به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ یحیی خاکی فرماندار مرکز استان گلستان در گفتگو با گلستان ما با بیان اینکه تا عملیات والفجر8 عملیات های ما خاکی بوده است و عملیات آبی نداشتیم ، اظهارکرد: بعد از آن به دلیل تغییر در روش جنگ و استعداد بچه ها ما ، جنگ های ما تبدیل به جنگ های آب و آبی خاکی شد
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما,وی ادامه داد: برای عملیات کربلای 4 روزهایی بود که همه لشگر های سپاه و بسیج و ارتش آمده بودند تا یک عملیات بزرگ و اساسی انجام شود لذا گردان ما در بوفلفل مستقر شدیم و دو ماه و نیم برای این عملیات غواص ها آموزش داده شده بودند و در طول شبانه روز 3 نوبت برای تمرین در آب سرد شنا می کردندطوریکه شبها می لرزیدند.
,خاکی افزود: ما برای عملیات کربلای 4 وظیفه داشتیم در گمرک خرمشهر مستقر شویم و نیروها را به 3 دسته تقسیم نمائیم و بعد از آن وارد جزیره " ام الرصاص " شویم که این جزیره بزرگ پوشیده از نخل و نی و خارهای بلند بود و از آنجا عبور کرده و از یک شاخه اروند بگذریم و به " ام البابی " برسیم و بعد از آن وارد ساحل بشویم. ما تیپ یک بودیم و تیپ سه ما همه موتور داشتند . باید به هفت راه می رسیدیم که خیلی خطرناک بود و در واقع بصره کلید پیروزی در این عملیاات بود .
,

, فرمانده گردان یا رسول لشکر 25 کربلا در دفاع مقدس گفت: قبل از عملیات برای مدت 16 تا 18 روز فرمانده و جانشین گردان ها برای شناسایی محورها وارد منطقه شدند و از طریق حضور در منطقه و همچنین عکس های هوایی و فیلم هایی که از عملیات های گذشته در این منطقه داشت به بررسی منطقه عملیات می پرداختیم و به گونه ای دقیق این اتفاق افتاده بود که فرمانده ها مسیر ها را حفظ شده بودند.
,وی در خصوص دلایل لو رفتن عملیات کربلای 4 به خبرنگار گلستان ما گفت: آواکس ها امریکایی اطلاعات تحرکات رزمندگان را در منطقه به عراقی ها می دادند و این موضوع به دشمن کمک کرد همچنین دو روز مانده به اجرای عملیات دو نفر از غواص های یکی از لشکرها در حین شناسایی اسیر شدند که برخی از جزئیات عملیات برای دشمن فاش شده و به لو رفتن منطقه عملیات منجر شد.
,خاکی با اشاره به اینکه از 300 نفر رزمنده گردان یا رسول که وارد عملیات کربلای 4 و منطقه ام الرصاص شدیم شدیم فقط 11 نفر موفق به بازگشت شدند ، خاطرنشان کرد : تمام این 11 نفر نیز همه مجروح بودند من نیز دو دستم تیر خورده بود و کسی فکر نمی کرد که هیچ یک از ما زنده باشیم و وقتی برگشتیم مرتضی قربانی فرمانده لشکر از دیدن ما که زنده هستیم ، خیلی تعجب کرد.سردارق ربانی و فرماندهان برای ما دعا می کردند و فکر می کردند که ما رفتیم . من چکمه ای پایم بود برگشتیم تعجب کردند.
,وی افزود: بخشی از غواص های شهید 20 سال بعد پیکر آنها برگشت و من در آن عملیات سه تن از دوستان نزدیک خودم در ام الرصاص شهید اسفندیاری از فریدونکنار ، محمود منتظری از رامیان ، احمد نریمانی از فریدونکنار بودند که این ها جلوی من خمپاره شصت خورد شهید شدند.
,

, رحیم یزدان خواه پنجمین شهید خانواده با پدر خود به جبهه آمده بود . رحیم شب و روز گریه می کرد که من راضی بشم بیاید عملیات لذا رفت به حاج بصیر گفت و خلاصه موافقت شد و آمد عملیات کربلای 4 و در ام الرصاص همیشه همراه من بود. پدر رحیم در همان عملیات شهید شد. به رحیم گفتم باباتو بگیر و برگرد عقب . خم شد و پیشانی پدر را بوسید و به راه خودش ادامه داد.و فردا که داستانش مفصل است رفتیم ام الرصاص و رحیم که جزو بهترین غواصهای ما بود شهید شد .
,فرماندار گرگان ادامه داد: ما نیروهای خوبی از گرگان در گردانهای غواص داشتیم که یک نمونه بارز ان سردار شهید محمد زمان شاهینی بود. ایشان در عملیات قدس که اولین عملیات آبی ما بود ایشان فرمانده دسته ضربت گردان بود و در آن عملیات شرکت کردند و طوری شده بود که محمد زمان شاهینی 72 ساعت در محاصره عراقی ها گیر افتاده بود.
,اما همین محمد زمان شاهینی که فرمانده آموزش غواص های گردان بود قبل از عملیات کربلای 4 هنگام آموزش نیروهیا غواص بر اثر اصابت تیر به شهادت رسید.
,انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه