با حضور حماسی مردم شهرضا ثابت شد؛
عشق به شهدا با تمام وجود جوانان ما عجین شده است
بعضیها سعی کردند عظمت ایثار شهدا را زیر سؤال ببرند و تا توانستند با رد گم کنی، کورش و داریوش را به رخ ما کشیدند. ایثار و از خودگذشتگی شما کجا؛ کوروش کجا؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شهرضانیوز، چند روز گذشته شهدای غواص روح تازه ای به کالبد شهر ما شهرضا دمیدند. تکه هایی از استخوان های شهدا و ارواح پاکشان دو سه ساعتی مهمان شهرما بود. این حضور روحانی شهدا باعث شد عطر گل یاس در شهر ما بپیچد. شهدای عزیزی که با دست های بسته در خاک خفتند تا دشمن را به خاک مذلت بنشانند.
حقیقتاً باور نمیکردم بعد از سی سال ارواح ملکوتی شهدا اینقدر مردم ما را مسحور کند و آنها را برای استقبال از کبوترانی با بالهای بسته به خیابانها بکشاند. جالب بود حتی هیچکدام از شهدا هم اهل شهرضا نبودند که بگویم حس ناسیونالیستی مردم ما را به خیابان کشیده است. در این روز به یاد ماندنی انرژیهای مثبت ساطع شده از تابوت شهدا، انرژی دوباره ای به وجود تک تک مردم ما بخشید. همه ی اقشار آمده بودند. همرزمان شهدا و کهنه سربازهای جنگ با حسرت به تابوتهای روی کامیون می نگریستند و اشک میریختند. شهدای غواص، یکبار دیگر آن روزهای پر از خاطره را در همسنگرانشان زنده کردند: کجایند مردان بی ادعا. نسل چهارمیها هم آمده بودند. آنها با چشمانی اشکبار از ارواح پاک شهدا حاجت طلبیدند.
شهدای عزیز، در این روز چه زیبا در فضای شهر ما درخشیدید! شما با دل مردم ما چه کردید.
در روز تشییع شهدای غواص فهمیدم که عشق به شهدا با تمام وجود جوانان ما عجین شده است. مردم ما با حضورشان ثابت کردند برخلاف تبلیغات سوء دشمن، دست از انقلابشان برنمیدارند و پشت رهبرشان را خالی نمیکنند. دریافتم با وجود تمام مشکلات موجود، مردم ما نخواهند گذاشت که خون شهدا به هدر برود. شهدا با حضورشان در شهر ما کاری با دل مردم کردند، کارستان. معتقدم مسئولین فرهنگی شهر ما اگر هزاران ساعت هم کار فرهنگی بکنند به گرد کاری که شهدا در این روز کردند، نمیرسند.
در روز مشایعت شهدا در میان موج استقبال مردم شهر دختر جوانی را دیدم که از لحاظ پوشش ظاهری خیلی هم رعایت نکرده بود. حتی موهایش هم از زیر مقنعه بیرون زده بود. او شاخه گلی به سمت تابوت شهدا پرتاب کرد. بعد با التماس از آن برادر پاسدار میخواست که شاخه گل متبرکش را به او برگردانند. با دیدن این صحنه و صحنههای اینچنینی خوشحالم شدم که جوانان ما هم دریافته اند که: “ما هر چه داریم از شهدا داریم.” معتقدم همه ی اینها لطف خود شهداست. بر این باورم آنچه تاکنون انقلاب ما را با این همه تزویرهای خارجی و داخلی سرپا نگه داشته و بیمه کرده است از یُمن ایثار شهداست. ارواح پاک شهدا نگهدار و نگهبان این انقلاب است.
با این اوصاف من در این یک ماه گذشته به خاطر آنچه در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی منتشر شد شرمنده ی شهدا شدم. در این مدت بعضی ها غیرمنصفانه در فضاهای مجازی علیه شهدا و همرزمان شان نوشتند و منتشر کردند.
از بس وانمود کردند که در عملیات کربلای چهار رزمندگان را عمداً به مسلخ فرستاده اند، باور نمیکردم کسی به جز همرزمان شهدا کسی به استقبالشان بیاید؛ اما با دیدن این همه جمعیت باور کردم که روح بلند شهدا اینقدر کشش دارد که در یک روز گرم تابستان بیشتر مردم را به خیابان بکشاند.
شهدای عزیز، من از شما شرمنده ام که بگویم بعضیها در این یک ماه گذشته از طریق لاین و واتسآپ و… عظمت ایثار شما را زیر سؤال بردند و تا توانستند با رد گم کنی، کورش و داریوش را به رخ ما کشیدند. ایثار و از خودگذشتگی شما کجا؛ کورش و داریوش کجا؟ با دیدن صحنه های تشییع ابدان پاکتان یافتم که بیشتر مردم جامعه ی ما با من هم عقیده اند که: «ما امنیت و آرامش امروزمان را مدیون خون شماهاییم.»
مردم شهیدپرور، جوانان عزیز، نویسنده ی این کلمات هم خودش از زخم خوردگان جنگ است و آن زمان دستی بر آتش داشته است. باور کنید اینجور که بعضیها آگاهانه یا ناآگانه القا میکنند، نیست. بیاییم بدون تحقیق هر حرفی را باور نکنیم. مگر امکان دارد فرمانده ای که نیروهایش را مثل فرزندان خودش دوست دارد، بایستد و به آنها بگوید به استقبال تیر و ترکش دشمن بروید!؟ فرماندهان جنگ پابه پای بسیجیانشان در خط مقدم نبرد حضور داشتند. مدعای سخنم شهید همت، شهید طباطبایی و فرماندهان شهید دیگر هستند.
خواهش می کنم گول دلسوزیهای بیمورد بعضی از دشمنان را که در فضای مجازی و در لباس دوست برای شهدای ما اشک تمساح میریزند، نخورید. فرماندهان جنگ هم از جنس همین بچه های غواص بودند. چرا مینویسند فرماندهان خودشان ایستادند و بچه های مردم را در دل دشمن فرستادند؟ من نمیگویم در عملیات کربلای چهار هیچ اشتباهی رخ نداده است. هیچکس از اشتباه مبرا نیست. فرماندهان ما ممکن است اشتباه کرده باشند؛ اما خائن نبودند. بدانید آنهایی که امروز دایه ی دلسوزتر از مادر شدهاند، نه خودشان و نه اسلافشان هیچ سهمی در دفاع این ملت مظلوم نداشته اند. ما در عملیات کربلای چهار به خاطر اطلاع رسانی آواکس های آمریکایی به دشمن، رخنه ی منافقین و ستون پنجم بین رزمنده ها و عوامل دیگری شکست خوردیم. ما در طول جنگ هم پیروزی داشتیم هم شکست. چرا دایه های دلسوزتر از مادر پیروزی های رزمندگان ما را در عملیات های فتح المبین، بیت المقدس(فتح خرمشهر)، محرم، والفجر هشت و … نمی بینند؛ اما به طور مستمر شکست در کربلای چهار را به رخمان میکشند؟ …
این حقیر در برابر عظمت خون شهدا احساس کوچکی میکنم و خودم را مدیون خون آنها میدانم. به بقیه ی مردم خوب کشورم نیز توصیه میکنم در قضاوت هایشان در مورد شهدا و رزمندگان انصاف داشته باشند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس، شهدا را چیدند
___________________
جانباز رمضانعلی کاوسی
,
,
,
,
, جانباز رمضانعلی کاوسی,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه