یادداشتی از محسن صابر؛

آیا زمان پاسخ به سعودی‌ها فرا نرسیده است؟!

آیا زمان پاسخ به سعودی‌ها فرا نرسیده است؟!
به نظر می‌رسد که زمان پاسخ به سعودی‌ها فرا نرسیده است. چرا که در محور مقاومت باید از اختلاف موجود میان گروه‌های تروریستی حاضر در سوریه که لطمات سنگینی به توان نظامی آن‌‌ها زده‌است حداکثر بهره را برد و با استفاده هر چه بیشتر از زمان، با شدت بیشتری آن‌ها را سرکوب کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از صبح توس، عربستان سعودی یکی از کشورهای عقب مانده و وابسته به غرب است. از آب خوردن مردم تا خودروها و تجهیزات و ادوات نظامی را از متحدین خود وارد می کند. وضعیت حقوق بشر و سیستم حاکمیتی تمامیت خواه(پادشاهی)، در این کشور باعث اعتراضات مدنی فراوانی در پی داشته؛ که البته توسط حاکمان وهابی این کشور سرکوب می­شود. در واقع حکومت آل سعود بر پایه های لرزانی بنا نهاده که ترس از فروپاشی آن باعث شده تا روند دمکراسی در این کشور بی­آب و علف با محدودیتهای جدی مواجه شود.
متأسفانه بعد از انقلاب اسلامی، عربستان یکی از کشورهای اصلی شکل‌دهنده دشمنی فزاینده علیه ایران شده است. منشأ این دشمنی یکی سرشت و ماهیت انقلاب اسلامی بود و دیگری پیش‌رو بودن ایران در مقابله با رژیم صهیونیستی و حمایت از ملت مظلوم فلسطین با تشکیل محورمقاومت است.
آگاهی‌بخش، برانگیزاننده، ضدظلم و ضداستبداد و الهام‌بخش بودن انقلاب اسلامی که همه اینها موجودیت حکومت پادشاهی عربستان را تهدید می‌کرد و نیز پیش‌رو بودن ایران در مقابله با رژیم‌صهیونیستی و حمایت از فلسطین، با رو کردن مشی خیانت‌آمیز عربستان در حق ملت فلسطین، موقعیت این کشور را در جهان اسلام متزلزل ‌کرد و به خطر ‌انداخت. همین دو نکته اساسی برای کینه‌جویی علیه انقلاب اسلامی و دست‌ یازیدن به اقدامات خصمانه و براندازانه که فهرست طولانی را در برمی‌گیرد، کافی بود که عربستان برای رویارویی با ایران بر روی امتیازات خود حساب باز کند.
از جهتی ثروت تاراج برده مردم عربستان از طریق فروش نفت سرشار این کشور، داشتن رابطه حسنه و وابسته‌گرایانه با غرب به‌ویژه آمریکا، رابطه پنهان با رژیم صهیونیستی و موقعیت مناسب زیارتی در جهان اسلام که باعث نفوذ در بین کشورهای عربی منطقه خلیج‌فارس را در پی داشته؛ باعث شده تا حاکمان سعودی جوگیر شده و خود را در مقابل محور قدرتمند مقاومت تعریف نمایند.
با وجود اینکه این امتیازها در مواقع مختلف در حکم نقطه قوت برای عربستان، مشکلات و خساراتی را درباره دو منشأ اصلی دشمنی با ایران متوجه این کشور (ایران) کرد، نتوانست عربستان را به هدفش که زمین‌گیر کردن و یا براندازی ایران است، برساند. تا اینکه به گمان مقامات عربستان با شکل‌گیری توفان بیداری اسلامی در منطقه فرصت‌طلایی تبدیل تهدیدی که متوجه آن‌ها شده بود به تهدید برای انقلاب اسلامی ایران، فراهم شد.
حاکمان سعودی با این تصور که راه‌انداختن «بیداری اسلامی جعلی» علیه سوریه که همسو با امتیازهای پنجگانه فوق و تأمین‌کننده منافع کشورهایی است که با عربستان روابط ویژه دارند و در نتیجه برخورداری از حمایت آن‌ها می‌تواند با زدن ضربه‌ سنگین به سوریه که در خط مقدم محور مقاومت است، ابتدا موقعیت منطقه‌ای ایران و پس از آن موقعیت وجودی انقلاب را به خطر اندازد؛ کار تجهیز و گسیل ده‌ها هزار تروریست تکفیری را برای براندازی حکومت بشار اسد، آغاز کرد.
امروز پس از چهار سال که از جنگ تحمیلی داخلی در سوریه می‌گذرد، بسیاری از مسائل اولیه که عربستان را خشنود کرده بود، دستخوش تحول جدی شده است. نتیجه این تحولات موجب تضعیف موقعیت عربستان در اجرای طرح شیطانی‌اش یعنی سرنگون کردن حکومت بشار اسد شده است. تلاش‌های جدید و شتاب‌زده مقامات سعودی بیانگر نگرانی شدید آن‌ها از وضعیت رو به تحول کنونی است. آن‌ها متوجه شده‌اند که در پروژه حذف بشار اسد شکست سنگینی خورده اند و حتی درگیری آنان در مسئله عراق، یمن و ناکامی در این حوزه‌های استراتژیکی، سرنوشت خطرناکی در انتظار آن‌ها خواهد بود. لذا مقامات عربستان با ترس از این انزوای سیاسی در منطقه روی به سوی سیاستهای جدیدی آورده‌اند.
معامله با روس‌ها و سفرهای شاهزاده های سعودی از جمله بندربن‌سلطان به روسیه و دیدار با پوتین برای تطمیع و دست کشیدن روسیه از حمایت بشار اسد، که با پاسخ منفی پوتین مواجه شدند باعث شده تا عصبانی شوند. پوتین هم که متوجه شده عربستان حاضر است برای حذف بشار اسد و مقابله با ایران، به هر کاری از جمله به آتش کشیدن منطقه دست زند؛ سال گذشته درخواست کرد تا شورای امنیت عربستان را در فهرست کشورهای حامی تروریست قرار دهد.
همچنین مقامات سعودی سیاست توسعه درگیریها در منطقه و انتقال تعدادی از نیروهای داعش به عراق؛ با هدف، این که شاید با توسعه درگیری‌های تروریستی در منطقه بتوانند با تحریک برخی از کشورها، در صحنه میدانی سوریه تحولاتی به سودخود ایجاد کنند و دیگر این که اگر در سوریه شکست خوردند، بتوانند با حضور بخشی از نیروهای‌شان در عراق، موقعیت فعال تروریستی و تهدیدکنندگی‌شان را در منطقه حفظ کنند؛ اما در این میان آنچه که تأمین‌کننده منافع ایران تلقی می‌شود و باید آن را از رهگذر فرصت ایجاد شده به دست آورد، زدن ضربه سنگین به عربستان در معرکه‌ای است که خودش آتش آن را افروخته است.
اما به نظر می‌رسد که زمان پاسخ به سعودی‌ها فرا نرسیده است. چرا که محور مقاومت باید از اختلاف موجود میان گروه‌های تروریستی حاضر در سوریه که لطمات سنگینی به توان نظامی آن‌‌ها زده‌است حداکثر بهره را برد و با استفاده هر چه بیشتر از زمان، با شدت بیشتری آن‌ها را سرکوب کرد.
همچنین در عراق این فرصت برای این محور ایجاد شده که به شناسایی بیشتر و میدانی‌تر گروه‌های القاعده بپردازد و از طریق جیش الشعبی و بسیج نیروهای مردمی آنها را قلع و قمع کند. از جهاتی حمایت شورای امنیت سازمان ملل در سالهای گذشته از برخود عراق با گروه‌های تروریستی، فرصت ارزشمندی بود که باید از این فرصت بیشترین بهره را برد. چرا که اگر تروریست‌ها در سوریه و عراق کاملاً سرکوب شوند و تشکیلاتشان متلاشی گردد؛ عربستان شکست سنگینی خورده است. لذا زمین گیر نمودن این کشور در سوریه، عراق و یمن دومینوی آسیب‌های عربستان می‌باشد که احتمالاً تا حد فروپاشی حاکمان آل سعود ادامه خواهد داشت.
مهمتر اینکه در حوزه منافع عربستان با کشورهایی که برای نابودی سوریه با وی همراه و همسو بودند؛ تغییر اساسی پیدا کرده‌اند تا آنجا که به سمت تعارض و مخالفت با سیاستهای سعودی مایل شده است و این می‌تواند روند زمین گیر شدن حاکمان آل سعود را تسریع بخشد.
انتهای پیام/ج

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, صبح توس,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه