شهید محمد زاهد الماسی/
نوجوان 16 ساله ای که معلم اخلاق برادر کوچکش بود
برادرم برای من حکم معلم را داشت و دایم نصیحتم می کرد و می گفت: آمر به معروف باش و به آرامی منکرات را به مردم تذکر بده تا از آن دوری کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید محمد زاهد الماسی در روز نهم شهریور ماه سال 1346 در روستای آویهنگ از توابع بخش ژاورود شهرستان سنندج در خانواده ای مستضعف دیده به جهان گشود. فقر حاکم بر خانواده، راه تحصیل را بر محمد زاهد بست و او را از ورود به مدرسه و یادگیری سواد محروم کرد و او به حضور در مکتب و آموختن در حد خواندن و نوشتن اکتفا کرد. محمد زاهد زندگی را با مشقت آغاز کرد و از همان دوران کودکی دستان کوچکش رنج کارهای بزرگ را تجربه کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , پیشمرگ روح الله, پیشمرگ روح الله,در روزهای انقلاب او یازده ساله بود و چون دیگر همسالان خود از شور آفرینی مردم دیارش شادمان بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور ناموجه عناصر ضد انقلاب در کردستان اگر چه کم سن و سال بود اما عملکرد منفی و جنایت های ضد انقلاب علامت سؤال بزرگی را در برابرش نهاد بود. چگونه می توان عمل و شعار ضد انقلاب را با هم تطبیق داد. اذیت و آزار مردم و کشتار مسلمانان انقلابی منطقه توسط اشرار، حجت را بر محمدزاهد تمام کرد و اگر چه نوجوانی چهارده ساله بود، اما عقل، درایت و ایمان استوارش، شخصیت پخته ای به او داده بود لذا به صف جوانمردان سبز پوش سپاه توحید پیوست و در کنار برادران مهاجر و انصار خود به مصاف جنایتکاران رفت تا انتقام مظلومان و محرومان را از گروهک ها بگیرد.
,در سال های پس از انقلاب اسلامی، به دلیل حضور عناصر فاسد و بی بند و بار ضد انقلاب در منطقه، فضای جامعه خیلی عوض شده بود، آن ها ضمن این که خود آشکارا مرتکب معصیت می شدند و با این کار می خواستند، قبح توهین به مقدسات دینی را بشکنند، جوانان را هم به بی بند و باری تشویق می کردند. محمد زاهد در آن چنان فضایی، لحظه ای از انجام واجبات و عمل بر مبنای دین غافل نمی شد. به شدت از ملحدین ضد انقلاب تنفر داشت، تنها کاری که در آن شرایط از او ساخته بود، دعا بود، همیشه بعد از نماز، دعا می کرد و می گفت: خدایا، ریشه این مفسدین را بخشکان. با این که کار می کرد همیشه سعی می کرد نمازش را به جماعت ادا نماید؛ مسافت زیادی را با پای پیاده طی می کرد تا به جماعت برسد. دل پاکی داشت، صاف مثل آیینه هیچ وقت آن را با کینه و بغض نسبت به دیگران مکدّر نمی کرد.
,برادرم برای من حکم معلم را داشت و دایم نصیحتم می کرد و می گفت: «اگر رفتارت خوب باشد، مردم قبولت خواهند داشت و کسی با تو دشمنی نخواهد کرد. یکی از عوامل هدایت انسان های گمراه، عمل صحیح است، با عمل درست می توان دیگران را متوجه اشتباهاتشان کرد. سعی کن هیچ وقت پشت سر دیگران غیبت نکنی. اگر دیدی کسی ایراد و اشکال دارد، او را اصلاح کن ولی تخریبش نکن. بزرگ ترین گناه بدنام کردن دیگران است. تلاش کن مردم را به راه راست هدایت کنی، امر به معروف بکن و به آرامی منکرات را به مردم تذکر بده تا از آن دوری کنند. با رفتارت برای دیگران الگو و نمونه باش(رفیق الماسی برادر شهید در مورد سیره عملی ایشان می گوید(
, (,شهید محمد زاهد الماسی در عملیات های مختلفی شرکت کرد و سرانجام در روز بیست و چهارم مهر ماه سال 1362 در نبرد با عناصر مزدور کومله در روستای آویهنگ هدف اصابت گلوله قرار گرفت و قلب پاک و بی آلایشش از حرکت باز ایستاد.
]
ارسال دیدگاه