آقای هاشمی ابروان خود را بالا بزنید!!
آقای هاشمی اکنون شما مانده اید و یاد و خاطرات امام، حضرت آیت الله امروز شما دیگر از بزرگان و با تجربه های نظام هستید، ابروان شما بر اثر کهولت سن و البته اندوختن تجربه های فراوان سفید و بلند شده است، فرزند کوچک شما سوالاتی دارد...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز،او زمان پیامبررا درک کرده بود، از همان ابتدای ظهور اسلام در همه ی غزوات شرکت کرده بود، گام به گام با رسول خدا پیش رفته و سختی های زیادی را تحمل کرده بود که خیلی ها از تاب آوردن آن عاجز بودند، آن زمان که هنوز خیلی از افراد تازه مسلمان شده طعمی از اسلام نچشیده بودند، او شکنجه شده، به زندان رفته و زخمی شده بود. می شود او را از یاران دیرین اسلام برشمرد. از حدود ۲۰ سالگی در رکاب پیامبر حضور داشت، جنگیده و همچنین برای اسلام زحمات زیادی کشیده بود، سخنان پیامبر را شنیده و با جان و دل به حافظه سپرده بود. او زمان علی را هم درک کرده بود، از جمله افرادی بود که علی می توانست به او اعتماد کند و شاید در وصف او بتوان گفت: “باید حرف دل علی را از او شنید”. همچنین او حرف های علی را نیز خوب به یاد داشت، وصایای علی راجع به حسن و حسین را در جان خود ثبت کرده بود، در جنگ ها با علی(ع) شرکت کرده و در سازندگی بعد از جنگ نیز علی را یاری داده بود.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, او زمان پیامبررا درک کرده بود، از همان ابتدای ظهور اسلام در همه ی غزوات شرکت کرده بود، گام به گام با رسول خدا پیش رفته و سختی های زیادی را تحمل کرده بود که خیلی ها از تاب آوردن آن عاجز بودند، آن زمان که هنوز خیلی از افراد تازه مسلمان شده طعمی از اسلام نچشیده بودند، او شکنجه شده، به زندان رفته و زخمی شده بود. می شود او را از یاران دیرین اسلام برشمرد. از حدود ۲۰ سالگی در رکاب پیامبر حضور داشت، جنگیده و همچنین برای اسلام زحمات زیادی کشیده بود، سخنان پیامبر را شنیده و با جان و دل به حافظه سپرده بود. او زمان علی را هم درک کرده بود، از جمله افرادی بود که علی می توانست به او اعتماد کند و شاید در وصف او بتوان گفت: “باید حرف دل علی را از او شنید”. همچنین او حرف های علی را نیز خوب به یاد داشت، وصایای علی راجع به حسن و حسین را در جان خود ثبت کرده بود، در جنگ ها با علی(ع) شرکت کرده و در سازندگی بعد از جنگ نیز علی را یاری داده بود.,اَنَس بن حَرَث را می گویم، مردی که در زمان معاویه خون دل ها خورده و البته زمانه ی حکومت یزید را هم تاب آورده بود و دردها تحمل کرده بود، آن هم دردی که همگان از فهم آن شرایط دردآور عاجز بودند. در آن زمانه که فرهنگ اسلامی با کارهای زیرکانه معاویه از متن زندگی ها پاک شده و در آن هوای غبار آلود که حق و باطل مشتبه شده بود، بایستی اَنَس بن حَرَث بود تا با چشمانی باز بتوان ذیل نور راه گشای ولایت مصادیق حق و باطل را تشخیص داد.
,زمان گذشت و اَنَس بن حَرَث گرد پیری را بر موها و محاسن و ابروان خود حس کرد. مطلع شد که فرزند دختر پیامبر خدا در سرزمین کربلا گرفتار شده است. خوب به یاد داشت که پیامبر فرموده بود “اِنَّ أبنی هذا یُقتَلُ بِأرضِ ألعَراق فَمَن أدرََکَهُ مِنکُم فَلیَنصُرَه”. خود را شبانه به کربلا رساند و طاقت نیاورد که تا صبح صبر کند و همان نیمه شب به دیدار حسین بن علی(ع) رفت و این نوید را گرفت که در راه دفاع از دین خدا جان خود را نثار خواهد کرد. روز نبرد شد و امام حسین پارچه ای “طاهر” به او دادند تا ابروانش که بر اثر پیری و کهولت سن بلند شده بود را بر پیشانی ببندد تا مبادا جلوی چشمان اَنَس را بگیرد و در تشخیص حق و باطل اشتباه کند، آری او ابروان خود را بالا زد تا با بصیرت بتواند مسیری را که انگشت اشاره ولی امرش نشان می داد را ببیند و خدای ناکرده خودی و دشمن را جابه جا نگیرد و به اشتباه نیفتد، آری اَنَس بن حَرَث در انتهای عمر خود و با کهولت سن باز هم دچار خود بینی نشد و با بصیرت فرمان ولی امر خود را لبیک گفت.
,و اما امروز…
, و اما امروز…,حضرت آیت الله، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، پیر دنیا دیده انقلاب، آقای استوانه و رکن نظام، ای یار دیرین امام خمینی(ره)، صاحب تفسیر راهنما، سردار سازندگی و ای پدر محسن و مهدی و فائزه، ای بزرگواری که خاطراتی از امام(ره) داری که هیچ جا ثبت نشده و یا شاهد زنده ندارد، آقای هاشمی عزیز!
,فرزند کوچک شما سوالاتی دارد که متاثر از تصمیم گیری ها و بیانات و نظرات جناب عالی است، آقای هاشمی شما زمان امام(ره) را درک کردید و دست راست ایشان بودید، همچون اَنَس بن حَرَث از همان ابتدا در سختی ها و مشکلات در کنار حضرت امام(ره) بودید، زندان رفتید و شکنجه شدید و در زمان جنگ حضور داشتید و برای سازندگی بعد از آن سختی ها کشیدید، سرد و گرم روزگار را چشیدید و حال این موها و محاسن و ابروان خود را در این را ه سفید کرده اید، حتما شما هم مثل اَنَس بن حَرَث جملات امام خود را خوب شنیدید و با جان و دل به حافظه سپردید، حتما از امام به یاد دارید که فرمودند: « نگذارید انقلاب به دست نا اهلان بیفتد»، حتما به یاد دارید که فرمودند: «هرگاه دشمن برای شما کف وسوت زد، فکری به حال خود بکنید» و حتما به یاد دارید که امام فرمودند: «اگر این کاخ نشینان به جای مستضعفان و پا برهنگان به مسئولیت های نظام برسند ممکن است یک شبه نظام را بفروشند» و حتما به یاد دارید…
, فرزند کوچک شما سوالاتی دارد که متاثر از تصمیم گیری ها و بیانات و نظرات جناب عالی است,آقای هاشمی اکنون شما مانده اید و یاد و خاطرات امام، حضرت آیت الله امروز شما دیگر از بزرگان و با تجربه های نظام هستید، ابروان شما بر اثر کهولت سن و البته اندوختن تجربه های فراوان سفید و بلند شده است و این نگرانی می رود که در این فضای غبار آلود که حق و باطل مشتبه شده است، ابروان بلند شما جلوی چشمانتان را بگیرد و در تشخیص مصادیق حق و باطل دچار اشتباه شوید و البته که این اتفاق برای همه ممکن است رخ دهد وانسان ممکن الخطا می باشد ولی در مواردی که رأی و نظر و تصمیم برخی افراد ضریب بزرگی دارد و جمعی را متاثر می کند وجهت دهی فکری در جامعه و حتی در سطح کلان جهانی به همراه دارد، آنگاه است که دیگر این تصمیم گیری ها را مشکل تر می کند و ممکن است در صورت بروز اشتباه این عمل ماتأخَّر باشد و انحرافی عظیم ایجاد کند، اینجا مجال آن نیست که وارد مصادیق شوم ولی پیشنهاد می کنم که در این اواخر خود را همچون اَنَس بن حَرَث ذیل وجود ولی امر خود تعریف کنید تا بتوانید حماسه ای در ابعاد تاریخ ایجاد کنید. پیشنهاد ما آنست که از ولی خود آن دستمال پارچه ای “طاهر” را بگیرید تا بتوانید ابروان خود را با آن بر پیشانی محکم ببندید تا خوب فضای اطرافتان را تحلیل کنید و خدای ناکرده به اشتباه شمشیر را بر فرق خودی ها فرود نیاورید، آری آقای هاشمی ابروان خود را بالا بزنید!
, آری آقای هاشمی ابروان خود را بالا بزنید!,---------------------------------------------------
,]
ارسال دیدگاه