مذاکرات در بستر خروج امریکا از منطقه

مذاکرات در بستر خروج امریکا از منطقه
قدرت و اقتدار انگلستان در عرصه بین المللی طی سال های پس از جنگ جهانی دوم به دلیل آسیب های وارده به این کشور در طول جنگ همواره رو به افول بوده است و همین موضوع باعث شد این کشور در سالهای ابتدایی دهه 70 میلادی مجبور به ترک منطقه شرق سوئز و خلیج فارس شود و امریکا جایگزین آن کشورگردد. امروزه نیز امریکا مجبور است منطقه غرب آسیا را ترک نموده و به سمت شرق دور تغییر جهت دهد. در این مقاله ضمن بررسی دلایل امریکا برای ترک منطقه دلایل به نتیجه رسیدن مذاکرات ایران و امریکا در این بستر مورد تحلیل قرار می گیرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از هادیان البرز؛ جنگ جهانی دوم، اقتدار انگلستان در منطقه غرب آسیا را متزلزل نمود . در این جنگ خسارات زیاد انسانی و مالی به انگلیس وارد شد و بخش های بسیاری از کشاورزی و صنعت این کشور نابود گردید. قسمت اعظم نیروی دریایی این کشور در طی جنگ از بین رفت، ساختار اقتصادی آن دچار ضعف شد و کسری تراز پرداختها، او را به یک کشور مقروض تبدیل کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هادیان البرز,

به دنبال این تحولات انگلستان در سال 1347 (1968) اعلام کرد که در سال 1350 (1971) نیروهای خود را از شرق سوئز و خلیج فارس خارج می کند.

,

دولت انگلیس در آن زمان دلیل خروج خود از منطقه را صرفه جویی در هزینه ها ذکر کرد، اما نگاهی دقیقتر به اوضاع منطقه در آن زمان، نشان می دهد که خروج انگلستان از منطقه دلایل عمیق تری داشته است.

,

در آن زمان وقایعی برضد منافع انگلستان در منطقه رخ داد، مثل استقلال هند و پاکستان، پایان دوره قیمومیت انگلیس بر فلسطین و اردن، ملی شدن نفت ایران در 1951، که منجر به شریک شدن آمریکا در منافع نفتی ایران شد، وقوع انقلاب افسران آزاد در 1952 در مصر، ملی شدن کانال سوئز در 1956 و موضع گیری آمریکا و شوروی علیه انگلیس و فرانسه در آن حادثه، کودتای سال1958 عراق که حکومت سلطنتی (فیصل) سقوط کرد و یکی از پایه های نفوذ و تسلط انگلستان در منطقه را فروریخت. جنگ 1967 و بسته شدن کانال سوئز و خشم اعراب علیه اسرائیل و حامیانش، استقلال کویت در 1961، شورش های عظیم در بحرین علیه نظامیان انگلیس، شرکت مردم در جنبش های ضد استعماری انگلیس در قطر، شارجه، دوبی، ابوظبی و رأس الخیمه، شورش های مردم عمان برای طرد انگلیسیها که طی آن در سال1968، 1700 نظامی انگلیسی در عمان کشته و زخمی شدند.

,

انگلستان علی رغم اینکه نیروهای نظامی خود را از منطقه خارج کرد، ولی به راحتی حاضر نبود از منافع خود در منطقه چشم پوشی کند، لذا به فکر راه هایی برای ادامه نفوذ بر منطقه بود و گاهی سران حکومتی انگلستان نیز به آن اعتراف می کردند.

,

از جمله این اقدامات برای تضمین نفوذ انگلستان، سرکار آوردن دولتها و زمامداران طرفدار خود در خاورمیانه و خلیج فارس بود، مثل ایجاد دولت امارات متحده عربی که اتحادیه ای از شیوخ دوبی، ابوظبی، شارجه، رأس الخیمه و... بود. انگلستان از زمامداران طرفدار خود در عمان، کویت، بحرین، قطر، اردن و... نیز حمایت می کرد.

,

از دیگر اقدامات انگلیسی ها برای تداوم سلطه و استعمار در منطقه بر جای گذاشتن ریشه های اختلاف بود که با سیاست معروف" تفرقه بینداز و حکومت کن " پی گیری می شد . آنها با تفرقه افکنی و ایجاد اختلافات مرزی ، مذهبی ، قومی و نژادی و .... در صدد جلوگیری از ایجاد جبهه ای واحد در مقابله با اهداف استعماری شان بودند.

,

آخرین اقدام انگلیسی ها برای دوران پس از خروج شان از منطقه شرق سوئز و خلیج فارس، جای گزینی امریکایی ها به جای خودشان و عدم ایجاد خلاء قدرت منطقه ای بود. امریکا به عنوان کشوری که از میدان جنگ دوم جهانی به دور بود و به همین دلیل آسیبی از جنگ ندید، برنده اصلی جنگ محسوب می شد و ضمنا قابلیت ایستادگی در مقابل نفوذ شوروی را نیز داشت. چه اینکه سیاست روس ها از زمان پتر کبیر رسیدن به آبهای آزاد بوده و این خلا قدرت می توانست زمینه حضور شوروی در این منطقه حساس را فراهم آورد . بدین منظور امریکایی ها بلافاصله جایگزین انگلیسی ها شدند و دوران جدیدی از مناسبات منطقه ای شروع گردید.

,

البته امریکایی ها نیز به دلیل حضور در جنگ ویتنام و تبعات پس از آن من جمله عدم اقبال مردم امریکا به دخالت مستقیم کشورشان در منازعات بین المللی ترجیح دادند قدرتشان را به صورت غیر مستقیم اعمال کنند. آنها با اعلام سیاست دو ستونی نیکسون – کیسینجر و معرفی ایران به عنوان ستون نظامی و عربستان به عنوان ستون مالی در صدد برآمدند تا به صورت غیر مستقیم و با هزینه کشورهای منطقه سلطه شان را اعمال کنند.

,

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بسیاری از معادلات منطقه دچار چالش و بحران گردید و امریکایی ها مجبورشدند بسیاری از معادلات قدرت منطقه ای را  باز تعریف نمایند. در این بین با تحریک صدام حسین در حمله به ایران استراتژی مهار دوجانبه ایران و عراق را پیگیری نمودند.

,

پس از فروپاشی حکومت شوروی و پایان دوران جنگ سرد امریکایی ها سودای جهان تک قطبی را در سر پروراندند و با معرفی قرن 21 به عنوان قرن حاکمیت ارزشهای امریکایی وارد دوران جدیدی شدند.

,

جنگ 8 ساله ایران - عراق که موجب ویرانی بسیاری از زیر ساخت های هر دو کشور شد و هزینه های زیادی را بر آنها تحمیل نمود ، جنگ اول خلیج فارس که طی آن امریکایی ها اولین حضور نظامی شان را در منطقه نشان دادند، همچنین فروپاشی شوروی سابق زمینه ای شد که امریکایی ها به بهانه مقابله با تروریسم و در واقع به منظور تسلط کامل بر منطقه غرب آسیا طی دو جنگ افغانستان (2001) و عراق (2003) رسما وارد منازعات قدرت منطقه ای شوند و به منطقه لشکر کشی کنند.

,

اما با گذشت حدود 15 سال از لشکر کشی امریکایی ها به منطقه وقوع رودادهایی باعث شده است ، آنها در استراتژی خود تغییرات اساسی به وجود آورند و در موقعیتی قرار بگیرند که - همچون انگلستان در دهه 70 میلادی -  مجبور شوند منطقه را ترک کنند :

,
  • بیداری اسلامی و ظهور جنبش های ضد امریکایی در منطقه : بیداری اسلامی و ظهور گروه های اسلامی با ماهیت ضد استکباری و ضد امریکایی در منطقه به خصوص در یک دهه گذشته نشانه بارز افول قدرت امریکا در منطقه است. گروه های اسلامی ازجمله انصار ا... در یمن ، حزب ا... در لبنان ، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و ..... به امریکایی ها این موضوع را فهمانده اند که مردم منطقه از سیاست های آن ها شدیدا بیزار هستند و جایگاهی در میان مردم ندارند.
  • ظهور قدرت های نوظهور منطقه ای و بین المللی : در راهبرد میان مدت امریکا تا سال 2025 ، چین و روسیه به عنوان دوقدرت نوظهور ، تحدید عمده امنیت ملی امریکا محسوب می شوند و امریکایی ها به منظور مقابله با این دو قدرت نوظهور و حفظ بقایشان باید عمده نیروهای نظامی شان را به جنوب شرقی آسیا و اروپای شرقی منتقل کنند. این موضوع مهمترین دلیل امریکایی ها برای خروج از منطقه می باشد.
  • افول تدریجی قدرت امریکا : ظهور قدرت های نوظهور اقتصادی نظیر هند ، چین ، برزیل و کشور های شرق و جنوب شرق آسیا معروف به ببر های اتصادی و ائتلاف بین این کشورها با تشکیل سازمانهایی نظیر بریکس ، اکو و .... و همچنین ظهور سازمان های میان‌دولتی نظیر سازمان شانگهای که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شده اند نشان دهنده مناسبات جدیدی از قدرت ، افول تدریجی قدرت امریکا و تبدیل دنیای تک قطبی به دنیای چند قطبی می باشد.
  • عدم امکان تامین هزینه های نظامی در سال های آینده : بنا بر گزارش خبر گزاری صدای امریکا ارتش این کشور بنا دارد طی سه سال آینده نیروهای خود را به میزان 40 هزار نفر کاهش دهد. مقامات نظامی امریکا معتقد اند که با این کاهش نیرو ورود امریکا به منازعات مختلف بین المللی سخت تر خواهد شد. سرتیب رندی جورج رئیس بخش منابع انسانی ارتش امریکا می گوید : از سال 2012 تا سال 2018 در مجموع یک کاهش 120 هزار نفری یا 21 درصدی در تعداد کارکنان ارتش خواهیم داشت . وی می گوید اگر بخشی از قانون کنترل بودجه تغییر نکند و یا تعدیل نشود چاره ای جز ریزش 30هزار نفر دیگر تا سال 2019 نداریم و باقی نیروها نمی توانند هم به تهدیدات جاری پاسخ دهند و هم بنا به ضرورت به دیگر مناطق درگیری در جهان اعزام شود. این ریزش نیرو توسط وزارت دفاع در ارستای برنامه پنتاگون جهت کاهش هزار میلیارد دلاری در هزینه های این وزارت خانه طی یک دهه آینده است.
,
  • بیداری اسلامی و ظهور جنبش های ضد امریکایی در منطقه : بیداری اسلامی و ظهور گروه های اسلامی با ماهیت ضد استکباری و ضد امریکایی در منطقه به خصوص در یک دهه گذشته نشانه بارز افول قدرت امریکا در منطقه است. گروه های اسلامی ازجمله انصار ا... در یمن ، حزب ا... در لبنان ، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و ..... به امریکایی ها این موضوع را فهمانده اند که مردم منطقه از سیاست های آن ها شدیدا بیزار هستند و جایگاهی در میان مردم ندارند.
  • ,
  • ظهور قدرت های نوظهور منطقه ای و بین المللی : در راهبرد میان مدت امریکا تا سال 2025 ، چین و روسیه به عنوان دوقدرت نوظهور ، تحدید عمده امنیت ملی امریکا محسوب می شوند و امریکایی ها به منظور مقابله با این دو قدرت نوظهور و حفظ بقایشان باید عمده نیروهای نظامی شان را به جنوب شرقی آسیا و اروپای شرقی منتقل کنند. این موضوع مهمترین دلیل امریکایی ها برای خروج از منطقه می باشد.
  • ,
  • افول تدریجی قدرت امریکا : ظهور قدرت های نوظهور اقتصادی نظیر هند ، چین ، برزیل و کشور های شرق و جنوب شرق آسیا معروف به ببر های اتصادی و ائتلاف بین این کشورها با تشکیل سازمانهایی نظیر بریکس ، اکو و .... و همچنین ظهور سازمان های میان‌دولتی نظیر سازمان شانگهای که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شده اند نشان دهنده مناسبات جدیدی از قدرت ، افول تدریجی قدرت امریکا و تبدیل دنیای تک قطبی به دنیای چند قطبی می باشد.
  • ,
  • عدم امکان تامین هزینه های نظامی در سال های آینده : بنا بر گزارش خبر گزاری صدای امریکا ارتش این کشور بنا دارد طی سه سال آینده نیروهای خود را به میزان 40 هزار نفر کاهش دهد. مقامات نظامی امریکا معتقد اند که با این کاهش نیرو ورود امریکا به منازعات مختلف بین المللی سخت تر خواهد شد. سرتیب رندی جورج رئیس بخش منابع انسانی ارتش امریکا می گوید : از سال 2012 تا سال 2018 در مجموع یک کاهش 120 هزار نفری یا 21 درصدی در تعداد کارکنان ارتش خواهیم داشت . وی می گوید اگر بخشی از قانون کنترل بودجه تغییر نکند و یا تعدیل نشود چاره ای جز ریزش 30هزار نفر دیگر تا سال 2019 نداریم و باقی نیروها نمی توانند هم به تهدیدات جاری پاسخ دهند و هم بنا به ضرورت به دیگر مناطق درگیری در جهان اعزام شود. این ریزش نیرو توسط وزارت دفاع در ارستای برنامه پنتاگون جهت کاهش هزار میلیارد دلاری در هزینه های این وزارت خانه طی یک دهه آینده است.
  • ,

    با خروج نیروهای امریکایی و همچنین نبود قدرت بین المللی جایگزین آن ها در منطقه غرب آسیا به ناچار زمام امور به دست کشورهای منطقه خواهد افتاد و در این بین تنها جمهوری اسلامی ایران  قابلیت ها و توانایی های تبدیل شدن به یک قدرت برتر منطقه ای را دارد و این موضوع به هیچ عنوان مورد علاقه امریکایی ها نیست. در نتیجه آنها چند راهکار ( گزینه روی میز ) در خصوص مقابله با قدرت روز افزون جمهوری اسلامی ایران در منطقه پیش رو دارند که عبارت است از :

    ,
    • تشکیل گروهک های تروریستی و حمایت از آنها : امریکایی ها به منظور مقابله با قدرت روز افزون منطقه ای جمهوری اسلامی ، با به وجود آوردن گروهک های تروریستی نظیر جبهه النصره، القاعده ، داعش ، ارتش آزاد ، طالبان و ..... و حمایت مالی و تسلیحاتی از آنها ، قصد دارند یک جریان موازی و بدلی در مقابل انقلاب اسلامی به وجود آورند. در راهبرد بلند مدت امریکایی ها برای منطقه این گروهک های تروریستی نقش ویژه ای بر عهده دارند و عمده ماموریت آنها ایجاد اختلافات قومی- مذهبی و همچنین انجام عملیلت های تروریستی و خرابکارانه و در نهایت تجزیه منطقه به واحد های قومی – مذهبی می باشد.
    • حمله گسترده نظامی به جمهوری اسلامی : در این سناریو امریکایی ها به منظور نابود کردن توان داخلی و مولفه های قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی به ایران حمله نظامی می کنند تا پس از خروج شان از منطقه ، ایران دیگر توان تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه ای را نداشته باشد. در ادبیات امریکایی ها مخصوصا رئیس جمهور آنها این موضوع معمولا تحت عنوان گزینه نظامی مطرح می شود ولی به چند دلیل قابلیت اجرا ندارد :
    ,
  • تشکیل گروهک های تروریستی و حمایت از آنها : امریکایی ها به منظور مقابله با قدرت روز افزون منطقه ای جمهوری اسلامی ، با به وجود آوردن گروهک های تروریستی نظیر جبهه النصره، القاعده ، داعش ، ارتش آزاد ، طالبان و ..... و حمایت مالی و تسلیحاتی از آنها ، قصد دارند یک جریان موازی و بدلی در مقابل انقلاب اسلامی به وجود آورند. در راهبرد بلند مدت امریکایی ها برای منطقه این گروهک های تروریستی نقش ویژه ای بر عهده دارند و عمده ماموریت آنها ایجاد اختلافات قومی- مذهبی و همچنین انجام عملیلت های تروریستی و خرابکارانه و در نهایت تجزیه منطقه به واحد های قومی – مذهبی می باشد.
  • ,
  • حمله گسترده نظامی به جمهوری اسلامی : در این سناریو امریکایی ها به منظور نابود کردن توان داخلی و مولفه های قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی به ایران حمله نظامی می کنند تا پس از خروج شان از منطقه ، ایران دیگر توان تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه ای را نداشته باشد. در ادبیات امریکایی ها مخصوصا رئیس جمهور آنها این موضوع معمولا تحت عنوان گزینه نظامی مطرح می شود ولی به چند دلیل قابلیت اجرا ندارد :
  • ,

    اولا ؛ امریکایی ها از نظر نظامی و اقتصادی دیگر توان به راه انداختن جنگ جدیدی را ندارند و همان طورکه پیش تر بیان شد قابلیت های نظامی امریکا روز به روز در حال افول است. ثانیا با حمله احتمالی به ایران ؛ جمهوری اسلامی ایران ، رژیم صهیونیستی و 16 پایگاه منطقه ای امریکا را نابود خواهد نمود که امریکایی ها به هیچ وجه حاضر به قبول چنین خسارتی نیستند. ثالثا در صورت حمله احتمالی امریکا خرابی ها و خسارات وارده حد اکثر در مدت ده سال بازسازی خواهد شد و این کار فقط به صورت مقطعی جلوی پیشرفت ایران را خواهد گرفت.

    ,
    • تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی ایران : در این استراتژی امریکایی ها تلاش می کنند تا با تغییر باورها و ارزشهای فرهنگی مردم (جنگ نرم) از طریق وسایل ارتباط جمعی از قبیل ماهواره و .... و همچنین با استفاده از ظرفیت روشنفکران و نخبگان وابسته و غرب گرا زمینه روی کار آمدن دولتی همسو با منافعشان در ایران را فراهم کنند در واقع در این مرحله آنها به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی در صحنه بین الملل و همراهی ایران با سیاست های نظام سلطه هستند . این استراتژی نیز به دلیل ماهیت پویای نظام اسلامی گزینه مناسبی برای امریکایی ها نیست.
    • تغییر ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران : در این استراتژی آنها به دنبال ایجاد انقلاب های مخملی و تغییر ماهیت نظام اسلامی باایجاد فتنه ها و آشوب های خیابانی مانند آنچه در فتنه 88 رخ داد، هستند تا به وسیله آن اصل نظام اسلامی را نابود کنند. این مورد نیز به دلیل وجود رهبری آگاه و بصیر و مردم در صحنه قابلیت اجرا ندارد و با شکست مواجه خواهد شد.
    • فشار و تحریم اقتصادی : هیچ کدام از گزینه های بالا تاکنون نتوانسته است در مسیر حرکت جمهوری اسلامی و رسیدن به آرمان های آن خللی ایجاد کند. به همین دلیل امریکایی ها به این نتیجه رسیدند که تنها راه ممکن برای مقابله با جمهوری اسلامی و مقابله با قدرت روز افزون آن فشار و تحریم اقتصادی است. تا آنجا که رئیس جمهور امریکا از تعبیر " تحریم های فلج کننده " استفاده می کند. ولی این تحریم ها نیز تاثیری در روند پیشرفت ملت ایران نداشته و امریکایی ها مجبور به توافق با جمهوری اسلامی ایران شدند. در ادامه به دلایل به نتیجه رسیدن مذاکرات در بستر خروج امریکایی ها از منطقه می پردازیم :
    ,
  • تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی ایران : در این استراتژی امریکایی ها تلاش می کنند تا با تغییر باورها و ارزشهای فرهنگی مردم (جنگ نرم) از طریق وسایل ارتباط جمعی از قبیل ماهواره و .... و همچنین با استفاده از ظرفیت روشنفکران و نخبگان وابسته و غرب گرا زمینه روی کار آمدن دولتی همسو با منافعشان در ایران را فراهم کنند در واقع در این مرحله آنها به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی در صحنه بین الملل و همراهی ایران با سیاست های نظام سلطه هستند . این استراتژی نیز به دلیل ماهیت پویای نظام اسلامی گزینه مناسبی برای امریکایی ها نیست.
  • ,
  • تغییر ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران : در این استراتژی آنها به دنبال ایجاد انقلاب های مخملی و تغییر ماهیت نظام اسلامی باایجاد فتنه ها و آشوب های خیابانی مانند آنچه در فتنه 88 رخ داد، هستند تا به وسیله آن اصل نظام اسلامی را نابود کنند. این مورد نیز به دلیل وجود رهبری آگاه و بصیر و مردم در صحنه قابلیت اجرا ندارد و با شکست مواجه خواهد شد.
  • ,
  • فشار و تحریم اقتصادی : هیچ کدام از گزینه های بالا تاکنون نتوانسته است در مسیر حرکت جمهوری اسلامی و رسیدن به آرمان های آن خللی ایجاد کند. به همین دلیل امریکایی ها به این نتیجه رسیدند که تنها راه ممکن برای مقابله با جمهوری اسلامی و مقابله با قدرت روز افزون آن فشار و تحریم اقتصادی است. تا آنجا که رئیس جمهور امریکا از تعبیر " تحریم های فلج کننده " استفاده می کند. ولی این تحریم ها نیز تاثیری در روند پیشرفت ملت ایران نداشته و امریکایی ها مجبور به توافق با جمهوری اسلامی ایران شدند. در ادامه به دلایل به نتیجه رسیدن مذاکرات در بستر خروج امریکایی ها از منطقه می پردازیم :
  • ,

    دلایل توافق و تفاهم امریکا با جمهوری اسلامی در زمینه هسته ای :

    ,
    1. هیچ کدام از گزینه های امریکا نتوانست جمهوری اسلامی ایران را از ادامه مسیر باز دارد و امریکایی ها چاره ای جز توافق نداشتند . این موضوع را می توان در سخنان اخیر رئیس جمهور امریکا خطاب به مخالفان داخلی و نمایندگان کنگره به روشنی مشاهده کرد که می گوید : اگر پیشنهاد و راه دیگری سراغ دارید ارائه دهید.
    2. ادامه تحریم ها امکان نداشت و ساختار و دیواره تحریم ها فرو ریخته بود. این موضوع را بارها مسئولان امریکایی از جمله وزیر امور خارجه این کشور به صراحت اعلام کرده اند.
    3. امریکا می خواهد قبل از خروج از منطقه حداقل توافقی با جمهوری اسلامی داشته باشد . به عبارت دیگر توافق هسته ای برای امریکایی ها بهانه ای است تا به وسیله آن در خصوص سایر مسائل مورد اختلاف با ما مذاکره کنند . البته موضه گیری صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص اینکه "مذاکرات فقط در زمینه هسته ای است " یا  " در خصوص مسائل منطقه هیچ مذاکره ای با امریکا نخواهیم داشت " راه سوء استفاده از این توافق را بسته است.
    4. جهت گیری سیاست خارجی امریکا مخصوصا در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما به سمت حل و فصل مناقشات دیرینه این کشور با کشور های متخاصم تغییر کرده است. در این استراتژی جدید، امریکایی ها فکر می کنند با برقراری رابطه و انجام مذاکره می توانند اثر گذاری بیشتری بر کشور هدف داشته باشند. این تغییر جهت گیری را در عادی‌سازی روابط با کوبای کمونیست و باز نمودن سفارت امریکا در هاوانا پایتخت کوبا ، نزدیکی به حزب کمونیست ویتنام و توافق هسته‌ای با ایران می توان مشاهده نمود . «جان کربی»، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در پاسخ به سؤالی مبنی‌بر تبعات توافق هسته‌ای ایران بر چشم‌انداز روابط جامعه جهانی با کره‌شمالی، از آمادگی کشورش برای مذاکره با پیونگ‌یانگ خبر داد. او اعلام کرد: پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای با ایران، به‌وضوح نمایانگر عزم آمریکا برای همکاری با کشورهایی است که با واشنگتن اختلافاتی دیرپا دارند.
    5. در شرایط بحران مالی کنونی امریکا و غرب، بازار ایران می تواند جان تازه ای به اقتصاد های نیمه جان و ورشکسته کشورهای اروپایی و امریکا بدهد. هم اکنون هیئت های تجاری از آلمان و فرانسه و سایر کشور های اروپایی منتظر ورود به تهران برای عقد قرار دادهای تجاری با شرکت ها و پیمان کاران ایرانی هستند. البته مسئولان کشور باید مراقب باشند تا کشور به بازار مصرف کالاهای خارجی تبدیل نشود و جلوی واردات بی رویه گرفته شود.
    ,
  • هیچ کدام از گزینه های امریکا نتوانست جمهوری اسلامی ایران را از ادامه مسیر باز دارد و امریکایی ها چاره ای جز توافق نداشتند . این موضوع را می توان در سخنان اخیر رئیس جمهور امریکا خطاب به مخالفان داخلی و نمایندگان کنگره به روشنی مشاهده کرد که می گوید : اگر پیشنهاد و راه دیگری سراغ دارید ارائه دهید.
  • ,
  • ادامه تحریم ها امکان نداشت و ساختار و دیواره تحریم ها فرو ریخته بود. این موضوع را بارها مسئولان امریکایی از جمله وزیر امور خارجه این کشور به صراحت اعلام کرده اند.
  • ,
  • امریکا می خواهد قبل از خروج از منطقه حداقل توافقی با جمهوری اسلامی داشته باشد . به عبارت دیگر توافق هسته ای برای امریکایی ها بهانه ای است تا به وسیله آن در خصوص سایر مسائل مورد اختلاف با ما مذاکره کنند . البته موضه گیری صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص اینکه "مذاکرات فقط در زمینه هسته ای است " یا  " در خصوص مسائل منطقه هیچ مذاکره ای با امریکا نخواهیم داشت " راه سوء استفاده از این توافق را بسته است.
  • ,
  • جهت گیری سیاست خارجی امریکا مخصوصا در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما به سمت حل و فصل مناقشات دیرینه این کشور با کشور های متخاصم تغییر کرده است. در این استراتژی جدید، امریکایی ها فکر می کنند با برقراری رابطه و انجام مذاکره می توانند اثر گذاری بیشتری بر کشور هدف داشته باشند. این تغییر جهت گیری را در عادی‌سازی روابط با کوبای کمونیست و باز نمودن سفارت امریکا در هاوانا پایتخت کوبا ، نزدیکی به حزب کمونیست ویتنام و توافق هسته‌ای با ایران می توان مشاهده نمود . «جان کربی»، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در پاسخ به سؤالی مبنی‌بر تبعات توافق هسته‌ای ایران بر چشم‌انداز روابط جامعه جهانی با کره‌شمالی، از آمادگی کشورش برای مذاکره با پیونگ‌یانگ خبر داد. او اعلام کرد: پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای با ایران، به‌وضوح نمایانگر عزم آمریکا برای همکاری با کشورهایی است که با واشنگتن اختلافاتی دیرپا دارند.
  • ,
  • در شرایط بحران مالی کنونی امریکا و غرب، بازار ایران می تواند جان تازه ای به اقتصاد های نیمه جان و ورشکسته کشورهای اروپایی و امریکا بدهد. هم اکنون هیئت های تجاری از آلمان و فرانسه و سایر کشور های اروپایی منتظر ورود به تهران برای عقد قرار دادهای تجاری با شرکت ها و پیمان کاران ایرانی هستند. البته مسئولان کشور باید مراقب باشند تا کشور به بازار مصرف کالاهای خارجی تبدیل نشود و جلوی واردات بی رویه گرفته شود.
  • ,

    علی اکبر فرجی کارشناس مسایل سیاسی و بین الملل 

    ,

    انتهای پیام/ج

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه