به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آفتاب دل، سکوتی سرشار از ناامیدی با طعم امیدی تلخ راهروهای بی رو این سرا را فرا گرفته است .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , , آفتاب دل, آفتاب دل,
زمزمه های مادران و پدرانی که هر روزشان را با امید دیدن فرزندانشان به شب می رسانند ، تلخ است واقعیتی که شاید در انتظار تک تک ما باشد .
,
عجب آشفته بازاریست دنیا، دنیایی که والدین تمام هم و غم خود را برای فرزندانی خوردند که امروز حسرت دیدن خود را بر دل آنها می گذارند ، چهره ی غمگینشان نشان از درد و دل هایی می دهد که حاضرند همانطور که جدایی را با حسرت به پایان رساندند دوران سالمندیشان را هم با مرگ به پایان برسانند .
,
دنیایی که صحنه ی بازی ماست . ان روز شاهد برداشته شدن نقاب برخی از صحنه گردانانی هستیم که مادران و پدران خود را بدون هیچ دلیلی به این سرا آورده اند .
,
هر چند حضور چند پیرمرد و پیرزن در گوشه ای از حیاط ورودی ساختمان آسایشگاه خبر از تعداد زیادی سالمند در این سرا را نمی داد اما تجمع های دو نفره شان نشان از گذران وقت برای عبور از این روزها را برایشان می داد .
,
مادرانی که روزگاری جوانی شان برایمان سپری شد تا زمین نخوریم و اشک به چشمهایمان جاری نشود ولی امروز کلامشان این است که " زنده هستم بیا در کنارم، اشک نمی خواهم بریزی بر مزارم "
, " زنده هستم بیا در کنارم، اشک نمی خواهم بریزی بر مزارم ",
سراهای نگهداری سالمندان، جایی برای آرامش سالهای آخر گروههایی از زنان و مردانی است که فرزندانشان به هر علتی، آنها را به این مراکز میسپارند.
,
در بخش جنوب غربی سرای سالمندان سنندج نیز در چندین اتاق کوچک 25 زن سالمند سالم و برخی نیز بیمار از پا افتاده ویلچیری و واکر به دست زندگی می کنند.
,

فرشته بانوی 65 ساله به زندگی دهن کجی می کند و با تلخند می گوید: من بعد از فوت همسرم تنها شدم و خوشبختانه اجاقم کور است و الا اگر مثل آمنه رفیق هم اتاقی ام مورد بی مهری فرزندانم قرار می گرفتم دق می کردم.
, ,
,
مریم سالمندی است که هر روز در انتظار فرزندانش چشم به در دوخته است و این شرح حال تنها مختص مریم نبود بلکه مریم هایی در این آسایشگاه وجود داشتند که هر روز انتظار فرزندانشان را از حصارهای پشت این آسایشگاه می کشند ولی متاسفانه ...
,

,
وی می گوید: اگر چه از کم محبتی فرزندانم در سرپرستی ام دلگیر شده ام، اما باز هم دلم برای دیدن آنها طاقت نمی آورد و هر موقع به دیدنم می آیند، آنها را با آغوش گرم پذیرا هستم.
,
هر چند محوطه سرای سالمندان سنندج خشک است و برهوت برای مراجعین همچنان نقش قفسی را تداعی می کنند که آنها را تنها محدود به چند درخت و یک حوض می کرد و آنقدر نشستن بر این صندلی ها آزار دهنده است که سالمندان ترجیج می دهند بر کف سیمانی بنشینند.
,
یکی از آنها که بر روی تخت دراز کشیده بود و دیگر توانی برای ابراز احساسات نداشت می گفت: در تمام عمرم نمازم را خوانده ام و همیشه وظیفه ی خود را انجام داده ام .
,

, به گفته ی علی قادرمرزی مدیر سرای سالمندان سنندج این سرا به صورت هیات امنایی اداره می شود و از اختصاص اعتبارات سالنه محوم است و تنها امید این سرا به کمک خیرین مهربان گره خورده است .
,
وی می گوید: وجود سرای سالمندان در عصر حاضر به دلیل کوچک شدن خانواده ها یکی از نیازهای ضروری است که باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد .
وی گفت: بهترین مکان برای سالمندان کانون گرم خانواده است و جوانترها باید بدانند که تندخویی بعضی از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به دلیل کهولت سن و اقتضای این دوران است.
,
,
قادرمرزی تعداد سالمندان در این سرا را 65 نفر عنوان کرد و افزود: 40 مرد و 25زن در این خانه زندگی می کنند که حداقل سن آنها 60 و حداکثر 93 سال است .
,
به دنیا آمد تا دختر کسی شود ، ازدواج کرد تا همدم کسی شود بچه دار شد تا مادر کسی شود ، برای همه کسی شد، اما خودش بیکس ماند...
, به دنیا آمد تا دختر کسی شود ، ازدواج کرد تا همدم کسی شود بچه دار شد تا مادر کسی شود ، برای همه کسی شد، اما خودش بیکس ماند...,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه