یادداشت روز؛

سوءتفاهم یا دامی به نام مذاکرات

سوءتفاهم یا دامی به نام مذاکرات
قطعا همه می پسندند که مذاکرات به سرانجام برسد و به هر حال باید تکلیف معلوم شود که سرنوشت این پرونده به کجا می رسد اما قرار نیست تا سالهای سال چند نسل سپری شود و همچنان این پرونده باز بماند چرا که در حال حاضر روند پرونده حالت فرسوده به خود گرفته است و چشم انداز معینی از آینده ی آن معلوم نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سرویس یادداشت و مقالات پایگاه خبری کیوسنا؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یادداشت و مقالات پایگاه خبری کیوسنا, یادداشت و مقالات پایگاه خبری کیوسنا,

بعد از دو سال سخنان عبرت آموز رهبر معظم انقلاب و هشدارهای پی در پی به روند مذاکرات و پس از نصیحتهای مختلف برای توجه به درون کشور برای حل معضل اقتصادی و همچنین نقد گروههای مختلف دلسوز که شاید اندک افرادی باشند که در بعضی موارد بی انصافی در نقد می کنند اما اکثریت دلسوز هستند، دیگر نمی توان گفت که رهبری بین تیم فعلی و تیم گذشته هیچ تفاوتی به لحاظ میزان نصیحت و هشدار برای توجه به ظرفیتهای داخلی اقتصاد ندارند.
در این تردیدی نیست که حمایت رهبری از تیم فعلی با تیم قبلی به یک میزان است و به همین علت هم دو سال است که کاری با جزئیات مذاکره نداشته اند اما باید تبیین شود که چرا حجم دغدغه ها و توصیه های ایشان به مراتب بسیار بیشتر از روند گذشته است؟ نمی توان گفت رهبری همواره نصیحتهای کلی می کنند که بالطبع چون تیم فعلی اهل مذاکره است بیشتر نمود دارد چرا که قطعا این حرفها اشتباه است که اگر اینطور بود ایشان طی چندبار نمی گفتند که مذاکرات در سایه ی شبح تهدید معنایی ندارد و یا اینکه من به مذاکرات خوشبین نیستم مسئولان به فکر داخل باشند و…این مواردی که رهبری در خصوص مذاکرات گفتند به نظر این گروههای موافق مذاکره به چه معناست؟
رهبری اخیرا در دیدار با خانواده های شهدا و ایثارگر گفتند ما خواهان توافق هستیم و این موضع بنده و نظام است و هرکس بگوید اینطور نیست اشتباه می کند اما ایشان در کنار آن گفتند توافقی که تحریمها در روز امضاء یکجا برداشته شده و تمامی جزئیات منافع ملی اعم از حق کامل تحقیق و توسعه و عدم بازرسی از تاسیات نظامی و عدم بازجویی از دانشمندان هسته ای باید در آن لحاظ شود خب سوال اینجاست حال اگر غربیها نتوانستند و یا به هر دلیلی نخواستند این موارد را رعایت کنند تکلیف چیست؟ آیا مذاکره و توافق خوب معنی می دهد؟!!
رهبری نه در این دولت بلکه در تمامی دولتها این پیش شرطها را در مذاکرات مطرح می کردند فلذا به همین دلیل بود که دولت گذشته به سرپرستی آقای جلیلی مذاکراتی را در بغداد، استانبول، آلماتی و… برگزار می کردند قطعا آنها هم در حال مذاکره بودند اما اینکه چرا در این دوران رهبری به این شفافی،آن هم در روبروی مردم تذکر و موعظه می کنند سوالی است که تحلیلگران حامی مذاکره به هر قیمتی می بایست پاسخ دهند!
بماند که بزک کنندگان غرب باید پاسخ دهند که اگر قرار است در روز توافق تمامی تحریمها لغو شود و در عوض امتیازات هسته ای داده شود و جزئیات بیانیه ی لوزان که به آن نقد وارد است توسط ایران اجرا شود اساسا صنعت هسته ای دیگر به چه دردی می خورد؟وقتی صنعت هسته ای با امتیازاتی که به آن نقد وارد است به شرط لغو تحریمهای اقتصادی انجام شود دیگر چه سودی دارد در آن صورت عملا صنعت هسته ای بسیار محدود و حتی به نوعی غیر قابل بازگشت است.آیا در این صورت اگر ما همان مسیر تحریمهای شورای امنیت را می رفتیم بهتر نبود؟
هرچند منتقدین دلسوز براین باورند که همین ۲۰% غنی سازی در مذاکرات با مقاومت در گذشته بدست آمده است که تیم فعلی فرصت چانه زنی با طرف مقابل را دارد پس می توان با همت و مقاومت غنی سازی را ادامه داده و در عین حال اقتصاد داخل را با مدیریت بهتر سامان داده تا تحریمها به مرور اثر کمتری داشته باشند.اما رهبری و منتقدین فعلا برای اطمینان به تیم فعلی می گویند حال که اینطور است و قرار است امتیاز داده شود منافع ملی لحاظ شده و تحریمها هم باید یکجا لغو شوند.
قطعا همه می پسندند که مذاکرات به سرانجام برسد و به هر حال باید تکلیف معلوم شود که سرنوشت این پرونده به کجا می رسد اما قرار نیست تا سالهای سال چند نسل سپری شود و همچنان این پرونده باز بماند چرا که در حال حاضر روند پرونده حالت فرسوده به خود گرفته است و چشم انداز معینی از آینده ی آن معلوم نیست و متاسفانه تیم رسانه ای دولت هم برخورد مناسبی با منتقدان نداشته و فضا را سیاسی می کند در صورتی که قطعا بهترین نقد، نقد حقوقی تفاهنامه و بیانیه ها در ژنو و لوزان سوییس است چرا که چیزی که قرار است امضا شود و در مذاکرات گذشته مکتوب شده است محل بحث است نه دعواهای سیاسی که فقط وقت مردم در آن گرفته می شود.
افراد دلخوش به مذاکرات هر استدلال سیاسی که آورده می شود از دریچه ی دیگر بحث را سیاسی می کنند پس وقتی این بحثهای سیاسی به نتیجه نمی رسد، بهترین داور حقوقدانان منتقد هستند که واضح تر می توانند نقد کنند و اساسا باید از ابتدا این رویه پیش می رفت اما باز متاسفانه مشاهده می شود که وقتی نقد حقوقی به بیانیه ی لوزان می شود، افراد دلباخته ی به غرب دوباره بحث را سیاسی کرده و بجای پاسخگویی به سوالات می گویند:چرا شما سخنان آقای ظریف و معاونانش را قبول نمی کنید و چرا شما به حرفهای غربیها بها می دهید؟!! این حرفها برای مصرف داخلی در امریکا کاربرد دارد.
اولا باید گفت که مگر هر حرف امریکاییها که مصرف داخلی دارد غلط است، در ثانی همه باید به تیم مذاکره اعتماد داشته باشند اما باید در نظر داشت که متن مکتوب شده حتی از سخنان وزیر امور خارجه مهمتر است چرا که عینیت داشته و اینکه قرار نیست به اسم اطمینان به تیم مذاکره اشکالات گفته نشود. شاید به دلایل مختلف تیم فعلی ایرادات مورد نظر را لحاظ نکرده حال نمی توان به اسم اعتماد ساکت ماند چرا که مردم نباید در منافع ملی با کسی تعارف سیاسی کنند.
دولت باید شفاف پاسخ دهد پس از مذاکرات چه برنامه ای برای اقتصاد دارد چیزی که تا به امروز به کررات آب خوردن مردم را هم به مذاکرات وصله زده است اما چند روزی است که ژورنالیستهای داخلی و حتی خود شخص رییس جمهور به شکل هنرمندانه ای قصد آماده سازی فضای روانی به پس از مذاکرات را دارند با این توجیه که قرار نیست پس از مذاکرات اتفاق خاصی بیفتد و اگر مذاکرات به نتیجه هم نرسد ما پس از مذاکرات برای مهار تورم و گشایش اقتصادی هم برنامه داریم.
سوال اینجاست که چرا از ابتدا همه چیز را به مذاکرات پیوند می دادید و حال که می دانید چه توافق بشود و چه نشود مشکل اصلی اقتصاد در مدیریت داخل است و باید پس از مذاکرات جواب صنعتگران داخلی و تولیدکنندگان و حتی کشاورزان را بدهید در حال آماده سازی افکار عمومی در چندروز باقیمانده تا ۱۶ تیرماه هستید؟ واینکه می گویید اگر عدم توافق صورت بگیرد باز هم اقتصاد به مشکل بر نمی خورد و برای بعد از مذاکرات برای اقتصاد برنامه دارید باز سوال اینجاست آیا کلیت اقتصاد همچنان به مذاکرات پیوند خورده است که بعد از عدم توافق مشکلی پیش نمی آید و شما قیمتها را کنترل می کنید که اگر چنین نیست چرا این سخنان را عنوان می کنید؟
نکند پس از عدم توافق قیمتها در بعضی از اقلام دوباره گران شود به این بهانه که توافق نشده و اینطور تبلیغ شود که تا قبل از این قیمتها شیب نزولی و ملایم داشته اما حالا دوباره بالا رفته است بماند که در چند روز گذشته وزیرصنعت،معدن و تجارت قول گرانی ۱۰% از سه محصول مهم لبنی را به کارخانه داران به پس از ماه رمضان دادند. هرچند مشخص است که گرانی بیشتر به مدیریت داخل وابسته است اما چرا اینطور اطلاع رسانی می شود جای سوال است.
امیدواریم دولت هر تصمیمی دارد تا شانزدهم تیرماه در مذاکرات گرفته و انشاءالله به یک توافق دارای مصلحتهای ملی برسد و اگر هم به توافق نرسید به هر قیمتی مذاکرات را ادامه ندهد چرا که اصل مذاکرات از طرف غربیها دامی برای براندازی جمهوری اسلامی با فرمولهای خاص خود است.
نوشته: نعیم کیانی انبوهی

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه