مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه قدس گیلان؛
عده ای فکر می کنند امام با هدایت های آنان انقلاب را به مقصد رسانده است
حجت الاسلام و مسلمین معتمد گفت: شهید رجایی نقل می کند که وقتی به حضور امام شرفیاب می شدم، امام به من تاکید می کردند که هر چه توان دارید برای روستاها و روستاییان به کار بگیرید. این ملاک ها است که می تواند برای نسل جوان روشن سازد که چه کسانی در خط امام هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ۸دی نیوز، حجت الاسلام و مسلمین معتمد مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه قدس گیلان به مناسبت شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) در خصوص مهمترین شاخص های اجتماعی مکتب فکری امام صادق(ع) یادداشتی تهیه نمودند که در زیر به تفصیل ملاحظه خواهیم نمود .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از ۸دی نیوز، حجت الاسلام و مسلمین معتمد مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه قدس گیلان به مناسبت شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) در خصوص مهمترین شاخص های اجتماعی مکتب فکری امام صادق(ع) یادداشتی تهیه نمودند که در زیر به تفصیل ملاحظه خواهیم نمود ., ۸دی نیوز,ائمه معصومین سلام الله علیها اجمعین در طول حیات خویش هرکدام مواضع فعالیت های متفاوت و لیکن متناسب با شرایط و موقعیت های اجتماعی و سیاسی زمان خویش داشتند.دوران امام صادق(ع) بدون شباهت با وضعیت امروز انقلاب اسلامی ملت ایران نیست، چرا که در عصر امام صادق (ع) دوره ی فتنه ها و جنبش های سیاسی و ظهور گرایشها و جریانهای فکری و پیدایش نهله های درست و نادرست مانند جریان غلات، ملحدان، زندیقان، شکاکان و… در حوزه دین و دینداری بوده است. در آن عصر از یک طرف آزادی های سیاسی و فکری مذهبی به عرصه های اجتماعی راه یافته بود و از طرف دیگر تعاملات و ارتباطات و گفتگو های فکری و مذهبی با فرهنگ های بیگانه و غیر خودی و نوظهور در عرصه های مختلف سیاسی اقتصادی، فکری و فرهنگی تحولات و تصورات خواسته و ناخواسته ای بدنبال داشت.
در این شرایط و موقعیت امام صادق (ع) بعنوان منظومه معارف ، آموزه ها و تعیین های وحیانی ، مهمترین شاخص مکتب توحیدی امام صادق (ع) تعلیم و تبیین عدالت اجتماعی در عرصه های مختلف بود.
در اندیشه دینی و مکتب توحیدی حضرت امام صادق سلام الله علیه، توده مردم و طبقه محروم و مستضعف جامعه مایه اصلی حیات ملت و گنج ها و سرمایه های کشور محسوب می شدند در حالی که بسیاری بدنبال عناصر و طبقات مرفه ی مترف بودند، امام صادق (ع) همین طبقه محروم را شریف ترین مردم می دانست و مقام و منزلت آنان را در روز قیامت و قرب و موقعیت آنها را نزد خداوند از همه بهتر و بیشتر معرفی می نمود. در حقیقت در اندیشه امام صادق (ع) و سایر ائمه معصومین، نداری و فقیر بودن نه عیب بود و نه موجب تحقیر و نه مایه ذلت به حساب می آمد.لذا بر اساس همین اندیشه الهی بود که آن حضرت مردم را به ساده زیستی و اجتناب از دنیا طلبی و تکاثر گرایی فرا می خواند و به طور مکرر در تبیین این اندیشه نه تنها مردم اصحاب و شیعیان را از همراهی و واگرایی به سمت عناصر ریاست طلب و اشرافی گری بر حذر می داشت بلکه چنین جریان و عناصری را قانون شکنانه می دانست که به جهت آلودگی به دنیا و حب مقام و شهرت حاضرند همه افراد و طبقات جامعه را تحقیر و اصول و ارزشهای اسلامی و انسانی را به پای مطامع و منافع شخصی و دنیوی خود قربانی کنند.
البته مستحضرید که چنین کارکرد هایی از جریان و عناصر اشرافی گری و تکاثر گرایی منحصر به عصر امام صادق (ع) و دیروز و امروز نبوده و نخواهد بود. بلکه در صدر اسلام نیز خواص طرفدار و درون جبهه حق به جهت آلودگی به این رذیله نفسانی با توجیه عملکرد منفعت طلبانه خود توانسته اند پس از رحلت رسول خدا(ص) در عصر امیرالمومنین علی (ع) و امام حسن (ع)و سایر ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین جامعه اسلامی و مسلمانان را از خط اصیل اسلام ناب محمدی ص منحرف و در شکل گیری حکومت اشرافی گری حاکمان هوس مدار نقش اساسی داشته باشند. و در حقیقت می توان گفت طه العلل شهادت ائمه معصومین به ویژه ماجرای کربلا و شهادت جانسوز حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) همین عامل دنیا طلبی و تکاثر گرایی و ترجیح دنیا و منافع شخصی و دنیوی در مصالح دینی و عمومی بود. البته به تصریح قرآن قبل از ظهور اسلام نیز عناصر و جریان های اشرافی گری و مرفهین مترف در مقابل دعوت پیام توحیدی انبیاء و رسولان الهی چنین تقابل و صف آرایی هایی داشته اند یه طوری که انبیا و پیروان آنان را مستمند و فقیر می شمردند و به همین دلیل واهی برای خویش امتیازات سیاسی و اجتماعی قائل بودند.
در عصر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به جهت تسلط بر مبانی توحیدی انبیا الهی و آشنایی با شاخص های مکتب ائمه مسئولین ضمن اینکه معتقد بودند که این انقلاب عصاره مجاهدت و فداکاری انبیاء است و می فرمودند: که ما افتخار و مباهات می کنیم که شیعه و پیرو مکتب امام باقر و امام صادق سلام الله علیها هستیم.از همان روزهای آغازین نهضت اسلامی خود ضمن مذمت شدید دنیا گرایی و تکاثرگرایی بر قانون گرایی و عدالت خواهی به عنوان اصول اساسی نهضت و انقلاب اسلامی تاکید فراوان داشتند.
اگرچه برخی از افراد و اشخاص که امواج انقلاب اسلامی آنها را در محیط انقلاب وارد نموده بودذ از طرح این اصول توسط امام ناراضی و ناخرسند بودند و لکن امام بدون توجه به غوغا سالاری ها و جو سازی های سیاسی آنها در فرصت ها و موقعیت ها و مناسبت های گوناگون با پافشاری بر مبانی اسلام ناب محمدی ص و شاخص های مکتب توحیدی امام صادق(ع) در راس برنامه های انقلاب خود خدمت به طبقات محروم و تحقق عدالت اجتماعی و رعایت مساوات و برابری عموم مردم در برابر قانون را قرار داده بود و حتی خود و وابستگان خویش را در برابر قانون و اجرای عدالت یکسان می دید و به طور علنی و با صراحت می فرمودند که میان فرزندانش و دیگران در استفاده از بیت المال و اجرای قانون و عدالت فرقی نیست.
در افکار و اندیشه های امام (ره) شاه بیت غزل ماندگاری انقلاب در داخل کشور و عمق بخشی انقلاب از صدور آن به سایر کشور ها ،تحقق عدالت اجتماعی و عمل به قانون است و در طول زندگی پر خیر و برکتش با تاسی و اقتدا به ائمه معصومین نه تنها توده های محروم و مستضعفین جامعه را ریشه ها و پشتوانه های ماندگاری و عامل بقای این نهضت و انقلاب می دانست بلکه به طور مستمر بر حفظ این سیاست و اندیشه قرآنی تاکید می ورزید ودر خطاب به مسئولین دولت مردان و کارگزاران نظام عدول از این خطوط و ملاک ها را عدول از عدالت اجتماعی می دانست. و عدم تحقق عدالت اجتماعی را عدول تدریجی از اصل انقلاب می شمرد. شاهد بر این سخن اینکه او در طول عمر خویش نه تنها یک بار با این ملت شریف سخن تحقیرآمیزی به زبان نیاورد بلکه خالصانه و صادقانه خود را تا آخرین لحظه های زندگی موظف به دفاع از حقوق طبقه محروم و مستضعفین می دانست و حتی در مقابل این همه خدمت به مردم می فرمود به من بگویید خدمت گزار بهتر است که بگویید رهبر.
واقعا که امام(بر خلاف برخی) خود را در مقابل توده مردم خدمت گزار و مردم را ارباب و مالک این انقلاب می دانست. بر اساس همین اندیشه قرآنی بود که با تمام وجود به شرافت و برتری کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان معتقد بود و لحظه ای در این مسیر تردید نکرد.
شما مردم ولایت مدار شاهد زندگی امام راحلمان بودید که با اینکه زندگی بسیار ساده داشت و همچون طبقه محروم جامعه زندگی می کرد باز زمانی که در ترکیه تبعید بود از یاد طبقه محروم و روستاییان و عشایر غافل نبود. لذا از ترکیه نامه ای می نویسد و به ایران می فرستد به جهت در پیش بودن زمستان و شدت سرمای آن سالها حتی از تهیه ذغال و دادن به محرومین و روستاییان غافل نبود. الان سخن این است که آنهایی که ادعای همراهی امام را داشتند و گاهی سهم خودشان در انقلاب را کمتر از امام نمی دانند و گهگاهی بدون خجالت و با پررویی تمام، حرف هایی به زبان می آورند که گویا امام با ارشادات و هدایت های آنان این انقلاب را به مقصد رسانده. چرا چنین افرادی که امروز از یک طرف مدعی همراهی با امام و شناخت افکار و اندیشه ها و سیره عملی امام بهتر از دیگران هستند و از طرفی با اینکه در پرتو امام و انقلاب به ثروت و سرمایه های کلان دست یافتند، نگاه آنها نسبت به عدالت اجتماعی و طبقات محروم جامعه همچون نگاه امام نیست؟ چرا عدالت اجتماعی و قانون پذیری آنها با افکار و اندیشه امام متفاوت است؟
مگر نه اینکه سیره عملی امام این بود که نقل شده در مسیری که امام به طرف بهشت زهرا می رفتند وقتی به منطقه فقیر نشین می رسیدند به محض اینکه خانه های گلی فقرا را دیدند مرتب از احمد آقا می پرسید اینجا کجاست؟ بعد خود امام فرمودند: که من با این مردم کار دارم و این مردم هم با من کار دارند. مگر نه اینکه اندیشه و سیره امام این بود که شهید رجایی نقل می کند: که وقتی به حضور امام شرفیاب می شدم، امام به من تاکید می کردند که هر چه توان دارید برای روستاها و روستاییان به کار بگیرید.بدون شک این ملاک ها است که می تواند برای مردم به ویژه نسل جوان روشن سازد و ثابت کند که چه کسانی در خط امام هستند و چه کسانی تنها برای دست یابی به مطامع و منافع خویش ادعای همراهی با امام و دفاع از اندیشه ها و افکار حضرت امام را دارند.
امروز برخی خود را مدافع امام و اندیشه های امام معرفی می کنند و در حالی که مردم تنها به خاطر حرمت امام و اندیشه امام آنها را تحمل می کنند. بنابر این بدون شک عدالت در افکار و اندیشه های امام رعایت مساوات در امکانات و بیت المال برای همه مردم است. در حقیقت برای دفاع از امام و اندیشه های امام است که مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در هشدار های حکیمانه خویش در مراسم ۲۶ سالروز رحلت حضرت امام خمینی(ره) در مورخه ۱۴ خرداد ۹۴ در خصوص خطر تحریف شخصیت امام فرمودند: که منظومه فکری امام دارای خصوصیات کامل یک مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی است و معظم له تنها راه نجات و تامین عدالت اجتماعی و هویت دینی و اسلامی انقلاب و این کشور را حفظ و دفاع و گسترش اندیشه های حقیقی و شخصیت واقعی امام دانست و خطر تحریف اندیشه ها و افکار امام را به عنوان بزرگترین خطر پیش روی انقلاب به آحاد مردم و دلسو زان انقلاب و وفاداران به امام با زیباترین تعبیر و ادبیات گوشزد نمودند و در همین راستا بود که به همه مسئولین و صاحب نظران و جوانان آحاد مردم خطاب کردن که: مواظب باشند آنهایی که در حیات امام به دنبال تحریف شخصیت امام بودند پس از رحلت امام می خواهند امام را به عنوان یک آدم لیبرال معرفی کنند.تا در عرصه های فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به مطامع ومنافع خویش برسند. لذا معظم له برای دفع این خطر باز خوانی اصول فکری و عملی امام را از ضرورت های مهم در شرایط امروزی شمردند.
مردم شریف و قدرشناس ایران اسلامی از آنجایی که هم خوب امام را می شناسند و هم به خوبی نسبت به گذشته و حال مدعیان دفاع از امام آگاه هستند لذا برای این مردم فهیم و بصیر مضحک است که برخی با افکار اسلام آمریکایی با تفکر سکولاری و با اندیشه تعبیرگرایی با نمادهای اسلام و قدرت و ثروت و اسلام عافیت طلبی و دنیا گرایی مدعی دفاع ار امام و اندیشه های امام باشندآن هم امامی که شاه بیت اندیشه هایش، اسلام ناب محمدی (ص) است.لذا مقام معظم رهبری در سایه مکتب امام صادق علیه السلام، امام خمینی را مدافع و حامی واقعی محرومان و مجری عدالت اجتماعی و اسلامی معرفی نموده است و به همین جهت است که معظم له معتقد است که در منظومه فکری امام خمینی(ره) خوی اشرافی گری و خوی تجمل گرایی مطرود و ممنوع است.
امام خمینی به معنای واقعی کلمه طرفدار عدالت اجتماعی و قانون پذیری و عدالت خواهی در عرصه های قضایی و اقتصادی اجتماعی را از جلوه های اساسی عدالت اجتماعی اسلام می دانست. لذا طرح باز خوانی افکار و اندیشه های و شخصیت امام توسط حضرت آقا هشداری جدی است. در خصوص خطری که انقلاب و شخصیت و افکار و اندیشه های واقعی امام را تهدید می نماید.
باید بسیار مراقب بود که خطر مصادره افکار و اندیشه های امام از ناحیه ی خواص مدعی طرفدار امام و انقلاب که هیچ گاه به امام و انقلاب ، ایمان و اعتقاد نداشته اند، در حال خیزش و حرکت است و این خطر می تواند بزرگترین خطر انقلاب در دهه چهارم انقلاب نام گیرد.
انتهای پیام/ج
ائمه معصومین سلام الله علیها اجمعین در طول حیات خویش هرکدام مواضع فعالیت های متفاوت و لیکن متناسب با شرایط و موقعیت های اجتماعی و سیاسی زمان خویش داشتند.دوران امام صادق(ع) بدون شباهت با وضعیت امروز انقلاب اسلامی ملت ایران نیست، چرا که در عصر امام صادق (ع) دوره ی فتنه ها و جنبش های سیاسی و ظهور گرایشها و جریانهای فکری و پیدایش نهله های درست و نادرست مانند جریان غلات، ملحدان، زندیقان، شکاکان و… در حوزه دین و دینداری بوده است. در آن عصر از یک طرف آزادی های سیاسی و فکری مذهبی به عرصه های اجتماعی راه یافته بود و از طرف دیگر تعاملات و ارتباطات و گفتگو های فکری و مذهبی با فرهنگ های بیگانه و غیر خودی و نوظهور در عرصه های مختلف سیاسی اقتصادی، فکری و فرهنگی تحولات و تصورات خواسته و ناخواسته ای بدنبال داشت.
, ائمه معصومین سلام الله علیها اجمعین در طول حیات خویش هرکدام مواضع فعالیت های متفاوت و لیکن متناسب با شرایط و موقعیت های اجتماعی و سیاسی زمان خویش داشتند.دوران امام صادق(ع) بدون شباهت با وضعیت امروز انقلاب اسلامی ملت ایران نیست، چرا که در عصر امام صادق (ع) دوره ی فتنه ها و جنبش های سیاسی و ظهور گرایشها و جریانهای فکری و پیدایش نهله های درست و نادرست مانند جریان غلات، ملحدان، زندیقان، شکاکان و… در حوزه دین و دینداری بوده است. در آن عصر از یک طرف آزادی های سیاسی و فکری مذهبی به عرصه های اجتماعی راه یافته بود و از طرف دیگر تعاملات و ارتباطات و گفتگو های فکری و مذهبی با فرهنگ های بیگانه و غیر خودی و نوظهور در عرصه های مختلف سیاسی اقتصادی، فکری و فرهنگی تحولات و تصورات خواسته و ناخواسته ای بدنبال داشت.,در این شرایط و موقعیت امام صادق (ع) بعنوان منظومه معارف ، آموزه ها و تعیین های وحیانی ، مهمترین شاخص مکتب توحیدی امام صادق (ع) تعلیم و تبیین عدالت اجتماعی در عرصه های مختلف بود.
, در این شرایط و موقعیت امام صادق (ع) بعنوان منظومه معارف ، آموزه ها و تعیین های وحیانی ، مهمترین شاخص مکتب توحیدی امام صادق (ع) تعلیم و تبیین عدالت اجتماعی در عرصه های مختلف بود.,در اندیشه دینی و مکتب توحیدی حضرت امام صادق سلام الله علیه، توده مردم و طبقه محروم و مستضعف جامعه مایه اصلی حیات ملت و گنج ها و سرمایه های کشور محسوب می شدند در حالی که بسیاری بدنبال عناصر و طبقات مرفه ی مترف بودند، امام صادق (ع) همین طبقه محروم را شریف ترین مردم می دانست و مقام و منزلت آنان را در روز قیامت و قرب و موقعیت آنها را نزد خداوند از همه بهتر و بیشتر معرفی می نمود. در حقیقت در اندیشه امام صادق (ع) و سایر ائمه معصومین، نداری و فقیر بودن نه عیب بود و نه موجب تحقیر و نه مایه ذلت به حساب می آمد.لذا بر اساس همین اندیشه الهی بود که آن حضرت مردم را به ساده زیستی و اجتناب از دنیا طلبی و تکاثر گرایی فرا می خواند و به طور مکرر در تبیین این اندیشه نه تنها مردم اصحاب و شیعیان را از همراهی و واگرایی به سمت عناصر ریاست طلب و اشرافی گری بر حذر می داشت بلکه چنین جریان و عناصری را قانون شکنانه می دانست که به جهت آلودگی به دنیا و حب مقام و شهرت حاضرند همه افراد و طبقات جامعه را تحقیر و اصول و ارزشهای اسلامی و انسانی را به پای مطامع و منافع شخصی و دنیوی خود قربانی کنند.
, در اندیشه دینی و مکتب توحیدی حضرت امام صادق سلام الله علیه، توده مردم و طبقه محروم و مستضعف جامعه مایه اصلی حیات ملت و گنج ها و سرمایه های کشور محسوب می شدند در حالی که بسیاری بدنبال عناصر و طبقات مرفه ی مترف بودند، امام صادق (ع) همین طبقه محروم را شریف ترین مردم می دانست و مقام و منزلت آنان را در روز قیامت و قرب و موقعیت آنها را نزد خداوند از همه بهتر و بیشتر معرفی می نمود. در حقیقت در اندیشه امام صادق (ع) و سایر ائمه معصومین، نداری و فقیر بودن نه عیب بود و نه موجب تحقیر و نه مایه ذلت به حساب می آمد.لذا بر اساس همین اندیشه الهی بود که آن حضرت مردم را به ساده زیستی و اجتناب از دنیا طلبی و تکاثر گرایی فرا می خواند و به طور مکرر در تبیین این اندیشه نه تنها مردم اصحاب و شیعیان را از همراهی و واگرایی به سمت عناصر ریاست طلب و اشرافی گری بر حذر می داشت بلکه چنین جریان و عناصری را قانون شکنانه می دانست که به جهت آلودگی به دنیا و حب مقام و شهرت حاضرند همه افراد و طبقات جامعه را تحقیر و اصول و ارزشهای اسلامی و انسانی را به پای مطامع و منافع شخصی و دنیوی خود قربانی کنند., در اندیشه دینی و مکتب توحیدی حضرت امام صادق سلام الله علیه، توده مردم و طبقه محروم و مستضعف جامعه مایه اصلی حیات ملت و گنج ها و سرمایه های کشور محسوب می شدند در حالی که بسیاری بدنبال عناصر و طبقات مرفه ی مترف بودند، امام صادق (ع) همین طبقه محروم را شریف ترین مردم می دانست و مقام و منزلت آنان را در روز قیامت و قرب و موقعیت آنها را نزد خداوند از همه بهتر و بیشتر معرفی می نمود.,البته مستحضرید که چنین کارکرد هایی از جریان و عناصر اشرافی گری و تکاثر گرایی منحصر به عصر امام صادق (ع) و دیروز و امروز نبوده و نخواهد بود. بلکه در صدر اسلام نیز خواص طرفدار و درون جبهه حق به جهت آلودگی به این رذیله نفسانی با توجیه عملکرد منفعت طلبانه خود توانسته اند پس از رحلت رسول خدا(ص) در عصر امیرالمومنین علی (ع) و امام حسن (ع)و سایر ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین جامعه اسلامی و مسلمانان را از خط اصیل اسلام ناب محمدی ص منحرف و در شکل گیری حکومت اشرافی گری حاکمان هوس مدار نقش اساسی داشته باشند. و در حقیقت می توان گفت طه العلل شهادت ائمه معصومین به ویژه ماجرای کربلا و شهادت جانسوز حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) همین عامل دنیا طلبی و تکاثر گرایی و ترجیح دنیا و منافع شخصی و دنیوی در مصالح دینی و عمومی بود. البته به تصریح قرآن قبل از ظهور اسلام نیز عناصر و جریان های اشرافی گری و مرفهین مترف در مقابل دعوت پیام توحیدی انبیاء و رسولان الهی چنین تقابل و صف آرایی هایی داشته اند یه طوری که انبیا و پیروان آنان را مستمند و فقیر می شمردند و به همین دلیل واهی برای خویش امتیازات سیاسی و اجتماعی قائل بودند.
, البته مستحضرید که چنین کارکرد هایی از جریان و عناصر اشرافی گری و تکاثر گرایی منحصر به عصر امام صادق (ع) و دیروز و امروز نبوده و نخواهد بود. بلکه در صدر اسلام نیز خواص طرفدار و درون جبهه حق به جهت آلودگی به این رذیله نفسانی با توجیه عملکرد منفعت طلبانه خود توانسته اند پس از رحلت رسول خدا(ص) در عصر امیرالمومنین علی (ع) و امام حسن (ع)و سایر ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین جامعه اسلامی و مسلمانان را از خط اصیل اسلام ناب محمدی ص منحرف و در شکل گیری حکومت اشرافی گری حاکمان هوس مدار نقش اساسی داشته باشند. و در حقیقت می توان گفت طه العلل شهادت ائمه معصومین به ویژه ماجرای کربلا و شهادت جانسوز حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) همین عامل دنیا طلبی و تکاثر گرایی و ترجیح دنیا و منافع شخصی و دنیوی در مصالح دینی و عمومی بود. البته به تصریح قرآن قبل از ظهور اسلام نیز عناصر و جریان های اشرافی گری و مرفهین مترف در مقابل دعوت پیام توحیدی انبیاء و رسولان الهی چنین تقابل و صف آرایی هایی داشته اند یه طوری که انبیا و پیروان آنان را مستمند و فقیر می شمردند و به همین دلیل واهی برای خویش امتیازات سیاسی و اجتماعی قائل بودند.,در عصر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به جهت تسلط بر مبانی توحیدی انبیا الهی و آشنایی با شاخص های مکتب ائمه مسئولین ضمن اینکه معتقد بودند که این انقلاب عصاره مجاهدت و فداکاری انبیاء است و می فرمودند: که ما افتخار و مباهات می کنیم که شیعه و پیرو مکتب امام باقر و امام صادق سلام الله علیها هستیم.از همان روزهای آغازین نهضت اسلامی خود ضمن مذمت شدید دنیا گرایی و تکاثرگرایی بر قانون گرایی و عدالت خواهی به عنوان اصول اساسی نهضت و انقلاب اسلامی تاکید فراوان داشتند.
, در عصر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به جهت تسلط بر مبانی توحیدی انبیا الهی و آشنایی با شاخص های مکتب ائمه مسئولین ضمن اینکه معتقد بودند که این انقلاب عصاره مجاهدت و فداکاری انبیاء است و می فرمودند: که ما افتخار و مباهات می کنیم که شیعه و پیرو مکتب امام باقر و امام صادق سلام الله علیها هستیم.از همان روزهای آغازین نهضت اسلامی خود ضمن مذمت شدید دنیا گرایی و تکاثرگرایی بر قانون گرایی و عدالت خواهی به عنوان اصول اساسی نهضت و انقلاب اسلامی تاکید فراوان داشتند.,اگرچه برخی از افراد و اشخاص که امواج انقلاب اسلامی آنها را در محیط انقلاب وارد نموده بودذ از طرح این اصول توسط امام ناراضی و ناخرسند بودند و لکن امام بدون توجه به غوغا سالاری ها و جو سازی های سیاسی آنها در فرصت ها و موقعیت ها و مناسبت های گوناگون با پافشاری بر مبانی اسلام ناب محمدی ص و شاخص های مکتب توحیدی امام صادق(ع) در راس برنامه های انقلاب خود خدمت به طبقات محروم و تحقق عدالت اجتماعی و رعایت مساوات و برابری عموم مردم در برابر قانون را قرار داده بود و حتی خود و وابستگان خویش را در برابر قانون و اجرای عدالت یکسان می دید و به طور علنی و با صراحت می فرمودند که میان فرزندانش و دیگران در استفاده از بیت المال و اجرای قانون و عدالت فرقی نیست.
, اگرچه برخی از افراد و اشخاص که امواج انقلاب اسلامی آنها را در محیط انقلاب وارد نموده بودذ از طرح این اصول توسط امام ناراضی و ناخرسند بودند و لکن امام بدون توجه به غوغا سالاری ها و جو سازی های سیاسی آنها در فرصت ها و موقعیت ها و مناسبت های گوناگون با پافشاری بر مبانی اسلام ناب محمدی ص و شاخص های مکتب توحیدی امام صادق(ع) در راس برنامه های انقلاب خود خدمت به طبقات محروم و تحقق عدالت اجتماعی و رعایت مساوات و برابری عموم مردم در برابر قانون را قرار داده بود و حتی خود و وابستگان خویش را در برابر قانون و اجرای عدالت یکسان می دید و به طور علنی و با صراحت می فرمودند که میان فرزندانش و دیگران در استفاده از بیت المال و اجرای قانون و عدالت فرقی نیست.,در افکار و اندیشه های امام (ره) شاه بیت غزل ماندگاری انقلاب در داخل کشور و عمق بخشی انقلاب از صدور آن به سایر کشور ها ،تحقق عدالت اجتماعی و عمل به قانون است و در طول زندگی پر خیر و برکتش با تاسی و اقتدا به ائمه معصومین نه تنها توده های محروم و مستضعفین جامعه را ریشه ها و پشتوانه های ماندگاری و عامل بقای این نهضت و انقلاب می دانست بلکه به طور مستمر بر حفظ این سیاست و اندیشه قرآنی تاکید می ورزید ودر خطاب به مسئولین دولت مردان و کارگزاران نظام عدول از این خطوط و ملاک ها را عدول از عدالت اجتماعی می دانست. و عدم تحقق عدالت اجتماعی را عدول تدریجی از اصل انقلاب می شمرد. شاهد بر این سخن اینکه او در طول عمر خویش نه تنها یک بار با این ملت شریف سخن تحقیرآمیزی به زبان نیاورد بلکه خالصانه و صادقانه خود را تا آخرین لحظه های زندگی موظف به دفاع از حقوق طبقه محروم و مستضعفین می دانست و حتی در مقابل این همه خدمت به مردم می فرمود به من بگویید خدمت گزار بهتر است که بگویید رهبر.
, در افکار و اندیشه های امام (ره) شاه بیت غزل ماندگاری انقلاب در داخل کشور و عمق بخشی انقلاب از صدور آن به سایر کشور ها ،تحقق عدالت اجتماعی و عمل به قانون است و در طول زندگی پر خیر و برکتش با تاسی و اقتدا به ائمه معصومین نه تنها توده های محروم و مستضعفین جامعه را ریشه ها و پشتوانه های ماندگاری و عامل بقای این نهضت و انقلاب می دانست بلکه به طور مستمر بر حفظ این سیاست و اندیشه قرآنی تاکید می ورزید ودر خطاب به مسئولین دولت مردان و کارگزاران نظام عدول از این خطوط و ملاک ها را عدول از عدالت اجتماعی می دانست. و عدم تحقق عدالت اجتماعی را عدول تدریجی از اصل انقلاب می شمرد. شاهد بر این سخن اینکه او در طول عمر خویش نه تنها یک بار با این ملت شریف سخن تحقیرآمیزی به زبان نیاورد بلکه خالصانه و صادقانه خود را تا آخرین لحظه های زندگی موظف به دفاع از حقوق طبقه محروم و مستضعفین می دانست و حتی در مقابل این همه خدمت به مردم می فرمود به من بگویید خدمت گزار بهتر است که بگویید رهبر., در افکار و اندیشه های امام (ره) شاه بیت غزل ماندگاری انقلاب در داخل کشور و عمق بخشی انقلاب از صدور آن به سایر کشور ها ،تحقق عدالت اجتماعی و عمل به قانون است و در طول زندگی پر خیر و برکتش با تاسی و اقتدا به ائمه معصومین نه تنها توده های محروم و مستضعفین جامعه را ریشه ها و پشتوانه های ماندگاری و عامل بقای این نهضت و انقلاب می دانست بلکه به طور مستمر بر حفظ این سیاست و اندیشه قرآنی تاکید می ورزید ودر خطاب به مسئولین دولت مردان و کارگزاران نظام عدول از این خطوط و ملاک ها را عدول از عدالت اجتماعی می دانست. و عدم تحقق عدالت اجتماعی را عدول تدریجی از اصل انقلاب می شمرد. شاهد بر این سخن اینکه او در طول عمر خویش نه تنها یک بار با این ملت شریف سخن تحقیرآمیزی به زبان نیاورد بلکه خالصانه و صادقانه خود را تا آخرین لحظه های زندگی موظف به دفاع از حقوق طبقه محروم و مستضعفین می دانست و حتی در مقابل این همه خدمت به مردم می فرمود به من بگویید خدمت گزار بهتر است که بگویید رهبر.,واقعا که امام(بر خلاف برخی) خود را در مقابل توده مردم خدمت گزار و مردم را ارباب و مالک این انقلاب می دانست. بر اساس همین اندیشه قرآنی بود که با تمام وجود به شرافت و برتری کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان معتقد بود و لحظه ای در این مسیر تردید نکرد.
, واقعا که امام(بر خلاف برخی) خود را در مقابل توده مردم خدمت گزار و مردم را ارباب و مالک این انقلاب می دانست. بر اساس همین اندیشه قرآنی بود که با تمام وجود به شرافت و برتری کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان معتقد بود و لحظه ای در این مسیر تردید نکرد.,شما مردم ولایت مدار شاهد زندگی امام راحلمان بودید که با اینکه زندگی بسیار ساده داشت و همچون طبقه محروم جامعه زندگی می کرد باز زمانی که در ترکیه تبعید بود از یاد طبقه محروم و روستاییان و عشایر غافل نبود. لذا از ترکیه نامه ای می نویسد و به ایران می فرستد به جهت در پیش بودن زمستان و شدت سرمای آن سالها حتی از تهیه ذغال و دادن به محرومین و روستاییان غافل نبود. الان سخن این است که آنهایی که ادعای همراهی امام را داشتند و گاهی سهم خودشان در انقلاب را کمتر از امام نمی دانند و گهگاهی بدون خجالت و با پررویی تمام، حرف هایی به زبان می آورند که گویا امام با ارشادات و هدایت های آنان این انقلاب را به مقصد رسانده. چرا چنین افرادی که امروز از یک طرف مدعی همراهی با امام و شناخت افکار و اندیشه ها و سیره عملی امام بهتر از دیگران هستند و از طرفی با اینکه در پرتو امام و انقلاب به ثروت و سرمایه های کلان دست یافتند، نگاه آنها نسبت به عدالت اجتماعی و طبقات محروم جامعه همچون نگاه امام نیست؟ چرا عدالت اجتماعی و قانون پذیری آنها با افکار و اندیشه امام متفاوت است؟
, شما مردم ولایت مدار شاهد زندگی امام راحلمان بودید که با اینکه زندگی بسیار ساده داشت و همچون طبقه محروم جامعه زندگی می کرد باز زمانی که در ترکیه تبعید بود از یاد طبقه محروم و روستاییان و عشایر غافل نبود. لذا از ترکیه نامه ای می نویسد و به ایران می فرستد به جهت در پیش بودن زمستان و شدت سرمای آن سالها حتی از تهیه ذغال و دادن به محرومین و روستاییان غافل نبود. الان سخن این است که آنهایی که ادعای همراهی امام را داشتند و گاهی سهم خودشان در انقلاب را کمتر از امام نمی دانند و گهگاهی بدون خجالت و با پررویی تمام، حرف هایی به زبان می آورند که گویا امام با ارشادات و هدایت های آنان این انقلاب را به مقصد رسانده. چرا چنین افرادی که امروز از یک طرف مدعی همراهی با امام و شناخت افکار و اندیشه ها و سیره عملی امام بهتر از دیگران هستند و از طرفی با اینکه در پرتو امام و انقلاب به ثروت و سرمایه های کلان دست یافتند، نگاه آنها نسبت به عدالت اجتماعی و طبقات محروم جامعه همچون نگاه امام نیست؟ چرا عدالت اجتماعی و قانون پذیری آنها با افکار و اندیشه امام متفاوت است؟,مگر نه اینکه سیره عملی امام این بود که نقل شده در مسیری که امام به طرف بهشت زهرا می رفتند وقتی به منطقه فقیر نشین می رسیدند به محض اینکه خانه های گلی فقرا را دیدند مرتب از احمد آقا می پرسید اینجا کجاست؟ بعد خود امام فرمودند: که من با این مردم کار دارم و این مردم هم با من کار دارند. مگر نه اینکه اندیشه و سیره امام این بود که شهید رجایی نقل می کند: که وقتی به حضور امام شرفیاب می شدم، امام به من تاکید می کردند که هر چه توان دارید برای روستاها و روستاییان به کار بگیرید.بدون شک این ملاک ها است که می تواند برای مردم به ویژه نسل جوان روشن سازد و ثابت کند که چه کسانی در خط امام هستند و چه کسانی تنها برای دست یابی به مطامع و منافع خویش ادعای همراهی با امام و دفاع از اندیشه ها و افکار حضرت امام را دارند.
, مگر نه اینکه سیره عملی امام این بود که نقل شده در مسیری که امام به طرف بهشت زهرا می رفتند وقتی به منطقه فقیر نشین می رسیدند به محض اینکه خانه های گلی فقرا را دیدند مرتب از احمد آقا می پرسید اینجا کجاست؟ بعد خود امام فرمودند: که من با این مردم کار دارم و این مردم هم با من کار دارند. مگر نه اینکه اندیشه و سیره امام این بود که شهید رجایی نقل می کند: که وقتی به حضور امام شرفیاب می شدم، امام به من تاکید می کردند که هر چه توان دارید برای روستاها و روستاییان به کار بگیرید.بدون شک این ملاک ها است که می تواند برای مردم به ویژه نسل جوان روشن سازد و ثابت کند که چه کسانی در خط امام هستند و چه کسانی تنها برای دست یابی به مطامع و منافع خویش ادعای همراهی با امام و دفاع از اندیشه ها و افکار حضرت امام را دارند. , مگر نه اینکه سیره عملی امام این بود که نقل شده در مسیری که امام به طرف بهشت زهرا می رفتند وقتی به منطقه فقیر نشین می رسیدند به محض اینکه خانه های گلی فقرا را دیدند مرتب از احمد آقا می پرسید اینجا کجاست؟ بعد خود امام فرمودند: که من با این مردم کار دارم و این مردم هم با من کار دارند.,امروز برخی خود را مدافع امام و اندیشه های امام معرفی می کنند و در حالی که مردم تنها به خاطر حرمت امام و اندیشه امام آنها را تحمل می کنند. بنابر این بدون شک عدالت در افکار و اندیشه های امام رعایت مساوات در امکانات و بیت المال برای همه مردم است. در حقیقت برای دفاع از امام و اندیشه های امام است که مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در هشدار های حکیمانه خویش در مراسم ۲۶ سالروز رحلت حضرت امام خمینی(ره) در مورخه ۱۴ خرداد ۹۴ در خصوص خطر تحریف شخصیت امام فرمودند: که منظومه فکری امام دارای خصوصیات کامل یک مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی است و معظم له تنها راه نجات و تامین عدالت اجتماعی و هویت دینی و اسلامی انقلاب و این کشور را حفظ و دفاع و گسترش اندیشه های حقیقی و شخصیت واقعی امام دانست و خطر تحریف اندیشه ها و افکار امام را به عنوان بزرگترین خطر پیش روی انقلاب به آحاد مردم و دلسو زان انقلاب و وفاداران به امام با زیباترین تعبیر و ادبیات گوشزد نمودند و در همین راستا بود که به همه مسئولین و صاحب نظران و جوانان آحاد مردم خطاب کردن که: مواظب باشند آنهایی که در حیات امام به دنبال تحریف شخصیت امام بودند پس از رحلت امام می خواهند امام را به عنوان یک آدم لیبرال معرفی کنند.تا در عرصه های فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به مطامع ومنافع خویش برسند. لذا معظم له برای دفع این خطر باز خوانی اصول فکری و عملی امام را از ضرورت های مهم در شرایط امروزی شمردند.
, امروز برخی خود را مدافع امام و اندیشه های امام معرفی می کنند و در حالی که مردم تنها به خاطر حرمت امام و اندیشه امام آنها را تحمل می کنند. بنابر این بدون شک عدالت در افکار و اندیشه های امام رعایت مساوات در امکانات و بیت المال برای همه مردم است. در حقیقت برای دفاع از امام و اندیشه های امام است که مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در هشدار های حکیمانه خویش در مراسم ۲۶ سالروز رحلت حضرت امام خمینی(ره) در مورخه ۱۴ خرداد ۹۴ در خصوص خطر تحریف شخصیت امام فرمودند: که منظومه فکری امام دارای خصوصیات کامل یک مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی است و معظم له تنها راه نجات و تامین عدالت اجتماعی و هویت دینی و اسلامی انقلاب و این کشور را حفظ و دفاع و گسترش اندیشه های حقیقی و شخصیت واقعی امام دانست و خطر تحریف اندیشه ها و افکار امام را به عنوان بزرگترین خطر پیش روی انقلاب به آحاد مردم و دلسو زان انقلاب و وفاداران به امام با زیباترین تعبیر و ادبیات گوشزد نمودند و در همین راستا بود که به همه مسئولین و صاحب نظران و جوانان آحاد مردم خطاب کردن که: مواظب باشند آنهایی که در حیات امام به دنبال تحریف شخصیت امام بودند پس از رحلت امام می خواهند امام را به عنوان یک آدم لیبرال معرفی کنند.تا در عرصه های فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به مطامع ومنافع خویش برسند. لذا معظم له برای دفع این خطر باز خوانی اصول فکری و عملی امام را از ضرورت های مهم در شرایط امروزی شمردند.,مردم شریف و قدرشناس ایران اسلامی از آنجایی که هم خوب امام را می شناسند و هم به خوبی نسبت به گذشته و حال مدعیان دفاع از امام آگاه هستند لذا برای این مردم فهیم و بصیر مضحک است که برخی با افکار اسلام آمریکایی با تفکر سکولاری و با اندیشه تعبیرگرایی با نمادهای اسلام و قدرت و ثروت و اسلام عافیت طلبی و دنیا گرایی مدعی دفاع ار امام و اندیشه های امام باشندآن هم امامی که شاه بیت اندیشه هایش، اسلام ناب محمدی (ص) است.لذا مقام معظم رهبری در سایه مکتب امام صادق علیه السلام، امام خمینی را مدافع و حامی واقعی محرومان و مجری عدالت اجتماعی و اسلامی معرفی نموده است و به همین جهت است که معظم له معتقد است که در منظومه فکری امام خمینی(ره) خوی اشرافی گری و خوی تجمل گرایی مطرود و ممنوع است.
, مردم شریف و قدرشناس ایران اسلامی از آنجایی که هم خوب امام را می شناسند و هم به خوبی نسبت به گذشته و حال مدعیان دفاع از امام آگاه هستند لذا برای این مردم فهیم و بصیر مضحک است که برخی با افکار اسلام آمریکایی با تفکر سکولاری و با اندیشه تعبیرگرایی با نمادهای اسلام و قدرت و ثروت و اسلام عافیت طلبی و دنیا گرایی مدعی دفاع ار امام و اندیشه های امام باشندآن هم امامی که شاه بیت اندیشه هایش، اسلام ناب محمدی (ص) است.لذا مقام معظم رهبری در سایه مکتب امام صادق علیه السلام، امام خمینی را مدافع و حامی واقعی محرومان و مجری عدالت اجتماعی و اسلامی معرفی نموده است و به همین جهت است که معظم له معتقد است که در منظومه فکری امام خمینی(ره) خوی اشرافی گری و خوی تجمل گرایی مطرود و ممنوع است.,امام خمینی به معنای واقعی کلمه طرفدار عدالت اجتماعی و قانون پذیری و عدالت خواهی در عرصه های قضایی و اقتصادی اجتماعی را از جلوه های اساسی عدالت اجتماعی اسلام می دانست. لذا طرح باز خوانی افکار و اندیشه های و شخصیت امام توسط حضرت آقا هشداری جدی است. در خصوص خطری که انقلاب و شخصیت و افکار و اندیشه های واقعی امام را تهدید می نماید.
, امام خمینی به معنای واقعی کلمه طرفدار عدالت اجتماعی و قانون پذیری و عدالت خواهی در عرصه های قضایی و اقتصادی اجتماعی را از جلوه های اساسی عدالت اجتماعی اسلام می دانست. لذا طرح باز خوانی افکار و اندیشه های و شخصیت امام توسط حضرت آقا هشداری جدی است. در خصوص خطری که انقلاب و شخصیت و افکار و اندیشه های واقعی امام را تهدید می نماید. , لذا طرح باز خوانی افکار و اندیشه های و شخصیت امام توسط حضرت آقا هشداری جدی است. در خصوص خطری که انقلاب و شخصیت و افکار و اندیشه های واقعی امام را تهدید می نماید. , لذا طرح باز خوانی افکار و اندیشه های و شخصیت امام توسط حضرت آقا هشداری جدی است. در خصوص خطری که انقلاب و شخصیت و افکار و اندیشه های واقعی امام را تهدید می نماید.,باید بسیار مراقب بود که خطر مصادره افکار و اندیشه های امام از ناحیه ی خواص مدعی طرفدار امام و انقلاب که هیچ گاه به امام و انقلاب ، ایمان و اعتقاد نداشته اند، در حال خیزش و حرکت است و این خطر می تواند بزرگترین خطر انقلاب در دهه چهارم انقلاب نام گیرد.
, باید بسیار مراقب بود که خطر مصادره افکار و اندیشه های امام از ناحیه ی خواص مدعی طرفدار امام و انقلاب که هیچ گاه به امام و انقلاب ، ایمان و اعتقاد نداشته اند، در حال خیزش و حرکت است و این خطر می تواند بزرگترین خطر انقلاب در دهه چهارم انقلاب نام گیرد., باید بسیار مراقب بود که خطر مصادره افکار و اندیشه های امام از ناحیه ی خواص مدعی طرفدار امام و انقلاب که هیچ گاه به امام و انقلاب ، ایمان و اعتقاد نداشته اند، در حال خیزش و حرکت است و این خطر می تواند بزرگترین خطر انقلاب در دهه چهارم انقلاب نام گیرد.,انتهای پیام/ج
, انتهای پیام/ج, انتهای پیام/ج,]
ارسال دیدگاه