چند نکته

سوالات بی پاسخ سریال «تنهایی لیلا»

سوالات بی پاسخ سریال «تنهایی لیلا»
ظاهرا این سریال بر اساس سیاست غالب رسانه ملی می خواهد بگوید: سبک زندگی معنوی پسر برای دختری که در خانواده ای مادی، بی ایمان و پوچ گرا بسیار جذاب و رویایی است و این خلا معنوی که در زندگی خود داشته او را به سوی زندگی پسر که بی تکلف و معنوی است می کشاند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  صبح قزوین ،  نام «محمدحسین لطیفی» ما را به یاد سریال هایی میاندازد که هر کدامشان خاطرات روزگاری از زندگیمان را در ذهن ما به ثبت رسانده است؛ از «کت جادویی» گرفته تا سریال «وفا». 

این روزها هم لطیفی بار دیگر شانس خود را در مدیوم تلویزیون آزموده و دست بر قضا تا به امروز مانند دفعات گذشته موفق از بوته آزمایش بیرون آمده است. 

هرچند لطیفی، کارگردانی خود را از سینما و با فیلم «سرعت در ساعت 75» کلید زد اما غالب مردم لطیفی را با سریال کت جادویی اش شناختند. سریالی که در سال 77 به آنتن شبکه سوم سیما رفت و با محوریت فانتزی اش، توانست قاپ مخاطبان آن روزهای تلویزیون را بدزدد. 

دو سال بعد لطیفی بار دیگر با سریال جدیدی به آنتن شبکه سوم سیما بازگشت؛ «همسایه ها» با تم مخاطب پسند و بازیگران محبوبش توانست با اقبال مردم روبه رو شود و مسیر را برای موفقیت های بعدی لطیفی بگشاید. از سال 79 به بعد لطیفی با سریال هایی مانند «سفر سبز» و «فرار بزرگ» بار دیگر در رسانه ملی هنرنمایی کرد، اما هیچ کدام از سریال هایش نتوانستند به اندازه «وفا» نام لطیفی را بر سر زبانها بیندازد. 

سریال وفا راوی عشق ژوبین جوان یهودی به وفا دختر مسلمان بود به دلیل همزمانی اش با ایام نوروز و داستان پرکشش توانسته بود با اقبال دور از انتظاری از سوی مخاطبان روبه رو شود. «صاحبدلان» و «نردبام آسمان» دیگر سریال های لطیفی پیش از پروژه «دودکش» بودند؛ سریالی که در آنتن رمضانی سال 82 جای گرفت و نه تنها در روزهای رمضان سال 92 که در دوره های بازپخشش هم همواره با مخاطبان گسترده ای روبه رو شد تا به آنجایی که این روزها شبکه پنج سیما برای آنتن خالی مانده خود بازپخش این سریال را انتخاب کرد تا از نظر تعداد مخاطبان شبانه خود مطمئن باشد. 

از شنبه هفته گذشته لطیفی با سریالی دیگر بار دیگر به شبکه سوم سیما بازگشته است؛ «تنهایی لیلا» که به گفته خودش برگرفته از زندگی میرداماد است. سریال داستان محمد را روایت میکند که پس از زلزله ای که در آن همه خانواد هاش را از دست داده، متولی امامزاده ای شده است. ورود لیلا به زندگی محمد او را در مرحله امتحان ایمان و پاکدامنی قرار میدهد و ردپای عشقی را در زندگی او به یادگار میگذارد، سریال اما از پایان داستان آغاز میشود، محمد از دنیا رفته است و لیلا تنها از او فرزندی را به یادگار دارد. بازی خوب بهروز شعیبی و مینا ساداتی در کنار ریتم و ضرب اهنگ مناسب سریال باعث شده است مخاطبان شبانگاهی شبکه سوم سیما با داستان تنهایی لیلا هم ذات پنداری کنند و سریال بتواند در طول مدت کمی، مخاطبان متعددی را به خود اختصاص دهد. باید منتظر ماند و دید که «تنهایی لیلا» میتواند ادامه دهنده روند مخاطب پسندی سریالهای لطیفی باشد؟ 
«تنهایی لیلا» که هر شب از شبکه سه پخش می شود دست بر روی موضوع اختلافی و حساسی گذاشته است. جوانی مومن و فقیر که سرایدار یک امامزاده است و از راه بنایی ارتزاق می کند یک شب در امامزاده با مهمانی ناخوانده روبرو می شود. دخترک یک ثروتمند مقیم امریکاست که برای فروش زمین خود به ایران آمده است و از پسرک درخواست می کند به خاطر خرابی اتومبیلش شب را در امامزاده بخوابد. 


نقطه مهم داستان این است که پسر مومن داستان برای مصون ماندن از گناه و وسوسه انگشتان دست خود را در آتش می سوزاند. دخترک به خاطر این رفتار پسر عاشق او و با اصرار همسرش می شود. اما در مقصود نویسنده این داستان از طرح این موضوع بدین شکل به نظرتان او قصد تبلیغ چه چیزی را داشته است. 

ظاهرا این سریال بر اساس سیاست غالب رسانه ملی می خواهد بگوید: سبک زندگی معنوی پسر برای دختری که در خانواده ای مادی، بی ایمان و پوچ گرا بسیار جذاب و رویایی است و این خلا معنوی که در زندگی خود داشته او را به سوی زندگی پسر که بی تکلف و معنوی است می کشاند. 

اما نویسنده چند سوال را بی پاسخ می گذارد: 

1-چگونه پسری که تا این حد مومن و متدین است وسوسه می شود به دختری که میهمانش است تعرض کند و برای جلوگیری از این وسوسه ناچار می شود دستان خود را بسوزاند؟ 

2-دختری که از غرب آمده چرا از نظر سلامت اخلاقی و ارتباطی بسیار سالم تر از پسری است که در محیط اسلامی ایران تربیت شده و اصلا به فکرش هم خطور نمی کند که این محیط می تواند برای او خطرناک باشد. این قضیه تداعی کننده این است که او برداشتش بر اساس محیطی است که در آن بزرگ شده و در نتیجه حتما آن محیط خیلی سالم تر از محیطی است که مسلمان ها در آن بزرگ می شوند. 

3-چرا دخترک اینقدر منفعل و کالا گونه تصویر می شود که فقط آتش سوزان مانع از تعرض به او می شود و اراده او در این میان هیچ انگاشته می شود؟ 

سوالات فراوان دیگری نیز بدینگونه می توان طرح کرد. اما به نظر می رسد این سریال هم مثل خیلی از معارفی های صدا و سیما قصد دارد رهبانیت و پرهیز جنسی را ارزشی دینی القا کند. در حالی که برداشت من از دین این است که اسلام به شدت با رهبانیت و صوفی گری های اینگونه مخالف است و ارضای شهوات و امیال طبیعی را جزو لوازم زندگی هر فردی می انگارد. 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/پ
 

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه