معرفی مفاخر و بزرگان سمیرم؛

سیمای سمیرمی

سیمای سمیرمی
سیما، میرزا عبد الکریم معروف به «کل عنایت» که در نوجوانى به اصفهان رحل اقامت انداخت و انواع علوم را اعم از؛ فقه و اصول، فلسفه مشاء، علوم غریبه، طب و به‌ویژه ریاضیات تحصیل کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سمنا، سیما که اسم سامی اش میرزا عبدالکریم اصلش از قرای سمیرم ،از نژاد ظریفی و ندیمی معروف به کل عنایت که در قریه طالخونی از توابع سمیرم بدنیا آمد در نوجوانی به اصفهان رحل اقامت افکند و انواع علوم اعم از فقه و اصول فلسفه ی مشاء،علوم غریبه،طب و بویژه ریاضیات تحصیل کرد. معاصر با شاه عباس و اهل مجلس انس و ندیم ظریف وی بوده، وی تحصیل انواع علوم و اکتساب اقسام کمالات کرده، در فقه و اصول و حکمت و نجوم مسلط بوده و بعد از آنکه در اصفهان علوم ظاهر را تکمیل نمود

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سمنا، ,

دیوان بیگی راجع به سیما مطالب جدیدتر و بهتری بیان می کند که در دیوانهای دیگر کمتر بچشم می خورد او در مورد جوانی سیما می گوید:سپس از اصفهان به هوای سلوک رخت بر بست و مدتی به قربانعلی شاه جیلستانی و مجذوب علی شاه دست ارادت داده بود و در نزد همه مقبول افتاد و ملا احمد نراقی در مورد او می گوید :

,

سیما که سماوات بقا منزل اوست                         گنجینه ی اسرار حقایق دلِ اوست

,

آییـنه ی کُنـت کِنـزاً     مخفی                          از حق مگذر،صفای آب و گل اوست

,

سپس به گیلان نزد معتمدالدوله رفت و از او انعام یافت سپس به نطنز رفت و توطن کرد و پنج دیوان به نامهای ۱-شقایق الحقایق ۲-الهی نامه ۳-ریاض المجنّبین ۴-مشرق الانوار ۵-مجمع القصاید ،مرتب کرد بنظر می رسد که سیما تا سال ۱۲۵۵ ق در قید حیات بوده است .

,

صاحب حدایق العشرا «احمد دیوان بیگی»تمام این مطالب را از تذکره بهار نقل به معنا کرده است و بجز مطالب فوق تعاریفی راجع به او بیان می کند که شدت اغراق در آن بچشم         می خورد.«….در اندک زمانی بواسطه کیاست ذاتی و درایت فطری در علم ادب بر فحول فصحای عرب فایق و در فن اصول و فروع بر جمیع فقهای جهان سابق آمد… و در علم ابدان به قسمی ماهر شد که فزعات نبض را ار حرکات هوا،معلوم و ضربات قلب را از وجنات صدا مفهوم می گرداند….

,

برخی ارز محامد صفاتش در طی اشعار مسجدیه مرقوم قلم و ماثر رقم گردیده و همواره در مدایح مستطاب خداوندی مدحت سرای و مناقب آراست

,

دل ز شهر تن هوای کشور جان کرد باز                 جان زگیلان خواهش سیر صفاهان کرد باز

,

سوی غربت،خاطر مشتاق رو کرد از وطن                 وز غریبی بار دیگر رو به اوطان کرد باز

,

زآرزوی دیدنِ یار و دیار از مرزِ رشت                     تا سمیرم توسن اندیشه جولان کرد باز

,

مر مرا آمد میسّر،آستان بوس دری                         کاندرآن صد باب رحمت،لطف یزدان کرد باز

,

در گه مجدافاضل،مجمع علم و عمل                     کو به آیین پیامبر،نسخ ادیان کرد باز

,

بوالکرام سیّدمحمد باقر آن دریای فضل                   کز برای غرق جُند جهل طوفان کرد باز

,

بسته بود ابواب ایمان بر رخ خلق جهان                   او بدست فضل،فتح الباب ایمان کرد باز

,

در تظلم هر که گریان رفت بر درگاه او                رحمتش وی را به زودی شادوخندان کرد باز

,

خضر رای او به کلک،از قعرظلمات دوات            صد هزاران چشمه جاری زآب حیوان کرد باز

,

ورنه بیم است از تناسخ،گفتمی دیّان دین               خامس اثنی عشر برخلق، سلطان کرد باز

,

تا مگر در سینه ی خود جا دهد مهر رخش              صبحِ هرشب زین سبب گویی گریبان کرد باز

,

بوستان شرع را چندان خزان فرسوده بود                 نوبهارِ همتش،سرسبز و ریحان کرد باز

,

گشت اگر غایب زمردم حضرت صاحب زمان         نایب او امد و حق را نمایان کرد باز

,

از دیگر آثار باقی مانده از سیما،ماده تاریخ مرگ ملا حسین آرندی است که روی مرمر زیبایی بر قبر او در بقعه بابا رکن الدین به دیوار نصب است.
____________
امرالله قاسمی

,
,
, امرالله قاسمی,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه