در حاشیه تکدی گری های نوین در تبریز؛

شبیخون بی فرهنگی به اردوگاه فرهنگ / جولان متکدیان وارداتی در شهر بدون گدا

شبیخون بی فرهنگی به اردوگاه فرهنگ / جولان متکدیان وارداتی در شهر بدون گدا
در خیابان ها و محیط های عمومی شهری که شعارش "شهر بدون گدا" است؛ متکدیانی با روش های جدید سر بر آورده اند. دف فروشانی که اتوبوس و گوشه خیابان را برای هنرنمایی انتخاب می کنند و فرهنگ عمومی و هنجارهای اجتماعی را هدف می گیرند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از ائل/پریسا حق پرست؛چند کلامی بی پرده حرف می زنم برای کسانی که در این کلانشهر زندگی می کنند ولی چشم هایشان را برای برخی اتفاقاتی که آینده جامعه را به خطر می ندازد، بسته اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

کمک به همنوع کاری است بسیار پسندیده و نیکو والحق و والانصاف هم مردم شهر ما در این زمینه بسیار فعال اند؛ ولی برخی افراد از این امر سوء استفاده کرده و با سازهای موسیقی و ظاهری خاص تنها به دنبال تکدی گری هستند، مسئله ای که این روزها بازار داغی پیدا کرده است.

,

تکدی گری مدرن با ساز و آواز

, تکدی گری مدرن با ساز و آواز,

متکدیان که با  ظاهری عجیب و در دست داشتن دف و خواندن چند قطعه ای که بویی از هنر نگرفته، با ورود به چرخه حمل و نقل عمومی، علاوه بر اینکه زیبایی بصری شهر را برهم می زند به نوعی سیاه نمایی و احساس ناخوشایندی به مخاطبان القا می کنند و با گذشت زمان و تغییر زمانه، بعضی کارهای غیر عرفی، لباس عرف به تن می پوشند و در کوچه پس کوچه های شهر قدم می زنند و ساز، سوز می زنند؛ تکدی گرانی که اخیرا با اجرای موسیقی در اتوبوسها باعث اعتراض و تخریب فضای فرهنگی و اجتماعی شهر شده اند و با بی توجهی مسئولین، فقر فرهنگی در کلانشهری مثل تبریز جولان می دهد.

,

نوازندگی سیار، تکدی گری با سبک و سیاق متفاوت است و همان آسیب های اجتماعی را دارد.

,

متکدیان وارداتی در شهر بدون گدا

, متکدیان وارداتی در شهر بدون گدا,

مردی جوانی با چهره ای خسته، با در دست داشتن دف های رنگی و کوچک و بزرگ، کمی پاینتر از دانشگاه تبریز، ضربه هایی به دف می زد که جز صدای دلخراش اثری از هنری بودن، نداشت. سوار اتوبوس شد، یاد مترو های تهران افتادم که بیشتر از مسافر، دست فروش واین چنین نوازنده هایی مترو را اشغال کرده بودند.

,

همزمان با دف زدن در اتوبوس راه می رود، بعضی ها چپ چپ نگاه می کنند اما بعضی ها هم از چهره هایشان مشخص می شود که خیلی وقت است دلشان، برای یک اجرای زنده تنگ شده است.

,

در کنار خانمی که خم ابروهایش، اعتراض همراه با تعجب را نشان می دهد نشستم، زیر لب می گوید: همین یک قلم جنس در شهر کم بود. 

,

از خانم دیگری که در اتوبوس شاهد نواختن ساز مرد جوان بود، نظرش را می پرسم، می گوید: این کار در شهر ما جا افتاده نیست، مردم با بدبینی که نسبت به گدایان پیدا کرده‌اند باعث شده است که متکدیان روش‌های جدید برای دریافت کمک به کار بگیرند، روش‌هایی که حتی در مورد گذاشتن اسم «تکدی‌گری» روی آنها اتفاق‌نظر وجود ندارد.  این خانم  می گوید: برداشت های مردم متفات است، اینجا تهران نیست، در زمانهای قدیم اینگونه کارها عیب نبود، ولی نه  الان، نه در تبریز که اسمش مهد فرهنگ و ادب است.

,

 

,

Image title

, Image title,

 

,


هنوز دو ایستگاه نگذشته بود که کف مرد  نوازنده، از اسکناس مردمانی که تفریح تازه پیدا کرده بودند پر شده بود و پیاده شد تا منتظر اتوبوس بعدی شود.

,
,

مرد مسنی با نگاه به مرد ساز زن  و دیدن اعتراض های برخی از مسافران، رو به راننده اتوبوس گفت:  نباید این افراد را سوار اتوبوس بکنید این ها مدل تازه گدایی است، با در دست داشتن چند دف می خواهد بگوید من گدا نیستم، اگر قصد فروش دارد می تواند در گوشه خیابان بساط بزند در غیر این صورت گدا محسوب می شود در حالی که جوان است و توانایی کار کردن دارد.

,

دختر خانم جوانی که گویی اولین بار است با این چنین صحنه های مواجه شده می گوید: با اینکه برخی ها نوازندگی را برای خودشان شغل انتخاب کرده اند ولی عرف جامعه ما چنین چیزی را نمی تواند قبول کند که مردی در اتوبوس ساز بزند و پول بگیرد .

,

این خانم می گوید: اگر جلوی این افراد را نگیرند، از فردا نوازنده خانم و کودکان وارد عرصه می شوند و تک خوان ها، گروه می شوند.

,

پای صحبت های یک دف فروش سیار

, پای صحبت های یک دف فروش سیار,

با مرد مرد نوازنده که هنگاه پیاده شدن هم می نواخت و بر عکس گدا های نسل قبل هیچ اصراری به گرفتن قیافه مظلوم و چهره شرمگین و فلاکت زده ندارد، به بهانه خرید همصحبت می شوم، اهل زنجان است، می گوید: چند هفته ای می شود به تبریز آمدیم، دف می فروشیم ولی وقتی هم جایی می نوازیم، پول می دهند.

,

سود فروشش را پرسیدم، گفت: روزی بیشتر از ۱۰ تا دف می فروشم، اما پولی که مردم می دهد از سود فروشم بیشتر است، اوایل  نگاه سنگین مردم ناراحتم می کرد ولی دیگر عادی شده.

,

وضعیت اقتصادی را بهانه می کند و می گوید: با سواد های شهر بیکارند، برای بیسواد هایی مثل من که به نان شبم محتاجم، این کارها باقی مانده و بی توجه به ادامه سوالاتم، دف زنان دور می شود و می خواند.

,

 

,

Image title

, Image title,

مشکلات اقتصادی، عامل ظهور شغل های کاذب  می شود

, مشکلات اقتصادی، عامل ظهور شغل های کاذب  می شود,

مرد میانسالی که خود را دبیر جامعه شناسی معرفی می کند، می گوید: مشکل این روزهای جوانان ما، مشکل کاری اقتصادی است، مشکلات اقتصادی، عامل ظهور شغل های کاذب  می شود.
وی می گوید: شغل های کاذب باعث شده چهره فرهنگی شهر، چهره زشتی به خود بگیرد و با چنین موضوعاتی، شأن یک شهر زیر سوال می رود ولی مسئولین ما گویی چشم روی چنین مسائلی بسته اند.

,
,

بها ندادن به فارغ‌التحصیلان رشته‌ی موسیقی توجیهی برای نوازندگی خیابانی

, بها ندادن به فارغ‌التحصیلان رشته‌ی موسیقی توجیهی برای نوازندگی خیابانی,

حرف های مرد نوازنده و دیدگاه های مردم نسبت به دف زنی و دف فروشی،کمی متفاوت تر از آنچه تصور می کردیم بود، برخی ها این کار را شیوه جدید تکدی گری می دانند و برخی ها نبود امکانات و شرایط برای بها ندادن به فارغ‌التحصیلان رشته‌ی موسیقی را توجیهی برای این کار می دانند تا آن‌ها محلی بهتر از اتوبوس ها و خیابانها برای نشان دادن استعداد موسیقایی خود، پیدا نکنند! 

,

ولی نباید فراموش کرد که مسئله تکدی گری تنها یک پدیده و معضل اقتصادی نیست، بلکه بحران اصلی در این مسئله، تهدید فرهنگی است.

,

شبیخون بی فرهنگی به اردوگاه فرهنگ اصیل آذربایجان

, شبیخون بی فرهنگی به اردوگاه فرهنگ اصیل آذربایجان,

با تحولات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی، چنین صحنه ها و شغل هایی، شبیخون بی فرهنگی به اردوگاه فرهنگ اصیل آذربایجان پیش آمده، شبیخونی که اوایل با اجرای چند ژنده پوش به قصد تکدی گری شروع می شود و کم کم به یک پدیده شیک و باکلاس کنسرت خیابانی تبدیل می شود.

,

انتهای پیام/پ

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه