همسر خود، هر شکوه ای که خواهی
«مریم» به تو توسل، دائم کند علی جان
تا بر دلش بتابد، نور تو گاه گاهی
«مریم جلالوند»
ای آنکه بر دو عالم، فرماندهی و شاهی
مانده به راه دیده، تا تو کنی نگاهی
,
ریزد سرشک دیده، از بهر تو چو باران
مانده از این مصیبت، در سینه اشک و آهی
,
فرقت شکافت ای مه، شق القمر عیان شد
گریان دو چشم مردم، از فرط بی پناهی
,
در شام قدر وصلت، بارد ز دیده اخگر
تا که غمم رساند، بر درگه الهی
,
چونکه نگار آمد، دلبر و یار آمد
آمد نگار زیبا، با فر و پادشاهی
,
ایتام کوفه اما، نالند از غم تو
از ماتم و فراغت، از درد بی پناهی
,
با جام شیر آیند، بهر عیادت تو
شرمنده قاتل تو، از این چنین گناهی
,
زهرا ولی به محشر، چشم انتظار مانده
برگو به همسر خود، هر شکوه ای که خواهی
,
«مریم» به تو توسل، دائم کند علی جان
تا بر دلش بتابد، نور تو گاه گاهی
,
«مریم جلالوند»
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه