برگی از تاریخ

نقش خوانین بختیاری درانقلاب مشروطه

نقش خوانین بختیاری درانقلاب مشروطه
طرفداری ایل بختیاری از مشروطیت و قیام آن بر ضد دستگاه استبدادی یکی از مهمترین عواملی است که در تقدیرات آزادی ملت ایران تأثیرات بسزایی داشت و هر گاه بختیاریها به یاری مشروطه خواهان بر نمی خواستند ظن قوی می رفت که به این زودی ها ملت ایران از چنگال استبداد رهایی پیدا نمی کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  اساتید برتر دکتر داراب ظفریان ـ مدرس دانشگاه فرهنگیان شهرکرد در مقاله ای به نقش بختیاری ها در انقلاب مشروطه و ارتباط آنها با علما و روحانیون پرداخت که به سمع نظر خوانندگان عزیز می رسانیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اساتید برتر,

چکیده :
      انقلاب مشروطه ، یکی از پدیده¬های قابل توجه تاریخ معاصر ایران است که همچون سایر انقلاب¬ها برآیند شماری از زمینه ها و عوامل گوناگون می باشد. یکی از گروه¬های اجتماعی که در این نهضت نقش داشته ایل بختیاری بود . علل ورود بختیاری ها موضوعی است که مورخان به صورت محدودتری نسبت به سایر عوامل به آن پرداخته¬اند. به خصوص به یکی از عوامل این حضور توجهی در خور نشده است و آن تأثیر ارتباط میان علمای اصفهان و بختیاری¬ها ـ اعم از عامه مردم و خوانین بختیاری ـ به اتکاء باورهای دینی می¬باشد بی تردید روحانیت یکی از عناصر اصلی شکل دهنده¬ی انقلاب مشروطه بودند .

     علمای اصفهان نیز از دیر باز با ایل بختیاری که در همسایگی آنان زندگی می¬کردند ارتباط داشتند . این ارتباط به مرور از سطح مسائل صرف دینی به تحولات سیاسی و اجتماعی ارتقاء یافت به طوری که در جریان انقلاب مشروطه و پس از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه و اعمال حاکمیت استبدادی در ایالت¬های مختلف از جمله اصفهان ، علمای این شهر که دارای پیوند دیرینه با ایل بختیاری بودند، به ریاست حاج آقا نوراله اصفهانی و آقا نجفی از خوانین و مردم این ایل برای حمایت از مشروطیت و عودت آزادی به ملت دعوت به¬عمل آوردند . آنها نیز همراهی نموده و به این نهضت پیوستند وموجب رهایی اصفان از حاکمیت استبداد شدند.



مقدمه :
       انقلاب مشروطه ایران ، یکی از مهم¬ترین وقایع اوایل قرن بیستم به شمار می¬رود ، به طوری که برخی از مورخان آن را سرآغاز تاریخ معاصر ایران می¬دانند . تکوین و پیدایش این انقلاب در ایران ، از علل و عوامل متعدد ، مشارکت گروه¬ها و طبقات مختلف اجتماعی با آراء و افکار گوناگون و انگیزه¬ها و اهداف متفاوت ریشه گرفت. عنصر دین، باورهای ملی ، اندیشه¬های نو ، نقش آفرینی علماء ، آزادی¬خواهان ، منورالفکران و دیگر گروه¬های اجتماعی عناصر سازنده و شکل دهنده این انقلاب بودند . مجموعه¬ی این مؤلفه¬ها به کرات موردبازخوانی قرار گرفته¬اند. اما هنوز در پناه واکاوی انگیزه¬ها و علل واقعی برخی رخدادهای آن عصر ، ناگفته¬های مهمی آشکار می¬ شود . گرچه به بعضی ازعوامل به مقتضای زمان و جایگاه آنها بطور قابل توجهی پرداخته شد. اما بعضی از رگه¬های اثرگذار تاریخی عمداً یا سهواً به وادی فراموشی سپرده شده یا بسیارکمرنگ بیان شده است، به عنوان نمونه به "نقش بختیاری¬ها "در انقلاب مشروطه به طور عام، نسبت به سایر عوامل کمتر توجه شده و از آن میان ، تأثیر ارتباط میان علمای اصفهان و خوانین بختیاری واثر گذاری باورهای مذهبی و پیشینه¬ی دینی ، در این پیوند به ندرت مورد بررسی قرار گرفت . به همین مناسبت دراین پژوهش سعی بر آن است تا این خلأ در حد توان با اتکاءبه منابع و مستندات تاریخی بازخوانی شود .

بختیاری ها و مشروطیت :
    ورود بختیاریها به صف مشروطه خواهان ، یکی از فرازهای تاریخ این ایل و یکی از عوامل در کنار سلسله علل انقلاب مشروطه ایران به حساب می آید . طرفداری ایل بختیاری از مشروطیت و قیام آن بر ضد دستگاه استبدادی یکی از مهمترین عواملی است که در تقدیرات آزادی ملت ایران تأثیرات بسزایی داشت و هر گاه بختیاری¬ها به¬یاری مشروطه خواهان بر نمی-خواستند ظن قوی می¬رود که به این زودی¬ها ملت ایران از چنگال استبداد رهایی پیدا نمی¬ کرد . به همین جهت قیام قومی که کمترین آشنایی با افکار جدید نداشت و اکثرخوانین متنفذ آنها با دربار استبدادی  سازش داشته واز اوامر دولت استبدادی اطاعت می¬کردند در خور مطالعه و تحقیق است[i].

    برخی نویسندگان سود مشترک انگلیسی¬ها و بختیاری¬ها در مخالفت با محمدعلی شاه و دشمنی فراوانی که میان بختیاری¬ها که عموزاده های هم بودند را عامل همکاری آنها می¬دانند[ii]. این نویسندگان ارتباط  سردار اسعد باانگلیسها و ملاقات با " ادوارد گری " وزیر خارجه انگلستان درست قبل از اقدام بختیاری¬ها و عوامل دیگر را دلیل قانع کننده این هدف مشترک می-دانند[iii].  سردار ظفر انگیزه¬ی خود را در پیوستن به قوای دولتی چنین بیان می¬کند : " ضدیتی بود که ما برادرها و بنی عمام با هم داشتیم "[iv] . ملک¬زاده نیز در کنار تاثیرگذاری ارتباط میان علمای اصفهان و بختیاری¬ها علت دیگر ورود بختیاری¬ها را اختلافات آنها می¬داند[v].    گروهی از پژوهشگران رابطه نامناسب بختیاری¬ها با قاجارها و بخصوص قتل حسینقلی¬خان ایلخانی توسط آنها را انگیزه ورود به این قیام می¬دانند[vi] . عده¬ای تلاش بختیاری¬ها برای کسب قدرت رادر کنار دیگر عوامل ذکرمی¬کنند . سردار اسعد آزادی¬خواهی و علاقه به استقرار مشروطیت در ایران و مخالفت با استبداد را به عنوان انگیزه اصلی خود بیان می نماید.

پیشینه مذهبی بختیاری ها :
    مردم چهارمحال و بختیاری پس از لشکرکشی ابو موسی اشعری به سال 23 هـ.ق دین اسلام را پذیرفتند[viii].ایل بختیاری قبل از آن که تشییع در مملکت ایران رواج داشته باشد،شیعی مذهب بودند و در مذهب خود،کمال عصبیت را به¬خرج می¬دادند. این مهم به دست سادات منطقه شوشتر صورت گرفت [ix]  و همه مدارک قرن هیجدهم نیز نشان می¬دهد که بختیاری¬ها دارای مذهب شیعه اثنی عشری هستند[x]. این موضوع در اغلب نوشتار و خاطرات سیاحان خارجی به منطقه بختیاری بیان شده است . بیشوب عشایر بختیاری را مسلمان و شیعه مذهب معرفی می¬نماید و نشانه¬هایی از اعتقادات مذهبی مردم این منطقه را در خلال سفرنامه¬ی او می¬توان دید.

وی درملاقات با حاج ایلخانی( امام قلی¬خان ) می¬نویسد « ... وی مسلمانی متدین است ، یک نسخه قرآن زیبا و تذهیب کاری دارد که بیشتر اوقات آیه¬هایی از آن را تلاوت می¬کند » [xi].. لرد کروزن می¬نویسد : " بختیاری¬ها صاحب عقیده صاف و ساده و به یگانگی خدا معتقدند و بهشت و جهنم و حساب روز قیامت را هم اعتقاد دارند[xii] .

     وجود بقاع متبرکه و امام زاده¬ها در مناطق بختیاری و ساختن بارگاه و مقبره برای آنها گواه اعتقاد راسخ آنها به نوادگان ائمه معصومین می¬باشد . علاوه بر این ، نشانه¬های اعتقاد خوانین بختیاری به مذهب شیعه و پایبندی آنها به اجرای مناسک دینی در اغلب منابع تاریخی ذکر شده است . بی بی مریم در توصیف شخصیت حسینقلی¬خان ایلخانی می¬نویسد :" پدرم مسلمان حقیقی بود ، در مذهب خیلی متعصب بود ، همیشه نماز شب می¬نمود . تمام سال که در عربستان(خوزستان) بود با آن گرمای عربستان دوشنبه¬ها  و پنج شنبه¬ها روزه می¬گرفت ..." [xiii]

    خوانین بختیاری از جمله حسینقلی¬خان و اغلب خانواده وی و سایر خوانین بختیاری به سبب باورهای دینی به مکه مکرمه ، مشهد مقدس و کربلای معلی مشرف شدند[xiv]. حسینقلی¬خان که به تدین و تعصب دینی وی در اغلب منابع اشاره شده است ، در روزنامه خاطرات خود به کرات از سفرخود و خانواده به عتبات و مکه مکرم وکمک¬های مالی که برای مرمت حرم امام حسین(ع ) فرستاده یاد میکند . به عنوان نمونه می¬نویسد: " حاجی محمد کریم را فرستادم در کربلای معلی که مسجد میان حرم را آیینه کاری بکند سه هزارتومان دادم مشغول کار شد ... " "در این سال حاجی محمد کریم حرم سید الشهداء علیه السلام را آیینه کاری را تمام کرد آمد . شش هزار تومان خرج کرد"[xv].  در عملکرد خوانین بختیاری در جریان مشروطه بخصوص در فتح اصفهان رگه¬های اعتقادات مذهبی به روشنی دیده می¬شود . ضرغام السلطنه به هنگام فتح اصفهان 110 نفر سوار را به نام امام علی (ع) انتخاب می¬کند و یا در جای دیگر برای حمله به نیروهای اقبال الدوله در اصفهان دوازده نفر از برادران و خان زادگان بختیاری را به تعداد دوازده امام انتخاب و دستور شروع جنگ را صادر نمود[xvi].  همچنین سردار ظفر که ابتدا با امیر مفخم همراه بود و جلوی تمام اردوی دولتی برای مقابله با مشروطه خواهان به مورچه خورت آمد. از آنجا به حضرت آیه اله اصفهانی (حاج آقا نوراله) نوشت، که کار من مثل حر در صحرای کربلا شد، اول کسی که جلوی امام مظلوم آمد حر بود، و اول کسی که به راه او شهید شد هم حر بود، حال من کسی بودم که جلوتر از اردوی دولتی برای قتل و غارت اهل اصفهان آمدم، حالا هم اول کسی هستم که خود را برای آزادی وطن به کشتن می¬دهم[xvii].

    یکی از انگیزه¬هایی که موجب پیوستن سران ایل بختیاری به قیام مشروطه شد ، باورمندی آنها به اعتقادات مذهبی بود که ذکر شمه¬ای از آنها رفت ، با ارتباطی که میان علمای اصفهان و خوانین بختیاری صورت گرفت آنها به درخواست علمای اصفهان که سابقاً نیز در ارتباط با آنها بودند برای نجات این شهر از جور حاکمان مستبد محمدعلی شاه لبیک گفتند .

سابقه ارتباط علمای اصفهان و خوانین بختیاری :
     در آغاز قرن شانزدهم میلادی که صفویه تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران برگزیدند . این مذهب رفعت یافت و نقطه عطفی در تاریخ ایران آن زمان پدید آمد .چنانکه به نحو انتقال ناپذیری با ایران پیوند یافت و این کشور به منزله زاد بوم و دژ شیعه به شمار رفت . در نتیجه نظام¬های مذهبی شیعی گری به گونه بی سابقه رونق گرفت و یک گروه از عالمان شیعه استوار¬ترین پایگاه رسمی را به دست آوردند[xviii].  علمای شیعه وظایفی عهده دار بودند که موجبات پیوند ناگسستنی آنها با مردم را در سطوح مختلف ایجاد نمود[xix].   این پیوند در سیر تحولات تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از قرن شانزدهم میلادی به بعد از سطح ارتباط فردی به مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ارتقاء یافت . همراهی شخصیت¬های برجسته مانند شیخ بهایی در همه شئون حکومت و تقابل علماء با منشور دشت مغان نادرشاه ، حکم جهاد علماء در حمله روس به ایران ، و اوج آن در صدور فتوای میرزای شیرازی در قیام تنباکو ، و بعد از آن نقشی که علماء در انقلاب مشروطه ایفا می¬نمایند .  نمونه بارزی از این نقش آفرینی می¬باشد[xx].

     جایگاه و نقش علمای اصفهان نیز در همین فرآیند قابل تحلیل و بررسی می¬باشد. حاج آقا نوراله و برادرش آقا نجفی ـ در تداوم سلف خویش ـ از علمای طراز اول ایران بودند که در نهضت مشروطه ایران در صدر رهبران قرار گرفتند .  بعد از تشکیل انجمن ملی حاج آقا نوراله به خاطر سابقه درخشانش از سوی علما و آزادی¬خواهان و بزرگان اصفهان به ریاست انجمن برگزیده شده و امور سیاسی ، اصفهان و بختیاری و منطقه بزرگی ازمرکز ایران رسماً تحت نظر وی درآمد . بدین ترتیب یک مجتهد زعیم سیاسی منطقه وسیع و مهمی گردید و فرصت یافت در زمانی که پایتخت به خود و دسته بندی¬هایش مشغول بود ، آرمان¬های سیاسی اسلام را در سطح وسیعی به اجرا درآورد[xxi].

     از سویی این دو مقام روحانی و دیگر روحانیت اصفهان و سایر بلاد اسلامی سابقاً با ایل بختیاری مرتبط بودند . به طوری که گاهی علمای اصفهان واسطه شفاعت خوانین نزد حکومت بودند . به عنوان نمونه در زمانی که امامقلی¬خان و رضاقلی¬خان به دستور امین السلطان دستگیر و زندانی شدند آقا نجفی نامه¬ای به وی نوشت و شفاعت این دو خان بختیاری را خواستار شد و امین السلطان نیز اجابت نمود[xxii].  یا اینکه در سال 1295 هـ.ق با فتوای حاج شیخ جعفر شوشتری حسینقلی¬خان به سرکوب طایفه " بنی ابدال خان  " که به آزار و اذیت سادات حسینی شوشتر پرداختند ، رفت.  و زمانی به حکم جهاد روحانیت علیه ایل "  دیرکوند " که به همسر یکی از علمای بزرگ و معروف شوشتر که در راه بازگشت از حرم امام رضا(ع ) مورد هتک حرمت قرار گرفتند، اسفندیار خان سردار اسعد به سرکردگی هفده هزار سوار بختیاری مأمور سرکوب این ایل شدند و متجاوزین را شکست داد[xxiii].

      رابطه نزدیک ضرغام السلطنه حاج ابراهیم خان با حاج سید احمد نور بخش که انسانی پاک ضمیر و از سلسله خاکساریه بود و با دستگیری وی ضرغام السلطنه به کسوت این سلسله در آمد[xxiv].  از جمله سوابق روشن این ارتباطات می¬باشد . این ارتباطات در جریان وقایع انقلاب مشروطه در سطوح مختلفی نمایان شد . به طوری که مورخ شهیر دکتر مهدی ملک زاده یکی از عوامل مؤثر حضور بختیاری¬ها در انقلاب مشروطه را نقش حاج آقا نوراله و ارتباط وی با بختیاری¬ها می¬داند و می¬نویسد : «حاج آقا نوراله قائد مشروطه خواهان اصفهان بود و در میان معاریف ایل بختیاری این روحانی آزاد منش ، به واسطه صفات حسنه و مقام علمی و ثروت بسیار و بی طمعی و احترام زیادی که در میان مردم پیدا کرده بود خوانین بختیاری به او احترام می¬گذاردند . و با او رابطه و آمد و شد بسیار داشته و همین رابطه و آمد و شد ها سبب شد که حاج آقا نوراله جمعی از آنها را به طرفداری از مشروطه متمایل نماید»[xxv].

پیوند علمای اصفهان و بختیاریها در فتح اصفهان :
      از روزی که جنبش مشروطه خواهی درایران آغاز گردید، محمدعلی میرزاکه درآن زمان ولیعهد بود روی دشمنی نشان داد . زیرا از آغاز زندگی با فرمانروایی خودکامانه بار آمد و همیشه مردم را زیر دست خود دیده بود[xxvi].  پس از مرگ مظفرالدین شاه وقتی نوبت پادشاهی به وی رسید به اشکال مختلف سد راه مشروطیت شد و نهایتاً هم با هم دستی روس¬ها مجلس را به توپ بست و همین که در تهران مجلس را برانداخت با دستور او در شهرها حکمرانان ، دست گشادند و انجمن¬ها را بستند و قانون را از میان برداشتند ، به آزادی¬خواهان آزارها رسانیدند ،ودوباره چوب و فلک را به کارانداختند، دستگاه خودکامگی رادر چیدند[xxvii].  در اصفهان نیز بساط استبداد با حاکمیت محمدخان اقبال الدوله کاشانی و نایب الحکومه¬اش احمد خان معدل شیرازی که از طرف محمدعلی شاه به حکومت اصفهان منصوب شدند ، آغاز شد . آنها با رفتارخشونت آمیزواعمال ناهنجار خودسرانه¬ی سربازان لگام گسیخته¬ی دولتی ،عامه اهالی اصفهان را به ستوه آورده چندان که رفع آن غائله را درمساجد و معابد از خدا می¬خواستند . زعمای مشروطیت و احراراصفهان که رئیس و پیشوای آنها،آیت الله حاج آقانوراله مسجد شاهی بود.در صدد تدبیر وچاره جویی برآمده به انواع وسایل متوسل شدند[xxviii].

     همچنین علمای سه گانه عتبات یعنی آخوند خراسانی ، حاجی تهرانی ، حاجی شیخ مازندرانی تلگراف¬های متعدد به سراسر ایران فرستادند و از جمله تلگرافی توسط آقا نجفی به رؤسا و امراء خوانین بختیاری اعلام کردند : «تمامی دلگرمی را به غیرت دینی آن برادران گرامی داشته و داریم سریعاً به همه اعلام می¬داریم که مساعدت در تشبیبه اساس مشروطیت ، چون موجب حفظ دین است به منزله¬ی جهاد در رکاب مبارک امام زمان ( عج ) و همراهی با مخالفین مشروطیت و اطاعت احکامشان در تعرض به احدی از هواخواهان آن اساس ، در حکم اطاعت از یزیدبن معاویه و منافی با مسلمانی است[xxix].   انجمن سری اصفهان به ریاست حاج آقا نوراله ، به عنوان حمایت از مظلومان و اطاعت احکام علمای روحانی و مراجع تقلید ایران و عراق عرب که زعیم مطلق آنها مرحوم آیت اله آخوند ملا محمد کاظم خراسانی بود[xxx].  تصمیم گرفتند از ایل بختیاری استمداد نمایند . سایراعضای انجمن نیز این پیشنهاد را مقرون به صواب دیده و موافقت نمودند[xxxi]. در همین اوقات علیقلی¬خان سردار اسعد از اروپا محرمانه به بختیاری آمده بود به طور ناشناس وارد اصفهان شد و با آقا نجفی و حاج آقا نوراله ملاقات کرد . و سپس در منطقه بختیاری با صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه گفتگوهایی داشت و بعد از یک هفته به پاریس بازگشت[xxxii] .

      پس از آن آقا نجفی و حاج آقا نوراله تصمیم گرفتند با یاری ایل بختیاری اصفهان را از تعدیات اقبال الدوله نجات دهند برای انجام این تصمیم حاج آقا نوراله بر آن شد که صمصام السلطنه را که از سوی محمد علی شاه از مقام ایلخانی عزل شده و ناراضی بود و می¬توانست به آسانی یک اردوی کافی از افراد بختیاری را تجهیز کند برای تسخیر اصفهان دعوت نماید و همچنین ضرغام السلطنه بختیاری را برای حمایت فرا خواند . برای انجام این منظور ، حاج آقا نوراله به صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه نامه نوشت و با تشریح اوضاع کلی ایران و اصفهان آن دو را برای تسخیر اصفهان تشویق نمود . او در نامه خود از " ضرغام "  که با او ارتباط قبلی داشت ، خواست با نماینده او نزد "صمصام" برود با او گفتگو کند و او را به حمایت کامل انجمن ولایتی اصفهان مطمئن سازد[xxxiii].

     دکتر مسیح¬خان نماینده حاج آقا نوراله در شلمزار با صممصام السلطنه و سران بختیاری ملاقات نمود و لزوم قیام خوانین را به منظور دفع ظلم و ستم گوشزد ساخت ، صمصام السلطنه قول مساعدت داد اما نگران حضور ضرغام السلطنه در منطقه بود . دکتر مسیح¬خان جریان وقایع را برای حاج آقا نوراله ارسال نمود[xxxiv]. حاج آقا نوراله برای تأمین منظور از آقای سید احمد نور بخش که سابقه مراودت با ابراهیم خان ضرغام السلطنه داشت و ضرغام از مریدان وی بود[xxxv].  خواست برای ملاقات خوانین بختیاری راهی این منطقه شود . وی با حضور در منطقه با ایجاد الفت میان اولاد حسینقلی خان به سرکردگی صمصام السلطنه و اولاد رضاقلی خان ایل بیگی به سرکردگی ضرغام السلطنه ، از آنها خواست برای نجات اصفهان حرکت کنند [xxxvi].

      سید احمد نوربخش در قلعه دزک در اجتماع بختیاری¬ها که صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه نیز حضور داشتند با تکیه بر غیرت دینی مردم خطاب به آنان گفت : " امیر المؤمنین علی ( ع) نان جو وخرما میل می¬فرمودند و از مسلمانان رفع ستم می¬نمودند مولای متقیان تا طومار ظلم و ستم را در هم نپیچید از پای ننشست پس بر ما که شیعه و از پیروان علی ( ع ) می¬باشیم لازم و واجب است از پیشوای مسلمانان سرمشق گرفته و در صحنه نبرد و کارزار مولا را حافظ و نگهدار خود بدانیم .شیعیان خالص به اتکای ایمانی که به خاندان نبوت دارند از هیچ پیش¬آمدی نباید بهراسند و خود را برای مقابله با هرنوع مخاطره¬ای آماده نمایند " .

     بیانات سید احمد نوربخش به حدی مؤثر واقع شد که عموماً فریاد کشیدند جان همه به قربان علی و آمادگی خود را برای پشتیبانی از مشروطیت اعلام داشتند . صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه نیز با وساطت سید احمد نوربخش پس از سال‌ها رنجش و کدورت با صفا و صمیمیت دست اتحاد و هم پیمانی به هم دادند[xxxvii].  پس از این مقدمات صمصام السلطنه و ضرغام نقشه حمله به اصفهان را طرح کردند و شرحی به حاج آقا نوراله نوشتند و نقشه خود را اطلاع دادند و برای اطمینان از پشتیبانی علمای اصفهان شرایطی را مطرح نمودند .  حاج آقا نوراله فوراً دو نامه برای صمصام السلطنه فرستاد و به وی اطمینان لازم را برای حمایت همه جانبه داد و مدتی بعد در ملاقاتی که میان آقا نجفی و حاج آقا نوراله و صمصام السلطنه صورت گرفت عهد و پیمان بستند و برای تحکیم میثاق قرآن مهر کرده و محل حقوق بختیاری از محل مالیات ها تعیین گردید[xxxviii].  

     چند روز بعد ضرغام السلطنه به اتفاق یک اردوی هزار نفری از افراد سوار و پیاده مسلح بختیاری به سوی اصفهان آمدند و پس از چند روز زد و خورد موفق شدند نیروهای اقبال الدوله را شکست دهند . "اقبال الدوله "که در مقاومت مأیوس شده بود در کنسولگری انگلیس متحصن شد"احمد خان معدل شیرازی" هم که مسبب واقعی این فتنه بود گریخت . سه روز پس از ورود ضرغام السلطنه و استقرار قدرت او در اصفهان ، صمصام السلطنه در میان استقبال شکوهمند مشروطه خواهان با یک اردوی هزار نفری وارد شهر شد و حکومت اصفهان را در دست گرفت[xxxix].   به این شکل یکی از مراکز مهم کشور از یوغ استبداد محمدعلی شاه خارج شد و موجبات سرور و شادمانی سایر شهرها را فراهم نمود و مقدمات فتح تهران و عزل محمدعلی شاه را رقم زد .

      بدون تردید سابقه ارتباط میان علمای اصفهان و سران ایل بختیاری و عشق و علاقه ی بختیاریها به اهل بیت از جمله محورهای تأثیر گذاری بوده که در این مقطع حساس زمینه انسجام خوانین بختیاری را ایجاد نمود و به خصومت دیرینه ای که میان خانواده ایل بیگی به ریاست ضرغام السلطنه و خانواده ایلخانی به ریاست صمصام السلطنه خاتمه داد. و توانست میان آنها الفت ایجاد نماید . اتکاء به باورهای دینی در رفتار و منش ضرغام السلطنه، که به اعتراف اکثر منابع تاریخی عامل کلیدی فتح اصفهان نقش آفرینی او بود ـ گرچه بعد از پیروزی مورد بی مهری قرار می گیرد ـ به نحو بارزی نمایان است .

    فتح اصفهان در 4 ساعت
  جلال الدین همایی در مقدمه بسیار ارزشمند خود بر دیوان طرب می¬نویسد : «نخستین کسی که پیشتاز معرکه گردید و دعوت علما و سران آزادی‌خواه اصفهان را لبیک گفت همان ضرغام السلطنه بختیاری بود که با فرزند شجاع و دلیرش " ابوالقاسم خان " و گروهی از شجعان فداکار بختیاری که عده ی مجموع آنها را یکصدو ده تن به عدد مبارک علی ( ع )  می-گفتند . در روز عرفه ذی الحجه سنه 1326 قمری به اصفهان آمد و با قوای دولتی جنگی مردانه  کرد . و به مصداق « کَم مِن فِئه قَلیله غَلِبَت فِئه کَثیره بِاِذنِ الله » در اندک مدتی شکست فاحش به نیروهای اقبال¬الدوله وارد آمد و توپخانه سنگین آنها از کارافتاد»[xl].  ضرغام السلطنه زمانی که پس از فتح تهران مورد بی مهری قرار می گیرد نیز انگیزه ی اولیه خود را اعتقادات دینی معرفی می¬نماید و می¬گوید : من به واسطه¬ی اشاره¬ی غیبی از مسکن خود با 110 تن سوار حرکت کرده اصفهان را در چهار ساعت گرفتم[xli].

     علاوه بر این بی بی مریم خواهر صمصام السلطنه که خود شاهد حرکت سواران بختیاری به سمت اصفهان بود  میگوید : " صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه عمو زاده‌هایم با هم عهد و میثاق نمودند و حاج آقا نوراله که یکی از مجتهدین بزرگ بود ... به قرآن برای صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه قسم خوردند که دست اتحاد به هم بدهند و علم آزادی را بلند کنند[xlii].  او خود از این حرکت به وجد آمد و افسوس می¬خورد که چرا من زن هستم و نمی¬توانم برای آزادی ملت جانفشانی کنم یا حد اقل نقش یک پرستار را برای جوان¬های رشید بختیاری داشته باشم . سپس خطاب به سواران بختیاری که عازم حرکت به سوی اصفهان بودند می¬گوید : حالا که تصمیم دارید ، در این کار متعهد و مردانه باشید اگر تمام مردان بختیاری شهید شدند زن¬های بختیاری را جمع نموده کفن به گردن ، تفنگ به دست برای شکست دشمن رو به طرف اردوی استبداد حرکت می¬کنیم . سپس آنها را با قرآن بدرقه نمودم . و هزاران بار با خدای خود راز و نیاز نمودم و توفیق برادر عزیز و همراهان را از خداوند خواستم[xliii].

    شعرای عصر مشروطه نیزدر آثار خود ضمن ستایش بختیاریهادر فتح اصفهان ارتباط علمای اصفهان و نقش اعتقادات مذهبی ضرغام السلطنه در این ماجرا رابخوبی بیان می کنند . که نمونه هایی ازآنهارا ذکر می کنیم.اشعار مکرم اصفهانی راجع به فتح اصفهان:
اقبال ستمگر  بصفاهان  چو گذرکرد        شیـرازه کار همـه زیر و زبر کرد
از بهرحکومت چودراین شهر مقرکرد       بیداد وجفایش بدل سنگ اثرکرد
.......................................
پس حجه الاسلام[xliv] خبردادبه تهران     کاین حاکم بدبخت چه خواهدزصفاهان
هر روز کند کج روی  و تندی و طغیان        نه دل بدلیل آرد و نه گوش به برهان
....................................
آن شیر دژآگه بحق بودچو ضرغام       ضرغام حقیقت که ازاو روز عدو شام
افراشت علم را زپی یاری اسلام        زدجانب این شهر پی دفع ستم گام
قدرعدد اسم علی همرهش الوار        یعنی  صد  و ده تن  ز دلیران وفادار
گفتند  ز مهــر علی  حیـدر کرار          امروز نمائیم  یکی جنگ نمودار[xlv]
مرحوم وحید دستگردی در این باره اشعاری دارد که چند بیتی از آن را ذکر می کنیم:
اصفهان را طالع مقبل قرین شد بخت یار     از ورود  موکـب  ایل  جلیـل  بختیـار
احمدالله کزرضای نوربخش[xlvi] آسمان     شمس رحمت گشت ازشرق حقیقت آشکار[xlvii]
ترجیع¬بندی که در سنه¬ی 1327 قمری بعد از فتح اصفهان توسط طرب اصفهانی و به پیشنهاد ابراهیم خان ضرغام السلطنه نوشته شد سند گویای دیگری بر این مدعاست که در پایان کلام نقل می¬نمائیم.
مـا چاکـر  شـاه  ذوالفقــاریم        در کشـور فقـر  تاج داریم
ماشیرة عشق وجذبه¬ی شور        مـا حـب علـی  بختیاریم
از  همـت  صاحـــب   ولایـت          «ضرغـام» دلیـر کارزاریم
هم نام خلیل و چون براهیم         ما شیعه¬ی هشت و چهاریم
ما خاک نشین کوی عشقیم         یعنی که به فقر خاکساریم[xlviii]

نتیجه گیری :
     انقلاب مشروطیت، حرکت مهم و نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران به شمار می¬رود، این نهضت تحت تأثیر عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی به وقوع پیوست. در این حرکت عظیم اقشار مختلف اجتماعی نقش داشتند که یکی از آنها ایل بختیاری بود. پژوهشگران در بررسی نقش این ایل به بعضی از عوامل گرچه به صورت محدود پرداختند و در مجموع دلایل زیر راموجب ورود بختیاری ها به این قیام می دانند: الف) کین خواهی بختیاری از قاجارها. ب) اشتراک منافع بختیاری¬ها و انگلیسی¬ها.  ج)تلاش بختیاری¬ها برای کسب  قدرت در تداوم قدرت گیری ایلات در تاریخ ایران. د) مشروطه طلبی و آزادی¬خواهی. ه) اختلاف درون ایلی و ....

     علاوه براین دلایل ، عامل دیگری که قابل تأمل و  بررسی است نقشی است که تحت تأثیر روابط علمای اصفهان و خان های بختیاری شکل گرفت. رسالت دینی روحانیت در تاریخ ایران و مراوده ی روحانیت اصفهان در این راستا، با مردم و سران ایل بختیاری از سویی  و پیشینه مذهبی بختیاری¬ها و اعتقاد آنها به آموزه¬های دینی و اظهار علاقه¬مندی به ائمه اطهار از جهتی سرمایه ی نهفته ای بود که در جریان انقلاب مشروطه دستمایه ی شکل گیری ائتلاف علمای اصفهان به رهبری "حاج آقانوراله" و"آقا نجفی"و بختیاری ها به رهبری "صمصام السلطنه و"ضرغام السلطنه" شد. این ائتلاف که بر بنیاد نمادهای مذهبی شکل گرفت عامل اصلی فتح اصفهان و ایجاد تزلزل جدی در حاکمیت استبداد شد، چرا که به اعتراف مورخین تصرف اصفهان کلید فتح تهران و عزل محمد علی شاه بود.

داراب ظفریان
پی نوشت ها:
________________________________________
1 - ملک زاده،مهدی ، تاریخ مشروطیت ایران،تهران ،انتشارات سخن،1385،ج4و5،ص1081.
2 - حائری ، عبدالهادی،:تشییع و مشروطیت درایران، تهران ، امیرکبیر،1364ص19 و گارثویت ، جن راف،تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، ترجمه مهراب امیری، تهران ، سهند،1373،ص256.
3- ایوانف،یوری سرگیویچ،:انقلاب مشروطیت ایران،ترجمه کاظم انصاری، تهران، حبیبی،1357،صص61-60.
4- بختیاری،سردارظفر،:یادداشت هاوخاطرات سردار ظفر، تهران ، یساولی،1362،ص23.
5 -ملک زاده،مهدی ،:تاریخ مشروطیت ایران،ج4و5،ص1081.
6- دیه تر،امان، بختیاری¬ها عشایر کوه نشین ایرانی در پویه تاریخ ترجمه محسن محسنیان ، مشهد، آستان قدس رضوی،1363،ص77.
7- سرداراسعد،علی قلی خان بختیاری،تاریخ بختیاری، تهران،نشراساطیر،1376،ص178.
8-آخوندی،اردشیر- زمانی پور، بابک ،سیمای میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری،1385 ص43.
9- سرداراسعد،علی قلی خان بختیاری،تاریخ بختیاری،ص51.
10- گارثویت، جن راف ،بختیاری در آیینه تاریخ ترجمه ،مهراب امیری ، تهران ، آنزان،1357،ص19.
11- بیشوپ،ایزابلا،از بیستون تا زردکوه بختیاری ترجمه مهراب امیری، تهران ، آنزان ،1375 ،ص189.
12- سرداراسعد،علی قلی خان بختیاری،تاریخ بختیاری،ص365.
13 - بختیاری،بی بی مریم ،خاطرات سردار مریم بختیاری  تهران،آنزان،1383،ص26.
14- بختیاری،سردارظفر،یادداشت هاوخاطرات سردار ظفر،ص205و مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی1373، کتاب ششم ،کتابچه خاطرات حسینقلی¬خان ایلخان  بختیاری،ص145.
15- همان، ص46-43.
16- اوژن ،ابوالفتح ، تاریخ بختیاری، تهران،انتشارات وحید،1345،صص203-201و سرداراسعد،علی قلی خان بختیاری،تاریخ  بختیاری،ص452.
17- بختیاری،بی بی مریم ،خاطرات سردار مریم بختیاری، ص181.
18- الگار، حامد، دین ودولت درایران(نقش علماءدردوره¬ی قاجاریه)،ترجمه ابوالقاسم سری تهران ،انتشارات توس،1369،ص23.
19- همان،ص37.
20- مجموعه مقالات همایش پژوهش جریان¬های فکری مشروطیت، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش¬های سیاسی ،1386،ص74.
21- 1مجموعه مقالات همایش اصفهان و مشروطه¬ی اصیل ایرانی به اهتمام دکتر محمدعلی چلونگر، سازمان میراث فرهنگی و تفریحی شهرداری اصفهان،1385،ص466.
22-ابطحی،علی¬رضا، نفت و بختیاری¬ها،تهران،مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر،1384،ص23.
23- بختیاری،سردارظفر،یادداشت هاوخاطرات سردار ظفر،ص177.                                                                  
24- طرب اصفهانی، میرزاابوالقاسم،دیوان طرب بامقدمه جلال الدین همایی،تهران،نشر فروغی،1342،صص500-499.
25- ملک زاده،مهدی ،تاریخ مشروطیت ایران،ج4و5،ص1083.
26- کسروی،احمد،تاریخ مشروطه ایران، تهران،انتشارات مجید،1379،ص564.
27- همان،ص426.                                 
28- طرب اصفهانی، میرزاابوالقاسم،دیوان طرب بامقدمه جلال الدین همایی،ص501
29- رجایی،عبدالمهدی ، تاریخ مشروطیت،اصفهان،سازمان فرهنگی هنری شهرداری اصفهان،1385،ص392.
30- طرب اصفهانی، میرزاابوالقاسم،دیوان طرب بامقدمه جلال الدین همایی،ص501.
31- دانشورعلوی،سید نوراله،جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری،تهران، چاپ سینا،1335ص34 و طرب اصفهانی،میرزاابوالقاسم،دیوان طرب بامقدمه جلال الدین  همایی،ص501.
32- صفایی،ابراهیم،انقلاب مشروطیت به روایت اسناد ، تهران، انتشارات ایرانیان،1381،ص317.
33- دانشورعلوی،سید نوراله،جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری،صص21-20،و صفایی،ابراهیم،انقلاب مشروطیت به روایت اسناد،ص
34- همان،صص26-27،و اوژن ،ابوالفتح،تاریخ بختیاری،صص199-200.
35- طرب اصفهانی، میرزاابوالقاسم،دیوان طرب بامقدمه جلال الدین همایی،ص449.
36- دانشورعلوی،سید نوراله،جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری،صص28-27.
37- همان،ص36،و اوژن ،ابوالفتح،تاریخ بختیاری،ص200.
38- دانشورعلوی،سید نوراله،جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری،ص38-39-40.
39- اوژن ،ابوالفتح،تاریخ بختیاری،ص203و صفایی،ابراهیم،انقلاب مشروطیت به روایت اسناد،ص230.
40- طرب اصفهانی، میرزاابوالقاسم،دیوان طرب بامقدمه جلال الدین همایی،ص503.
41- عین السلطنه،قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه به کوشش سالور و ایرج میرزا، تهران، بی جا،1377 ،ص248.
42- بختیاری،بی بی مریم،خاطرات سردار مریم بختیاری ،ص177
43- همان،صص182-181.
44- حاج آقا نوراله اصفهانی
45- اوژن ،ابوالفتح،تاریخ بختیاری،صص206-205
46- سید احمد نوربخش
47-اوژن ،ابوالفتح،تاریخ بختیاری،صص225-224
48- طرب اصفهانی، میرزاابوالقاسم،دیوان طرب بامقدمه جلال الدین همایی،صص509-510.
فهرست منابع در سایت محفوظ است

, چکیده :,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, بختیاری ها و مشروطیت :,
,
,
,
,
, پیشینه مذهبی بختیاری ها :,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, سابقه ارتباط علمای اصفهان و خوانین بختیاری :,
,
,
,
,
,
,
,
,
, پیوند علمای اصفهان و بختیاریها در فتح اصفهان :,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,     فتح اصفهان در 4 ساعت,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, نتیجه گیری :,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

انتهای پیام/ر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه