گفتمان جهاد فرهنگی(3)
اصالت با فرد یا اصالت با جمع؟
قطبنمای حرکت ما و هدف از تشکیل موسسه، کانون، مسجد و امثال آن، تشکیل یک مجموعهی به ظاهر الگو و فعّال، قوی و با برنامههای به ظاهر منظم و فعّال نیست. اگر همهی اینها هم باشد در جهت «رشد» و «تربیت» است و اگر «رشد» افراد در آن نباشد، تمام این فعّالیّتها پوچ و بیفایده است.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "منبری ها" از رفتار مسئولین تشکیلات زیر، مبنای آنها را خواهیم شناخت:
,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "منبری ها",
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "منبری ها",
شبکه اطلاع رسانی راه دانا ,
به نقل از "منبری ها",
"منبری ها",
از رفتار مسئولین تشکیلات زیر، مبنای آنها را خواهیم شناخت:,
از رفتار مسئولین تشکیلات زیر، مبنای آنها را خواهیم شناخت:,
از رفتار مسئولین تشکیلات زیر، مبنای آنها را خواهیم شناخت:,
:,
-
وارد اتاق انجمن اسلامی مدرسهای میشویم: برگه و کلاسور و چارتبندی؛ برای هر کاری یک مسئول دارند، امّا وقتی با بعضی مسئولانشان همصحبت میشویم میبینیم ابتدائیات احکام دینی را نمیدانند.
-
یک هیئت: در جلسهی مسئولانشان گفته میشود باید مشهد، باید مراسم و باید اعتکاف داشته باشیم؛ در صورتی که مخاطب کمی دارند و میتوانند مثلاً مراسم عزاداری شهادت امام صادق (ع) را با هیئت دو کوچه بالاتر مشترکاً برگزار کنند – در صورتی که آن هیئت دیگر هم مثل همین هیئت مراسم میگیرند و هیچ مشکلی از نظر فرهنگی و اخلاقی ندارد – امّا گفته میشود که «ما هیئتیم و باید تمام مراسمات دینی را در طول سال مستقلاً برگزار کنیم.»
-
یک مسجد سادهای در یک محلّه وجود دارد؛ وقتی از بیرون وارد این مسجد میشویم، میبینیم نه اعلامیهای، نه پوستری و خلاصه هیچ اثری از یک کار فرهنگی و تبلیغی وجود ندارد، امّا از نوجوان تا پیرمردش با اخلاق و مسلّط بر احکام دین هستند. کمی که تحقیق میکنیم میبینیم امام جماعت فعّالی دارند.
-
بعضی در کار فرهنگی میگویند: این و آن کار باید و حتماً انجام بشود؛ میگوییم: چرا؟ تهِ جوابشان این است: به مسئولان بالای سرمان گزارشکار بدهیم، اسم مجموعه بزرگ شود و به دهان همه بیفتد و … .
,
وارد اتاق انجمن اسلامی مدرسهای میشویم: برگه و کلاسور و چارتبندی؛ برای هر کاری یک مسئول دارند، امّا وقتی با بعضی مسئولانشان همصحبت میشویم میبینیم ابتدائیات احکام دینی را نمیدانند.,
وارد اتاق انجمن اسلامی مدرسهای میشویم: برگه و کلاسور و چارتبندی؛ برای هر کاری یک مسئول دارند، امّا وقتی با بعضی مسئولانشان همصحبت میشویم میبینیم ابتدائیات احکام دینی را نمیدانند.,
وارد اتاق انجمن اسلامی مدرسهای میشویم: برگه و کلاسور و چارتبندی؛ برای هر کاری یک مسئول دارند، امّا وقتی با بعضی مسئولانشان همصحبت میشویم میبینیم ابتدائیات احکام دینی را نمیدانند.,
وارد اتاق انجمن اسلامی مدرسهای میشویم: برگه و کلاسور و چارتبندی؛ برای هر کاری یک مسئول دارند، امّا وقتی با بعضی مسئولانشان همصحبت میشویم میبینیم ابتدائیات احکام دینی را نمیدانند.,
.,
یک هیئت: در جلسهی مسئولانشان گفته میشود باید مشهد، باید مراسم و باید اعتکاف داشته باشیم؛ در صورتی که مخاطب کمی دارند و میتوانند مثلاً مراسم عزاداری شهادت امام صادق (ع) را با هیئت دو کوچه بالاتر مشترکاً برگزار کنند – در صورتی که آن هیئت دیگر هم مثل همین هیئت مراسم میگیرند و هیچ مشکلی از نظر فرهنگی و اخلاقی ندارد – امّا گفته میشود که «ما هیئتیم و باید تمام مراسمات دینی را در طول سال مستقلاً برگزار کنیم.»,
یک هیئت: در جلسهی مسئولانشان گفته میشود باید مشهد، باید مراسم و باید اعتکاف داشته باشیم؛ در صورتی که مخاطب کمی دارند و میتوانند مثلاً مراسم عزاداری شهادت امام صادق (ع) را با هیئت دو کوچه بالاتر مشترکاً برگزار کنند – در صورتی که آن هیئت دیگر هم مثل همین هیئت مراسم میگیرند و هیچ مشکلی از نظر فرهنگی و اخلاقی ندارد – امّا گفته میشود که «ما هیئتیم و باید تمام مراسمات دینی را در طول سال مستقلاً برگزار کنیم.»,
یک هیئت: در جلسهی مسئولانشان گفته میشود باید مشهد، باید مراسم و باید اعتکاف داشته باشیم؛ در صورتی که مخاطب کمی دارند و میتوانند مثلاً مراسم عزاداری شهادت امام صادق (ع) را با هیئت دو کوچه بالاتر مشترکاً برگزار کنند – در صورتی که آن هیئت دیگر هم مثل همین هیئت مراسم میگیرند و هیچ مشکلی از نظر فرهنگی و اخلاقی ندارد – امّا گفته میشود که «ما هیئتیم و باید تمام مراسمات دینی را در طول سال مستقلاً برگزار کنیم.»,
یک هیئت: در جلسهی مسئولانشان گفته میشود باید مشهد، باید مراسم و باید اعتکاف داشته باشیم؛ در صورتی که مخاطب کمی دارند و میتوانند مثلاً مراسم عزاداری شهادت امام صادق (ع) را با هیئت دو کوچه بالاتر مشترکاً برگزار کنند – در صورتی که آن هیئت دیگر هم مثل همین هیئت مراسم میگیرند و هیچ مشکلی از نظر فرهنگی و اخلاقی ندارد – امّا گفته میشود که «ما هیئتیم و باید تمام مراسمات دینی را در طول سال مستقلاً برگزار کنیم.»,
یک مسجد سادهای در یک محلّه وجود دارد؛ وقتی از بیرون وارد این مسجد میشویم، میبینیم نه اعلامیهای، نه پوستری و خلاصه هیچ اثری از یک کار فرهنگی و تبلیغی وجود ندارد، امّا از نوجوان تا پیرمردش با اخلاق و مسلّط بر احکام دین هستند. کمی که تحقیق میکنیم میبینیم امام جماعت فعّالی دارند.,
یک مسجد سادهای در یک محلّه وجود دارد؛ وقتی از بیرون وارد این مسجد میشویم، میبینیم نه اعلامیهای، نه پوستری و خلاصه هیچ اثری از یک کار فرهنگی و تبلیغی وجود ندارد، امّا از نوجوان تا پیرمردش با اخلاق و مسلّط بر احکام دین هستند. کمی که تحقیق میکنیم میبینیم امام جماعت فعّالی دارند.,
یک مسجد سادهای در یک محلّه وجود دارد؛ وقتی از بیرون وارد این مسجد میشویم، میبینیم نه اعلامیهای، نه پوستری و خلاصه هیچ اثری از یک کار فرهنگی و تبلیغی وجود ندارد، امّا از نوجوان تا پیرمردش با اخلاق و مسلّط بر احکام دین هستند. کمی که تحقیق میکنیم میبینیم امام جماعت فعّالی دارند.,
یک مسجد سادهای در یک محلّه وجود دارد؛ وقتی از بیرون وارد این مسجد میشویم، میبینیم نه اعلامیهای، نه پوستری و خلاصه هیچ اثری از یک کار فرهنگی و تبلیغی وجود ندارد، امّا از نوجوان تا پیرمردش با اخلاق و مسلّط بر احکام دین هستند. کمی که تحقیق میکنیم میبینیم امام جماعت فعّالی دارند.,
.,
بعضی در کار فرهنگی میگویند: این و آن کار باید و حتماً انجام بشود؛ میگوییم: چرا؟ تهِ جوابشان این است: به مسئولان بالای سرمان گزارشکار بدهیم، اسم مجموعه بزرگ شود و به دهان همه بیفتد و … .,
بعضی در کار فرهنگی میگویند: این و آن کار باید و حتماً انجام بشود؛ میگوییم: چرا؟ تهِ جوابشان این است: به مسئولان بالای سرمان گزارشکار بدهیم، اسم مجموعه بزرگ شود و به دهان همه بیفتد و … .,
بعضی در کار فرهنگی میگویند: این و آن کار باید و حتماً انجام بشود؛ میگوییم: چرا؟ تهِ جوابشان این است: به مسئولان بالای سرمان گزارشکار بدهیم، اسم مجموعه بزرگ شود و به دهان همه بیفتد و … .,
بعضی در کار فرهنگی میگویند: این و آن کار باید و حتماً انجام بشود؛ میگوییم: چرا؟ تهِ جوابشان این است: به مسئولان بالای سرمان گزارشکار بدهیم، اسم مجموعه بزرگ شود و به دهان همه بیفتد و … .,
اینها آنقدر کار میکنند که دیگر وقت برای محاسبه نفس و خودسازی و مسائل معنوی و دینی خودشان نمیگذارند. زمانی هم که به آنها میگوییم چرا اینهمه کارهای سنگین انجام میدهید توجیه میکنند: جنگ نرم است، تهاجم فرهنگی است، امام خامنهای (حفظهالله) فرمودند باید کار فرهنگی کنید، باید جهاد کنیم و باید وقت بگذاریم و... .
,
اینها آنقدر کار میکنند که دیگر وقت برای محاسبه نفس و خودسازی و مسائل معنوی و دینی خودشان نمیگذارند. زمانی هم که به آنها میگوییم چرا اینهمه کارهای سنگین انجام میدهید توجیه میکنند: جنگ نرم است، تهاجم فرهنگی است، امام خامنهای (حفظهالله) فرمودند باید کار فرهنگی کنید، باید جهاد کنیم و باید وقت بگذاریم و... .,
اینها آنقدر کار میکنند که دیگر وقت برای محاسبه نفس و خودسازی و مسائل معنوی و دینی خودشان نمیگذارند. زمانی هم که به آنها میگوییم چرا اینهمه کارهای سنگین انجام میدهید توجیه میکنند: جنگ نرم است، تهاجم فرهنگی است، امام خامنهای (حفظهالله) فرمودند باید کار فرهنگی کنید، باید جهاد کنیم و باید وقت بگذاریم و... .,
اینها آنقدر کار میکنند که دیگر وقت برای محاسبه نفس و خودسازی و مسائل معنوی و دینی خودشان نمیگذارند. زمانی هم که به آنها میگوییم چرا اینهمه کارهای سنگین انجام میدهید توجیه میکنند: جنگ نرم است، تهاجم فرهنگی است، امام خامنهای (حفظهالله) فرمودند باید کار فرهنگی کنید، باید جهاد کنیم و باید وقت بگذاریم و... .,
گویا این گروهها در این راه فدایی دینی، علمی، اخلاقی و … میدهند و بعضی از مسئولین فرهنگی خودشان با همین زیادیِ کار، سقوط میکنند.
,
گویا این گروهها در این راه فدایی دینی، علمی، اخلاقی و … میدهند و بعضی از مسئولین فرهنگی خودشان با همین زیادیِ کار، سقوط میکنند.,
گویا این گروهها در این راه فدایی دینی، علمی، اخلاقی و … میدهند و بعضی از مسئولین فرهنگی خودشان با همین زیادیِ کار، سقوط میکنند.,
گویا این گروهها در این راه فدایی دینی، علمی، اخلاقی و … میدهند و بعضی از مسئولین فرهنگی خودشان با همین زیادیِ کار، سقوط میکنند.,
.,
-
امر دائر است بین این که جمع به ظاهر زیبا و خوب داشته باشیم و اعمالمان را بر این اساس تنظیم کنیم و جهت بدهیم و وقت زیادی صرف کنیم یا اینکه جمع زیبای ظاهری و به ظاهر منسجم هم تشکیل نشد، نشد؛ مهم این است که «افراد خوبی» را تربیت کنیم.
-
حتّی ممکن است اعضای بعضی مجموعههای فرهنگی در نماز حضور قلب نداشته باشند، ماه مبارک رمضان قرآن نخوانند، بعضی اصلاً تجوید بلد نیستند، بعد از یکمدت از جمع بچههای حزباللهی خارج شده و به جبههی مقابل – جبهه باطل – امّا با ظاهری مذهبی میروند؛ یعنی ظاهرشان دینی و با ریش و تسبیح است ولی فکر، روحیه و اخلاقشان کاملاً مخالف دین است.
,
امر دائر است بین این که جمع به ظاهر زیبا و خوب داشته باشیم و اعمالمان را بر این اساس تنظیم کنیم و جهت بدهیم و وقت زیادی صرف کنیم یا اینکه جمع زیبای ظاهری و به ظاهر منسجم هم تشکیل نشد، نشد؛ مهم این است که «افراد خوبی» را تربیت کنیم.,
امر دائر است بین این که جمع به ظاهر زیبا و خوب داشته باشیم و اعمالمان را بر این اساس تنظیم کنیم و جهت بدهیم و وقت زیادی صرف کنیم یا اینکه جمع زیبای ظاهری و به ظاهر منسجم هم تشکیل نشد، نشد؛ مهم این است که «افراد خوبی» را تربیت کنیم.,
امر دائر است بین این که جمع به ظاهر زیبا و خوب داشته باشیم و اعمالمان را بر این اساس تنظیم کنیم و جهت بدهیم و وقت زیادی صرف کنیم یا اینکه جمع زیبای ظاهری و به ظاهر منسجم هم تشکیل نشد، نشد؛ مهم این است که «افراد خوبی» را تربیت کنیم.,
امر دائر است بین این که جمع به ظاهر زیبا و خوب داشته باشیم و اعمالمان را بر این اساس تنظیم کنیم و جهت بدهیم و وقت زیادی صرف کنیم یا اینکه جمع زیبای ظاهری و به ظاهر منسجم هم تشکیل نشد، نشد؛ مهم این است که «افراد خوبی» را تربیت کنیم.,
.,
حتّی ممکن است اعضای بعضی مجموعههای فرهنگی در نماز حضور قلب نداشته باشند، ماه مبارک رمضان قرآن نخوانند، بعضی اصلاً تجوید بلد نیستند، بعد از یکمدت از جمع بچههای حزباللهی خارج شده و به جبههی مقابل – جبهه باطل – امّا با ظاهری مذهبی میروند؛ یعنی ظاهرشان دینی و با ریش و تسبیح است ولی فکر، روحیه و اخلاقشان کاملاً مخالف دین است.,
حتّی ممکن است اعضای بعضی مجموعههای فرهنگی در نماز حضور قلب نداشته باشند، ماه مبارک رمضان قرآن نخوانند، بعضی اصلاً تجوید بلد نیستند، بعد از یکمدت از جمع بچههای حزباللهی خارج شده و به جبههی مقابل – جبهه باطل – امّا با ظاهری مذهبی میروند؛ یعنی ظاهرشان دینی و با ریش و تسبیح است ولی فکر، روحیه و اخلاقشان کاملاً مخالف دین است.,
حتّی ممکن است اعضای بعضی مجموعههای فرهنگی در نماز حضور قلب نداشته باشند، ماه مبارک رمضان قرآن نخوانند، بعضی اصلاً تجوید بلد نیستند، بعد از یکمدت از جمع بچههای حزباللهی خارج شده و به جبههی مقابل – جبهه باطل – امّا با ظاهری مذهبی میروند؛ یعنی ظاهرشان دینی و با ریش و تسبیح است ولی فکر، روحیه و اخلاقشان کاملاً مخالف دین است.,
حتّی ممکن است اعضای بعضی مجموعههای فرهنگی در نماز حضور قلب نداشته باشند، ماه مبارک رمضان قرآن نخوانند، بعضی اصلاً تجوید بلد نیستند، بعد از یکمدت از جمع بچههای حزباللهی خارج شده و به جبههی مقابل – جبهه باطل – امّا با ظاهری مذهبی میروند؛ یعنی ظاهرشان دینی و با ریش و تسبیح است ولی فکر، روحیه و اخلاقشان کاملاً مخالف دین است.,
.,
,
-
اینجا یک بحث پیش میآید که اصل با جمع است یا فرد؟ در هنگام تعارض و تزاحم کدام فدای کدام؟ اصطلاحاً میگوییم «اصالت» با فرد است یا با جمع؟ البته این تعبیر «اصالت فرد» و «اصالت جمع» در اینجا، با بحثهای «اصالت اجتماع» در جامعه شناسی فرق میکند ؛ در آنجا این دو لفظ، معانی دیگری دارند.
-
بحث «اصالت» زمانی مطرح میشود که تعارضی وجود داشته باشد؛ مثلاً خدا به حضرت ابراهیم (ع) امر میکند که فرزندت را ذبح کن، در اینجا تعارض بین «محبّت فرزند» و «امر خداوند» به وجود میآید، به هر کدام «اهمیّت» و «اصالت» دهد، به همان عمل خواهد کرد.
,
اینجا یک بحث پیش میآید که اصل با جمع است یا فرد؟ در هنگام تعارض و تزاحم کدام فدای کدام؟ اصطلاحاً میگوییم «اصالت» با فرد است یا با جمع؟ البته این تعبیر «اصالت فرد» و «اصالت جمع» در اینجا، با بحثهای «اصالت اجتماع» در جامعه شناسی فرق میکند ؛ در آنجا این دو لفظ، معانی دیگری دارند.,
اینجا یک بحث پیش میآید که اصل با جمع است یا فرد؟ در هنگام تعارض و تزاحم کدام فدای کدام؟ اصطلاحاً میگوییم «اصالت» با فرد است یا با جمع؟ البته این تعبیر «اصالت فرد» و «اصالت جمع» در اینجا، با بحثهای «اصالت اجتماع» در جامعه شناسی فرق میکند ؛ در آنجا این دو لفظ، معانی دیگری دارند.,
اینجا یک بحث پیش میآید که اصل با جمع است یا فرد؟ در هنگام تعارض و تزاحم کدام فدای کدام؟ اصطلاحاً میگوییم «اصالت» با فرد است یا با جمع؟ البته این تعبیر «اصالت فرد» و «اصالت جمع» در اینجا، با بحثهای «اصالت اجتماع» در جامعه شناسی فرق میکند ؛ در آنجا این دو لفظ، معانی دیگری دارند.,
اینجا یک بحث پیش میآید که اصل با جمع است یا فرد؟ در هنگام تعارض و تزاحم کدام فدای کدام؟ اصطلاحاً میگوییم «اصالت» با فرد است یا با جمع؟ البته این تعبیر «اصالت فرد» و «اصالت جمع» در اینجا، با بحثهای «اصالت اجتماع» در جامعه شناسی فرق میکند ؛ در آنجا این دو لفظ، معانی دیگری دارند.,
.,
بحث «اصالت» زمانی مطرح میشود که تعارضی وجود داشته باشد؛ مثلاً خدا به حضرت ابراهیم (ع) امر میکند که فرزندت را ذبح کن، در اینجا تعارض بین «محبّت فرزند» و «امر خداوند» به وجود میآید، به هر کدام «اهمیّت» و «اصالت» دهد، به همان عمل خواهد کرد.,
بحث «اصالت» زمانی مطرح میشود که تعارضی وجود داشته باشد؛ مثلاً خدا به حضرت ابراهیم (ع) امر میکند که فرزندت را ذبح کن، در اینجا تعارض بین «محبّت فرزند» و «امر خداوند» به وجود میآید، به هر کدام «اهمیّت» و «اصالت» دهد، به همان عمل خواهد کرد.,
بحث «اصالت» زمانی مطرح میشود که تعارضی وجود داشته باشد؛ مثلاً خدا به حضرت ابراهیم (ع) امر میکند که فرزندت را ذبح کن، در اینجا تعارض بین «محبّت فرزند» و «امر خداوند» به وجود میآید، به هر کدام «اهمیّت» و «اصالت» دهد، به همان عمل خواهد کرد.,
بحث «اصالت» زمانی مطرح میشود که تعارضی وجود داشته باشد؛ مثلاً خدا به حضرت ابراهیم (ع) امر میکند که فرزندت را ذبح کن، در اینجا تعارض بین «محبّت فرزند» و «امر خداوند» به وجود میآید، به هر کدام «اهمیّت» و «اصالت» دهد، به همان عمل خواهد کرد.,
یا مثلاً شخصی سوار بر موتور است و نزدیک است که تصادف کند، در اینجا تعارض میان «اموال» و «جان» پیش میآید، یعنی این شخص حاضر میشود موتورش را رها کند – و موتور از بین برود – ولی خودش را به گوشهای پرت کند تا «جانش» سالم بماند.
,
یا مثلاً شخصی سوار بر موتور است و نزدیک است که تصادف کند، در اینجا تعارض میان «اموال» و «جان» پیش میآید، یعنی این شخص حاضر میشود موتورش را رها کند – و موتور از بین برود – ولی خودش را به گوشهای پرت کند تا «جانش» سالم بماند.,
یا مثلاً شخصی سوار بر موتور است و نزدیک است که تصادف کند، در اینجا تعارض میان «اموال» و «جان» پیش میآید، یعنی این شخص حاضر میشود موتورش را رها کند – و موتور از بین برود – ولی خودش را به گوشهای پرت کند تا «جانش» سالم بماند.,
یا مثلاً شخصی سوار بر موتور است و نزدیک است که تصادف کند، در اینجا تعارض میان «اموال» و «جان» پیش میآید، یعنی این شخص حاضر میشود موتورش را رها کند – و موتور از بین برود – ولی خودش را به گوشهای پرت کند تا «جانش» سالم بماند.,
.,
-
پس بحث «اصالت» با فرد یعنی اینکه اگر روزی بین رشد فرد با رشد جمع تعارض به وجود آمد، «رشد فرد» انتخاب میشود؛ «اصالت» با جمع است یعنی در زمان تعارض، «رشد جمع» مهمتر باشد و بر اساس آن عمل شود.
,
پس بحث «اصالت» با فرد یعنی اینکه اگر روزی بین رشد فرد با رشد جمع تعارض به وجود آمد، «رشد فرد» انتخاب میشود؛ «اصالت» با جمع است یعنی در زمان تعارض، «رشد جمع» مهمتر باشد و بر اساس آن عمل شود.,
پس بحث «اصالت» با فرد یعنی اینکه اگر روزی بین رشد فرد با رشد جمع تعارض به وجود آمد، «رشد فرد» انتخاب میشود؛ «اصالت» با جمع است یعنی در زمان تعارض، «رشد جمع» مهمتر باشد و بر اساس آن عمل شود.,
پس بحث «اصالت» با فرد یعنی اینکه اگر روزی بین رشد فرد با رشد جمع تعارض به وجود آمد، «رشد فرد» انتخاب میشود؛ «اصالت» با جمع است یعنی در زمان تعارض، «رشد جمع» مهمتر باشد و بر اساس آن عمل شود.,
پس بحث «اصالت» با فرد یعنی اینکه اگر روزی بین رشد فرد با رشد جمع تعارض به وجود آمد، «رشد فرد» انتخاب میشود؛ «اصالت» با جمع است یعنی در زمان تعارض، «رشد جمع» مهمتر باشد و بر اساس آن عمل شود.,
.,
,
,
,
,
-
مبنای صحیح: اصل با فرد است، با رشد و تربیت فرد. اصلاً جمع تشکیل میشود تا راحتتر فرد تربیت شود.
-
کسی که میگوید اصالت با «فرد» است، بیش از حد و در حد افراط برای کار فرهنگی وقت نمیگذارد و میگوید «اول خودم»؛ ما کار فرهنگی میکنیم تا «فرد» تربیت کنیم و اینقدر پرداختن به کار فرهنگی، یک «فرد» (خودم) را از نظر دینی تلف میکند.
-
اساساً جمع متشکل از افراد است و اگر قرار است «جمع» خوبی هم تشکیل شود باید تک تک «افراد» آن خوب باشند و تربیت شده باشند.
,
مبنای صحیح: اصل با فرد است، با رشد و تربیت فرد. اصلاً جمع تشکیل میشود تا راحتتر فرد تربیت شود.,
مبنای صحیح: اصل با فرد است، با رشد و تربیت فرد. اصلاً جمع تشکیل میشود تا راحتتر فرد تربیت شود.,
مبنای صحیح: اصل با فرد است، با رشد و تربیت فرد. اصلاً جمع تشکیل میشود تا راحتتر فرد تربیت شود.,
مبنای صحیح: اصل با فرد است، با رشد و تربیت فرد. اصلاً جمع تشکیل میشود تا راحتتر فرد تربیت شود.,
.,
کسی که میگوید اصالت با «فرد» است، بیش از حد و در حد افراط برای کار فرهنگی وقت نمیگذارد و میگوید «اول خودم»؛ ما کار فرهنگی میکنیم تا «فرد» تربیت کنیم و اینقدر پرداختن به کار فرهنگی، یک «فرد» (خودم) را از نظر دینی تلف میکند.,
کسی که میگوید اصالت با «فرد» است، بیش از حد و در حد افراط برای کار فرهنگی وقت نمیگذارد و میگوید «اول خودم»؛ ما کار فرهنگی میکنیم تا «فرد» تربیت کنیم و اینقدر پرداختن به کار فرهنگی، یک «فرد» (خودم) را از نظر دینی تلف میکند.,
کسی که میگوید اصالت با «فرد» است، بیش از حد و در حد افراط برای کار فرهنگی وقت نمیگذارد و میگوید «اول خودم»؛ ما کار فرهنگی میکنیم تا «فرد» تربیت کنیم و اینقدر پرداختن به کار فرهنگی، یک «فرد» (خودم) را از نظر دینی تلف میکند.,
کسی که میگوید اصالت با «فرد» است، بیش از حد و در حد افراط برای کار فرهنگی وقت نمیگذارد و میگوید «اول خودم»؛ ما کار فرهنگی میکنیم تا «فرد» تربیت کنیم و اینقدر پرداختن به کار فرهنگی، یک «فرد» (خودم) را از نظر دینی تلف میکند.,
.,
اساساً جمع متشکل از افراد است و اگر قرار است «جمع» خوبی هم تشکیل شود باید تک تک «افراد» آن خوب باشند و تربیت شده باشند.,
اساساً جمع متشکل از افراد است و اگر قرار است «جمع» خوبی هم تشکیل شود باید تک تک «افراد» آن خوب باشند و تربیت شده باشند.,
اساساً جمع متشکل از افراد است و اگر قرار است «جمع» خوبی هم تشکیل شود باید تک تک «افراد» آن خوب باشند و تربیت شده باشند.,
اساساً جمع متشکل از افراد است و اگر قرار است «جمع» خوبی هم تشکیل شود باید تک تک «افراد» آن خوب باشند و تربیت شده باشند.,
.,
,
,
,
,
-
استدلال برای اثبات مبنای درست بودن «اصالت با فرد»: انسان نیازهایی دارد، از جمله نیازهای جسمی، جنسی، بهداشتی، علمی، روحی و … ولی بعد از مدتی متوجه میشود خودش به تنهایی نمیتواند تمام این «نیاز»ها را برطرف کند و نیاز است دیگران به او کمک کنند.
,
استدلال برای اثبات مبنای درست بودن «اصالت با فرد»: انسان نیازهایی دارد، از جمله نیازهای جسمی، جنسی، بهداشتی، علمی، روحی و … ولی بعد از مدتی متوجه میشود خودش به تنهایی نمیتواند تمام این «نیاز»ها را برطرف کند و نیاز است دیگران به او کمک کنند.,
استدلال برای اثبات مبنای درست بودن «اصالت با فرد»: انسان نیازهایی دارد، از جمله نیازهای جسمی، جنسی، بهداشتی، علمی، روحی و … ولی بعد از مدتی متوجه میشود خودش به تنهایی نمیتواند تمام این «نیاز»ها را برطرف کند و نیاز است دیگران به او کمک کنند.,
استدلال برای اثبات مبنای درست بودن «اصالت با فرد»: انسان نیازهایی دارد، از جمله نیازهای جسمی، جنسی، بهداشتی، علمی، روحی و … ولی بعد از مدتی متوجه میشود خودش به تنهایی نمیتواند تمام این «نیاز»ها را برطرف کند و نیاز است دیگران به او کمک کنند.,
استدلال برای اثبات مبنای درست بودن «اصالت با فرد»: انسان نیازهایی دارد، از جمله نیازهای جسمی، جنسی، بهداشتی، علمی، روحی و … ولی بعد از مدتی متوجه میشود خودش به تنهایی نمیتواند تمام این «نیاز»ها را برطرف کند و نیاز است دیگران به او کمک کنند.,
پس انسان بر اساس «نیاز»ها و برای رفع آنها، «جمع»هایی را تشکیل میدهد؛ حال اگر در یک جمع، نیاز افراد برطرف نشود، چه باید کرد؟
,
پس انسان بر اساس «نیاز»ها و برای رفع آنها، «جمع»هایی را تشکیل میدهد؛ حال اگر در یک جمع، نیاز افراد برطرف نشود، چه باید کرد؟,
پس انسان بر اساس «نیاز»ها و برای رفع آنها، «جمع»هایی را تشکیل میدهد؛ حال اگر در یک جمع، نیاز افراد برطرف نشود، چه باید کرد؟,
پس انسان بر اساس «نیاز»ها و برای رفع آنها، «جمع»هایی را تشکیل میدهد؛ حال اگر در یک جمع، نیاز افراد برطرف نشود، چه باید کرد؟,
پس اولاً یک «جمع» باید بر اساس رفع نیازهای «افراد» تشکیل بشود و ثانیاً اگر در یک «جمع» نیازهای افراد برطرف نشود و بلکه لطمه بخورد، باید از آن جمع بیرون آمد.
,
پس اولاً یک «جمع» باید بر اساس رفع نیازهای «افراد» تشکیل بشود و ثانیاً اگر در یک «جمع» نیازهای افراد برطرف نشود و بلکه لطمه بخورد، باید از آن جمع بیرون آمد.,
پس اولاً یک «جمع» باید بر اساس رفع نیازهای «افراد» تشکیل بشود و ثانیاً اگر در یک «جمع» نیازهای افراد برطرف نشود و بلکه لطمه بخورد، باید از آن جمع بیرون آمد.,
پس اولاً یک «جمع» باید بر اساس رفع نیازهای «افراد» تشکیل بشود و ثانیاً اگر در یک «جمع» نیازهای افراد برطرف نشود و بلکه لطمه بخورد، باید از آن جمع بیرون آمد.,
.,
-
پیامبران به دنبال تشکیل حکومت برای بهتر تربیت شدن انسان بودند، ولی اصل با تربیت افراد (هدایت اختیاری) بود، اگر جایی تعارض پیش میآمد، تشکیل حکومت را کنار میزدند؛ بنابراین حکومت و تشکیلات مقدمه ای برای تربیت و رشد انسان است.
-
امیرالمومنین (ع) در جریان سقیفه و شورای شش نفره، با لابیگری و کلاهسر مردم گذاشتن و سیاسیکاری میتوانست حکومت کند ولی وقتی مردم هنوز به این رشد نرسیدند که برای به حکومت رسیدنش تلاش کنند، قطعاً برای ماندن حکومتش تلاش نمیکنند؛ پس اگر چنین میشد، امیرالمومنین (ع) باید با جریانسازی و فریبهای متداوم، مردم را پای حکومتش نگه دارد.
,
پیامبران به دنبال تشکیل حکومت برای بهتر تربیت شدن انسان بودند، ولی اصل با تربیت افراد (هدایت اختیاری) بود، اگر جایی تعارض پیش میآمد، تشکیل حکومت را کنار میزدند؛ بنابراین حکومت و تشکیلات مقدمه ای برای تربیت و رشد انسان است.,
پیامبران به دنبال تشکیل حکومت برای بهتر تربیت شدن انسان بودند، ولی اصل با تربیت افراد (هدایت اختیاری) بود، اگر جایی تعارض پیش میآمد، تشکیل حکومت را کنار میزدند؛ بنابراین حکومت و تشکیلات مقدمه ای برای تربیت و رشد انسان است.,
پیامبران به دنبال تشکیل حکومت برای بهتر تربیت شدن انسان بودند، ولی اصل با تربیت افراد (هدایت اختیاری) بود، اگر جایی تعارض پیش میآمد، تشکیل حکومت را کنار میزدند؛ بنابراین حکومت و تشکیلات مقدمه ای برای تربیت و رشد انسان است.,
پیامبران به دنبال تشکیل حکومت برای بهتر تربیت شدن انسان بودند، ولی اصل با تربیت افراد (هدایت اختیاری) بود، اگر جایی تعارض پیش میآمد، تشکیل حکومت را کنار میزدند؛ بنابراین حکومت و تشکیلات مقدمه ای برای تربیت و رشد انسان است.,
.,
امیرالمومنین (ع) در جریان سقیفه و شورای شش نفره، با لابیگری و کلاهسر مردم گذاشتن و سیاسیکاری میتوانست حکومت کند ولی وقتی مردم هنوز به این رشد نرسیدند که برای به حکومت رسیدنش تلاش کنند، قطعاً برای ماندن حکومتش تلاش نمیکنند؛ پس اگر چنین میشد، امیرالمومنین (ع) باید با جریانسازی و فریبهای متداوم، مردم را پای حکومتش نگه دارد.,
امیرالمومنین (ع) در جریان سقیفه و شورای شش نفره، با لابیگری و کلاهسر مردم گذاشتن و سیاسیکاری میتوانست حکومت کند ولی وقتی مردم هنوز به این رشد نرسیدند که برای به حکومت رسیدنش تلاش کنند، قطعاً برای ماندن حکومتش تلاش نمیکنند؛ پس اگر چنین میشد، امیرالمومنین (ع) باید با جریانسازی و فریبهای متداوم، مردم را پای حکومتش نگه دارد.,
امیرالمومنین (ع) در جریان سقیفه و شورای شش نفره، با لابیگری و کلاهسر مردم گذاشتن و سیاسیکاری میتوانست حکومت کند ولی وقتی مردم هنوز به این رشد نرسیدند که برای به حکومت رسیدنش تلاش کنند، قطعاً برای ماندن حکومتش تلاش نمیکنند؛ پس اگر چنین میشد، امیرالمومنین (ع) باید با جریانسازی و فریبهای متداوم، مردم را پای حکومتش نگه دارد.,
امیرالمومنین (ع) در جریان سقیفه و شورای شش نفره، با لابیگری و کلاهسر مردم گذاشتن و سیاسیکاری میتوانست حکومت کند ولی وقتی مردم هنوز به این رشد نرسیدند که برای به حکومت رسیدنش تلاش کنند، قطعاً برای ماندن حکومتش تلاش نمیکنند؛ پس اگر چنین میشد، امیرالمومنین (ع) باید با جریانسازی و فریبهای متداوم، مردم را پای حکومتش نگه دارد.,
بنابراین کلاه سر مردم گذاشتن «رشد» دادن آنها نیست. حدیثی از ایشان در نهجالبلاغه وجود دارد که فرمودند: «مَا مُعَاوِیَهُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ کُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاس» یعنی معاویه از من زرنگتر و زیرکتر نیست؛ بلکه او با فریب و نیرنگ کار میکند و اگر من – به علّت حرام بودن – از نیرنگ و حقّهبازی بدم نمیآمد [ و حقهبازی میکردم، در نگاه مردم] زرنگترین و زیرکترین مردم بودم.
,
بنابراین کلاه سر مردم گذاشتن «رشد» دادن آنها نیست. حدیثی از ایشان در نهجالبلاغه وجود دارد که فرمودند: «مَا مُعَاوِیَهُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ کُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاس» یعنی معاویه از من زرنگتر و زیرکتر نیست؛ بلکه او با فریب و نیرنگ کار میکند و اگر من – به علّت حرام بودن – از نیرنگ و حقّهبازی بدم نمیآمد [ و حقهبازی میکردم، در نگاه مردم] زرنگترین و زیرکترین مردم بودم.,
بنابراین کلاه سر مردم گذاشتن «رشد» دادن آنها نیست. حدیثی از ایشان در نهجالبلاغه وجود دارد که فرمودند: «مَا مُعَاوِیَهُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ کُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاس» یعنی معاویه از من زرنگتر و زیرکتر نیست؛ بلکه او با فریب و نیرنگ کار میکند و اگر من – به علّت حرام بودن – از نیرنگ و حقّهبازی بدم نمیآمد [ و حقهبازی میکردم، در نگاه مردم] زرنگترین و زیرکترین مردم بودم.,
بنابراین کلاه سر مردم گذاشتن «رشد» دادن آنها نیست. حدیثی از ایشان در نهجالبلاغه وجود دارد که فرمودند: «مَا مُعَاوِیَهُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ کُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاس» یعنی معاویه از من زرنگتر و زیرکتر نیست؛ بلکه او با فریب و نیرنگ کار میکند و اگر من – به علّت حرام بودن – از نیرنگ و حقّهبازی بدم نمیآمد [ و حقهبازی میکردم، در نگاه مردم] زرنگترین و زیرکترین مردم بودم.,
.,
-
اگر هدفْ، جمع و تشکیلات بود، امام حسن (ع) حکومت را واگذار نمیکرد، بلکه با حیله یا هر چیزی، مردم را در اطراف خود نگه میداشت؛ اما صلح زمینهای برای تربیت یار و سرباز برای امام حسین (ع) بود.
,
اگر هدفْ، جمع و تشکیلات بود، امام حسن (ع) حکومت را واگذار نمیکرد، بلکه با حیله یا هر چیزی، مردم را در اطراف خود نگه میداشت؛ اما صلح زمینهای برای تربیت یار و سرباز برای امام حسین (ع) بود.,
اگر هدفْ، جمع و تشکیلات بود، امام حسن (ع) حکومت را واگذار نمیکرد، بلکه با حیله یا هر چیزی، مردم را در اطراف خود نگه میداشت؛ اما صلح زمینهای برای تربیت یار و سرباز برای امام حسین (ع) بود.,
اگر هدفْ، جمع و تشکیلات بود، امام حسن (ع) حکومت را واگذار نمیکرد، بلکه با حیله یا هر چیزی، مردم را در اطراف خود نگه میداشت؛ اما صلح زمینهای برای تربیت یار و سرباز برای امام حسین (ع) بود.,
اگر هدفْ، جمع و تشکیلات بود، امام حسن (ع) حکومت را واگذار نمیکرد، بلکه با حیله یا هر چیزی، مردم را در اطراف خود نگه میداشت؛ اما صلح زمینهای برای تربیت یار و سرباز برای امام حسین (ع) بود.,
پس حکومت «هدف» نیست، بلکه «وسیله» و «ابزار» برای «رشد» و «تربیت» است.
,
پس حکومت «هدف» نیست، بلکه «وسیله» و «ابزار» برای «رشد» و «تربیت» است.,
پس حکومت «هدف» نیست، بلکه «وسیله» و «ابزار» برای «رشد» و «تربیت» است.,
پس حکومت «هدف» نیست، بلکه «وسیله» و «ابزار» برای «رشد» و «تربیت» است.,
.,
-
اگر هدف، تشکیل یک حکومت بود و بس، امام حسین (ع) وارد جنگی نمیشد که مطمئن است در آن به حکومت نمیرسد.
-
به امام رضا (ع) که مراجعه کردند برای اینکه تشکیل حکومت بدهد، از آنها خواست تا وارد تنور شوند، وقتی آنان ترسیدند و اینکار را نکردند، ایشان به یکی از غلامهایشان دستور دادند و غلام اطاعت کرد و درون تنور رفت. این نشان میدهد که این افراد هنوز آنقدر رشد نکردهاند که زمینه برای تشکیل حکومت مهیّا باشد.
-
شخصی از امام معصوم (ع) پرسید چه زمانی حکومتتان تشکیل میشود؟ ما افرادی داریم که حاضرند به شما برای تشکیل حکومت و قیام کمک کنند. امام (ع) پرسیدند: آیا در میان شما اینچنین است که اگر به پولی احتیاج پیدا کنید، دست در جیب دیگری کنید و «به اندازهی نیاز» پول بردارید و آن شخص «ناراحت» نشود؟ آن شخص عرض کرد: خیر، اینچنین نیست. امام (ع) فرمودند پس زمان تشکیل حکومت ما فرا نرسیده است؛ یعنی هنوز آنها به این اندازه «رشد» نکردهاند.
-
بعضی در حکومت اسلامی اعتقاد خاصی دارند: چه کاری با مردم دارید که رأی میگیرید؟، نظر «اسلام» مهم است؛ مثل داعش که با زور و جنگ میخواهد دین را صادر کند و ترویج دهد.
,
اگر هدف، تشکیل یک حکومت بود و بس، امام حسین (ع) وارد جنگی نمیشد که مطمئن است در آن به حکومت نمیرسد.,
اگر هدف، تشکیل یک حکومت بود و بس، امام حسین (ع) وارد جنگی نمیشد که مطمئن است در آن به حکومت نمیرسد.,
اگر هدف، تشکیل یک حکومت بود و بس، امام حسین (ع) وارد جنگی نمیشد که مطمئن است در آن به حکومت نمیرسد.,
اگر هدف، تشکیل یک حکومت بود و بس، امام حسین (ع) وارد جنگی نمیشد که مطمئن است در آن به حکومت نمیرسد.,
.,
به امام رضا (ع) که مراجعه کردند برای اینکه تشکیل حکومت بدهد، از آنها خواست تا وارد تنور شوند، وقتی آنان ترسیدند و اینکار را نکردند، ایشان به یکی از غلامهایشان دستور دادند و غلام اطاعت کرد و درون تنور رفت. این نشان میدهد که این افراد هنوز آنقدر رشد نکردهاند که زمینه برای تشکیل حکومت مهیّا باشد.,
به امام رضا (ع) که مراجعه کردند برای اینکه تشکیل حکومت بدهد، از آنها خواست تا وارد تنور شوند، وقتی آنان ترسیدند و اینکار را نکردند، ایشان به یکی از غلامهایشان دستور دادند و غلام اطاعت کرد و درون تنور رفت. این نشان میدهد که این افراد هنوز آنقدر رشد نکردهاند که زمینه برای تشکیل حکومت مهیّا باشد.,
به امام رضا (ع) که مراجعه کردند برای اینکه تشکیل حکومت بدهد، از آنها خواست تا وارد تنور شوند، وقتی آنان ترسیدند و اینکار را نکردند، ایشان به یکی از غلامهایشان دستور دادند و غلام اطاعت کرد و درون تنور رفت. این نشان میدهد که این افراد هنوز آنقدر رشد نکردهاند که زمینه برای تشکیل حکومت مهیّا باشد.,
به امام رضا (ع) که مراجعه کردند برای اینکه تشکیل حکومت بدهد، از آنها خواست تا وارد تنور شوند، وقتی آنان ترسیدند و اینکار را نکردند، ایشان به یکی از غلامهایشان دستور دادند و غلام اطاعت کرد و درون تنور رفت. این نشان میدهد که این افراد هنوز آنقدر رشد نکردهاند که زمینه برای تشکیل حکومت مهیّا باشد.,
.,
شخصی از امام معصوم (ع) پرسید چه زمانی حکومتتان تشکیل میشود؟ ما افرادی داریم که حاضرند به شما برای تشکیل حکومت و قیام کمک کنند. امام (ع) پرسیدند: آیا در میان شما اینچنین است که اگر به پولی احتیاج پیدا کنید، دست در جیب دیگری کنید و «به اندازهی نیاز» پول بردارید و آن شخص «ناراحت» نشود؟ آن شخص عرض کرد: خیر، اینچنین نیست. امام (ع) فرمودند پس زمان تشکیل حکومت ما فرا نرسیده است؛ یعنی هنوز آنها به این اندازه «رشد» نکردهاند.,
شخصی از امام معصوم (ع) پرسید چه زمانی حکومتتان تشکیل میشود؟ ما افرادی داریم که حاضرند به شما برای تشکیل حکومت و قیام کمک کنند. امام (ع) پرسیدند: آیا در میان شما اینچنین است که اگر به پولی احتیاج پیدا کنید، دست در جیب دیگری کنید و «به اندازهی نیاز» پول بردارید و آن شخص «ناراحت» نشود؟ آن شخص عرض کرد: خیر، اینچنین نیست. امام (ع) فرمودند پس زمان تشکیل حکومت ما فرا نرسیده است؛ یعنی هنوز آنها به این اندازه «رشد» نکردهاند.,
شخصی از امام معصوم (ع) پرسید چه زمانی حکومتتان تشکیل میشود؟ ما افرادی داریم که حاضرند به شما برای تشکیل حکومت و قیام کمک کنند. امام (ع) پرسیدند: آیا در میان شما اینچنین است که اگر به پولی احتیاج پیدا کنید، دست در جیب دیگری کنید و «به اندازهی نیاز» پول بردارید و آن شخص «ناراحت» نشود؟ آن شخص عرض کرد: خیر، اینچنین نیست. امام (ع) فرمودند پس زمان تشکیل حکومت ما فرا نرسیده است؛ یعنی هنوز آنها به این اندازه «رشد» نکردهاند.,
شخصی از امام معصوم (ع) پرسید چه زمانی حکومتتان تشکیل میشود؟ ما افرادی داریم که حاضرند به شما برای تشکیل حکومت و قیام کمک کنند. امام (ع) پرسیدند: آیا در میان شما اینچنین است که اگر به پولی احتیاج پیدا کنید، دست در جیب دیگری کنید و «به اندازهی نیاز» پول بردارید و آن شخص «ناراحت» نشود؟ آن شخص عرض کرد: خیر، اینچنین نیست. امام (ع) فرمودند پس زمان تشکیل حکومت ما فرا نرسیده است؛ یعنی هنوز آنها به این اندازه «رشد» نکردهاند.,
.,
بعضی در حکومت اسلامی اعتقاد خاصی دارند: چه کاری با مردم دارید که رأی میگیرید؟، نظر «اسلام» مهم است؛ مثل داعش که با زور و جنگ میخواهد دین را صادر کند و ترویج دهد.,
بعضی در حکومت اسلامی اعتقاد خاصی دارند: چه کاری با مردم دارید که رأی میگیرید؟، نظر «اسلام» مهم است؛ مثل داعش که با زور و جنگ میخواهد دین را صادر کند و ترویج دهد.,
بعضی در حکومت اسلامی اعتقاد خاصی دارند: چه کاری با مردم دارید که رأی میگیرید؟، نظر «اسلام» مهم است؛ مثل داعش که با زور و جنگ میخواهد دین را صادر کند و ترویج دهد.,
بعضی در حکومت اسلامی اعتقاد خاصی دارند: چه کاری با مردم دارید که رأی میگیرید؟، نظر «اسلام» مهم است؛ مثل داعش که با زور و جنگ میخواهد دین را صادر کند و ترویج دهد.,
اما انقلاب اسلامی مقابل آن است؛ میگوید اگر میخواهی حکومت، دینی باشد در همهی موارد نباید چکشی برخورد کرد، حکومت دست مردم است و آنان انتخاب میکنند.
,
اما انقلاب اسلامی مقابل آن است؛ میگوید اگر میخواهی حکومت، دینی باشد در همهی موارد نباید چکشی برخورد کرد، حکومت دست مردم است و آنان انتخاب میکنند.,
اما انقلاب اسلامی مقابل آن است؛ میگوید اگر میخواهی حکومت، دینی باشد در همهی موارد نباید چکشی برخورد کرد، حکومت دست مردم است و آنان انتخاب میکنند.,
اما انقلاب اسلامی مقابل آن است؛ میگوید اگر میخواهی حکومت، دینی باشد در همهی موارد نباید چکشی برخورد کرد، حکومت دست مردم است و آنان انتخاب میکنند.,
ممکن است کسی بگوید «شاید مردم خراب انتخاب کنند» پاسخ این است که پس بصیرت مردم را بالا ببرید؛ حکومت دستِ مردم است ولی ما باید مردم را «رشد» دهیم و «تربیت» کنیم که بر مبنای «اسلام» تصمیم بگیرند، یعنی قوانین «اسلام» حق است و هر نظری غیر از آن باطل، ولی در مقام اجرا اگر همهی مردم مخالف باشند، که نمیتواند به زور آن را اجرا کرد، باید مردم توجیه شوند تا اختیار آن را قبول کنند.
,
ممکن است کسی بگوید «شاید مردم خراب انتخاب کنند» پاسخ این است که پس بصیرت مردم را بالا ببرید؛ حکومت دستِ مردم است ولی ما باید مردم را «رشد» دهیم و «تربیت» کنیم که بر مبنای «اسلام» تصمیم بگیرند، یعنی قوانین «اسلام» حق است و هر نظری غیر از آن باطل، ولی در مقام اجرا اگر همهی مردم مخالف باشند، که نمیتواند به زور آن را اجرا کرد، باید مردم توجیه شوند تا اختیار آن را قبول کنند.,
ممکن است کسی بگوید «شاید مردم خراب انتخاب کنند» پاسخ این است که پس بصیرت مردم را بالا ببرید؛ حکومت دستِ مردم است ولی ما باید مردم را «رشد» دهیم و «تربیت» کنیم که بر مبنای «اسلام» تصمیم بگیرند، یعنی قوانین «اسلام» حق است و هر نظری غیر از آن باطل، ولی در مقام اجرا اگر همهی مردم مخالف باشند، که نمیتواند به زور آن را اجرا کرد، باید مردم توجیه شوند تا اختیار آن را قبول کنند.,
ممکن است کسی بگوید «شاید مردم خراب انتخاب کنند» پاسخ این است که پس بصیرت مردم را بالا ببرید؛ حکومت دستِ مردم است ولی ما باید مردم را «رشد» دهیم و «تربیت» کنیم که بر مبنای «اسلام» تصمیم بگیرند، یعنی قوانین «اسلام» حق است و هر نظری غیر از آن باطل، ولی در مقام اجرا اگر همهی مردم مخالف باشند، که نمیتواند به زور آن را اجرا کرد، باید مردم توجیه شوند تا اختیار آن را قبول کنند.,
.,
-
البته اشتباه نشود که باید در همه جا و همهی موارد با ملاطفت و نرمی برخورد کرد و هیچ برخورد تندی نداشت؛ در بعضی از موارد باید تند برخورد کرد و مجازات کرد، امّا این در زمانی است که مردم «اصلِ حکومت اسلامی» را پذیرفته باشند.
,
البته اشتباه نشود که باید در همه جا و همهی موارد با ملاطفت و نرمی برخورد کرد و هیچ برخورد تندی نداشت؛ در بعضی از موارد باید تند برخورد کرد و مجازات کرد، امّا این در زمانی است که مردم «اصلِ حکومت اسلامی» را پذیرفته باشند.,
البته اشتباه نشود که باید در همه جا و همهی موارد با ملاطفت و نرمی برخورد کرد و هیچ برخورد تندی نداشت؛ در بعضی از موارد باید تند برخورد کرد و مجازات کرد، امّا این در زمانی است که مردم «اصلِ حکومت اسلامی» را پذیرفته باشند.,
البته اشتباه نشود که باید در همه جا و همهی موارد با ملاطفت و نرمی برخورد کرد و هیچ برخورد تندی نداشت؛ در بعضی از موارد باید تند برخورد کرد و مجازات کرد، امّا این در زمانی است که مردم «اصلِ حکومت اسلامی» را پذیرفته باشند.,
البته اشتباه نشود که باید در همه جا و همهی موارد با ملاطفت و نرمی برخورد کرد و هیچ برخورد تندی نداشت؛ در بعضی از موارد باید تند برخورد کرد و مجازات کرد، امّا این در زمانی است که مردم «اصلِ حکومت اسلامی» را پذیرفته باشند.,
آری، انتخاب مردم دلیل بر حق یا باطل بودن نیست، شاید مردم حکومت را به «امیرالمومنین (ع)» ندهند، این دلیل بر درست بودن کارشان نیست ولی تا مردم هم نخواهند، اساساً حکومتی تشکیل نخواهد شد.[۱]
,
آری، انتخاب مردم دلیل بر حق یا باطل بودن نیست، شاید مردم حکومت را به «امیرالمومنین (ع)» ندهند، این دلیل بر درست بودن کارشان نیست ولی تا مردم هم نخواهند، اساساً حکومتی تشکیل نخواهد شد.[۱],
آری، انتخاب مردم دلیل بر حق یا باطل بودن نیست، شاید مردم حکومت را به «امیرالمومنین (ع)» ندهند، این دلیل بر درست بودن کارشان نیست ولی تا مردم هم نخواهند، اساساً حکومتی تشکیل نخواهد شد.[۱],
آری، انتخاب مردم دلیل بر حق یا باطل بودن نیست، شاید مردم حکومت را به «امیرالمومنین (ع)» ندهند، این دلیل بر درست بودن کارشان نیست ولی تا مردم هم نخواهند، اساساً حکومتی تشکیل نخواهد شد.[۱],
.[,
,
[,
۱],
۱,
-
بحث رأی گیری هم همین است، مردم را «رشد» بده تا کاندید بهتر را انتخاب کنند؛ گرچه محدودیت هم وجود دارد، یعنی شورای نگهبان صالحان و خوبان را تایید میکند تا در میان آنها اصلح و بهتر انتخاب شود و این نیست که فضا باز باشد و هر جور آدمی بیاید.
,
بحث رأی گیری هم همین است، مردم را «رشد» بده تا کاندید بهتر را انتخاب کنند؛ گرچه محدودیت هم وجود دارد، یعنی شورای نگهبان صالحان و خوبان را تایید میکند تا در میان آنها اصلح و بهتر انتخاب شود و این نیست که فضا باز باشد و هر جور آدمی بیاید.,
بحث رأی گیری هم همین است، مردم را «رشد» بده تا کاندید بهتر را انتخاب کنند؛ گرچه محدودیت هم وجود دارد، یعنی شورای نگهبان صالحان و خوبان را تایید میکند تا در میان آنها اصلح و بهتر انتخاب شود و این نیست که فضا باز باشد و هر جور آدمی بیاید.,
بحث رأی گیری هم همین است، مردم را «رشد» بده تا کاندید بهتر را انتخاب کنند؛ گرچه محدودیت هم وجود دارد، یعنی شورای نگهبان صالحان و خوبان را تایید میکند تا در میان آنها اصلح و بهتر انتخاب شود و این نیست که فضا باز باشد و هر جور آدمی بیاید.,
بحث رأی گیری هم همین است، مردم را «رشد» بده تا کاندید بهتر را انتخاب کنند؛ گرچه محدودیت هم وجود دارد، یعنی شورای نگهبان صالحان و خوبان را تایید میکند تا در میان آنها اصلح و بهتر انتخاب شود و این نیست که فضا باز باشد و هر جور آدمی بیاید.,
پس به عنوان مثال گفتیم که هدف حکومت این نیست که به زور و با هر قیمتی «حکومت» کند؛ بلکه وسیله برای رشد است و رشد، اختیاری است.
,
پس به عنوان مثال گفتیم که هدف حکومت این نیست که به زور و با هر قیمتی «حکومت» کند؛ بلکه وسیله برای رشد است و رشد، اختیاری است.,
پس به عنوان مثال گفتیم که هدف حکومت این نیست که به زور و با هر قیمتی «حکومت» کند؛ بلکه وسیله برای رشد است و رشد، اختیاری است.,
پس به عنوان مثال گفتیم که هدف حکومت این نیست که به زور و با هر قیمتی «حکومت» کند؛ بلکه وسیله برای رشد است و رشد، اختیاری است.,
.,
-
امام خمینی (ره) و امام خامنهای (حفظهالله) نمیگویند به چه کس رأی دهید، تا مردم خودشان رشد کنند.
-
بعضی میگویند در مسائل مختلف جامعه و مشکلات، چرا امام خامنهای سریع مسئولین را عزل نمیکند و ترتیب اثر نمیدهد؟
,
امام خمینی (ره) و امام خامنهای (حفظهالله) نمیگویند به چه کس رأی دهید، تا مردم خودشان رشد کنند.,
امام خمینی (ره) و امام خامنهای (حفظهالله) نمیگویند به چه کس رأی دهید، تا مردم خودشان رشد کنند.,
امام خمینی (ره) و امام خامنهای (حفظهالله) نمیگویند به چه کس رأی دهید، تا مردم خودشان رشد کنند.,
امام خمینی (ره) و امام خامنهای (حفظهالله) نمیگویند به چه کس رأی دهید، تا مردم خودشان رشد کنند.,
.,
بعضی میگویند در مسائل مختلف جامعه و مشکلات، چرا امام خامنهای سریع مسئولین را عزل نمیکند و ترتیب اثر نمیدهد؟,
بعضی میگویند در مسائل مختلف جامعه و مشکلات، چرا امام خامنهای سریع مسئولین را عزل نمیکند و ترتیب اثر نمیدهد؟,
بعضی میگویند در مسائل مختلف جامعه و مشکلات، چرا امام خامنهای سریع مسئولین را عزل نمیکند و ترتیب اثر نمیدهد؟,
بعضی میگویند در مسائل مختلف جامعه و مشکلات، چرا امام خامنهای سریع مسئولین را عزل نمیکند و ترتیب اثر نمیدهد؟,
اولاً که امام خامنهای به مسئولین تذکر میدهد و این مسئولین هستند که گاهی عمل نمیکنند. ثانیاً قرار نیست که در همهی موارد با چکش برخورد کرد. آیا همه – از مسئولین قوه قضائیه تا دولت و مجلس _ باید بیکار بنشینند و بگویند: آقای رهبر! تو برو و دزدها را پیدا کن و برخورد کن؟ یعنی هیچ کس وظیفهای ندارد؟ قرار است مردم «رشد» کنند؛ اگر قرار بر حکومت خشک و چکشی بود که در صورت مشکلات، سریع برخورد شود و مردم متوجه نشوند و رشد نکنند، خداوند فرشتهای را نازل میکرد که با خشونت، حکومت اسلامی را پیاده کند.
,
اولاً که امام خامنهای به مسئولین تذکر میدهد و این مسئولین هستند که گاهی عمل نمیکنند. ثانیاً قرار نیست که در همهی موارد با چکش برخورد کرد. آیا همه – از مسئولین قوه قضائیه تا دولت و مجلس _ باید بیکار بنشینند و بگویند: آقای رهبر! تو برو و دزدها را پیدا کن و برخورد کن؟ یعنی هیچ کس وظیفهای ندارد؟ قرار است مردم «رشد» کنند؛ اگر قرار بر حکومت خشک و چکشی بود که در صورت مشکلات، سریع برخورد شود و مردم متوجه نشوند و رشد نکنند، خداوند فرشتهای را نازل میکرد که با خشونت، حکومت اسلامی را پیاده کند.,
اولاً که امام خامنهای به مسئولین تذکر میدهد و این مسئولین هستند که گاهی عمل نمیکنند. ثانیاً قرار نیست که در همهی موارد با چکش برخورد کرد. آیا همه – از مسئولین قوه قضائیه تا دولت و مجلس _ باید بیکار بنشینند و بگویند: آقای رهبر! تو برو و دزدها را پیدا کن و برخورد کن؟ یعنی هیچ کس وظیفهای ندارد؟ قرار است مردم «رشد» کنند؛ اگر قرار بر حکومت خشک و چکشی بود که در صورت مشکلات، سریع برخورد شود و مردم متوجه نشوند و رشد نکنند، خداوند فرشتهای را نازل میکرد که با خشونت، حکومت اسلامی را پیاده کند.,
اولاً که امام خامنهای به مسئولین تذکر میدهد و این مسئولین هستند که گاهی عمل نمیکنند. ثانیاً قرار نیست که در همهی موارد با چکش برخورد کرد. آیا همه – از مسئولین قوه قضائیه تا دولت و مجلس _ باید بیکار بنشینند و بگویند: آقای رهبر! تو برو و دزدها را پیدا کن و برخورد کن؟ یعنی هیچ کس وظیفهای ندارد؟ قرار است مردم «رشد» کنند؛ اگر قرار بر حکومت خشک و چکشی بود که در صورت مشکلات، سریع برخورد شود و مردم متوجه نشوند و رشد نکنند، خداوند فرشتهای را نازل میکرد که با خشونت، حکومت اسلامی را پیاده کند.,
» ,
.,
-
تعدادی از افراد انقلابی – که شنیده بودند همفکرانی با انقلاب اسلامی ایران در لبنان وجود دارد – به لبنان سفر کردند. آنان ابتدا در بیروت (پایتخت)، رژه رفتن ارتش لبنان را با یک نظم خاص دیدند؛ سپس گفتند به دیدن طرفداران خود در جنوب لبنان برویم. وقتی آنجا رفتند، دیدند عدّهای با دمپایی و چوب هستند! امّا زمانی که اسرائیل به لبنان حمله کرد و به بیروت رسید و ارتش و تمام گروههای لبنان شکست خوردند، همین افراد جنوب لبنان (حزب الله) به علّت ایمان درونی و تربیت شدن، اسرائیل را شکست دادند.
,
تعدادی از افراد انقلابی – که شنیده بودند همفکرانی با انقلاب اسلامی ایران در لبنان وجود دارد – به لبنان سفر کردند. آنان ابتدا در بیروت (پایتخت)، رژه رفتن ارتش لبنان را با یک نظم خاص دیدند؛ سپس گفتند به دیدن طرفداران خود در جنوب لبنان برویم. وقتی آنجا رفتند، دیدند عدّهای با دمپایی و چوب هستند! امّا زمانی که اسرائیل به لبنان حمله کرد و به بیروت رسید و ارتش و تمام گروههای لبنان شکست خوردند، همین افراد جنوب لبنان (حزب الله) به علّت ایمان درونی و تربیت شدن، اسرائیل را شکست دادند.,
تعدادی از افراد انقلابی – که شنیده بودند همفکرانی با انقلاب اسلامی ایران در لبنان وجود دارد – به لبنان سفر کردند. آنان ابتدا در بیروت (پایتخت)، رژه رفتن ارتش لبنان را با یک نظم خاص دیدند؛ سپس گفتند به دیدن طرفداران خود در جنوب لبنان برویم. وقتی آنجا رفتند، دیدند عدّهای با دمپایی و چوب هستند! امّا زمانی که اسرائیل به لبنان حمله کرد و به بیروت رسید و ارتش و تمام گروههای لبنان شکست خوردند، همین افراد جنوب لبنان (حزب الله) به علّت ایمان درونی و تربیت شدن، اسرائیل را شکست دادند.,
تعدادی از افراد انقلابی – که شنیده بودند همفکرانی با انقلاب اسلامی ایران در لبنان وجود دارد – به لبنان سفر کردند. آنان ابتدا در بیروت (پایتخت)، رژه رفتن ارتش لبنان را با یک نظم خاص دیدند؛ سپس گفتند به دیدن طرفداران خود در جنوب لبنان برویم. وقتی آنجا رفتند، دیدند عدّهای با دمپایی و چوب هستند! امّا زمانی که اسرائیل به لبنان حمله کرد و به بیروت رسید و ارتش و تمام گروههای لبنان شکست خوردند، همین افراد جنوب لبنان (حزب الله) به علّت ایمان درونی و تربیت شدن، اسرائیل را شکست دادند.,
تعدادی از افراد انقلابی – که شنیده بودند همفکرانی با انقلاب اسلامی ایران در لبنان وجود دارد – به لبنان سفر کردند. آنان ابتدا در بیروت (پایتخت)، رژه رفتن ارتش لبنان را با یک نظم خاص دیدند؛ سپس گفتند به دیدن طرفداران خود در جنوب لبنان برویم. وقتی آنجا رفتند، دیدند عدّهای با دمپایی و چوب هستند! امّا زمانی که اسرائیل به لبنان حمله کرد و به بیروت رسید و ارتش و تمام گروههای لبنان شکست خوردند، همین افراد جنوب لبنان (حزب الله) به علّت ایمان درونی و تربیت شدن، اسرائیل را شکست دادند.,
.,
,
,
,
,
-
قطبنمای حرکت ما و هدف از تشکیل موسسه، کانون، مسجد و امثال آن، تشکیل یک مجموعهی به ظاهر الگو و فعّال، قوی و با برنامههای به ظاهر منظم و فعّال نیست. اگر همهی اینها هم باشد در جهت «رشد» و «تربیت» است و اگر «رشد» افراد در آن نباشد، تمام این فعّالیّتها پوچ و بیفایده است.
-
ممکن است برخی بگویند اصلاً مردم به دنبال این حرفها نیستند. خیر، ما بلد نبودیم آنها را تربیت کنیم. امام رضا (ع) فرمودند: َ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا. یعنی اگر مردم زیبایی کلام ما را درک میکردند، از ما اطاعت میکردند.
,
قطبنمای حرکت ما و هدف از تشکیل موسسه، کانون، مسجد و امثال آن، تشکیل یک مجموعهی به ظاهر الگو و فعّال، قوی و با برنامههای به ظاهر منظم و فعّال نیست. اگر همهی اینها هم باشد در جهت «رشد» و «تربیت» است و اگر «رشد» افراد در آن نباشد، تمام این فعّالیّتها پوچ و بیفایده است.,
قطبنمای حرکت ما و هدف از تشکیل موسسه، کانون، مسجد و امثال آن، تشکیل یک مجموعهی به ظاهر الگو و فعّال، قوی و با برنامههای به ظاهر منظم و فعّال نیست. اگر همهی اینها هم باشد در جهت «رشد» و «تربیت» است و اگر «رشد» افراد در آن نباشد، تمام این فعّالیّتها پوچ و بیفایده است.,
قطبنمای حرکت ما و هدف از تشکیل موسسه، کانون، مسجد و امثال آن، تشکیل یک مجموعهی به ظاهر الگو و فعّال، قوی و با برنامههای به ظاهر منظم و فعّال نیست. اگر همهی اینها هم باشد در جهت «رشد» و «تربیت» است و اگر «رشد» افراد در آن نباشد، تمام این فعّالیّتها پوچ و بیفایده است.,
قطبنمای حرکت ما و هدف از تشکیل موسسه، کانون، مسجد و امثال آن، تشکیل یک مجموعهی به ظاهر الگو و فعّال، قوی و با برنامههای به ظاهر منظم و فعّال نیست. اگر همهی اینها هم باشد در جهت «رشد» و «تربیت» است و اگر «رشد» افراد در آن نباشد، تمام این فعّالیّتها پوچ و بیفایده است.,
.,
ممکن است برخی بگویند اصلاً مردم به دنبال این حرفها نیستند. خیر، ما بلد نبودیم آنها را تربیت کنیم. امام رضا (ع) فرمودند: َ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا. یعنی اگر مردم زیبایی کلام ما را درک میکردند، از ما اطاعت میکردند.,
ممکن است برخی بگویند اصلاً مردم به دنبال این حرفها نیستند. خیر، ما بلد نبودیم آنها را تربیت کنیم. امام رضا (ع) فرمودند: َ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا. یعنی اگر مردم زیبایی کلام ما را درک میکردند، از ما اطاعت میکردند.,
ممکن است برخی بگویند اصلاً مردم به دنبال این حرفها نیستند. خیر، ما بلد نبودیم آنها را تربیت کنیم. امام رضا (ع) فرمودند: َ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا. یعنی اگر مردم زیبایی کلام ما را درک میکردند، از ما اطاعت میکردند.,
ممکن است برخی بگویند اصلاً مردم به دنبال این حرفها نیستند. خیر، ما بلد نبودیم آنها را تربیت کنیم. امام رضا (ع) فرمودند: َ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا. یعنی اگر مردم زیبایی کلام ما را درک میکردند، از ما اطاعت میکردند.,
پس خواص و افراد تاثیر گذار جامعه وظیفهشان این است که کلام اهل بیت (ع) را به صورت صحیح و زیبا منتقل کنند.
,
پس خواص و افراد تاثیر گذار جامعه وظیفهشان این است که کلام اهل بیت (ع) را به صورت صحیح و زیبا منتقل کنند.,
پس خواص و افراد تاثیر گذار جامعه وظیفهشان این است که کلام اهل بیت (ع) را به صورت صحیح و زیبا منتقل کنند.,
پس خواص و افراد تاثیر گذار جامعه وظیفهشان این است که کلام اهل بیت (ع) را به صورت صحیح و زیبا منتقل کنند.,
.,
-
اگر مردم «تربیت» شوند، به جایی میرسد که مسئولین حکومت اسلامی، تلاش میکنند نظام سقوط کند ولی مردم نمیگذارند.
-
مردم نمیگویند حق و باطل چیست، ولی فطرتشان پاک است و اگر درست حق و باطل را به آنها بشناسانیم و تربیتشان کنیم، تا پای جان دنبالش میآیند.
,
اگر مردم «تربیت» شوند، به جایی میرسد که مسئولین حکومت اسلامی، تلاش میکنند نظام سقوط کند ولی مردم نمیگذارند.,
اگر مردم «تربیت» شوند، به جایی میرسد که مسئولین حکومت اسلامی، تلاش میکنند نظام سقوط کند ولی مردم نمیگذارند.,
اگر مردم «تربیت» شوند، به جایی میرسد که مسئولین حکومت اسلامی، تلاش میکنند نظام سقوط کند ولی مردم نمیگذارند.,
اگر مردم «تربیت» شوند، به جایی میرسد که مسئولین حکومت اسلامی، تلاش میکنند نظام سقوط کند ولی مردم نمیگذارند.,
.,
مردم نمیگویند حق و باطل چیست، ولی فطرتشان پاک است و اگر درست حق و باطل را به آنها بشناسانیم و تربیتشان کنیم، تا پای جان دنبالش میآیند.,
مردم نمیگویند حق و باطل چیست، ولی فطرتشان پاک است و اگر درست حق و باطل را به آنها بشناسانیم و تربیتشان کنیم، تا پای جان دنبالش میآیند.,
مردم نمیگویند حق و باطل چیست، ولی فطرتشان پاک است و اگر درست حق و باطل را به آنها بشناسانیم و تربیتشان کنیم، تا پای جان دنبالش میآیند.,
مردم نمیگویند حق و باطل چیست، ولی فطرتشان پاک است و اگر درست حق و باطل را به آنها بشناسانیم و تربیتشان کنیم، تا پای جان دنبالش میآیند.,
مشکل این است که حق و باطل با هم مخلوط است و مردم فکر میکنند که این کار باطل، باطل نیست بلکه حق است؛ امیرالمومنین میفرمایند: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ» یعنی اگر باطل از حق جدا شود و حق خالص جلوه کند، کسی به دنبال باطل نمیرود.
,
مشکل این است که حق و باطل با هم مخلوط است و مردم فکر میکنند که این کار باطل، باطل نیست بلکه حق است؛ امیرالمومنین میفرمایند: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ» یعنی اگر باطل از حق جدا شود و حق خالص جلوه کند، کسی به دنبال باطل نمیرود.,
مشکل این است که حق و باطل با هم مخلوط است و مردم فکر میکنند که این کار باطل، باطل نیست بلکه حق است؛ امیرالمومنین میفرمایند: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ» یعنی اگر باطل از حق جدا شود و حق خالص جلوه کند، کسی به دنبال باطل نمیرود.,
مشکل این است که حق و باطل با هم مخلوط است و مردم فکر میکنند که این کار باطل، باطل نیست بلکه حق است؛ امیرالمومنین میفرمایند: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ» یعنی اگر باطل از حق جدا شود و حق خالص جلوه کند، کسی به دنبال باطل نمیرود.,
.,
-
شرکت مردم در جریان سوریه، عراق، یمن، لبنان و بعضی کشورهای جنوب آمریکا سبب نجات کشورشان شد.
,
شرکت مردم در جریان سوریه، عراق، یمن، لبنان و بعضی کشورهای جنوب آمریکا سبب نجات کشورشان شد.,
شرکت مردم در جریان سوریه، عراق، یمن، لبنان و بعضی کشورهای جنوب آمریکا سبب نجات کشورشان شد.,
شرکت مردم در جریان سوریه، عراق، یمن، لبنان و بعضی کشورهای جنوب آمریکا سبب نجات کشورشان شد.,
شرکت مردم در جریان سوریه، عراق، یمن، لبنان و بعضی کشورهای جنوب آمریکا سبب نجات کشورشان شد.,
.,
,
,
,
,
-
کار تشکیلاتی با روند تربیتی ضعیف، یا کار تربیتی با تشکیلات ضعیف، هیچکدام درست نیست، بلکه کار تربیتی با تشکیلاتی خوب و متناسب با آن درست است.
-
اینکه بعضی میگویند زمان تزاحم و تعارض، باید منافع جامعه بر فرد تقدّم یابد، منافاتی با اصالت فرد ندارد؛ چون جمع هویتی غیر از چند فرد ندارد و باید اینچنین گفت: تزاحم بین یک فرد یا چند فرد است، کدام را انتخاب کنیم؟ معلوم است، چند نفر تقدم دارد.
-
جمعگرایی منافاتی با اصالت فرد ندارد. اینکه بزرگان ما میگویند در یک مجموعه «فردگرایی» نداشته باش یعنی «تکروی» نکن و در کار با بقیه «تعامل» داشته باش؛ نه اینکه «اصالت» را به «جمع» بده.
,
کار تشکیلاتی با روند تربیتی ضعیف، یا کار تربیتی با تشکیلات ضعیف، هیچکدام درست نیست، بلکه کار تربیتی با تشکیلاتی خوب و متناسب با آن درست است.,
کار تشکیلاتی با روند تربیتی ضعیف، یا کار تربیتی با تشکیلات ضعیف، هیچکدام درست نیست، بلکه کار تربیتی با تشکیلاتی خوب و متناسب با آن درست است.,
کار تشکیلاتی با روند تربیتی ضعیف، یا کار تربیتی با تشکیلات ضعیف، هیچکدام درست نیست، بلکه کار تربیتی با تشکیلاتی خوب و متناسب با آن درست است.,
کار تشکیلاتی با روند تربیتی ضعیف، یا کار تربیتی با تشکیلات ضعیف، هیچکدام درست نیست، بلکه کار تربیتی با تشکیلاتی خوب و متناسب با آن درست است.,
.,
اینکه بعضی میگویند زمان تزاحم و تعارض، باید منافع جامعه بر فرد تقدّم یابد، منافاتی با اصالت فرد ندارد؛ چون جمع هویتی غیر از چند فرد ندارد و باید اینچنین گفت: تزاحم بین یک فرد یا چند فرد است، کدام را انتخاب کنیم؟ معلوم است، چند نفر تقدم دارد.,
اینکه بعضی میگویند زمان تزاحم و تعارض، باید منافع جامعه بر فرد تقدّم یابد، منافاتی با اصالت فرد ندارد؛ چون جمع هویتی غیر از چند فرد ندارد و باید اینچنین گفت: تزاحم بین یک فرد یا چند فرد است، کدام را انتخاب کنیم؟ معلوم است، چند نفر تقدم دارد.,
اینکه بعضی میگویند زمان تزاحم و تعارض، باید منافع جامعه بر فرد تقدّم یابد، منافاتی با اصالت فرد ندارد؛ چون جمع هویتی غیر از چند فرد ندارد و باید اینچنین گفت: تزاحم بین یک فرد یا چند فرد است، کدام را انتخاب کنیم؟ معلوم است، چند نفر تقدم دارد.,
اینکه بعضی میگویند زمان تزاحم و تعارض، باید منافع جامعه بر فرد تقدّم یابد، منافاتی با اصالت فرد ندارد؛ چون جمع هویتی غیر از چند فرد ندارد و باید اینچنین گفت: تزاحم بین یک فرد یا چند فرد است، کدام را انتخاب کنیم؟ معلوم است، چند نفر تقدم دارد.,
.,
جمعگرایی منافاتی با اصالت فرد ندارد. اینکه بزرگان ما میگویند در یک مجموعه «فردگرایی» نداشته باش یعنی «تکروی» نکن و در کار با بقیه «تعامل» داشته باش؛ نه اینکه «اصالت» را به «جمع» بده.,
جمعگرایی منافاتی با اصالت فرد ندارد. اینکه بزرگان ما میگویند در یک مجموعه «فردگرایی» نداشته باش یعنی «تکروی» نکن و در کار با بقیه «تعامل» داشته باش؛ نه اینکه «اصالت» را به «جمع» بده.,
جمعگرایی منافاتی با اصالت فرد ندارد. اینکه بزرگان ما میگویند در یک مجموعه «فردگرایی» نداشته باش یعنی «تکروی» نکن و در کار با بقیه «تعامل» داشته باش؛ نه اینکه «اصالت» را به «جمع» بده.,
جمعگرایی منافاتی با اصالت فرد ندارد. اینکه بزرگان ما میگویند در یک مجموعه «فردگرایی» نداشته باش یعنی «تکروی» نکن و در کار با بقیه «تعامل» داشته باش؛ نه اینکه «اصالت» را به «جمع» بده.,
.,
——————————–
,
——————————–,
——————————–,
——————————–,
——————————–,
[۱] اصطلاحاً میگویند «مشروعیت» (تعیین حق و باطل) با خداست نه با مردم، ولی تشکیل شدن و تحقّق بخشیدن حکومت (مقبولیت) با مردم است. مثلاً خیّاط، خیاط است چه نخ و سوزن داشته باشد و چه نداشته باشد؛ امّا اگر سوزن و نخ نداشته باشد نمیتواند خیاطی کند و لباسی دوخته نمیشود. حق هم با «ولی فقیه» است و اگر مردم زمینه را برای حکومت او فراهم نکنند و او را نخواهند، حکومت تشکیل نمیشود ولی دلیل بر این نیست که حکومتی که تشکیل شده است صحیح و درست است.
,
[۱] اصطلاحاً میگویند «مشروعیت» (تعیین حق و باطل) با خداست نه با مردم، ولی تشکیل شدن و تحقّق بخشیدن حکومت (مقبولیت) با مردم است. مثلاً خیّاط، خیاط است چه نخ و سوزن داشته باشد و چه نداشته باشد؛ امّا اگر سوزن و نخ نداشته باشد نمیتواند خیاطی کند و لباسی دوخته نمیشود. حق هم با «ولی فقیه» است و اگر مردم زمینه را برای حکومت او فراهم نکنند و او را نخواهند، حکومت تشکیل نمیشود ولی دلیل بر این نیست که حکومتی که تشکیل شده است صحیح و درست است.,
[۱] اصطلاحاً میگویند «مشروعیت» (تعیین حق و باطل) با خداست نه با مردم، ولی تشکیل شدن و تحقّق بخشیدن حکومت (مقبولیت) با مردم است. مثلاً خیّاط، خیاط است چه نخ و سوزن داشته باشد و چه نداشته باشد؛ امّا اگر سوزن و نخ نداشته باشد نمیتواند خیاطی کند و لباسی دوخته نمیشود. حق هم با «ولی فقیه» است و اگر مردم زمینه را برای حکومت او فراهم نکنند و او را نخواهند، حکومت تشکیل نمیشود ولی دلیل بر این نیست که حکومتی که تشکیل شده است صحیح و درست است.,
[۱] اصطلاحاً میگویند «مشروعیت» (تعیین حق و باطل) با خداست نه با مردم، ولی تشکیل شدن و تحقّق بخشیدن حکومت (مقبولیت) با مردم است. مثلاً خیّاط، خیاط است چه نخ و سوزن داشته باشد و چه نداشته باشد؛ امّا اگر سوزن و نخ نداشته باشد نمیتواند خیاطی کند و لباسی دوخته نمیشود. حق هم با «ولی فقیه» است و اگر مردم زمینه را برای حکومت او فراهم نکنند و او را نخواهند، حکومت تشکیل نمیشود ولی دلیل بر این نیست که حکومتی که تشکیل شده است صحیح و درست است.,
,
[۱],
[,
],
.,

,

,

,

,

,

,
..:: دریافت صوت (۱۷ دقیقه) :..
,
..:: دریافت صوت (۱۷ دقیقه) :..,
..:: دریافت صوت (۱۷ دقیقه) :..,
..:: دریافت صوت (۱۷ دقیقه) :..,
..:: دریافت صوت (۱۷ دقیقه) :..,
..:: دریافت صوت (۱۷ دقیقه) :..,
گفتمان جهاد فرهنگی(1)/ چیستی گفتمان- کلیک کنید
,
گفتمان جهاد فرهنگی(1)/ چیستی گفتمان- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(1)/ چیستی گفتمان- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(1)/ چیستی گفتمان- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(1)/ چیستی گفتمان- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(1)/ چیستی گفتمان- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(2)/ مبانی و سلایق مختلف در کار فرهنگی- کلیک کنید
,
گفتمان جهاد فرهنگی(2)/ مبانی و سلایق مختلف در کار فرهنگی- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(2)/ مبانی و سلایق مختلف در کار فرهنگی- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(2)/ مبانی و سلایق مختلف در کار فرهنگی- کلیک کنید,
گفتمان جهاد فرهنگی(2)/ مبانی و سلایق مختلف در کار فرهنگی- کلیک کنید,
آرش شادمان/ انتهای پیام
,
آرش شادمان/ انتهای پیام,
آرش شادمان/ انتهای پیام,
آرش شادمان/ انتهای پیام]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه