اولویتها در نشست شانگهای
هرچند که اعضاء پیمان شانگهای از آسیای میانه میباشند؛ اما این سازمان بی تأثیر از تحولات غرب آسیا، خصوصاً منطقه خاورمیانه نیست. هر چند که بعد از جنگ جهانی دوم، نظم بینالمللی باعث شده که روابط کشورها از وضعیت ”اتحاد با یکی و تقابل با دیگری“ در دوران جنگ سرد به فاز پیچیدهای از ”همکاری و رقابت توأمان“ وارد شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از صبح توس، بعد از جنگ سرد بسیاری از قدرتها و کشورها در قالب ائتلافها و سازمانها، پیمانهای مشترکی را بوجود آوردند. بسیاری از دولتها با نیت بازدارندگی، دفاعی و تقویت منافع ملی، وارد دستبندیهای مختلف میشدند و این همکاریها بر مبنای تعریف از یک تهدید یا نیاز مشترک تداوم پیدا میکرد.
یکی از این ائتلافها، سازمان همکاریهای شانگهای بود. این سازمان از دل رقابت قدرتهای بزرگ در منطقه ژئوپلیتیک آسیای میانه ظهور کرد. از اهداف اولیه تاسیس این سازمان، غیرنظامی شدن نواحی مرزی بین چین و شوروی، کاهش تأسیسات و نیروهای نظامی و اعتمادسازی بین طرفین بود.
بعد از گذشت این اجماع بین دو کشور، در سال ۱۹۹۶ پنج کشور قرقیزستان، چین، روسیه، قزاقستان و تاجیکستان در شهر شانگهای چین، به منظور تقویت اعتماد نظامی خود ”پیمان شانگهای پنج“ را تشکیل دادند. کشورهای تشکیل دهنده نگرانیهایی در حوزه تروریسم، افراطگرایی و کوششهای یکجانبه برای حلوفصل مسائل بینالمللی و سوءاستفاده برخی از قدرتها در منطقه داشتند و به تقویت این سازمان پرداختند. شانگهای خواسته یا ناخواسته، بتدریج از یک سازمان منطقهای به یک سازمان فرامنطقهای تبدیل شد. پس از مدتی کشور ایران بهمراه مغولستان، هند و پاکستان بعنوان عضو ناظر، وارد این پیمان شدند.
یکی از دلایل ورود ایران در شانگهای، حضور کشورهای موثر در این پیمان، که غالباً از تواناییهای بالقوه فراوانی برخوردار بودند. ایران بدلیل موقعیت ژئوپولتیک و نقش سیاسیاش به عنوان هژمونی مسلط در منطقه و ضرورت نقشآفرینی در کنار قدرتهای مسلط آسیای میانه، حضور خود را بعنوان عضو ناظر در پیمان شانگهای توجیه نمود.
ایران قدرتمند، بعنوان یکی از کشورهای پرجمعیت، دارای منابع غنی زیرزمینی نفت و گاز، پتانسیلهای فراوان در عرصه تولیدات و توان تأثیرگذاری ایدئولوژیک در منطقه، بعنوان یک فرصت برای شانگهای محسوب میشود. طی اجلاسیههای گذشته، حضور فعالانه مسئولین کشور در پیمان شانگهای و ارائه ایدهها و راهکارها در حوزههای منطقهای، موید این موضوع میباشد.
اولویتهای دولت اعتدال در شانگهای
هرچند که اعضاء پیمان شانگهای از آسیای میانه میباشند؛ اما این سازمان بی تأثیر از تحولات غرب آسیا، خصوصاً منطقه خاورمیانه نیست. هر چند که بعد از جنگ جهانی دوم، نظم بینالمللی باعث شده که روابط کشورها از وضعیت ”اتحاد با یکی و تقابل با دیگری“ در دوران جنگ سرد به فاز پیچیدهای از ”همکاری و رقابت توأمان“ وارد شود. اما همچنان تحلیل روابط کشورها، بر مبنای تقابل و تضاد قرار گرفته است.
اما در این نشست چند روزه، ایران بدنبال ارتقاء جایگاه و نقش ویژه خود در این اجلاس میباشد. طبیعتاً انتظار میرود که دولت اعتدال که گفتمان تازهای را در عرصه بینالمللی برای خود ترسیم نموده؛ نقش محوری ایران را با توجه به شرایط ویژه منطقه در این نشست تبیین نماید و در این راستا فرصتها، ضروریات و اولویتهایی را سرلوحه خویش قرار دهد که به رئوس آن اشاره خواهد شد.
۱- بعد از یازده سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، عناصر القاعده و طالبان در آسیای مرکزی، و برخی از کشورهای پیرامونی ایران، قوت و قدرت گرفته و حرکتهای انتحاری تندی را انجام میدهند و حتی در جنگ و بحران در سوریه، عراق و یمن که باعث کشتار مردم این کشور شدهاند؛ ایران میتواند این موضوع را به محور گفتگوهای اعضای سازمان تا رفع بحران در منطقه، پیگیری نماید.
۲- یکی دیگر از نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه، اختلاط اقوام و قومگرایی است که چالشهای امنیتی برای دولتها به وجود آورده است و تبعات سیاسی و امنیتی برجای گذاشته است. شکاف قوم کرد، بلوچ و عرب در منطقه که هزینههای گزافی را متحمل دولتها کرده و یک عضو ناظر میتواند این موضوع مهم را پیگیری نماید و برای حل آن، راهکار ارائه نماید.
۳- در حالیکه آمریکا اسلامگرایی را مهمترین تهدید علیه هژمونی لیبرال دموکراسی تلقی میکند و سعی دارد پیوندی میان تروریسم و جریان اسلامگرایی برقرار نماید تا اهداف هژمونیک خود را دنبال نماید؛ دولت ایران میتواند موضوع تروریسم و ارتباطش با جریانهای افراطی اسلامگرا و حمایت آمریکا و وابستههایش از این گروهها را از منظر تهدیدات امنیتی برای کشورهای شانگهای مطرح و آنها را همراه نماید.
۴- موضوع تبادل انرژی بین اعضاء شانگهای از مقولههایی است که در هر نشست مطرح میشود و کشورهای عضو مبادلاتی در این حوزه با یکدیگر دارند. لذا ایران که دارای منابع عظیم انرژی نفت و گاز میباشد؛ از طریق انتقال انرژی به این کشورها، عایدات فراوانی نصیبش خواهد شد. خصوصاً بعد از تحریمهای یکجانبه اخیر آمریکا که فروش ذخایر نفتی ما را با مشکلاتی مواجه کرده است.
۵- همچنین در زمینه حل بحرانهای منطقه، دو عضو قدرتمند شانگهای (روسیه- چین) مواضع همسویی نسبت ایران داشته و ظاهراً با محور مقاومت همراهی دارند، که زمینه اجماع نهایی برای حل مشکلات این کشور را فراهم خواهد کرد.
۶- موضوع پرونده هستهای ایران که در روزهای گذشته با بهانه گیری اعضاء به نتیجه نرسیده است و سالهاست غربیها با دلایل واهی با آن مخالفت میکنند و با توجه به پایان مذاکرات ۵+۱در وین، دکتر روحانی میتواند با تدبیر و حمایت کشورهای عضو شانگهای و غیر متعهدها، مقتدرانه از حق مردم ایران در این زمینه دفاع نماید.
یکی از دلایل همراهی روسیه و چین در بسیاری از تحولات بینالمللی منطقه با ایران، نقش و اهمیت کشور ما در معادلات جهانی است. البته قدرتطلبی آمریکا، علاقه چین و روسیه به ایفای نقش به عنوان قدرت بزرگ در نظام بینالملل را بیشتر نموده و ایران میتواند با اجماع منطقهای، از منافع، آرمانها و ارزشهای جمهوری اسلامی ایران در مقابل غرب دفاع نمایند.
در مجموع با توجه به اهمیت سازمان شانگهای، تداوم عضویت ناظر ایران با هدف آگاهی از تصمیمات سازمان و مشارکت در زمینههایی که احتمالاً در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد جزو الویتهاست. به نظر می رسد حضور در این اجلاس میتواند فرصتی مناسب برای تبیین سیاست خارجی جدید جمهوری اسلامی ایران باشد.
,
,
,
,
, اولویتهای دولت اعتدال در شانگهای, اولویتهای دولت اعتدال در شانگهای,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
یادداشت: محسن صابر
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه