نگاهی به سیره امام صادق علیه السلام

نگاهی به سیره امام صادق علیه السلام
ایام شهادت ائمه معصومین علیهم السلام فرصتی را در اختیار مریدان و تابعین آن بزرگواران قرار می دهد تا بیشتر در باره سیره ، اهداف و منش حضرات معصومین مطالعه نموده و با شناخت صحیح از ائمه علیهم السلا م بتوانند صراط مستقیم را از راه کج و انحرافات تشخیص داده و در مسیر رضایت خداوند و رستگاری قدم بردارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صدای دانشجو، ایام شهادت ائمه معصومین علیهم السلام فرصتی را در اختیار مریدان و تابعین آن بزرگواران قرار می دهد تا بیشتر در باره سیره ، اهداف و منش حضرات معصومین  مطالعه نموده و با شناخت صحیح از ائمه علیهم السلا م بتوانند صراط مستقیم را از راه کج و انحرافات تشخیص داده و در مسیر رضایت خداوند و رستگاری  قدم بردارند. هم اکنون در سالروز شهادت حضرت جعفر بن محمد امام صادق (علیه السلام ) این فرصت در اختیار ماست تا با نگاهی گذرا به سبک زندگی آن حضرت الگوپذیری لازم جهت نیل به سعادت دنیوی و اخروی را داشته باشیم
نگاهی گذرا به زندگی آن حضرت :
اسم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
کنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام)
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کرده اند .
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان کردند .
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
فرصت طلایى
امام صادق علیه السلام شیخ الائمه است،از همه ائمه دیگر عمر بیشترى نصیب ایشان شد،شصت و پنج‏ساله بود که از دنیا رحلت فرمود.عمر نسبتا طویل آن حضرت و فتورى که در دستگاه خلافت رخ داد که امویان و عباسیان سر گرم زد و خورد با یکدیگر بودند فرصتى طلایى براى امام به وجود آورد که بساط افاضه و تعلیم را بگستراند و به تعلیم و تربیت و تاسیس حوزه علمى عظیمى بپردازد،جمله‏«قال الصادق‏»شعار علم حدیث گردد،و به نشر و پخش حقایق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر کس از علما و دانشمندان اعم از شیعى مذهب و غیره که نام آن حضرت را در کتب و آثار خود ذکر کرده‏اند با ذکر حوزه و مدرسه‏اى که آن حضرت تاسیس کرد و شاگردان زیادى که تربیت کرد و رونقى که به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذکر کرده‏اند،همان طورى که همه به مقام تقوا و معنویت و عبادت آن حضرت نیز اعتراف کرده‏اند.
شیخ مفید از علماى شیعه مى‏گوید آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده که در همه بلاد منتشر شده.از هیچ کدام از علماى اهل بیت آنقدر که از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حدیث نام کسانى را که در خدمت آن حضرت شاگردى کرده‏اند و از خرمن وجودش خوشه گرفته‏اند ضبط کرده‏اند،چهار هزار نفر بوده‏اند و در میان اینها از همه طبقات و صاحبان عقاید و آراء و افکار گوناگون بوده‏اند.
محمد بن عبد الکریم شهرستانى،از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب کتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت مى‏گوید:«هو ذو علم غزیر،و ادب کامل فى الحکمة،و زهد فى الدنیا،و ورع عن الشهوات.»یعنى او،هم داراى علم و حکمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى کامل بود،بعد مى‏گوید مدتها در مدینه بود،شاگردان و شیعیان خود را تعلیم مى‏کرد،و مدتى هم در عراق اقامت کرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و ریاست نشد و سر گرم تعلیم و تربیت‏بود.در آخر کلامش در بیان علت اینکه امام صادق توجهى به جاه و مقام و ریاست نداشت این طور مى‏گوید:«من غرق فى بحر المعرفة لم یقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقیقة لم یخف من حط.»یعنى آن که در دریاى معارف غوطه‏ور است‏به خشکى ساحل تن در نمى‏دهد،و کسى که به قله اعلاى حقیقت رسیده نگران پستى و انحطاط نیست.
نگاهى به سیره امام صادق علیه السلام
 

کار و تلاش و دستگیرى از مستمندان
امام صادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به کار و تلاش مى کرد، بلکه خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهاى داغ تابستان، در مزرعه اش کار مى کرد. یکى از یاران حضرت مى گوید: آن حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیارى مى کرد و عرق از سر و صورتش مى ریخت، گفتم: اجازه دهید من کار کنم. فرمود: من کسى را دارم که این کارها را بکند ولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب آزار ببیند و خداوند ببیند که من در پى روزى حلال هستم. (1)
حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت خداوند تاکید داشت. لذا وقتى کار پرداز او که با سرمایه امام براى تجارت به مصر رفت و با سودى کلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده اى؟ او گفت: چون مردم نیازمند کالاى ما بودند، ما هم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود: سبحان الله!
علیه مسلمانان هم پیمان شدید که کالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یک دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: اى مصادف! چکاچک شمشیرها از کسب روزى حلال آسان‎تر است. (2)
حقیقت این است که امام در نهایت علاقه به کار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمى شد و مى دانست که بهترین کار از نظر خداوند تقسیم دارایى خود با نیازمندان است، حقیقتى که ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملى نداشته و نداریم. امام خود درباره باغش مى فرمود: وقتى خرماها مى رسد، مى گویم دیوارها را بشکافند تا مردم وارد شوند و بخورند. همچنین مى گویم ده ظرف خرما که بر سر هر یک ده نفر بتوانند بنشینند، آماده سازند تا وقتى ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایند و هر یک، یک مد خرما بخورند. آنگاه مى خواهم براى تمام همسایگان باغ (پیرمرد، پیرزن، مریض، کودک و هر کس دیگر که توان آمدن به باغ را نداشته) یک مد خرما ببرند. پس مزد باغبان و کارگران و ... را مى دهم و باقى‎مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم مى کنم و دست آخر از محصول چهار هزار دینارى، چهارصد درهم برایم مى ماند. (3)
 
ساده زیستى و همرنگى با مردم
امام همانند مردم معمولى لباس مى پوشید و در زندگى رعایت اقتصاد را مى کرد. مى فرمود: بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول همان زمان است. لذا (4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله‎دار بر تن مى کرد. لذا وقتى سفیان ثورى به وى اعتراض مى کرد که: پدرت على لباسى چنین گرانبها نمى پوشید، فرمود: زمان على علیه السلام زمان فقر و اکنون زمان غنا و فراوانى است و پوشیدن آن لباس در این زمان، لباس شهرت است و حرام ... پس آستین خود را بالا زد و لباس زیر را که خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را براى خدا و لباس نو را براى شما پوشیده ام. (5)
با این همه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمى داد، امتیازى براى وى و خانواده اش در نظر گرفته شود. و این ویژگى هنگام بروز بحران هاى اقتصادى و اجتماعى بیشتر بروز مى یافت. از جمله در سالى که گندم در مدینه نایاب شد، دستور داد گندم هاى موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو و گندم که خوراک بقیه مردم بود، تهیه کنند و فرمود: «فان الله یعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولکنى احب ان یرانى الله قد احسنت تقدیر المعیشه.»
(6) خدا مى داند که مى توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده ام را تهیه کنم؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه‎ریزى صحیح زندگى ببیند.
 
شجاعت
امام صادق علیه السلام در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه اى به سختى مى ایستاد و این شهامت را داشت که سخن حق را به زبان آورد و اقدام حق‎طلبانه را انجام دهد، هر چند با عکس العمل تندى رو  به رو شود. لذا وقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق کرد؟ فرمود: تا جباران را خوار کند. و به این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى کرد. (7) و آنگاه که فرماندار مدینه در حضور بنى‎هاشم در خطبه هاى نماز به على علیه السلام دشنام داد، امام چنان پاسخى کوبنده داد که فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى خانه اش راهى شد. (8)
همزیستى و مدارا با مسلمانان
امام صادق علیه السلام شیعیان را به همزیستى با اهل تسنن دعوت مى کرد تا به این طریق هم شیعیان از جامعه اکثریت منزوى نشوند و هم بتوان احکام و اصول شیعى را با ملاطفت به آنان منتقل کرد. از این روى در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مى شد، اما این سهل گرفتن هرگز به معناى زیر پاى گذاشتن اصول نبود و آن جا که مسئله اصولى در میان بود، حضرت هرگز تسلیم نمى شد. از جمله در یکى از سفرها، امام صادق علیه السلام به حیره (میان کوفه و بصره) آمد. در آن جا منصور دوانیقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را به مهمانى دعوت کرده بود.
امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد. وقتى که سفره غذا را انداختند، هنگام صرف غذا، یکى از حاضران آب خواست ولى به جاى آن، شراب آوردند، وقتى ظرف شراب را به او دادند، امام بى درنگ برخاست و مجلس را ترک کرد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ملعون مَن جلس على مائده یشرب علیها الخمر» (9) ؛ ملعون است کسى که در کنار سفره اى بنشیند که در آن سفره شراب نوشیده شود.

امام حتى در مجالس عمومى خلیفه نیز حاضر نمى شد؛ زیرا حکومت را غاصب مى دانست و حاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زیرا با این کار از ناحق بودن آنان، چشم‎پوشى مى شد و تنها زمانى که اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آنجا مى رفت؛ لذا منصور ضمن نامه اى به وى نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم نمى آیى؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چیزى نیست که به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست که به آن امیدوار باشیم. تو نعمتى ندارى که بیاییم و به خاطر آن به تو تبریک بگوییم و آنچه که اکنون دارى آن را بلا و عذاب نمى دانى تا بیاییم و تسلیت بگوییم. منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت کنى.
امام نیز نوشت: کسى که آخرت را بخواهد، با تو همنشین نمى شود و کسى که دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت نمى کند. (10)
 
علم امام صادق علیه السلام و اقدامات وى
آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق علیه السلام ویژگى خاصى بخشیده، استفاده از علم بى کران امامت، تربیت دانش‎ طلبان و بنیان‎گذارى فکرى و علمى مذهب تشیع است. در این باره چهار موضوع قابل توجه است:
الف- دانش امام.
ب- ویژگى هاى عصر آن حضرت که منجر به حرکت علمى و پایه‎ریزى نهضت علمى شد.
ج- اولویت ها در نهضت علمى.
د- شیوه ها و اهداف و نتایج این نهضت علمى.
 
الف- دانش امام
شیخ مفید مى نویسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل کرده اند که به تمام شهرها منتشر شده و کران تا کران جهان را فرا گرفته است و از احدى از علماى اهل بیت علیهم السلام این مقدار احادیث نقل نشده است به این اندازه که از آن حضرت نقل شده. اصحاب حدیث، راویان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهبشان گرد آورده و عددشان به چهار هزار تن رسیده و آن قدر نشانه هاى آشکار بر امامت آن حضرت ظاهر شده که دلها را روشن و زبان مخالفان را از ایراد شبهه لال کرده است. (11)
مهمان نوازی
«وقتی امام در خانه اش مهمانی می داشت و سفره غذا را می گشود به مهمانان خیلی تعارف می کرد و آنان را به خوردن غذای بیشتر دعوت و ترغیب می فرمود و گاهی پس از آنکه مهمانان سیر می شدند، مجددا خوراکی می آورد و در پاسخ آنان که می گفتند ما دیگر سیر شده ایم. اشتها نداریم می فرمود: نه هنوز چیزی نخوردید. بدانید مهربانترین شما نسبت به ما کسانی هستند که بر سر سفره ما خوب غذا می خورند. آنگاه برای تشویق مهمانان به غذا خوردن و برای اینکه مبادا برخی از آنان از روی خجالت و شرم گرسنه بمانند از قول پیامبر صلی اله علیه و آله احادیثی در ارتباط با خوردن نقل می کرد تا آنا با رغبت و علاقه و طیب خاطر غذا بخورن]امام در ضمن حدیثی فرمود: اینکه پنج درهم به دست گیرم و وارد بازار شما شوم و با آن غذایی تهیه کنم و چند نفر مسلمان را دعوت کرده اطعامشان کنم، نزد من دوست داشتنی تر از آن است که یک برده را آزاد کنم. (12)
 
انفاق بی منّت
وقتی که فصل میوه می شد و خرماها می رسید دستور می داد که بخشی از دیوار باغ را  خراب کنند و شکافی ایجاد نمایند تا مردم بتوانند از آنجا وارد شوند و از میوه باغ بخورند... و نیز دستور می داد برای همسایگان باغ، پیر مردان کودکان و بیماران و زنان که نمی توانستند به باغ بیایند، برای هر نفرشان به اندازه یک مشت پر خرما ببرند. (13)
 
برآورده کردن حاجت نیازمندان
امام در رابطه با خود چنین می گوید: گاهی شخص نیازمندی حاجت خود را پیش من می آورد و من با سرعت تمام آن را انجام می دهم که مبادا زمینه از بین برود و او خود بخود از من بی نیاز گردد. (14)
 
کمک مالی
مفضل بن قیس گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم و از اوضاع خود شکایت کردم و تقاضاى دعا نمودم. فرمود کنیز! آن کیسه را که ابو جعفر داده بیاور و کیسه را آورد فرمود: در این کیسه چهار صد دینار است صرف در احتیاج خود بنما.
عرض کردم بخدا قسم نظرم این نبود تقاضاى دعا داشتم! فرمود: از دعا فراموش نخواهم کرد ولى به مردم وضع خود را نگو که پیش آنها سبک می شوى‏. (15)
حضرت صادق (ع) می فرمایند: سعى کنید سجده‏ها و رکوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یکى از شما رکوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت کردند من معصیت و اینها سجده نمودند من مخالفت کردم
اطعام فقرا
 هشام بن سالم گفت: هر وقت تاریکى شب همه جا را مى‏گرفت و مقدارى از شب می گذشت حضرت صادق علیه السّلام انبانهایى از نان و گوشت و پول برمی داشت و بر شانه می گرفت می رفت به در خانه مستمندان مدینه بین آنها تقسیم می کرد با اینکه او را نمی شناختند پس از شهادت امام صادق دیگر آن شخص را نیافتند فهمیدند آن جناب امام صادق بوده است‏. (16)
 
توجه ویژه به شاکران الهی
مسمع بن عبد الملک گفت: در منا خدمت حضرت صادق علیه السلام مشغول انگور خوردن بودیم گدائى آمد و تقاضا کرد امام دستور داد یک خوشه انگور به او بدهند. گدا گفت احتیاج به انگور ندارم اگر پول بدهید خوب است امام فرمود خداوند وسعت به تو بدهد گدا رفت باز برگشت گفت همان خوشه انگور را بدهید فرمود برو خدا گشایش دهد به تو و چیزى به او نداد.
گداى دیگرى آمد امام علیه السّلام سه دانه انگور به او داد گدا گرفت و گفت الحمد لله رب العالمین خدائى که مرا روزى بخشید. امام فرمود: بایست دست مبارک را پر از انگور کرده به او داد باز گفت حمد و سپاس خدائى راست که به من روزى بخشید باز فرمود بایست.
از غلامش پرسید چقدر پول دارى؟ عرض کرد تقریبا بیست درهم فرمود: به این فقیر بده گدا گفت: خدایا ترا سپاسگزارم! این نعمت از جانب تو است خدائى که شریکى ندارى. باز امام فرمود: بایست! پیراهن خود را از تن بیرون آورد فرمود: این را بپوش. گدا پوشیده گفت: خدا را شکر می کنم که مرا پوشانید و لباس به من داد؛ سپس روى به امام کرد و گفت : خداوند به شما جزاى خیر بدهد. جز این دعا چیزى نگفت و برگشت و رفت .
ما با خود این طور خیال کردیم که اگر آن گدا دعا براى خود حضرت نمی کرد پیوسته به او چیزى می داد چون هر چه حمد و سپاس خدا را می نمود به او مقدارى مى‏بخشید. (17)
 
مواعظ اخلاقی امام صادق علیه السلام
 ابو اسامه گفت از حضرت صادق(علیه السلام) شنیدم میفرمود: تقوى و پرهیزگارى را از دست ندهید. ورع، کوشش، راستگوئى، اداى امانت و خوش اخلاقى، خوشرفتارى با همسایگان. مردم را بسوى ما دعوت کنید نه با زبانتان. و باعث افتخار ما باشید نه باعث ننگ و عار ما. سعى کنید سجده‏ها و رکوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یکى از شما رکوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت کردند و من معصیت و اینها سجده نمودند و من مخالفت کردم.
سه چیز است که خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از کسى که به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بکسى که ترا محروم کرده. 3- پیوند خویشاوندى با کسى که از تو قطع رابطه نموده‏
ابن سنان از حضرت صادق(علیه السلام) نقل کرد که فرمود: مزاح و شوخى نکن که نورانیتت از میان می رود و دروغ نگو ارزش خود را از دست می دهى. از دو صفت بپرهیز دلتنگى و تنبلى؛ زیرا اگر دلتنگ و آزرده باشى بر حق صبر نخواهى نمود و اگر تنبلى کنى حق کسى را ادا نخواهى کرد. عیسى مسیح می گفت: هر که زیاد گرفتارى براى خود داشته باشد بیمار مى‏شود و هر که بداخلاق باشد خود را عذاب می دهد و هر که زیاد صحبت کند خطایش زیاد مى‏شود و هر که زیاد دروغ بگوید ارزش خود را از دست می دهد و هر که ناسزا به مردم بگوید جوانمردى را از دست می دهد. (18)
 مردى به حضرت صادق از همسایه خود شکایت کرد فرمود صبر کن. عرض کرد: مردم مرا نسبت به خوارى و ذلت میدهند. فرمود خوار و ذلیل کسى است که ظالم باشد. - فرمود وقتى دنیا بکسى رو آورد محاسن و نیکی هاى دیگران را به او مى‏بخشد و اما وقتى دنیا پشت کرد محاسن و نیکی هاى خود شخص را از او سلب میکند. - شخصى از کنار امام(ع) می گذشت و آن جناب مشغول غذا خوردن بودند سلام نکرده امام او را دعوت به غذا نمود. عرض کردند: سنت بر این است که اول سلام کنى بعد دعوت به غذا با این که امام سلام را عمدا ترک کرده بود فرمود: این از فقاهتهاى عراقى است که بوى بخل و خسّت می دهد. (19)
 و فرمود هر کس فتنه‏اى را برانگیزد خودش طعمه آن فتنه خواهد شد. و فرمود خانواده شخص اسیران زیردست اویند بهر کس خداوند نعمتى ارزانى داشته بر اسیران خود توسعه بخشد اگر این کار را نکند ممکن است نعمت از او زائل گردد. - فرمود وقتى قلب اصلاح شود ظاهر انسان تقویت میگردد (20)
 و فرمود سه چیز است که خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از کسى که به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بکسى که ترا محروم کرده. 3- پیوند خویشاوندى با کسى که از تو قطع رابطه نموده(21)
 
پی نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 47، ص 56.
2- همان، ص 59/ «سبحان الله تحلفون على قوم الا تبیعونهم الا بربح الدینار دینارا ... ثم قال: یا مصادف! مجالده السیوف اهون من طلب الحلال.»
3- وسایل الشیعه، ج 16، ص 488.
4- بحارالانوار، ج 47، ص 54.
5- اعیان الشیعه، ج 1، ص 660. 6- همان، ص 59.
7- تهذیب الکمال، ج 5، ص 92، (یا ابا عبدالله لم خلق الله الذباب، فقال: لیذل به الجبابره)
8- وسایل الشیعه، ج 16، ص 423.
9- فروع کافى، ج 6، ص 268.
10- مستدرک الوسایل، ج 2، ص 438.
11- ارشاد مفید، ص 254.

12.صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام، علامه مظفر، ترجمه سید علوی، ص305 ،انتشارات قلم، چاپ اول 1367
13. همان، ص 306
147.همان ،ص307
15.زندگانى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏، موسى خسروى‏، ص26 ،ناشر: اسلامیه‏  تهران‏، چاپ دوم‏: 1398 ق‏
16.همان، ص29
17.همان ،ص33
18.مواعظ امامان علیهم السلام ترجمه جلد هفدهم بحار،موسى خسروى‏، ص 178 ،ناشر: اسلامیه‏ تهران‏ نوبت چاپ: اول‏،1364 ش‏
19.همان، ص 183   
20.همان، ص185
21. همان، صص186و187
منابع مورد استفاده : سایت آوینی ، سایت تبیان ، موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر (عج)پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجو،نگاهی به سیره امام صادق علیه السلام

ایام شهادت ائمه معصومین علیهم السلام فرصتی را در اختیار مریدان و تابعین آن بزرگواران قرار می دهد تا بیشتر در باره سیره ، اهداف و منش حضرات معصومین  مطالعه نموده و با شناخت صحیح از ائمه علیهم السلا م بتوانند صراط مستقیم را از راه کج و انحرافات تشخیص داده و در مسیر رضایت خداوند و رستگاری  قدم بردارند. هم اکنون در سالروز شهادت حضرت جعفر بن محمد امام صادق (علیه السلام ) این فرصت در اختیار ماست تا با نگاهی گذرا به سبک زندگی آن حضرت الگوپذیری لازم جهت نیل به سعادت دنیوی و اخروی را داشته باشیم
نگاهی گذرا به زندگی آن حضرت :
اسم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
کنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام)
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کرده اند .
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان کردند .
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
فرصت طلایى
امام صادق علیه السلام شیخ الائمه است،از همه ائمه دیگر عمر بیشترى نصیب ایشان شد،شصت و پنج‏ساله بود که از دنیا رحلت فرمود.عمر نسبتا طویل آن حضرت و فتورى که در دستگاه خلافت رخ داد که امویان و عباسیان سر گرم زد و خورد با یکدیگر بودند فرصتى طلایى براى امام به وجود آورد که بساط افاضه و تعلیم را بگستراند و به تعلیم و تربیت و تاسیس حوزه علمى عظیمى بپردازد،جمله‏«قال الصادق‏»شعار علم حدیث گردد،و به نشر و پخش حقایق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر کس از علما و دانشمندان اعم از شیعى مذهب و غیره که نام آن حضرت را در کتب و آثار خود ذکر کرده‏اند با ذکر حوزه و مدرسه‏اى که آن حضرت تاسیس کرد و شاگردان زیادى که تربیت کرد و رونقى که به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذکر کرده‏اند،همان طورى که همه به مقام تقوا و معنویت و عبادت آن حضرت نیز اعتراف کرده‏اند.
شیخ مفید از علماى شیعه مى‏گوید آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده که در همه بلاد منتشر شده.از هیچ کدام از علماى اهل بیت آنقدر که از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حدیث نام کسانى را که در خدمت آن حضرت شاگردى کرده‏اند و از خرمن وجودش خوشه گرفته‏اند ضبط کرده‏اند،چهار هزار نفر بوده‏اند و در میان اینها از همه طبقات و صاحبان عقاید و آراء و افکار گوناگون بوده‏اند.
محمد بن عبد الکریم شهرستانى،از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب کتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت مى‏گوید:«هو ذو علم غزیر،و ادب کامل فى الحکمة،و زهد فى الدنیا،و ورع عن الشهوات.»یعنى او،هم داراى علم و حکمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى کامل بود،بعد مى‏گوید مدتها در مدینه بود،شاگردان و شیعیان خود را تعلیم مى‏کرد،و مدتى هم در عراق اقامت کرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و ریاست نشد و سر گرم تعلیم و تربیت‏بود.در آخر کلامش در بیان علت اینکه امام صادق توجهى به جاه و مقام و ریاست نداشت این طور مى‏گوید:«من غرق فى بحر المعرفة لم یقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقیقة لم یخف من حط.»یعنى آن که در دریاى معارف غوطه‏ور است‏به خشکى ساحل تن در نمى‏دهد،و کسى که به قله اعلاى حقیقت رسیده نگران پستى و انحطاط نیست.
نگاهى به سیره امام صادق علیه السلام
 

کار و تلاش و دستگیرى از مستمندان
امام صادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به کار و تلاش مى کرد، بلکه خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهاى داغ تابستان، در مزرعه اش کار مى کرد. یکى از یاران حضرت مى گوید: آن حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیارى مى کرد و عرق از سر و صورتش مى ریخت، گفتم: اجازه دهید من کار کنم. فرمود: من کسى را دارم که این کارها را بکند ولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب آزار ببیند و خداوند ببیند که من در پى روزى حلال هستم. (1)
حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت خداوند تاکید داشت. لذا وقتى کار پرداز او که با سرمایه امام براى تجارت به مصر رفت و با سودى کلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده اى؟ او گفت: چون مردم نیازمند کالاى ما بودند، ما هم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود: سبحان الله!
علیه مسلمانان هم پیمان شدید که کالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یک دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: اى مصادف! چکاچک شمشیرها از کسب روزى حلال آسان‎تر است. (2)
حقیقت این است که امام در نهایت علاقه به کار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمى شد و مى دانست که بهترین کار از نظر خداوند تقسیم دارایى خود با نیازمندان است، حقیقتى که ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملى نداشته و نداریم. امام خود درباره باغش مى فرمود: وقتى خرماها مى رسد، مى گویم دیوارها را بشکافند تا مردم وارد شوند و بخورند. همچنین مى گویم ده ظرف خرما که بر سر هر یک ده نفر بتوانند بنشینند، آماده سازند تا وقتى ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایند و هر یک، یک مد خرما بخورند. آنگاه مى خواهم براى تمام همسایگان باغ (پیرمرد، پیرزن، مریض، کودک و هر کس دیگر که توان آمدن به باغ را نداشته) یک مد خرما ببرند. پس مزد باغبان و کارگران و ... را مى دهم و باقى‎مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم مى کنم و دست آخر از محصول چهار هزار دینارى، چهارصد درهم برایم مى ماند. (3)
 
ساده زیستى و همرنگى با مردم
امام همانند مردم معمولى لباس مى پوشید و در زندگى رعایت اقتصاد را مى کرد. مى فرمود: بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول همان زمان است. لذا (4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله‎دار بر تن مى کرد. لذا وقتى سفیان ثورى به وى اعتراض مى کرد که: پدرت على لباسى چنین گرانبها نمى پوشید، فرمود: زمان على علیه السلام زمان فقر و اکنون زمان غنا و فراوانى است و پوشیدن آن لباس در این زمان، لباس شهرت است و حرام ... پس آستین خود را بالا زد و لباس زیر را که خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را براى خدا و لباس نو را براى شما پوشیده ام. (5)
با این همه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمى داد، امتیازى براى وى و خانواده اش در نظر گرفته شود. و این ویژگى هنگام بروز بحران هاى اقتصادى و اجتماعى بیشتر بروز مى یافت. از جمله در سالى که گندم در مدینه نایاب شد، دستور داد گندم هاى موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو و گندم که خوراک بقیه مردم بود، تهیه کنند و فرمود: «فان الله یعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولکنى احب ان یرانى الله قد احسنت تقدیر المعیشه.»
(6) خدا مى داند که مى توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده ام را تهیه کنم؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه‎ریزى صحیح زندگى ببیند.
 
شجاعت
امام صادق علیه السلام در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه اى به سختى مى ایستاد و این شهامت را داشت که سخن حق را به زبان آورد و اقدام حق‎طلبانه را انجام دهد، هر چند با عکس العمل تندى رو  به رو شود. لذا وقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق کرد؟ فرمود: تا جباران را خوار کند. و به این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى کرد. (7) و آنگاه که فرماندار مدینه در حضور بنى‎هاشم در خطبه هاى نماز به على علیه السلام دشنام داد، امام چنان پاسخى کوبنده داد که فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى خانه اش راهى شد. (8)
همزیستى و مدارا با مسلمانان
امام صادق علیه السلام شیعیان را به همزیستى با اهل تسنن دعوت مى کرد تا به این طریق هم شیعیان از جامعه اکثریت منزوى نشوند و هم بتوان احکام و اصول شیعى را با ملاطفت به آنان منتقل کرد. از این روى در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مى شد، اما این سهل گرفتن هرگز به معناى زیر پاى گذاشتن اصول نبود و آن جا که مسئله اصولى در میان بود، حضرت هرگز تسلیم نمى شد. از جمله در یکى از سفرها، امام صادق علیه السلام به حیره (میان کوفه و بصره) آمد. در آن جا منصور دوانیقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را به مهمانى دعوت کرده بود.
امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد. وقتى که سفره غذا را انداختند، هنگام صرف غذا، یکى از حاضران آب خواست ولى به جاى آن، شراب آوردند، وقتى ظرف شراب را به او دادند، امام بى درنگ برخاست و مجلس را ترک کرد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ملعون مَن جلس على مائده یشرب علیها الخمر» (9) ؛ ملعون است کسى که در کنار سفره اى بنشیند که در آن سفره شراب نوشیده شود.

امام حتى در مجالس عمومى خلیفه نیز حاضر نمى شد؛ زیرا حکومت را غاصب مى دانست و حاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زیرا با این کار از ناحق بودن آنان، چشم‎پوشى مى شد و تنها زمانى که اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آنجا مى رفت؛ لذا منصور ضمن نامه اى به وى نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم نمى آیى؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چیزى نیست که به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست که به آن امیدوار باشیم. تو نعمتى ندارى که بیاییم و به خاطر آن به تو تبریک بگوییم و آنچه که اکنون دارى آن را بلا و عذاب نمى دانى تا بیاییم و تسلیت بگوییم. منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت کنى.
امام نیز نوشت: کسى که آخرت را بخواهد، با تو همنشین نمى شود و کسى که دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت نمى کند. (10)
 
علم امام صادق علیه السلام و اقدامات وى
آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق علیه السلام ویژگى خاصى بخشیده، استفاده از علم بى کران امامت، تربیت دانش‎ طلبان و بنیان‎گذارى فکرى و علمى مذهب تشیع است. در این باره چهار موضوع قابل توجه است:
الف- دانش امام.
ب- ویژگى هاى عصر آن حضرت که منجر به حرکت علمى و پایه‎ریزى نهضت علمى شد.
ج- اولویت ها در نهضت علمى.
د- شیوه ها و اهداف و نتایج این نهضت علمى.
 
الف- دانش امام
شیخ مفید مى نویسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل کرده اند که به تمام شهرها منتشر شده و کران تا کران جهان را فرا گرفته است و از احدى از علماى اهل بیت علیهم السلام این مقدار احادیث نقل نشده است به این اندازه که از آن حضرت نقل شده. اصحاب حدیث، راویان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهبشان گرد آورده و عددشان به چهار هزار تن رسیده و آن قدر نشانه هاى آشکار بر امامت آن حضرت ظاهر شده که دلها را روشن و زبان مخالفان را از ایراد شبهه لال کرده است. (11)
مهمان نوازی
«وقتی امام در خانه اش مهمانی می داشت و سفره غذا را می گشود به مهمانان خیلی تعارف می کرد و آنان را به خوردن غذای بیشتر دعوت و ترغیب می فرمود و گاهی پس از آنکه مهمانان سیر می شدند، مجددا خوراکی می آورد و در پاسخ آنان که می گفتند ما دیگر سیر شده ایم. اشتها نداریم می فرمود: نه هنوز چیزی نخوردید. بدانید مهربانترین شما نسبت به ما کسانی هستند که بر سر سفره ما خوب غذا می خورند. آنگاه برای تشویق مهمانان به غذا خوردن و برای اینکه مبادا برخی از آنان از روی خجالت و شرم گرسنه بمانند از قول پیامبر صلی اله علیه و آله احادیثی در ارتباط با خوردن نقل می کرد تا آنا با رغبت و علاقه و طیب خاطر غذا بخورن]امام در ضمن حدیثی فرمود: اینکه پنج درهم به دست گیرم و وارد بازار شما شوم و با آن غذایی تهیه کنم و چند نفر مسلمان را دعوت کرده اطعامشان کنم، نزد من دوست داشتنی تر از آن است که یک برده را آزاد کنم. (12)
 
انفاق بی منّت
وقتی که فصل میوه می شد و خرماها می رسید دستور می داد که بخشی از دیوار باغ را  خراب کنند و شکافی ایجاد نمایند تا مردم بتوانند از آنجا وارد شوند و از میوه باغ بخورند... و نیز دستور می داد برای همسایگان باغ، پیر مردان کودکان و بیماران و زنان که نمی توانستند به باغ بیایند، برای هر نفرشان به اندازه یک مشت پر خرما ببرند. (13)
 
برآورده کردن حاجت نیازمندان
امام در رابطه با خود چنین می گوید: گاهی شخص نیازمندی حاجت خود را پیش من می آورد و من با سرعت تمام آن را انجام می دهم که مبادا زمینه از بین برود و او خود بخود از من بی نیاز گردد. (14)
 
کمک مالی
مفضل بن قیس گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم و از اوضاع خود شکایت کردم و تقاضاى دعا نمودم. فرمود کنیز! آن کیسه را که ابو جعفر داده بیاور و کیسه را آورد فرمود: در این کیسه چهار صد دینار است صرف در احتیاج خود بنما.
عرض کردم بخدا قسم نظرم این نبود تقاضاى دعا داشتم! فرمود: از دعا فراموش نخواهم کرد ولى به مردم وضع خود را نگو که پیش آنها سبک می شوى‏. (15)
حضرت صادق (ع) می فرمایند: سعى کنید سجده‏ها و رکوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یکى از شما رکوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت کردند من معصیت و اینها سجده نمودند من مخالفت کردم
اطعام فقرا
 هشام بن سالم گفت: هر وقت تاریکى شب همه جا را مى‏گرفت و مقدارى از شب می گذشت حضرت صادق علیه السّلام انبانهایى از نان و گوشت و پول برمی داشت و بر شانه می گرفت می رفت به در خانه مستمندان مدینه بین آنها تقسیم می کرد با اینکه او را نمی شناختند پس از شهادت امام صادق دیگر آن شخص را نیافتند فهمیدند آن جناب امام صادق بوده است‏. (16)
 
توجه ویژه به شاکران الهی
مسمع بن عبد الملک گفت: در منا خدمت حضرت صادق علیه السلام مشغول انگور خوردن بودیم گدائى آمد و تقاضا کرد امام دستور داد یک خوشه انگور به او بدهند. گدا گفت احتیاج به انگور ندارم اگر پول بدهید خوب است امام فرمود خداوند وسعت به تو بدهد گدا رفت باز برگشت گفت همان خوشه انگور را بدهید فرمود برو خدا گشایش دهد به تو و چیزى به او نداد.
گداى دیگرى آمد امام علیه السّلام سه دانه انگور به او داد گدا گرفت و گفت الحمد لله رب العالمین خدائى که مرا روزى بخشید. امام فرمود: بایست دست مبارک را پر از انگور کرده به او داد باز گفت حمد و سپاس خدائى راست که به من روزى بخشید باز فرمود بایست.
از غلامش پرسید چقدر پول دارى؟ عرض کرد تقریبا بیست درهم فرمود: به این فقیر بده گدا گفت: خدایا ترا سپاسگزارم! این نعمت از جانب تو است خدائى که شریکى ندارى. باز امام فرمود: بایست! پیراهن خود را از تن بیرون آورد فرمود: این را بپوش. گدا پوشیده گفت: خدا را شکر می کنم که مرا پوشانید و لباس به من داد؛ سپس روى به امام کرد و گفت : خداوند به شما جزاى خیر بدهد. جز این دعا چیزى نگفت و برگشت و رفت .
ما با خود این طور خیال کردیم که اگر آن گدا دعا براى خود حضرت نمی کرد پیوسته به او چیزى می داد چون هر چه حمد و سپاس خدا را می نمود به او مقدارى مى‏بخشید. (17)
 
مواعظ اخلاقی امام صادق علیه السلام
 ابو اسامه گفت از حضرت صادق(علیه السلام) شنیدم میفرمود: تقوى و پرهیزگارى را از دست ندهید. ورع، کوشش، راستگوئى، اداى امانت و خوش اخلاقى، خوشرفتارى با همسایگان. مردم را بسوى ما دعوت کنید نه با زبانتان. و باعث افتخار ما باشید نه باعث ننگ و عار ما. سعى کنید سجده‏ها و رکوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یکى از شما رکوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت کردند و من معصیت و اینها سجده نمودند و من مخالفت کردم.
سه چیز است که خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از کسى که به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بکسى که ترا محروم کرده. 3- پیوند خویشاوندى با کسى که از تو قطع رابطه نموده‏
ابن سنان از حضرت صادق(علیه السلام) نقل کرد که فرمود: مزاح و شوخى نکن که نورانیتت از میان می رود و دروغ نگو ارزش خود را از دست می دهى. از دو صفت بپرهیز دلتنگى و تنبلى؛ زیرا اگر دلتنگ و آزرده باشى بر حق صبر نخواهى نمود و اگر تنبلى کنى حق کسى را ادا نخواهى کرد. عیسى مسیح می گفت: هر که زیاد گرفتارى براى خود داشته باشد بیمار مى‏شود و هر که بداخلاق باشد خود را عذاب می دهد و هر که زیاد صحبت کند خطایش زیاد مى‏شود و هر که زیاد دروغ بگوید ارزش خود را از دست می دهد و هر که ناسزا به مردم بگوید جوانمردى را از دست می دهد. (18)
 مردى به حضرت صادق از همسایه خود شکایت کرد فرمود صبر کن. عرض کرد: مردم مرا نسبت به خوارى و ذلت میدهند. فرمود خوار و ذلیل کسى است که ظالم باشد. - فرمود وقتى دنیا بکسى رو آورد محاسن و نیکی هاى دیگران را به او مى‏بخشد و اما وقتى دنیا پشت کرد محاسن و نیکی هاى خود شخص را از او سلب میکند. - شخصى از کنار امام(ع) می گذشت و آن جناب مشغول غذا خوردن بودند سلام نکرده امام او را دعوت به غذا نمود. عرض کردند: سنت بر این است که اول سلام کنى بعد دعوت به غذا با این که امام سلام را عمدا ترک کرده بود فرمود: این از فقاهتهاى عراقى است که بوى بخل و خسّت می دهد. (19)
 و فرمود هر کس فتنه‏اى را برانگیزد خودش طعمه آن فتنه خواهد شد. و فرمود خانواده شخص اسیران زیردست اویند بهر کس خداوند نعمتى ارزانى داشته بر اسیران خود توسعه بخشد اگر این کار را نکند ممکن است نعمت از او زائل گردد. - فرمود وقتى قلب اصلاح شود ظاهر انسان تقویت میگردد (20)
 و فرمود سه چیز است که خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از کسى که به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بکسى که ترا محروم کرده. 3- پیوند خویشاوندى با کسى که از تو قطع رابطه نموده(21)
 
پی نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 47، ص 56.
2- همان، ص 59/ «سبحان الله تحلفون على قوم الا تبیعونهم الا بربح الدینار دینارا ... ثم قال: یا مصادف! مجالده السیوف اهون من طلب الحلال.»
3- وسایل الشیعه، ج 16، ص 488.
4- بحارالانوار، ج 47، ص 54.
5- اعیان الشیعه، ج 1، ص 660. 6- همان، ص 59.
7- تهذیب الکمال، ج 5، ص 92، (یا ابا عبدالله لم خلق الله الذباب، فقال: لیذل به الجبابره)
8- وسایل الشیعه، ج 16، ص 423.
9- فروع کافى، ج 6، ص 268.
10- مستدرک الوسایل، ج 2، ص 438.
11- ارشاد مفید، ص 254.

12.صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام، علامه مظفر، ترجمه سید علوی، ص305 ،انتشارات قلم، چاپ اول 1367
13. همان، ص 306
147.همان ،ص307
15.زندگانى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏، موسى خسروى‏، ص26 ،ناشر: اسلامیه‏  تهران‏، چاپ دوم‏: 1398 ق‏
16.همان، ص29
17.همان ،ص33
18.مواعظ امامان علیهم السلام ترجمه جلد هفدهم بحار،موسى خسروى‏، ص 178 ،ناشر: اسلامیه‏ تهران‏ نوبت چاپ: اول‏،1364 ش‏
19.همان، ص 183   
20.همان، ص185
21. همان، صص186و187
منابع مورد استفاده : سایت آوینی ، سایت تبیان ، موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر (عج)پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجو،نگاهی به سیره امام صادق علیه السلام

ایام شهادت ائمه معصومین علیهم السلام فرصتی را در اختیار مریدان و تابعین آن بزرگواران قرار می دهد تا بیشتر در باره سیره ، اهداف و منش حضرات معصومین  مطالعه نموده و با شناخت صحیح از ائمه علیهم السلا م بتوانند صراط مستقیم را از راه کج و انحرافات تشخیص داده و در مسیر رضایت خداوند و رستگاری  قدم بردارند. هم اکنون در سالروز شهادت حضرت جعفر بن محمد امام صادق (علیه السلام ) این فرصت در اختیار ماست تا با نگاهی گذرا به سبک زندگی آن حضرت الگوپذیری لازم جهت نیل به سعادت دنیوی و اخروی را داشته باشیم
نگاهی گذرا به زندگی آن حضرت :
اسم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
کنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام)
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کرده اند .
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان کردند .
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
فرصت طلایى
امام صادق علیه السلام شیخ الائمه است،از همه ائمه دیگر عمر بیشترى نصیب ایشان شد،شصت و پنج‏ساله بود که از دنیا رحلت فرمود.عمر نسبتا طویل آن حضرت و فتورى که در دستگاه خلافت رخ داد که امویان و عباسیان سر گرم زد و خورد با یکدیگر بودند فرصتى طلایى براى امام به وجود آورد که بساط افاضه و تعلیم را بگستراند و به تعلیم و تربیت و تاسیس حوزه علمى عظیمى بپردازد،جمله‏«قال الصادق‏»شعار علم حدیث گردد،و به نشر و پخش حقایق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر کس از علما و دانشمندان اعم از شیعى مذهب و غیره که نام آن حضرت را در کتب و آثار خود ذکر کرده‏اند با ذکر حوزه و مدرسه‏اى که آن حضرت تاسیس کرد و شاگردان زیادى که تربیت کرد و رونقى که به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذکر کرده‏اند،همان طورى که همه به مقام تقوا و معنویت و عبادت آن حضرت نیز اعتراف کرده‏اند.
شیخ مفید از علماى شیعه مى‏گوید آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده که در همه بلاد منتشر شده.از هیچ کدام از علماى اهل بیت آنقدر که از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حدیث نام کسانى را که در خدمت آن حضرت شاگردى کرده‏اند و از خرمن وجودش خوشه گرفته‏اند ضبط کرده‏اند،چهار هزار نفر بوده‏اند و در میان اینها از همه طبقات و صاحبان عقاید و آراء و افکار گوناگون بوده‏اند.
محمد بن عبد الکریم شهرستانى،از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب کتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت مى‏گوید:«هو ذو علم غزیر،و ادب کامل فى الحکمة،و زهد فى الدنیا،و ورع عن الشهوات.»یعنى او،هم داراى علم و حکمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى کامل بود،بعد مى‏گوید مدتها در مدینه بود،شاگردان و شیعیان خود را تعلیم مى‏کرد،و مدتى هم در عراق اقامت کرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و ریاست نشد و سر گرم تعلیم و تربیت‏بود.در آخر کلامش در بیان علت اینکه امام صادق توجهى به جاه و مقام و ریاست نداشت این طور مى‏گوید:«من غرق فى بحر المعرفة لم یقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقیقة لم یخف من حط.»یعنى آن که در دریاى معارف غوطه‏ور است‏به خشکى ساحل تن در نمى‏دهد،و کسى که به قله اعلاى حقیقت رسیده نگران پستى و انحطاط نیست.
نگاهى به سیره امام صادق علیه السلام
 

کار و تلاش و دستگیرى از مستمندان
امام صادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به کار و تلاش مى کرد، بلکه خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهاى داغ تابستان، در مزرعه اش کار مى کرد. یکى از یاران حضرت مى گوید: آن حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیارى مى کرد و عرق از سر و صورتش مى ریخت، گفتم: اجازه دهید من کار کنم. فرمود: من کسى را دارم که این کارها را بکند ولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب آزار ببیند و خداوند ببیند که من در پى روزى حلال هستم. (1)
حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت خداوند تاکید داشت. لذا وقتى کار پرداز او که با سرمایه امام براى تجارت به مصر رفت و با سودى کلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده اى؟ او گفت: چون مردم نیازمند کالاى ما بودند، ما هم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود: سبحان الله!
علیه مسلمانان هم پیمان شدید که کالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یک دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: اى مصادف! چکاچک شمشیرها از کسب روزى حلال آسان‎تر است. (2)
حقیقت این است که امام در نهایت علاقه به کار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمى شد و مى دانست که بهترین کار از نظر خداوند تقسیم دارایى خود با نیازمندان است، حقیقتى که ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملى نداشته و نداریم. امام خود درباره باغش مى فرمود: وقتى خرماها مى رسد، مى گویم دیوارها را بشکافند تا مردم وارد شوند و بخورند. همچنین مى گویم ده ظرف خرما که بر سر هر یک ده نفر بتوانند بنشینند، آماده سازند تا وقتى ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایند و هر یک، یک مد خرما بخورند. آنگاه مى خواهم براى تمام همسایگان باغ (پیرمرد، پیرزن، مریض، کودک و هر کس دیگر که توان آمدن به باغ را نداشته) یک مد خرما ببرند. پس مزد باغبان و کارگران و ... را مى دهم و باقى‎مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم مى کنم و دست آخر از محصول چهار هزار دینارى، چهارصد درهم برایم مى ماند. (3)
 
ساده زیستى و همرنگى با مردم
امام همانند مردم معمولى لباس مى پوشید و در زندگى رعایت اقتصاد را مى کرد. مى فرمود: بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول همان زمان است. لذا (4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله‎دار بر تن مى کرد. لذا وقتى سفیان ثورى به وى اعتراض مى کرد که: پدرت على لباسى چنین گرانبها نمى پوشید، فرمود: زمان على علیه السلام زمان فقر و اکنون زمان غنا و فراوانى است و پوشیدن آن لباس در این زمان، لباس شهرت است و حرام ... پس آستین خود را بالا زد و لباس زیر را که خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را براى خدا و لباس نو را براى شما پوشیده ام. (5)
با این همه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمى داد، امتیازى براى وى و خانواده اش در نظر گرفته شود. و این ویژگى هنگام بروز بحران هاى اقتصادى و اجتماعى بیشتر بروز مى یافت. از جمله در سالى که گندم در مدینه نایاب شد، دستور داد گندم هاى موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو و گندم که خوراک بقیه مردم بود، تهیه کنند و فرمود: «فان الله یعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولکنى احب ان یرانى الله قد احسنت تقدیر المعیشه.»
(6) خدا مى داند که مى توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده ام را تهیه کنم؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه‎ریزى صحیح زندگى ببیند.
 
شجاعت
امام صادق علیه السلام در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه اى به سختى مى ایستاد و این شهامت را داشت که سخن حق را به زبان آورد و اقدام حق‎طلبانه را انجام دهد، هر چند با عکس العمل تندى رو  به رو شود. لذا وقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق کرد؟ فرمود: تا جباران را خوار کند. و به این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى کرد. (7) و آنگاه که فرماندار مدینه در حضور بنى‎هاشم در خطبه هاى نماز به على علیه السلام دشنام داد، امام چنان پاسخى کوبنده داد که فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى خانه اش راهى شد. (8)
همزیستى و مدارا با مسلمانان
امام صادق علیه السلام شیعیان را به همزیستى با اهل تسنن دعوت مى کرد تا به این طریق هم شیعیان از جامعه اکثریت منزوى نشوند و هم بتوان احکام و اصول شیعى را با ملاطفت به آنان منتقل کرد. از این روى در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مى شد، اما این سهل گرفتن هرگز به معناى زیر پاى گذاشتن اصول نبود و آن جا که مسئله اصولى در میان بود، حضرت هرگز تسلیم نمى شد. از جمله در یکى از سفرها، امام صادق علیه السلام به حیره (میان کوفه و بصره) آمد. در آن جا منصور دوانیقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را به مهمانى دعوت کرده بود.
امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد. وقتى که سفره غذا را انداختند، هنگام صرف غذا، یکى از حاضران آب خواست ولى به جاى آن، شراب آوردند، وقتى ظرف شراب را به او دادند، امام بى درنگ برخاست و مجلس را ترک کرد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ملعون مَن جلس على مائده یشرب علیها الخمر» (9) ؛ ملعون است کسى که در کنار سفره اى بنشیند که در آن سفره شراب نوشیده شود.

امام حتى در مجالس عمومى خلیفه نیز حاضر نمى شد؛ زیرا حکومت را غاصب مى دانست و حاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زیرا با این کار از ناحق بودن آنان، چشم‎پوشى مى شد و تنها زمانى که اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آنجا مى رفت؛ لذا منصور ضمن نامه اى به وى نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم نمى آیى؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چیزى نیست که به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست که به آن امیدوار باشیم. تو نعمتى ندارى که بیاییم و به خاطر آن به تو تبریک بگوییم و آنچه که اکنون دارى آن را بلا و عذاب نمى دانى تا بیاییم و تسلیت بگوییم. منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت کنى.
امام نیز نوشت: کسى که آخرت را بخواهد، با تو همنشین نمى شود و کسى که دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت نمى کند. (10)
 
علم امام صادق علیه السلام و اقدامات وى
آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق علیه السلام ویژگى خاصى بخشیده، استفاده از علم بى کران امامت، تربیت دانش‎ طلبان و بنیان‎گذارى فکرى و علمى مذهب تشیع است. در این باره چهار موضوع قابل توجه است:
الف- دانش امام.
ب- ویژگى هاى عصر آن حضرت که منجر به حرکت علمى و پایه‎ریزى نهضت علمى شد.
ج- اولویت ها در نهضت علمى.
د- شیوه ها و اهداف و نتایج این نهضت علمى.
 
الف- دانش امام
شیخ مفید مى نویسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل کرده اند که به تمام شهرها منتشر شده و کران تا کران جهان را فرا گرفته است و از احدى از علماى اهل بیت علیهم السلام این مقدار احادیث نقل نشده است به این اندازه که از آن حضرت نقل شده. اصحاب حدیث، راویان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهبشان گرد آورده و عددشان به چهار هزار تن رسیده و آن قدر نشانه هاى آشکار بر امامت آن حضرت ظاهر شده که دلها را روشن و زبان مخالفان را از ایراد شبهه لال کرده است. (11)
مهمان نوازی
«وقتی امام در خانه اش مهمانی می داشت و سفره غذا را می گشود به مهمانان خیلی تعارف می کرد و آنان را به خوردن غذای بیشتر دعوت و ترغیب می فرمود و گاهی پس از آنکه مهمانان سیر می شدند، مجددا خوراکی می آورد و در پاسخ آنان که می گفتند ما دیگر سیر شده ایم. اشتها نداریم می فرمود: نه هنوز چیزی نخوردید. بدانید مهربانترین شما نسبت به ما کسانی هستند که بر سر سفره ما خوب غذا می خورند. آنگاه برای تشویق مهمانان به غذا خوردن و برای اینکه مبادا برخی از آنان از روی خجالت و شرم گرسنه بمانند از قول پیامبر صلی اله علیه و آله احادیثی در ارتباط با خوردن نقل می کرد تا آنا با رغبت و علاقه و طیب خاطر غذا بخورن]امام در ضمن حدیثی فرمود: اینکه پنج درهم به دست گیرم و وارد بازار شما شوم و با آن غذایی تهیه کنم و چند نفر مسلمان را دعوت کرده اطعامشان کنم، نزد من دوست داشتنی تر از آن است که یک برده را آزاد کنم. (12)
 
انفاق بی منّت
وقتی که فصل میوه می شد و خرماها می رسید دستور می داد که بخشی از دیوار باغ را  خراب کنند و شکافی ایجاد نمایند تا مردم بتوانند از آنجا وارد شوند و از میوه باغ بخورند... و نیز دستور می داد برای همسایگان باغ، پیر مردان کودکان و بیماران و زنان که نمی توانستند به باغ بیایند، برای هر نفرشان به اندازه یک مشت پر خرما ببرند. (13)
 
برآورده کردن حاجت نیازمندان
امام در رابطه با خود چنین می گوید: گاهی شخص نیازمندی حاجت خود را پیش من می آورد و من با سرعت تمام آن را انجام می دهم که مبادا زمینه از بین برود و او خود بخود از من بی نیاز گردد. (14)
 
کمک مالی
مفضل بن قیس گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم و از اوضاع خود شکایت کردم و تقاضاى دعا نمودم. فرمود کنیز! آن کیسه را که ابو جعفر داده بیاور و کیسه را آورد فرمود: در این کیسه چهار صد دینار است صرف در احتیاج خود بنما.
عرض کردم بخدا قسم نظرم این نبود تقاضاى دعا داشتم! فرمود: از دعا فراموش نخواهم کرد ولى به مردم وضع خود را نگو که پیش آنها سبک می شوى‏. (15)
حضرت صادق (ع) می فرمایند: سعى کنید سجده‏ها و رکوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یکى از شما رکوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت کردند من معصیت و اینها سجده نمودند من مخالفت کردم
اطعام فقرا
 هشام بن سالم گفت: هر وقت تاریکى شب همه جا را مى‏گرفت و مقدارى از شب می گذشت حضرت صادق علیه السّلام انبانهایى از نان و گوشت و پول برمی داشت و بر شانه می گرفت می رفت به در خانه مستمندان مدینه بین آنها تقسیم می کرد با اینکه او را نمی شناختند پس از شهادت امام صادق دیگر آن شخص را نیافتند فهمیدند آن جناب امام صادق بوده است‏. (16)
 
توجه ویژه به شاکران الهی
مسمع بن عبد الملک گفت: در منا خدمت حضرت صادق علیه السلام مشغول انگور خوردن بودیم گدائى آمد و تقاضا کرد امام دستور داد یک خوشه انگور به او بدهند. گدا گفت احتیاج به انگور ندارم اگر پول بدهید خوب است امام فرمود خداوند وسعت به تو بدهد گدا رفت باز برگشت گفت همان خوشه انگور را بدهید فرمود برو خدا گشایش دهد به تو و چیزى به او نداد.
گداى دیگرى آمد امام علیه السّلام سه دانه انگور به او داد گدا گرفت و گفت الحمد لله رب العالمین خدائى که مرا روزى بخشید. امام فرمود: بایست دست مبارک را پر از انگور کرده به او داد باز گفت حمد و سپاس خدائى راست که به من روزى بخشید باز فرمود بایست.
از غلامش پرسید چقدر پول دارى؟ عرض کرد تقریبا بیست درهم فرمود: به این فقیر بده گدا گفت: خدایا ترا سپاسگزارم! این نعمت از جانب تو است خدائى که شریکى ندارى. باز امام فرمود: بایست! پیراهن خود را از تن بیرون آورد فرمود: این را بپوش. گدا پوشیده گفت: خدا را شکر می کنم که مرا پوشانید و لباس به من داد؛ سپس روى به امام کرد و گفت : خداوند به شما جزاى خیر بدهد. جز این دعا چیزى نگفت و برگشت و رفت .
ما با خود این طور خیال کردیم که اگر آن گدا دعا براى خود حضرت نمی کرد پیوسته به او چیزى می داد چون هر چه حمد و سپاس خدا را می نمود به او مقدارى مى‏بخشید. (17)
 
مواعظ اخلاقی امام صادق علیه السلام
 ابو اسامه گفت از حضرت صادق(علیه السلام) شنیدم میفرمود: تقوى و پرهیزگارى را از دست ندهید. ورع، کوشش، راستگوئى، اداى امانت و خوش اخلاقى، خوشرفتارى با همسایگان. مردم را بسوى ما دعوت کنید نه با زبانتان. و باعث افتخار ما باشید نه باعث ننگ و عار ما. سعى کنید سجده‏ها و رکوع را طولانى نمائید زیرا وقتى یکى از شما رکوع طولانى دارد شیطان از پشت سر او فریاد میزند واى بر من اینها اطاعت کردند و من معصیت و اینها سجده نمودند و من مخالفت کردم.
سه چیز است که خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از کسى که به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بکسى که ترا محروم کرده. 3- پیوند خویشاوندى با کسى که از تو قطع رابطه نموده‏
ابن سنان از حضرت صادق(علیه السلام) نقل کرد که فرمود: مزاح و شوخى نکن که نورانیتت از میان می رود و دروغ نگو ارزش خود را از دست می دهى. از دو صفت بپرهیز دلتنگى و تنبلى؛ زیرا اگر دلتنگ و آزرده باشى بر حق صبر نخواهى نمود و اگر تنبلى کنى حق کسى را ادا نخواهى کرد. عیسى مسیح می گفت: هر که زیاد گرفتارى براى خود داشته باشد بیمار مى‏شود و هر که بداخلاق باشد خود را عذاب می دهد و هر که زیاد صحبت کند خطایش زیاد مى‏شود و هر که زیاد دروغ بگوید ارزش خود را از دست می دهد و هر که ناسزا به مردم بگوید جوانمردى را از دست می دهد. (18)
 مردى به حضرت صادق از همسایه خود شکایت کرد فرمود صبر کن. عرض کرد: مردم مرا نسبت به خوارى و ذلت میدهند. فرمود خوار و ذلیل کسى است که ظالم باشد. - فرمود وقتى دنیا بکسى رو آورد محاسن و نیکی هاى دیگران را به او مى‏بخشد و اما وقتى دنیا پشت کرد محاسن و نیکی هاى خود شخص را از او سلب میکند. - شخصى از کنار امام(ع) می گذشت و آن جناب مشغول غذا خوردن بودند سلام نکرده امام او را دعوت به غذا نمود. عرض کردند: سنت بر این است که اول سلام کنى بعد دعوت به غذا با این که امام سلام را عمدا ترک کرده بود فرمود: این از فقاهتهاى عراقى است که بوى بخل و خسّت می دهد. (19)
 و فرمود هر کس فتنه‏اى را برانگیزد خودش طعمه آن فتنه خواهد شد. و فرمود خانواده شخص اسیران زیردست اویند بهر کس خداوند نعمتى ارزانى داشته بر اسیران خود توسعه بخشد اگر این کار را نکند ممکن است نعمت از او زائل گردد. - فرمود وقتى قلب اصلاح شود ظاهر انسان تقویت میگردد (20)
 و فرمود سه چیز است که خداوند بوسیله آنها پیوسته عزت و شرافت مرد مسلمان را میافزاید: 1- چشم‏پوشى از کسى که به تو ستم نموده. 2- و بخشیدن‏ بکسى که ترا محروم کرده. 3- پیوند خویشاوندى با کسى که از تو قطع رابطه نموده(21)
 
پی نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 47، ص 56.
2- همان، ص 59/ «سبحان الله تحلفون على قوم الا تبیعونهم الا بربح الدینار دینارا ... ثم قال: یا مصادف! مجالده السیوف اهون من طلب الحلال.»
3- وسایل الشیعه، ج 16، ص 488.
4- بحارالانوار، ج 47، ص 54.
5- اعیان الشیعه، ج 1، ص 660. 6- همان، ص 59.
7- تهذیب الکمال، ج 5، ص 92، (یا ابا عبدالله لم خلق الله الذباب، فقال: لیذل به الجبابره)
8- وسایل الشیعه، ج 16، ص 423.
9- فروع کافى، ج 6، ص 268.
10- مستدرک الوسایل، ج 2، ص 438.
11- ارشاد مفید، ص 254.

12.صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام، علامه مظفر، ترجمه سید علوی، ص305 ،انتشارات قلم، چاپ اول 1367
13. همان، ص 306
147.همان ،ص307
15.زندگانى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏، موسى خسروى‏، ص26 ،ناشر: اسلامیه‏  تهران‏، چاپ دوم‏: 1398 ق‏
16.همان، ص29
17.همان ،ص33
18.مواعظ امامان علیهم السلام ترجمه جلد هفدهم بحار،موسى خسروى‏، ص 178 ،ناشر: اسلامیه‏ تهران‏ نوبت چاپ: اول‏،1364 ش‏
19.همان، ص 183   
20.همان، ص185
21. همان، صص186و187
منابع مورد استفاده : سایت آوینی ، سایت تبیان ، موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر (عج)

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , صدای دانشجو،,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه