همرزم شهیده مریم فرهانیان:

سفارش مادر شهید بشارت شهادت مریم بود

سفارش مادر شهید بشارت شهادت مریم بود
همرزم شهیده مریم فرهانیان گفت:مریم از بچه‌های جنوب یعنی آبادان بود که بعد از انقلاب با هم دیگر دوست شدیم و در عرصه‌های اجتماعی انقلابی با یکدیگر کار می‌کردیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه داناشهیده مریم فرهانیان یکی از بانوان مبارز آبادانی است که بعد از آغاز جنگ تحمیلی در شرایطی که این شهر در زیر باران آتش و گلوله دشمن بعثی قرار داشت با حضور در بیمارستان آبادان به امدادرسانی و انتقال اجساد شهدا و مجروحان پرداخت. و بعد از چهار سال حضور در خط مقدم جبهه به مقام رفیع شهادت نائل گردید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

از سال 91 ، 13 مرداد به مناسبت شهادت ایشان روز بسیج خواهران نامگذاری شده است، زهرا الماسیان از همرزمان این شهیده سرافراز که خود جانباز دوران دفاع مقدس است در گفتگو با خبرنگار  پایگاه خبری زنان قم ، به بیان خاطرات خود با این شهیده پرداخت.

وی در خصوص آشنایی با مریم فرهانیان گفتک مریم از بچه‌های جنوب یعنی آبادان بود که  بعد از انقلاب با هم دیگر دوست شدیم و در عرصه‌های اجتماعی انقلابی با یکدیگر کار می‌کردیم.

وی ادامه داد: بین انقلاب و جنگ هم فاصله ای نبود و سریع جنگ شروع شد و بیشتر فعالیت‌های ما در عرصه‌های جنگ بود و ایشان هم مانند دیگر بچه‌ها در فعالیت‌های زیادی حضور داشتند.

الماسیان افزود: ابتدا برادر ایشان آقا مهدی شهید شد زمانی که کم کم آبادن خلوت شده بود به یاد دارم در مسجد مهدی موعود  برای بازرسی غذای رزمنده‌ها رفته بودیم که خبر دادن آقا مهدی شهید شده است. وی با بیان این که مریم نتوانست برای برادرش مراسم ختم برگزار کند، گفت: به خاطر این که کارهای جنگ زیاد بود و هر لحظه امکان بمباران وجود داشت، برگزاری مراسم در آبادان وجود نداشت و تنها مراسمی در همین حد که کفن و دفن انجام بدهند و یک تسلیتی بگویند، برگزار شد.

همرزم مریم فرهانیان ادامه داد: مریم به همراه سمیه سامری در بیمارستان شرکت نفت امدادگری می‌کرد و جانبازان و مجروحینی که به بیمارستان می‌بردند را مداوا و کارهای اولیه را انجام می‌دادند.

وی ادامه داد: در سال 63یک مراسمی بود که یکی از مادرهای شهدا به مریم سفارش کرد که در روز سالگرد شهادت فرزندش،  به سر قبر پسرش برود (در آن زمان هنوز جنگ بود و هنوز خانواده‌ها به آبادن برنگشته بودند) و برایش فاتحه ای بخواند.

الماسیان تصریح کرد: مریم همان روز با خانوم صامری در مسیر گلزار شهدای آبادان مجروح و شهید می‌شود و سمیه سامری هم مجروح می‌شود .

وی در خصوص فعالیت‌های خودش در طول جنگ تحمیلی می‌گوید:خود من هم از آبادان به خرمشهر اعزام شدم که در آنجا مجروح و  دوباره برای درمان به آبادان اعزام شدم که این مجروحیت چند روز قبل از سقوط کامل خرمشهر بود.

وی با اشاره به این که در طول 8 سال جنگ همواره در جبهه‌ها حاضر بودم، ادامه داد: وقتی در خرمشهر بودیم دیگر جنگ تن به تن بود که عراقی‌ها در مرز شهر بودن و آرام آرام وارد شهر می‌شدند، در این زمان بود که من مجروح شدم و به آبادان انتقال یافتم و دوباره بعد از بهبودی دوباره به منطقه برگشتم.

 

,

از سال 91 ، 13 مرداد به مناسبت شهادت ایشان روز بسیج خواهران نامگذاری شده است، زهرا الماسیان از همرزمان این شهیده سرافراز که خود جانباز دوران دفاع مقدس است در گفتگو با خبرنگار  پایگاه خبری زنان قم ، به بیان خاطرات خود با این شهیده پرداخت.

, پایگاه خبری زنان قم ،, پایگاه خبری زنان قم ،, پایگاه خبری زنان قم, پایگاه خبری زنان قم,

وی در خصوص آشنایی با مریم فرهانیان گفتک مریم از بچه‌های جنوب یعنی آبادان بود که  بعد از انقلاب با هم دیگر دوست شدیم و در عرصه‌های اجتماعی انقلابی با یکدیگر کار می‌کردیم.

,

وی ادامه داد: بین انقلاب و جنگ هم فاصله ای نبود و سریع جنگ شروع شد و بیشتر فعالیت‌های ما در عرصه‌های جنگ بود و ایشان هم مانند دیگر بچه‌ها در فعالیت‌های زیادی حضور داشتند.

,

الماسیان افزود: ابتدا برادر ایشان آقا مهدی شهید شد زمانی که کم کم آبادن خلوت شده بود به یاد دارم در مسجد مهدی موعود  برای بازرسی غذای رزمنده‌ها رفته بودیم که خبر دادن آقا مهدی شهید شده است. وی با بیان این که مریم نتوانست برای برادرش مراسم ختم برگزار کند، گفت: به خاطر این که کارهای جنگ زیاد بود و هر لحظه امکان بمباران وجود داشت، برگزاری مراسم در آبادان وجود نداشت و تنها مراسمی در همین حد که کفن و دفن انجام بدهند و یک تسلیتی بگویند، برگزار شد.

,

همرزم مریم فرهانیان ادامه داد: مریم به همراه سمیه سامری در بیمارستان شرکت نفت امدادگری می‌کرد و جانبازان و مجروحینی که به بیمارستان می‌بردند را مداوا و کارهای اولیه را انجام می‌دادند.

,

وی ادامه داد: در سال 63یک مراسمی بود که یکی از مادرهای شهدا به مریم سفارش کرد که در روز سالگرد شهادت فرزندش،  به سر قبر پسرش برود (در آن زمان هنوز جنگ بود و هنوز خانواده‌ها به آبادن برنگشته بودند) و برایش فاتحه ای بخواند.

,

الماسیان تصریح کرد: مریم همان روز با خانوم صامری در مسیر گلزار شهدای آبادان مجروح و شهید می‌شود و سمیه سامری هم مجروح می‌شود .

,

وی در خصوص فعالیت‌های خودش در طول جنگ تحمیلی می‌گوید:خود من هم از آبادان به خرمشهر اعزام شدم که در آنجا مجروح و  دوباره برای درمان به آبادان اعزام شدم که این مجروحیت چند روز قبل از سقوط کامل خرمشهر بود.

,

وی با اشاره به این که در طول 8 سال جنگ همواره در جبهه‌ها حاضر بودم، ادامه داد: وقتی در خرمشهر بودیم دیگر جنگ تن به تن بود که عراقی‌ها در مرز شهر بودن و آرام آرام وارد شهر می‌شدند، در این زمان بود که من مجروح شدم و به آبادان انتقال یافتم و دوباره بعد از بهبودی دوباره به منطقه برگشتم.

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه