یادداشت
بررسی استراتژی امریکا در مذاکرات هسته ای
به طور قطع یقین، مهمترین سناریوی آمریکا استحاله یعنی فروپاشی از درون جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرار دادهاند و همانگونه که آمریکاییها بارها اعلام کردهاند، چیزی جز تغییر رفتار ایران نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از صبح توس، مهمترین راهبرد آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سرنگونی نظام انقلاب اسلامی است که مهمترین خواسته دشمنان این نظام است؛ اما چون اینان در طول سیوهفت سال گذشته، با امتحان ترفندهای مختلف نتوانستهاند به این خواسته خود جامه عمل بپوشانند؛ در منطقه غرب آسیا گرفتار مشکلات زیادی شدهاند و لذا برای رهایی از این مشکلات به همکاری و مشارکت قدرت منطقهای باصلابتی، چون جمهوری اسلامی ایران نیاز دارند. به همین جهت است که عالیترین مقامات سیاسی دنیا نزدیک به ده روز در وین گرد یکدیگر آمدند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,
به طور قطع یقین، مهمترین سناریوی آمریکا استحاله یعنی فروپاشی از درون جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرار دادهاند و همانگونه که آمریکاییها بارها اعلام کردهاند، چیزی جز تغییر رفتار ایران نیست و بهطور دقیق عبارت است از اینکه طی فرایندی ارزشها و آرمانهای جمهوری اسلامی ایران بهگونهای از حوزه تدوین راهبردها کنار گذاشته شود و جمهوری اسلامی ایران از داعیههای آرمانی خود در عرصه منطقهای و جهانی کوتاه بیاید، داعیههایی که موازنه قدرت را در منطقه به ضرر آمریکا تغییر بدهد.
به نظر می رسد آمریکا اکنون نیاز دارد که همچون زمان پهلوی دوم، متحدی در منطقه داشته باشد. از نظر آنان بهترین کسی که میتواند اینگونه باشد، ایران است و از آنجا که ایران در وضعیت کنونی حاضر به پذیرش و اجرای نقشهای منطقهای ازسوی آمریکا نیست، ایران باید از درون استحاله شود و تغییر ماهیت و رفتار دهد تا گزینه مطلوب آمریکا و تأمینکننده منافع آمریکا و غرب در منطقه باشد.
حال باید گفت، اگرچه به تعبیر مقام معظم رهبری در ایران همه، مانند ما خواهان حل مسئله هستهای از طریق مذاکره هستند؛ اما چندان نمیتوان درخصوص بخش دوم مسئله، یعنی رفع تحریمها و بهبود وضعیت اقتصادی کشور یا بهعبارت دیگر، گرهزدن حل معضلات درونی به رفع تحریمهای دشمن، با دیدگاه غالب همراه بود و آن را تأیید کرد. لذا باید بهجای اندیشیدن به اینکه رفع تحریمها و برقراری ارتباطات با دنیای خارج چه تأثیری بر وضعیت داخلی ما میگذارد، در قدم اول باید به تقویت ساخت درونی خود بیندیشیم.
بعد از گذشت بیش از سه دهه از عمر بابرکت انقلاب اسلامی، همه آحاد مردم می دانند که سرنگونی نظام انقلابی اسلامی خواسته دشمنان این نظام است؛ اما چون اینان در طول سیوهفت سال گذشته، با امتحان ترفندهای مختلف نتوانستهاند به این خواسته خود جامه عمل بپوشانند، سناریوی نزدیک شدن به ایران و مذاکره برای استحاله و فروپاشی از درون را در دستور کار خود قرار دادهاند.
در اینزمینه میتوان از راهبردهای جهانی آمریکا برای تحلیل وضعیت روابط ایران و آمریکا بهره برد. یکی از مهمترین راهبردهای آمریکا در جهان، پیشبرد فرایند به اصطلاح دموکراسی در جهان است که ازسوی نظریهپردازانی، چون ساموئل هانتینگتون و شاگردان وی، چون لاری دیاموند، فرید زکریا و… تئوریپردازی شده و درباره آن بحث کردهاند.
لذا بر اساس این فرایند که توسط اندیشمندان آمریکایی ترسیم شده است؛ خواهان گستردگی و افزایش ارتباطات ایران با غرب و یا به عبارتی، ادغام ایران در فرایندهای جهانی هستند. یعنی آنها به دنبال این هستند که میخواهند با گسترش ارتباطات خود با ایران، تغییرات ارزشی ـ هنجاری را در ایران شکل دهند و بهراحتی به آن چیزی برسند که نتوانستند از طریق تحریم، فشار، تهدید و… به آن دست یابند.
لذا وقتی این سناریوی احتمالی را در کنار تمایل آمریکاییها به ایفای نقشهای وسیع منطقهای ازسوی جمهوری اسلامی ایران، بهعنوان متغیری میانجی در نظر بگیریم، احتمالات در این زمینه بیشتر میشود. برای نمونه، هنری کیسینجر معتقدند است که برای برخی ارزشمندترین جنبه یک توافق هستهای با ایران آن است که ایرانی که بیش از سهدهه به خصومت نظامی با غرب و نهادهای بینالمللی دامن زده است، اکنون این فرصت را خواهد یافت تا در تأمین ثبات منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا مشارکت کند. این موضوع بهنفع منافع راهبردی ایران و آمریکا و همچنین کل خاورمیانه خواهد بود! وی معتقد است که ایران یک دولت ملی قابلتوجه و تأثیرگذار با فرهنگ، تاریخ و هویت ملیای قوی و جمعیتی نسبتاً جوان و تحصیلکرده است و میتواند بر اثر توافق نهایی بهمثابه یک شریک قلمداد شود.
در واقع تلاش آمریکا برای به توافقرسیدن با ایران بهدلیل تمایل آمریکا برای همراهشدن با این کشور نیست، آمریکاییها اصلاً به وجود کشوری قدرتمند به نام ایران در منطقه تمایل ندارند؛ اما بهخوبی به این واقعیت واقف هستند که بدون مشارکت ایران، هیچ مشکلی در خاورمیانه حلوفصل نمیشود. آمریکا بهدنبال ثبات نسبی اوضاع منطقه است که اکنون دقیقاً برخلاف این جهتگیری پیش میرود. از طرفی هم گروههای تندرویی، نظیر داعش در عراق و سوریه که از کنترل خارج شدهاند، مواضع آمریکا را در خاورمیانه با خطر بسیار جدی مواجه کرده است.
مسئله اینجاست که برای تحقق طرحهای جهانی آمریکا، انزوا غیرقابل قبول است و کنترل بر منطقه خاورمیانه هم بدون کنارآمدن با ایران که بخش قابل ملاحظهای از آن تحت نفوذ ایران ضدآمریکایی قرار دارد، غیرممکن است. بنابراین، مشخص است که آمریکا در منطقه غرب آسیا گرفتار مشکلات زیادی است و برای رهایی از این مشکلات به همکاری و مذاکره و توافق نیاز دارد.
در نتیجه باتید باید از هماکنون با برنامهریزی برای مدیریت آینده کشور، موشکافانه مسائل را پیگیری کرد. به نظر میرسد، کلید مصون ماندن از این تبعات نیز استحکامبخشی ساخت درونی قدرت در سه حوزه اصلی اقتصاد، سیاست و فرهنگ است؛ زیرا ایده استحکامبخشی ساخت درونی که مبتنیبر درونزایی و بروننگری است. بعلاوه، احتمال شکست مذاکرات و نرسیدن به توافق را به دلیل زیاده خواهیها و برخورد غیرمنطقی و فریبکارانه طرف مقابل هم نباید از نظر دورمانده و امید عبث به حل مشکل با نگاه به دست دشمن موجب غفلت از مسیر داخلی حل مسائل شود.
انتهای پیام/ج
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه