یادداشت

سوء تفاهم یا دامی به نام مذاکرات

سوء تفاهم یا دامی به نام مذاکرات
روند مذاکرات هسته ای در این سالها به نحوی بوده است که فارغ از درستی یا نادرستی تمامی تحلیلها و اختلاف نظراتی که بین تمامی دیپلماتها،روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه و حتی مردم عادی در این موضوع وجود دارد، در این سالها در روند مذاکرات چندین محور کلی وجود داشته که همواره دستخوش بازیهای سیاسی و بعضا غفلت از آنها شده است که درستی یا نادرستی تحلیلها در این محورها بدرستی تبیین نشده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سرویس یادداشت و مقالات پایگاه خبری کیوسنا؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری کیوسنا,

از آغاز مذاکرات هسته ای ایران با گروه ۱+۵ که از سال ۱۳۸۲ شروع شد و در مذاکرات سعد آباد تهران که منجر به تعلیق ۲ ساله ی تمامی فعالیتهای هسته ای شد تا فک پلمپ هسته ای در ابتدای سال ۱۳۸۴، تا به امروز ۱۲ سال از روند مذاکرات اتمی ایران گذشته است و همچنان پرونده ی اتمی ایران نتوانسته است روند عادی و رو به جلوی خود را داشته باشد و در این سالها علاوه بر تحریمهای ظالمانه وغیرقانونی در زمینه های مختلف هسته ای تا حقوق بشر و تحریم در حوزه های نفتی و بانکی و…هرروز ابعاد مختلفی از کارشکنی و فضای تهدیدآمیزی در مذاکرات از طرف غربیها به گوش می رسد.با این حال آنچه که مهم است اینست که دیپلماتهای داخلی تا چه اندازه در این سالها بر مدار خطوط قرمز حرکت کرده اند و تا چه اندازه دولتها تمامی تخم مرغهای خود را در سبد مذاکرات نچیده اند و الا واضح است که از طرف غربیها خصوصا شیطان بزرگ امریکا، نمی توان انتظار نرمش و مماشات را داشت چرا که تجربه چنین ثابت کرده است.
روند مذاکرات هسته ای در این سالها به نحوی بوده است که فارغ از درستی یا نادرستی تمامی تحلیلها و اختلاف نظراتی که بین تمامی دیپلماتها،روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه و حتی مردم عادی در این موضوع وجود دارد و هر گروهی از یک موضع به قضیه نگاه می کند در این سالها در روند مذاکرات چندین محور کلی وجود داشته که همواره دستخوش بازیهای سیاسی و بعضا غفلت از آنها شده است که درستی یا نادرستی تحلیلها در این محورها بدرستی تبیین نشده است که می توان به آنها اشاره کرد.
۱٫چارچوب کلی مذاکرات
۲٫زمان راستی آزمایی در مذاکرات
۳٫پایبندی به تعهدات وعدم کارشکنی طرف غربی
۴٫توجه به درون و استفاده از ظرفیتهای داخلی
همواره در تمامی این ۱۲ سال همانطور که گفته شد طرف غربی رو به کارشکنی و تهدید آورده است و بیش از این انتظاری نیست اما چیزی که در دیپلماتها و فعالان سیاسی داخلی خوشبین به غرب معمولا مغفول است این چهار محور کلی است که هیچگاه پاسخ روشنی از طرف این فعالان به داخل کشور داده نشد. در دوره های مختلف مذاکرات به جز یک دوره ی ۶ ساله ی آقای جلیلی به عنوان مسئول ارشد مذاکرات هسته ای که این محورها همگی طبق چارچوب مخصوص بخود رعایت می شد در مابقی موارد خصوصا از دوران آقای روحانی به عنوان مذاکره کننده ی ارشد هسته ای در سال ۸۲ تا زمان آقای علی اردشیرلاریجانی و تیم فعلی آقای محمد جواد ظریف، در تمامی این مدت، این خطوط به صورت ناقص و بعضا نادیده انگاشته می شد که سهوی یا عمدی بودن آن قطعا در این نوشتار محل بحث نیست اما قابل اثبات است.
دیپلمتهای اسبق و فعلی داخلی خوشبین به غرب در مذاکرات با ۱+۵ هیچگاه روشن نکردند که چارچوب کلی مذاکرات دقیقا بر چه مداری استوار است و تا چه زمانی ایران باید اقدام به راستی آزمایی به طرف اروپایی و امریکایی داشته باشد و چرا هرباره طرف غربی عهدشکنی در مذاکرات می کند و متعاقب آن هیچ جریمه ای نباید بپردازد؟ در کنار آن فعالان سیاسی ژورنالیست خوشبین که همواره چهره ی دشمن را بزک می کنند و به نحوی ما را در مقابل مشکلات داخلی آنان قرار می دهند که گویی مسئول برطرف کردن مشکلات آنان در داخل خاکشان طرف ایرانی است نگفتند که چه زمانی غربیها انرژی هسته ای ما را به رسمیت میشناسند و آیا ۱۲ سال برای راستی آزمایی کافی نبوده است؟آیا اساسا آنها با این کارشکنی ها در مقامی هستند که انرژی هسته ای ما را به رسمیت بشناسند؟
متاسفانه روزنامه نگاران و اساتید داخلی که امریکا و اروپا را محق واقعی برای بررسی صادق بودن دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات می دانند همواره بحثها را شاخ و برگ داده و جواب نمی دهند که این چهارمحور چطور و با چه رویکردی می بایست قابل حل باشد و همواره چاشنی بحثها را طوری سیاسی می کنند که از داخل آن فقط کلیات کشف می شود،کلیاتی که هرکسی در این سالها آنرا متوجه شده است. کلیاتی مانند اینکه: ما باید از دریچه ی حفظ خطوط نظام در مذاکرات حاضر شویم، تحریمها باید لغو شود و اگر هم نشد حداقل تعلیق شود!!! در مذاکرات باید قطعنامه های ظالمانه از دستورکار شورای امنیت خارج شود،باید به تیم فعلی مذاکره اطمینان داشت و حرفهای آنان را باور کرد نه حرفهای مقامات غربی، با برطرف شدن تحریمها گشایش اقتصادی اتفاق خواهد افتاد و سخنانی از این دست که متاسفانه در کلیات هم بعضا اشتباه بوده و فایده ای برای مردم و فضای اقتصادی کشور نداشته و نخواهد داشت.
این گروه خوشبین به غرب در مناظرات و در تمامی این سالها طوری سخن می گویند که گویی فقط تیم فعلی و تیم دوران دولت اصلاحات اهل مذاکره با غرب بوده است و تیم گذشته در زمان آقای جلیلی نه تنها اهل مذاکره نبوده است بلکه خودسرانه تمامی پیشنهادهای غربیها برای حل و فصل پرونده ی هسته ای را رد کرده و برای آنها مهم نبوده است که پرونده ی ایران چطور حل می شود!!حال سوال اینجاست که مگر آقای جلیلی و تیم گذشته که حداقل، معاون فعلی وزیرامورخارجه، آقای عراقچی هم در آن حضور داشت مذاکره نمی کردند و مگر به قول شما نباید به سخنان آنها اعتماد می شد پس چرا در تمامی این ۶ سال با قلمها و تریبونهای رسمی و غیر رسمی فضا را غبارآلود می کردید؟ مگر تیم گذشته مورد اعتماد رهبری و مردمی که به دولت گذشته رای دادند و آن سیاست را انتخاب کردند نبودند؟
جالب اینجاست وقتی این استدلالها مطرح می شود بجای پاسخ شفاف و صریح به این سخنان می گویند بحث را جناحی نکنید و عزت و منفعت ملی باید ملاک باشد. فارغ از اینکه اگر بحث جناحی نیست که واقعا هم اینگونه نیست پس چطور در این همه مدت از تیم گذشته حمایت نمی کردید و اگر هم تیم گذشته یکدست حمایت می شد از طرف شما نبوده و تمامی منتقدین فعلی به روند مذاکرات،آنها را حمایت می کردند چرا که به روند مذاکره نقد بخصوصی نداشتند اما سخن اینجاست که شما چرا وظیفه ی خود را که حمایت بود درست انجام ندادید و اگر هم در مواقعی قدرتی برای تخریب نداشتید چون در فضای کلی حمایت از تیم گذشته تقریبا هضم شده بودید پس بالطبع شروع به مظلومنمایی می کردید و می گفتید که اجازه ی سخن دادن به ما نمی دهند در صورتی که روزنامه ها و خبرگزاریهای شما مرتب تیم قبلی را سرزنش می کرد که مسئول تمامی قطعنامه های شورای امنیت را آنان می دانستید.
استناد شما این سخن احمدی نژاد بود که مثلا گفته بود اینقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه دانتان دربیاد. حال شما بازهم ساده اندیشانه فکر می کنید و پاسخ ندادید که اگر شخص احمدی نژاد در این موضوع مقصر است و تیم فعلی مجبور است به خاطر این تحریمها که محصول خرابکاریهای دولت گذشته است اقدامات راستی آزمایی خود را انجام دهد که بسیار مشکل است پس چرا در سال ۸۲ پرونده ی اتمی ایران با گزارشهای خلاف واقع گروهک تروریستی منافقین زمینه ی هجمه به سمت ایران فراهم شد و آژانس انرژی اتمی هم همصدا با شورای امنیت شد،در آن سالها که دولتهای نهم و دهمی در کار نبود پس چرا اینطور شد؟!!
پس چرا اگر موضوع هسته ای است، و شما با تمسخر می گویید ما نباید در مذاکرات به فکر حل تمامی مشکلات جهان اسلام باشیم پس چرا طرفهای امریکایی به فکر حل تمامی مناقشات خود با طرفهای ایرانی هستند و بابت آن ایران را در زمینه های دیگر تحریم می کنند؟ مذاکرات هسته ای چه ارتباطی به تحریم در حوزه ی حقوق بشر دارد که دقیقا به خاطر مسئله ی هسته ای، ایران را تحریم می کنند هرچند بماند که گزارشهای خلاف واقع در حوزه ی حقوق بشرهم چاشنی کار است و چرا اساسا تحریم اقتصادی می کنند؟
بنظر می رسد از این دست بحثها بسیار بسیار انجام شده است و گروههای سکولار داخلی بجای پاسخگویی شفاف به چهار سوال ذکر شده ی بالا همواره موضوع را سیاسی می کنند و به اسم منافع ملی اجازه ی شفاف شدن فضا و بررسی اقدامات تیم فعلی را نمی دهند اگرچه موضوع جناحی نیست اما به هر حال می توان رویکردهای دولتها را در این ماجرا تحلیل کرد و نمره داد کما اینکه خوشبینان به غرب چنین کاری می کنند.افراد موافق مذاکرات هسته ای در سطح اساتید دانشگاه، روزنامه نگاران و حتی دیپلماتها به سه دسته ی کلی تقسیم می شوند:
۱٫افرادی که از مذاکرات و حل و فصل آن به هر قیمتی سود مالی و سیاسی می برند تا با آن تجارت کنند.
۲٫افراد بسیار بسیار غافل که تعداد اندکی هستند و سهوی به امریکا و غرب خوشبینند.
۳٫افراد معتقد به مذاکرات با حفظ منافع ملی و با نگاه به ظرفیتهای درون داخلی برای شکوفایی اقتصادی.

نعیم کیانی انبوهی

انتهای پیام/ر

,

از آغاز مذاکرات هسته ای ایران با گروه ۱+۵ که از سال ۱۳۸۲ شروع شد و در مذاکرات سعد آباد تهران که منجر به تعلیق ۲ ساله ی تمامی فعالیتهای هسته ای شد تا فک پلمپ هسته ای در ابتدای سال ۱۳۸۴، تا به امروز ۱۲ سال از روند مذاکرات اتمی ایران گذشته است و همچنان پرونده ی اتمی ایران نتوانسته است روند عادی و رو به جلوی خود را داشته باشد و در این سالها علاوه بر تحریمهای ظالمانه وغیرقانونی در زمینه های مختلف هسته ای تا حقوق بشر و تحریم در حوزه های نفتی و بانکی و…هرروز ابعاد مختلفی از کارشکنی و فضای تهدیدآمیزی در مذاکرات از طرف غربیها به گوش می رسد.با این حال آنچه که مهم است اینست که دیپلماتهای داخلی تا چه اندازه در این سالها بر مدار خطوط قرمز حرکت کرده اند و تا چه اندازه دولتها تمامی تخم مرغهای خود را در سبد مذاکرات نچیده اند و الا واضح است که از طرف غربیها خصوصا شیطان بزرگ امریکا، نمی توان انتظار نرمش و مماشات را داشت چرا که تجربه چنین ثابت کرده است.
روند مذاکرات هسته ای در این سالها به نحوی بوده است که فارغ از درستی یا نادرستی تمامی تحلیلها و اختلاف نظراتی که بین تمامی دیپلماتها،روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه و حتی مردم عادی در این موضوع وجود دارد و هر گروهی از یک موضع به قضیه نگاه می کند در این سالها در روند مذاکرات چندین محور کلی وجود داشته که همواره دستخوش بازیهای سیاسی و بعضا غفلت از آنها شده است که درستی یا نادرستی تحلیلها در این محورها بدرستی تبیین نشده است که می توان به آنها اشاره کرد.
۱٫چارچوب کلی مذاکرات
۲٫زمان راستی آزمایی در مذاکرات
۳٫پایبندی به تعهدات وعدم کارشکنی طرف غربی
۴٫توجه به درون و استفاده از ظرفیتهای داخلی
همواره در تمامی این ۱۲ سال همانطور که گفته شد طرف غربی رو به کارشکنی و تهدید آورده است و بیش از این انتظاری نیست اما چیزی که در دیپلماتها و فعالان سیاسی داخلی خوشبین به غرب معمولا مغفول است این چهار محور کلی است که هیچگاه پاسخ روشنی از طرف این فعالان به داخل کشور داده نشد. در دوره های مختلف مذاکرات به جز یک دوره ی ۶ ساله ی آقای جلیلی به عنوان مسئول ارشد مذاکرات هسته ای که این محورها همگی طبق چارچوب مخصوص بخود رعایت می شد در مابقی موارد خصوصا از دوران آقای روحانی به عنوان مذاکره کننده ی ارشد هسته ای در سال ۸۲ تا زمان آقای علی اردشیرلاریجانی و تیم فعلی آقای محمد جواد ظریف، در تمامی این مدت، این خطوط به صورت ناقص و بعضا نادیده انگاشته می شد که سهوی یا عمدی بودن آن قطعا در این نوشتار محل بحث نیست اما قابل اثبات است.
دیپلمتهای اسبق و فعلی داخلی خوشبین به غرب در مذاکرات با ۱+۵ هیچگاه روشن نکردند که چارچوب کلی مذاکرات دقیقا بر چه مداری استوار است و تا چه زمانی ایران باید اقدام به راستی آزمایی به طرف اروپایی و امریکایی داشته باشد و چرا هرباره طرف غربی عهدشکنی در مذاکرات می کند و متعاقب آن هیچ جریمه ای نباید بپردازد؟ در کنار آن فعالان سیاسی ژورنالیست خوشبین که همواره چهره ی دشمن را بزک می کنند و به نحوی ما را در مقابل مشکلات داخلی آنان قرار می دهند که گویی مسئول برطرف کردن مشکلات آنان در داخل خاکشان طرف ایرانی است نگفتند که چه زمانی غربیها انرژی هسته ای ما را به رسمیت میشناسند و آیا ۱۲ سال برای راستی آزمایی کافی نبوده است؟آیا اساسا آنها با این کارشکنی ها در مقامی هستند که انرژی هسته ای ما را به رسمیت بشناسند؟
متاسفانه روزنامه نگاران و اساتید داخلی که امریکا و اروپا را محق واقعی برای بررسی صادق بودن دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات می دانند همواره بحثها را شاخ و برگ داده و جواب نمی دهند که این چهارمحور چطور و با چه رویکردی می بایست قابل حل باشد و همواره چاشنی بحثها را طوری سیاسی می کنند که از داخل آن فقط کلیات کشف می شود،کلیاتی که هرکسی در این سالها آنرا متوجه شده است. کلیاتی مانند اینکه: ما باید از دریچه ی حفظ خطوط نظام در مذاکرات حاضر شویم، تحریمها باید لغو شود و اگر هم نشد حداقل تعلیق شود!!! در مذاکرات باید قطعنامه های ظالمانه از دستورکار شورای امنیت خارج شود،باید به تیم فعلی مذاکره اطمینان داشت و حرفهای آنان را باور کرد نه حرفهای مقامات غربی، با برطرف شدن تحریمها گشایش اقتصادی اتفاق خواهد افتاد و سخنانی از این دست که متاسفانه در کلیات هم بعضا اشتباه بوده و فایده ای برای مردم و فضای اقتصادی کشور نداشته و نخواهد داشت.
این گروه خوشبین به غرب در مناظرات و در تمامی این سالها طوری سخن می گویند که گویی فقط تیم فعلی و تیم دوران دولت اصلاحات اهل مذاکره با غرب بوده است و تیم گذشته در زمان آقای جلیلی نه تنها اهل مذاکره نبوده است بلکه خودسرانه تمامی پیشنهادهای غربیها برای حل و فصل پرونده ی هسته ای را رد کرده و برای آنها مهم نبوده است که پرونده ی ایران چطور حل می شود!!حال سوال اینجاست که مگر آقای جلیلی و تیم گذشته که حداقل، معاون فعلی وزیرامورخارجه، آقای عراقچی هم در آن حضور داشت مذاکره نمی کردند و مگر به قول شما نباید به سخنان آنها اعتماد می شد پس چرا در تمامی این ۶ سال با قلمها و تریبونهای رسمی و غیر رسمی فضا را غبارآلود می کردید؟ مگر تیم گذشته مورد اعتماد رهبری و مردمی که به دولت گذشته رای دادند و آن سیاست را انتخاب کردند نبودند؟
جالب اینجاست وقتی این استدلالها مطرح می شود بجای پاسخ شفاف و صریح به این سخنان می گویند بحث را جناحی نکنید و عزت و منفعت ملی باید ملاک باشد. فارغ از اینکه اگر بحث جناحی نیست که واقعا هم اینگونه نیست پس چطور در این همه مدت از تیم گذشته حمایت نمی کردید و اگر هم تیم گذشته یکدست حمایت می شد از طرف شما نبوده و تمامی منتقدین فعلی به روند مذاکرات،آنها را حمایت می کردند چرا که به روند مذاکره نقد بخصوصی نداشتند اما سخن اینجاست که شما چرا وظیفه ی خود را که حمایت بود درست انجام ندادید و اگر هم در مواقعی قدرتی برای تخریب نداشتید چون در فضای کلی حمایت از تیم گذشته تقریبا هضم شده بودید پس بالطبع شروع به مظلومنمایی می کردید و می گفتید که اجازه ی سخن دادن به ما نمی دهند در صورتی که روزنامه ها و خبرگزاریهای شما مرتب تیم قبلی را سرزنش می کرد که مسئول تمامی قطعنامه های شورای امنیت را آنان می دانستید.
استناد شما این سخن احمدی نژاد بود که مثلا گفته بود اینقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه دانتان دربیاد. حال شما بازهم ساده اندیشانه فکر می کنید و پاسخ ندادید که اگر شخص احمدی نژاد در این موضوع مقصر است و تیم فعلی مجبور است به خاطر این تحریمها که محصول خرابکاریهای دولت گذشته است اقدامات راستی آزمایی خود را انجام دهد که بسیار مشکل است پس چرا در سال ۸۲ پرونده ی اتمی ایران با گزارشهای خلاف واقع گروهک تروریستی منافقین زمینه ی هجمه به سمت ایران فراهم شد و آژانس انرژی اتمی هم همصدا با شورای امنیت شد،در آن سالها که دولتهای نهم و دهمی در کار نبود پس چرا اینطور شد؟!!
پس چرا اگر موضوع هسته ای است، و شما با تمسخر می گویید ما نباید در مذاکرات به فکر حل تمامی مشکلات جهان اسلام باشیم پس چرا طرفهای امریکایی به فکر حل تمامی مناقشات خود با طرفهای ایرانی هستند و بابت آن ایران را در زمینه های دیگر تحریم می کنند؟ مذاکرات هسته ای چه ارتباطی به تحریم در حوزه ی حقوق بشر دارد که دقیقا به خاطر مسئله ی هسته ای، ایران را تحریم می کنند هرچند بماند که گزارشهای خلاف واقع در حوزه ی حقوق بشرهم چاشنی کار است و چرا اساسا تحریم اقتصادی می کنند؟
بنظر می رسد از این دست بحثها بسیار بسیار انجام شده است و گروههای سکولار داخلی بجای پاسخگویی شفاف به چهار سوال ذکر شده ی بالا همواره موضوع را سیاسی می کنند و به اسم منافع ملی اجازه ی شفاف شدن فضا و بررسی اقدامات تیم فعلی را نمی دهند اگرچه موضوع جناحی نیست اما به هر حال می توان رویکردهای دولتها را در این ماجرا تحلیل کرد و نمره داد کما اینکه خوشبینان به غرب چنین کاری می کنند.افراد موافق مذاکرات هسته ای در سطح اساتید دانشگاه، روزنامه نگاران و حتی دیپلماتها به سه دسته ی کلی تقسیم می شوند:
۱٫افرادی که از مذاکرات و حل و فصل آن به هر قیمتی سود مالی و سیاسی می برند تا با آن تجارت کنند.
۲٫افراد بسیار بسیار غافل که تعداد اندکی هستند و سهوی به امریکا و غرب خوشبینند.
۳٫افراد معتقد به مذاکرات با حفظ منافع ملی و با نگاه به ظرفیتهای درون داخلی برای شکوفایی اقتصادی.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

نعیم کیانی انبوهی

,

انتهای پیام/ر

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه