گزارشی از یک افطاری به یادماندنی در کنار نابینایان/
آنها می بینند که ما آنها را نمی بینیم
انجمن نابینایان شاید محفلی باشد که کمتر کسی در گنبد کاووس نامش را شنیده یا دیده است.انجمنی که افرادی با ضمیری پاک دور هم گرد آمده اند تا خود را باور کنند و یار یکدیگر باشند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از قابوس نامه، صبح بود که با من تماس گرفته شد تا در افطاری انجمن نابینایان شرکت کنم برایم سوال بود که مگر گنبدکاووس انجمن نابینایان دارد؟کجاست؟چه می کنند؟و هزار سوال بی جواب که برای پاسخش باید تا افطار صبر می کردم!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قابوس نامه،, قابوس نامه،, ،,بالاخره زمان افطار شد و من که ابتدا فکر کردم به مراسمی نمایشی و پرزرق و برق دعوت شده ام با مکان و آدم هایی مواجه شدم که تمام معادلاتم را بهم زدند.
,منزل فردی با نام خانوادگی امیری بود که می گفتند از قدیمی های انجمن و موسس آن در سالهای بسیار قبل است.
, ,
,
,
او که خود فردی نابینا بود به گرمی از من استقبال کرد تا برسر سفره افطار بشینم.جمع گرمی شکل گرفته بود و اگر موضوع مراسم را نمی دانستم می گفتم اعضای یک خانواده برای افطار دور هم جمع آمده اند.
,
سفره مانند آدم های اطرافش پر از سادگی بود و همه چیز بی تکلف چیده شده بود و هیچ کس بر سر این سفره احساس غریبی نمی کرد.
مدتی که گذشت ، فرماندارویژه گنبدکاووس وارد خانه شد.همه نگاهها به او دوخته شد و می شد تشخیص داد که کسی انتظار آمدنش را نداشت.و نابینایان هم وقتی شنیدند فرماندار به جمع آنها آمده خوشحال شدند.
,
, ,
,
, ,
,
, ,
ایوب یاقوتی که خیر و که یکی از فعالین این انجمن است گفت: ما گفتیم آقای فرماندار با این هتل هایی که دعوت می شود،چگونه می آید و به انجمن ساده ما قدم می گذارد.
,از دید آقای یاقوتی یک انجمن ساده بود اما انجمنی متشکل از نابینایان در رده های سنی متفاوت از پیرمرد گرفته تا جوان و نوجوان، مدرسه ای گرفته تا دانشجوی دانشگاه فردوسی! خیلی هم ساده نیست و باید از نزدیک با آنها آشنا شد،چیزهایی یاد داشتند که آدم معمولی به سختی یاد می گیرد.
,آنها می بینند که ما آنها را نمی بینیم در گوشه ای از شهرمان ، در اطرافمان و در همین نزدیکی!
, آنها می بینند که ما آنها را نمی بینیم در گوشه ای از شهرمان ، در اطرافمان و در همین نزدیکی!, آنها می بینند که ما آنها را نمی بینیم در گوشه ای از شهرمان ، در اطرافمان و در همین نزدیکی!,افطار تمام می شود و حالا نوبت به هنرنمایی دختران نابیناست. هنرنمایی که در قالب یک سرود ارائه می شود. سرودی که شاید در در یک بسته زیبای موسیقی ارائه نمی شود ولی موسیقی امید به زندگی را در حسرت حتی یک نگاه و بازی با رنگها زمزمه می کند و هر بینایی را متاثر از این همه امید در حین محرومیت!
,, ,
,
,
“همه میگن که چشمام خیلی خیلی قشنگه
ولی افسوس که ای وای نمیدونم چه رنگه
میگن چشمام چه آبی است،مگه آبی چه رنگه؟
میگن هم رنگ دریاست،مگه دریا چه رنگه؟
میگن همرنگ یاسه،آخ، مگه یاس چه رنگه؟
میگن چشمام قشنگه،مگه چشمام چه رنگه؟
خودم دیدم گه چشمام،به رنگ شب سیاهه
ولی یک شب همیشه،فروغش نور ماهه
اگه چشمام سیاهه ،اگه رنگی نداره
ولی قلبم سفیده ،دلم رنگه امیده
دستام هرجا می بینند تو این دنیا خدا رو
دستام هرجا می خونند کتاب آشنا رو
سرانگشتام می فهمندکه گلها هم چه رنگه
به رنگه آسمونها ضمیرامون قشنگه
حالا هم من می دونمکه این دنیا چه رنگه
به رنگه خوبیهامه ،به رنگه سادگیمه”
, “همه میگن که چشمام خیلی خیلی قشنگه,
, ولی افسوس که ای وای نمیدونم چه رنگه,
, میگن چشمام چه آبی است،مگه آبی چه رنگه؟,
, میگن هم رنگ دریاست،مگه دریا چه رنگه؟,
, میگن همرنگ یاسه،آخ، مگه یاس چه رنگه؟,
, میگن چشمام قشنگه،مگه چشمام چه رنگه؟,
, خودم دیدم گه چشمام،به رنگ شب سیاهه,
, ولی یک شب همیشه،فروغش نور ماهه,
, اگه چشمام سیاهه ،اگه رنگی نداره,
, ولی قلبم سفیده ،دلم رنگه امیده,
, دستام هرجا می بینند تو این دنیا خدا رو,
, دستام هرجا می خونند کتاب آشنا رو,
, سرانگشتام می فهمندکه گلها هم چه رنگه,
, به رنگه آسمونها ضمیرامون قشنگه,
, حالا هم من می دونمکه این دنیا چه رنگه,
, به رنگه خوبیهامه ،به رنگه سادگیمه”,
بعد از سرود فرماندار که متاثر شده بود، از این افطار به عنوان به یادماندنی ترین افطار عمرش نام برد و از دعوت او به این مراسم تشکر کرد.
خوشحالی جمع از حضور یک مسئول در جمعشان را می توان از حرف هایی که خانم روشن دلی ـ یکی از اعضای گروه ـ زد، کاملا احساس کرد.
,
او قیام کرد ، فرماندار را مورد خطاب قرار داد و گفت:حضور شما آقای فرماندار برای ما قوت قلبی شد.قوت قلبی که مسئولی را درکنار خود می بینیم،به خودمان می بالیم که چنین مسئولینی داریم که برای ما ارزش قائل میشوند”
,با این حرف که در کمال بی ادعایی و تملق گفته شد برایم روشن شد که مسئولین چه نقشی می توانند در میان این روشن دلان داشته باشند و تنها صرف حضورشان چه تاثیری بر روحیه آنها خواهد گذاشت.
,او که از بودن یک مسئول در جمعشان به وجدآمده بود از کاستی های نابینایان اینگونه گفت: آقای فرماندار،ما بچه های نابینای گنبد مظلوم واقع شدیم .ما مکانی مستقل برای انجام فعالیتهای انجمن می خواهیم.بچه هایمان استعداد هایی بسیاری دارند،آنها دارند حیف می شوند.بچه های ما کاری ندارند.کسی نیست از آنها حمایت کند”.
,این ها را می گوید و سخنش تمام اما حقیقتش را که بخواهید باید بگویم درست است آنها همانطور که نمی بینند، دیده هم نمی شوند و به گفته او چه استعدادهای برتری که در غفلت ما دارد حیف می شود.
,
سمیه شیخ ویسی سرپرست انجمن نابینایان گنبد نفر بعدی بود که با اشاره به مشکلات و معضلات نابینایان شروع به صحبت کرد.
وی اعضای انجمن ،دانشجوی دانشگاه فردوسی، مازندارن،وچندین فارغ التحصیل دانشگاه که هر کدام تخصصی داشتند را معرفی کرد و به موفقیت های کسب شده آنها علی رغم محدودیت ها تاکید کرد.
,
شیخ ویسی از مشکلات دیگر این بچه ها می گوید از تحصیلات عالیه ای که کسب کرده اند اما جایی برای ارائه آن و کسب درآمد ندارند، نابینایانی که برخی حتی تخصصشان از بینایان هم بیشتر است.
,سرپرست انجمن نابینایان گنبد از نوجوانان نابینا هم می گوید و اینکه مکانی برای آموزش ندارند و با اینکه مشتاق به یادگیری کار و حرفه ای نیز هستند ولی از این امکان محرومند.
,وی پیش از این به ما گفته بود بودجه انجمن ها را قطع کرده اند وبهزیستی اتاقی در حد ۲۰ متر برای فعالیت بچه های انجمن داده است اما بلا استفاده است و نمیشود در آن کلاسی برگزار کرد ضمنا شرایط مالی بچه ها برای رسیدن به این اتاق در توان بچه ها نیست و راه این مکان دور است.
,البته سمیه شیخ ویسی از مشکل مسکن مهر برای نابینایان هم به ما گفت ، همان مشکل پرداخت ما به التفاوت که بخاطر تاخیر در تحویل پروژه مسکن مهر کاج به متقاضیان تحمیل شده است.
,گویا ۳۳ نفر از طریق بهزیستی معرفی می شوند تا مسکن مهر دریافت کنند اما آنها نیز که قرار بود ۱۲میلیون و ۳۰۰ هزار تومان برای تحویل مسکن خود بدهند امروز بخاطر تاخیر در تحویل پروژه از سوی پیمانکار باید ۲۵میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پرداخت کنند ، مبلغی که در توان آنها نیست.
,سمیه شیخ ویسی برای حل این مشکل نیز از فرماندار در خواست وام بلاعوض می کند تا شاید با حل این مشکل از این طریق، باب تازه ای در زندگی نابینایان باز شود.
,وی در ادامه از فرماندار خواست تا قولی برای پیگیری مشکلات نابینایان بدهد و فرماندار در پاسخ به این مطالبات گفت:” من کمتر قول می دهم ولی اگر قول بدهم حتما به قول خود عمل می کنم”.
,محمد حمیدی قول تهیه یک مکان استیجاری از محل خیرین و بودجه های مصوب ، تحویل یک مکان استیجاری با پرداخت اجاره آن را به انجمن داد و به اختصاص یک مکان با مالکیت شخصی انجمن اشاره کرد و گفت:” این مورد را سعی در به ثمر رسیدنش دارم و تا جایی که بتوانم پیگیری خواهم کرد.
, ,
,
,
فرماندار ویژه گنبد قول پیگیری حضور اساتید فنی حرفه ای جهت آموزش رشته های مختلف مورد نیاز انجمن و نابینایان را نیز داد و در خصوص مسکن مهر نیز اظهار کرد: هر چه در توان من باشد انجام می دهم و با پیگیری هایی که از استان صورت گرفته قرار است تا تسهیلاتی برای مسکن مهر در نظر گرفته شده و ان شاالله مشکل مرتفع شود.
, ,
,
, در پایان این افطاری سراسر امید، هدایایی به اعضای انجمن اعطاء شد و من با افکاری که تمام جملاتش به “می توانم” ختم می شد آنجا را ترک کردم.
, ,
,
, برای دیدن تصاویر این افطاری اینجا کلیک کنید
, اینجا , اینجا , اینجا,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه