یادداشت /
اعلامیۀ حقوق بشر یا قانون حاکمیت بر بشر؟!
جوامع بشری برای تداوم زندگی و حیات،نیازمند اجماع عقلا و شعور عمومی برای وضع اعتبارات برای مردم با عنوان اعلامیه حقوق می باشند، لذا برای مواجهه و عیارسنجی با قوانین و معاهدات حقوقی باید کیفیت چگونگی وضع حقوق و نحوۀ نگرش و رویکردهای عقلای آن جامعه مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری صبح قزوین، با بررسی اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و تعمّق در مفاد آن ،به جرأت می توان مدعی گردید،اومانیسم بزرگترین چالش در اعلامیۀ حقوق بشر و چارچوب فکری حاکم در پردازش این معاهدۀ حقوقی می باشد،زیرا مفاد حقوق بشر بر مبنای محوریت انسان، بدون خدا ترسیم گردیده و تنها برگرفته از ذهن انسان از باب(من فکر می کنم پس هستم)اندیشۀ خارج از ایمان به خدا در متن این اعلامیه به عنوان تابعی از اندیشۀ انسانی مطرح گردیده است.لذا می توان گفت ذهن انسان با محوریت اومانیسم و تبدیل حقوق به قانون در راستای تسهیل سیطرۀ حاکمیت بر مردم، گام برداشته اند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , پایگاه خبری صبح قزوین,اعمال حاکمیت و قدرت؛ارمغان حقوق بشر
, اعمال حاکمیت و قدرت؛ارمغان حقوق بشر,باید اذعان نمود زمانی که به نام حقوق انسانها،قانون حکومت بر آحاد بشر تدوین می گردد و اینچنین حقوق انسانها تحریف می گردد. پروسه ای که باید حق و حقوق ملت ها را در جامعۀ بشری تبیین سازد لیکن با برچسب حقوق بشر و با ایجاد قانون بین المللی و یا دادگاه جهانی ،رویۀ قانونی و قضائی به صورت ابزرای مور سوء استفاده قرار می گیرد و بر اساس آن شورای امنیت فتوای جنگ و کشتار صادر می کند،که این آسیب مهم در اعلامیۀ حقوق بشر منجر به تقویت شکل گیری استبداد جهانی و انحصار طلبی گردید،زیرا انسان های بسیاری به کام مرگ و نابودی کشانده شدند و جنگ های جدید جهانی و نسل کشی به صورت قانونی انجام پذیرفت و قدرت های غربی در راستای ایجاد حاکمیت جهانی با همراهی رسانه های صهیونیستی و ارتباطات جهانی،همگان را به پذیرش نظام ظالمانه و به ظاهر حقوقی وادار کردند.
,در تشریح ادعای فوق می توان به مادۀ۲۸اعلامیۀ جهانی حقوق بشر استناد نمود که می گوید:«هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و بین المللی حقوق و آزادی هائی که در این اعلامیه ذکر گردیده است تأمین کند و آنها را به عمل بگذارد.
,با تأمّل در این مادۀ می توان گفت، گویا نویسندگان اعلامیه خواسته اند با نگارش این مادّه به کسانی که تحت نظام های سیاسی ظالمانه و غیر انسانی اند اجازه دهند که از حقوق خود دفاع کنند و حتی در صدد سرنگونی و براندازی دیگر نظام ها برآیند،لیکن نویسندگان اعلامیه نخواسته اند مقصود خود را صریحاً بازگویند به همین جهت غرض خود را به صورت رمز و کنایه در اعلامیه ثبت کردند.
,هم چنین در اصل اول از مادّۀ یکم این اعلامیه آمده است«هر انسانی ذاتاً آزاد است» و در اصل دیگر از مادۀ یکم اعلامیه تصریح شده است«همۀ انسان ها با هم برابرند»و یادر ماده۵اعلامیه حقوق بشر آمده است،«هیچ کس را نمی توان شکنجه یا مجازات کرد؛یا با او رفتاری کردکه ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد».
,به نظر می رسد باید پرسش های فراوانی را از نویسندگان اومانیستی این اعلامیه مطرح نمود و گفت،به چه دلیل هر انسانی ذاتاً با هم برابرند؟بر فرض که ادعا شود انسانها از طریق مساوات تکوینی با هم برابرند،لیکن آیا می توان مساوات تشریعی یعنی مساوات از لحظ حیثیت وحقوق را اثبات نمود؟هم چنین در نقد مادۀ پنجم اعلامیه باید گفت،چرا انسان کرامت دارد؟کرامت انسان از کجا ناشی می شود؟چرا کرامت انسان مطلق است؟به گونه ای که نباید در هیچ حالی کرامت انسان از میان برود؟به راسی کسی که به کرامت انسان دیگر اعتنا ندارد و همنوعان خود را شکنجه می کند و به قتل می رساند چرا باید کرامتش محفوظ بماند؟
,با تأمل در شعار مدعیان حقوق بشر می توان ادعا نمود اعلامیۀ حقوق بشر در واقع در راستای توجیح جنایات قدرت های بزرگ گام بر می دارد، و چنین رویکردهای خطرناک در اعلامیه به عنوان تسهیل کنندۀ حاکمیت استکبار جهانی برای اعمال قدرت و سیطره بر ملت های آزاده مورد اعمال قرار می گیرد، اعلامیه ای که مسیر جنایت های قدرت های استکباری برای ارتکاب جنایات جنگی و درامان ماندن از عقوبت و مؤاخذه را هموار می سازد و در نهایت استبداد جهانی را به ارمغان خواهد آورد،لذا ضروت هم اندیشی نخبگان جوامع مختلف بشری برای ترمیم این اعلامیۀ بعضا نفرت انگیز و ظالمانه باید به عنوان راهبرد مهم و کلیدی دولت های آزاده برای جلوگیری از تداوم جنایات ظالمانه و ضد بشری آمریکا و متحدانش مورد اهتمام قرار گیرد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه