به بهانه سالروز عملیات مرصاد؛

مادری که فرزندش را نذر امام و انقلاب کرد/ادای نذر در عملیات مرصاد

مادری که فرزندش را نذر امام و انقلاب کرد/ادای نذر در عملیات مرصاد
هنگام ورود امام (ره) به ایران اسلامی، مادر شهید محمدرضا رضوانی تبار نذر کرده بود اگر امام به ایران بیایند و حکومت سلطنتی شاه را سرنگون کنند پسرانش را تشویق به پاسداری از این راه و حتی یک پسرش را نذر این مسیر می کنند شاید نذری سخت و دور از باور بود اما اما با شهادت محمد رضا در روز عیدقربان به حقیقت پیوست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خبرنگار سهیل سنقر، در آستانه عید  و سکوت زمستان سال1346 یک ماه و یک هفته به عید که روستای یاسرآباد شهرستان سنقر پیشاپیش عیدی خود را از خدا گرفت و کودکی در اسپند سوزان ولادتش چشم به دنیای خاکی آدمها گشود و با اولین گریه کودکانه خود خواب مردگان زمان را بر آشفت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سهیل سنقر,

 

,

محمدرضا چون گلی زیبا بر دامان روستا شکفت و اولین روزهای زندگی را در سایه سار دیوارهای کاهگلی منزلشان آغاز کرد، او سه برادر و یک خواهر بزرگتر از خود را داشت و به همین دلیل کوچکترین و دوست داشتنی ترین فرزند خانواده محسوب می شد.

,

 

,

وجود مبارک او از همان دوران کودکی فقر و محرومیت را به تلخی تجربه کرده و دستان کوچکش رنج خار و زحمت طاقت فرسای کار را پینه بست تا با یاری پدر رنج کشیده اش و برادران بزرگتر اوضاع نا به سامان اقتصاد خانواده را سامان دهد.

,

 

,

در همان دوران کودکی بود که درد یتیمی را چشید و پدر بزرگوار و ساده زیست خود را از دست داد. پدری که وجود او نعمت بزرگی برای خانواده و تسکینی بود برای تمام نداشتن ها وی در کارهای مختلفی چون کشاورزی و دامداری به کمک خانواده می شتافت در عین حال از درس  و مدرسه نیز جا نماند و در دبستان ابتدایی قریه خویش، الفبای دانش و بینش را آموخت و دیگر دوران تحصیلی خود را با الگو بودن به پایان رسانید.

,

 

,

او الگو بود برای تمام هم سن و سالهایش و با سخنان و اعمالش همه را به تفکر وا می داشت و به سوی خداوند متعال سوق می داد اشتیاق به شناخت معبودش او را راهی حوزه مقدس علمیه کرد او می گفت انسان باید ابتدا خود را بشناسد و بعد خدایش را ،این حقیقتی غیر قابل انکار است که خود نیز به آن عمل کرد.

,

 

,

پس از موفقیت های روز افزونش در حوزه، عشق به امام و ولایت پذیری او را در سال های پایانی دفاع مقدس راهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرد و به دلیل شایستگیهایش یک الگوی بصیر و قابل اعتماد محسوب می شد او کسی بود که شهادت در راه خدا را تنها راه رسیدن به معبود می دانست و در خانواده مدام به این امر تاکید می کرد، عشق به شهادت و حک شدن در قلب تاریخ او را به دفاع در جبهه های حق علیه باطل کشاند و سرانجام پنجم مرداد ماه سال1367،مصادف با عید قربان در عملیات مرصاد در حالی که چهره تابان خورشید در هاله ای از غم و اندوه فرو رفت توانست به همراه دیگر همرزمانش به سوی حق تعالی بال کشد و و پرواز کند.

,

 

,

روایات و شواهد می گویند هنگامی که مقدمات امام (ره) برای ورود به ایران اسلامی محیا و گمانه زنی ها آغاز شده بود،مادر شهید محمدرضا نذر کرده بود اگر امام (ره) به ایران بیایند و حکومت سلطنتی شاه را سرنگون کنند پسرانش را تشویق به پاسداری از این راه و حتی یک پسرش را نذر این مسیر می کنند شاید نذری سخت و دور از باور بود اما تحقق گرفت نشان به آن نشان که در روز عید قربان شهادت شهید محمدرضا به حقیقت پیوست. الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.

,

, ,

 

,

وصیت نامه شهید محمد رضوانی تبار؛

,

 

,

بسم الله الرحمن الرحیم

,

 

,

خداوندی که انسان را آفرید و بایستی به سوی او رفت... 

,

 

,

 

,

خداوندا تو خود شاهدی که من با رضایت این راه را برگزیدم و با توکل به تو این راه را برگزیدم و من بارها منتظر چنین روزی بودم که جانم را در راه خدا اهدا کنم و این آرزوی همیشگی من بود. 

,

 

,

 

,

و اما وصیت من به مردم حزب الله ایران این است که امام را تنها نگذارید چون که تنها گذاشتن امام یعنی تنها گذاشتن امام حسین (ع) 

,

 

,

واما وصیت به مادرم؛

, واما وصیت به مادرم؛,

 

,

اینک چون زحمات زیادی برای من کشیده اید،از شما می خواهم که مرا حلال کنید و مرا ببخشید و مادرم مبادا که نگران باشید ،چون عروسی من آن روزی است که به لقاء الله بپیوندم و به دیدار معبودم برسم .

,

 

,

 

,

و اما وصیت من به برادرانم این است که مرا ببخشید، و حلالم کنید،وپشتیبان ملت مظلوم و مستضعف و امام امت باشند.

,

 والسلام.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه