اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

بازخوانی زندگی نامه سرداران شهید بازار؛

"حاج حسین بصیر" خاکی‌ترین سردار آهنگر/ هراس دشمن از لشکر 6 نفره سردار کفاش/ مکانیکی که فاتح عملیات خیبر شد

"حاج حسین بصیر" خاکی‌ترین سردار آهنگر/ هراس دشمن از لشکر 6 نفره سردار کفاش/ مکانیکی که فاتح عملیات خیبر شد
اصناف و بازار طی سال‌های پس از انقلاب اسلامی شهدای بسیاری را تقدیم این نظام کرده است اما حدود 520 نفر از این شهدا به گونه ظالمانه‌تری به شهادت رسیدند. این 520 نفر اکثرا جزء کسبه بازار بودند که به صورت ناجوانمردانه دشمن و منافقین آنها را ترور کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به گزارش سایت خبری«رازق»،  اصناف و بازار طی سال‌های پس از انقلاب اسلامی شهدای بسیاری را تقدیم این نظام کرده است اما حدود 520 نفر از این شهدا به گونه ظالمانه‌تری به شهادت رسیدند. این 520 نفر اکثرا جزء کسبه بازار بودند که به صورت ناجوانمردانه دشمن و منافقین آنها را ترور کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا  , «رازق»، ,

 

,

حاج حسین بصیر سردار شهید از صنف آهنگران است که با رشادت‌ها و از خود گذشتگی‌های خود مقابل ظلم ستیزی دشمن که همچون آهن سخت بود ایستادگی کرد.

, حاج حسین بصیر سردار شهید از صنف آهنگران است که با رشادت‌ها و از خود گذشتگی‌های خود مقابل ظلم ستیزی دشمن که همچون آهن سخت بود ایستادگی کرد., حاج حسین بصیر سردار شهید از صنف آهنگران است که با رشادت‌ها و از خود گذشتگی‌های خود مقابل ظلم ستیزی دشمن که همچون آهن سخت بود ایستادگی کرد.,


در شام غریبان عاشورای حسینی سال ۱۳۲۲ در یکی از روستاهای” فریدونکنار “به دنیا آمد. او اولین فرزند“محمد حسن بصیر” و سیده “سکینه طیبی نژاد" بود که در دورة ارباب و رعیتی به عنوان یک رعیت در زمین های ارباب کشاورزی می کردند.


بعد از اتمام دوره ششم ابتدایی نظام قدیم ترک تحصیل کرد و نزد یکی از بستگانش در «بابل» به آهنگری مشغول شد. در کنار این کار در امور کشاورزی به پدرش کمک می کرد.


اول شهریور ۱۳۴۱ برای انجام خدمت وظیفه به «تهران» اعزام شد و در آنجا به دلیل فعالیت های سیاسی و پخش اعلامیه های امام خمینی(ره) به پادگان منظریه قم تبعید گردید. شرایط سخت و دشوار خدمت سربازی را در اول شهریور ۱۳۴۳ به پایان رساند.


در دوم مرداد ۱۳۵۰ در شرکت باطری سازی وزارت جنگ در تهران مشغول به کار شد ولی به علت فعالیتهای سیاسی در اول مهر ۱۳۵۳ اخراج گردید. به دنبال آن به زادگاهش «فریدونکنار» بازگشت و مشغول آهنگری شد. مدتی بعد به کمک پدرش یک کارگاه ساخت در و پنجره آلومینیومی راه اندازی کرد و مشغول کار شد.


سپس در بیست و هشت شهریور ماه ۱۳۶۲ در منطقه جنگی به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد. از آن پس فرماندهی گردان یا رسول (ص) لشکر کربلا را عهده دار شد. یکی از همرزمانش می گوید : به ندرت لباس فرم سپاه را می پوشید و اکثر وقت ها لباس خاکی بسیجیان بر تن داشت. روزی در قرارگاه با فرماندهان عالی رتبه جنگ مانند محسن رضایی و علی شمخانی جلسه داشت. مشاهده کردم که با همان لباس خاکی بسیج می رود تا در جلسه شرکت کند. گفتم بهتر نیست تا لباس فرم سپاه را بپوشید ؟ در جوابم گفت : فرزندم ! من این لباس را دوست دارم و به آن افتخار می کنم و از خدا می خواهم که همین لباس را کفنم قرار دهد. دوست دارم لباس رزم کفنم شود و در آن روز بزرگ که همه در پیشگاه محبوب سرافکنده می ایستیم در قافله پر شور شهیدان سربلند بر حریر خویش مباهات کنم.


او همچون تمامی سرداران گمنام جنگ متواضع و فروتن بود. وقتی که عنوان و سمت وی در جبهه سوال شد، گفت : «مثل رزمندگان بسیجی من هم دارم می جنگم»


حاج بصیر در سال ۱۳۶۶ در عملیات کربلای ۱۰ در ارتفاعات برفگیر ماووت حضور داشت.
سرانجام در دوم اردیبهشت ۱۳۶۶ در شب عملیات کربلای ۱۰ بر فراز ارتفاعات ماووت خمپاره ای بر سنگر او فرود آمد و حاج حسین بصیر در سن چهل و پنج سالگی بعد از هفت سال حضور مستمر در جبهه های نبرد به شهادت رسید.
پیکر شهید حاج حسین بصیر در میان انبوه جمعیت سوگوار تشییع و در گلزار شهدای «فریدونکنار» به خاک سپرده شد.


سردار شهید رضا چراغی از دیگر شهدای اصناف و بازار به شمار می آید که قبل از جریانات جبهه و جنگ علاوه بر فعالیت های سیاسی –مذهبی که داشته در صنف کفاشان مشغول به کار بوده است


شهید رضا چراغی در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (ع) زاده شد. در شش سالگی قدم به مدرسه گذاشت و با استعداد خوبی که داشت، همواره در درسهایش موفق بود. او علاوه بر تحصیل، به مطالعات و فعالیت های مذهبی علاقمند بود و در مجالس مذهبی، با شور و اشتیاق حضور می یافت. پس از گذراندن دوره ابتدایی، وارد دبیرستان شد و در آن مقطع با برخی مسائل مذهبی و سیاسی آشنا شد. او در شروع انقلاب اسلامی، در سال آخر دبیرستان تحصیل می کرد.


رضا در راه تحصیل، عنصری فعال و پر تلاش بود. در میان همسالان و همشاگردانش از نظر اخلاق، ادب و علم، ممتاز بود. با شروع انقلاب اسلامی، فعالانه وارد عرصه های مبارزه شد و در حرکت ها و تظاهرات، همدوش و همراه مردم انقلابی به فعالیت پرداخت. با اوج گیری انقلاب، حضور او در صحنه های مختلف آن، پر شور و هیجان و جدی تر شد و در توزیع اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) در میان دوستان و بستگان، نقش موثری ایفا کرد.


چراغی در روزهای پیروزی انقلاب، خستگی ناپذیر و عاشقانه، شب و روز خود را وقف تحقق انقلاب کرد و در تسخیر مراکز نظامی و دولتی رژیم، پر تلاش حضور داشت.


رضا پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با شوقی فراوان در حراست از آرمان های آن، با جان و دل کوشید. هر جا که به او نیاز بود، خود را به آن جا رسانده و خدمات شایسته ای را انجام می داد. او پس از شروع غائله کردستان توسط ضد انقلاب، فوری همراه جمعی از دوستان، خود را به مریوان رساند و در مبارزه با گروهک های محارب، از هیچ کوششی دریغ نکرد.


شهید چراغی که حاج احمد متوسلیان را استاد خود می دانست، خصوصیات بارز اخلاق و رفتار نظامی او را الگوی خویش قرار داد و از همان اولین روزهای حضورش درمریوان، با نشان دادن شجاعت و رشادت، جوهر خویش را نمایان ساخت.. جمع سرداران دلیر مردی که بعدها در جنگ، نوبت به نوبت جاودانه شدند، از کردستان عازم جنوب شدند. با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) توسط حاج احمد، رضا نیز از آن به بعد همراه تیپ ۲۷ در عملیات های مختلف شرکت کرد.


حسین الله کرم، همرزم شهید می گوید: در عملیات محمد رسول الله (ص) وقتی پس از انهدام مواضع و استحکامات دشمن فرمان بازگشت به خطوط خودی داده شد. نیروها آماده بازگشت شدند. شهید چراغی در مسیر سرد و پر برف نیروها را که با مشقت فراوان از عملیات بر می گشتند در آغوش می گرفت و می بوسید.


شهید رضا چراغی، پس از ماه ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب، سرانجام در عملیات والفجر 1 که در منطقه عمومی فکه انجام گرفت، پس از ابراز رشادت تمام و ایثار و حماسه، به شهادت رسید و روح بزرگوارش به ابدیت عشق پرواز کرد. یکی از همرزمانش می گوید: دشمن در ارتفاع 143 فکه پاتک سنگین زده بود. به هر ترتیبی بود، خود را به آن جا رساندم. رضا چراغی، عباس کریمی، اکبر زجاجی در حال شلیک آر پی چی 60 بودند. دشمن پاتک سنگینی زده بود. هر چه اصرار کردم که عقب برگردند، قبول نکردند. روی ارتفاع فقط شش نفر سالم مانده بودند که می جنگیدند، رضا چراغی، عباس کریمی ، اکبر زجاجی و سه نفر بسیجی که سخت درگیر بودند. دشمن تصور می کرد که نیروی زیادی روی ارتفاع است. عصر که دوباره به ارتفاع رفتم، دیدم عباس کریمی و دو نفر از بسیجیان، پیکر غرقه به خون شهید چراغی را با برانکارد حمل می کنند.


سردار شهید رضا حسن پور، جانشین لشگر علی ابن ابیطالب قبل از رفتن به جبهه مکانیک بوده و پس از حضور در جبهه‌های حق علیه باطل با رشادت های فراوان در اسفند ماه سال1362 به شهادت نایل آمد.


رضا حسن پور ، در سال 1339 در تهران بدنیا آمد. دوران کودکی را در تهران پشت سر گذاشت . پدر و مادر وی انسانهای مذهبی ، معتقد ، اما محروم از تمتعات زندگی بودند . هفت ساله بود که همراه پدر و مادرش از تهران به قزوین عزیمت کرد. در قزوین دورة بتدایی را شروع کرد . دورة ابتدایی را با نمره های بسیار خوب پشت سر گذاشت. از آنجا که وضع مالی زیاد خوبی نداشتند مجبور به ترک تحصیل شد و در یک مغازه مکانیکی شروع به فعالیت کرد.


رضا که فردی محرومیت کشیده و رنج دیده بود ، با شروع نخستین جرقه های انقلاب ، خود را به جریان زلال انقلاب می سپارد .او تمام امیدها و آرزوهایش را در انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) مجسم می دارد و از این رو ، دل در گرو رهبر می سپارد و با شور امید در تمام صحنه های انقلاب حضور مشتاقانه و فعال می یابد.


وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تهران با کمیتة انقلاب اسلامی همکاری میکند و در مبارزة با عوامل ضد انقلاب به فعالیت می پردازد . پس از چند ماه فعالیت در تهران ، دوباره به شهر قزوین باز می گردد . سال 1358 به دنبال تحرکات گروهکهای ضد انقلاب در استان کردستان ، همراه یک گروه ، راهی این استان می شود و با شهامت و شجاعت در سرکوبی ضد انقلاب شرکت می جوید . وی در پاکسازی شهر (( تکاب )) از لوث ضد انقلاب ، شجاعانه می جنگد.


حسن پور که پیش از شروع جنگ تحمیلی ، در منطقة غرب ، در حال مبارزه با ضد انقلاب بود : با شروع جنگ بلافاصله خود را به پیشتازان مبارزه با دشمن می رساند . وی مدتی در «گیلانغرب» و «سرپل ذهاب» می جنگد و به عنوان مسئوول گروه، رشادتهای فراوانی از خود نشان می دهد . پس از آن ، مدت شش ماه از اوایل سال 1360 به سرپرستی یک گروه چهل نفره از قزوین به منطقة (( میمک )) اعزام می شود . در طول این مدت ، با توان بالای رزمی ، در آزاد سازی ارتفاعات میمک شرکت می جوید . با شهامت تمام در شناسایی منطقه ، تا عمق دشمن نفوذ می کند . یک بار نیز همراه سه نفر از همرزمان خود ، به تعقیب نیروهای عراقی می روند و یک تانک سالم را از آنان به غنیمت می گیرند.


شهید حسن پور پس از عمری مجاهدت و مبارزه در راه اعتلای کلمة حق ، سرانجام در عملیّات(( خیبر )) به عنوان قائم مقام لشگر 17 علی بن ابی طالب وارد عمل شد و روز 14 اسفند ماه 1362 در ((جزیرة مجنون)) بر اثر اصابت تیر یه سرش به شهادت رسید و به آرزوی دیرین خود نایل شد.

انتهای پیام/خ

,


در شام غریبان عاشورای حسینی سال ۱۳۲۲ در یکی از روستاهای” فریدونکنار “به دنیا آمد. او اولین فرزند“محمد حسن بصیر” و سیده “سکینه طیبی نژاد" بود که در دورة ارباب و رعیتی به عنوان یک رعیت در زمین های ارباب کشاورزی می کردند.

,
,


بعد از اتمام دوره ششم ابتدایی نظام قدیم ترک تحصیل کرد و نزد یکی از بستگانش در «بابل» به آهنگری مشغول شد. در کنار این کار در امور کشاورزی به پدرش کمک می کرد.

,
,


اول شهریور ۱۳۴۱ برای انجام خدمت وظیفه به «تهران» اعزام شد و در آنجا به دلیل فعالیت های سیاسی و پخش اعلامیه های امام خمینی(ره) به پادگان منظریه قم تبعید گردید. شرایط سخت و دشوار خدمت سربازی را در اول شهریور ۱۳۴۳ به پایان رساند.

,
,


در دوم مرداد ۱۳۵۰ در شرکت باطری سازی وزارت جنگ در تهران مشغول به کار شد ولی به علت فعالیتهای سیاسی در اول مهر ۱۳۵۳ اخراج گردید. به دنبال آن به زادگاهش «فریدونکنار» بازگشت و مشغول آهنگری شد. مدتی بعد به کمک پدرش یک کارگاه ساخت در و پنجره آلومینیومی راه اندازی کرد و مشغول کار شد.

,
,


سپس در بیست و هشت شهریور ماه ۱۳۶۲ در منطقه جنگی به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد. از آن پس فرماندهی گردان یا رسول (ص) لشکر کربلا را عهده دار شد. یکی از همرزمانش می گوید : به ندرت لباس فرم سپاه را می پوشید و اکثر وقت ها لباس خاکی بسیجیان بر تن داشت. روزی در قرارگاه با فرماندهان عالی رتبه جنگ مانند محسن رضایی و علی شمخانی جلسه داشت. مشاهده کردم که با همان لباس خاکی بسیج می رود تا در جلسه شرکت کند. گفتم بهتر نیست تا لباس فرم سپاه را بپوشید ؟ در جوابم گفت : فرزندم ! من این لباس را دوست دارم و به آن افتخار می کنم و از خدا می خواهم که همین لباس را کفنم قرار دهد. دوست دارم لباس رزم کفنم شود و در آن روز بزرگ که همه در پیشگاه محبوب سرافکنده می ایستیم در قافله پر شور شهیدان سربلند بر حریر خویش مباهات کنم.

,
,


او همچون تمامی سرداران گمنام جنگ متواضع و فروتن بود. وقتی که عنوان و سمت وی در جبهه سوال شد، گفت : «مثل رزمندگان بسیجی من هم دارم می جنگم»

,
,


حاج بصیر در سال ۱۳۶۶ در عملیات کربلای ۱۰ در ارتفاعات برفگیر ماووت حضور داشت.
سرانجام در دوم اردیبهشت ۱۳۶۶ در شب عملیات کربلای ۱۰ بر فراز ارتفاعات ماووت خمپاره ای بر سنگر او فرود آمد و حاج حسین بصیر در سن چهل و پنج سالگی بعد از هفت سال حضور مستمر در جبهه های نبرد به شهادت رسید.
پیکر شهید حاج حسین بصیر در میان انبوه جمعیت سوگوار تشییع و در گلزار شهدای «فریدونکنار» به خاک سپرده شد.

,
,
,
,


سردار شهید رضا چراغی از دیگر شهدای اصناف و بازار به شمار می آید که قبل از جریانات جبهه و جنگ علاوه بر فعالیت های سیاسی –مذهبی که داشته در صنف کفاشان مشغول به کار بوده است

,
, سردار شهید رضا چراغی از دیگر شهدای اصناف و بازار به شمار می آید که قبل از جریانات جبهه و جنگ علاوه بر فعالیت های سیاسی –مذهبی که داشته در صنف کفاشان مشغول به کار بوده است, سردار شهید رضا چراغی از دیگر شهدای اصناف و بازار به شمار می آید که قبل از جریانات جبهه و جنگ علاوه بر فعالیت های سیاسی –مذهبی که داشته در صنف کفاشان مشغول به کار بوده است,


شهید رضا چراغی در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (ع) زاده شد. در شش سالگی قدم به مدرسه گذاشت و با استعداد خوبی که داشت، همواره در درسهایش موفق بود. او علاوه بر تحصیل، به مطالعات و فعالیت های مذهبی علاقمند بود و در مجالس مذهبی، با شور و اشتیاق حضور می یافت. پس از گذراندن دوره ابتدایی، وارد دبیرستان شد و در آن مقطع با برخی مسائل مذهبی و سیاسی آشنا شد. او در شروع انقلاب اسلامی، در سال آخر دبیرستان تحصیل می کرد.

,
,


رضا در راه تحصیل، عنصری فعال و پر تلاش بود. در میان همسالان و همشاگردانش از نظر اخلاق، ادب و علم، ممتاز بود. با شروع انقلاب اسلامی، فعالانه وارد عرصه های مبارزه شد و در حرکت ها و تظاهرات، همدوش و همراه مردم انقلابی به فعالیت پرداخت. با اوج گیری انقلاب، حضور او در صحنه های مختلف آن، پر شور و هیجان و جدی تر شد و در توزیع اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) در میان دوستان و بستگان، نقش موثری ایفا کرد.

,
,


چراغی در روزهای پیروزی انقلاب، خستگی ناپذیر و عاشقانه، شب و روز خود را وقف تحقق انقلاب کرد و در تسخیر مراکز نظامی و دولتی رژیم، پر تلاش حضور داشت.

,
,


رضا پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با شوقی فراوان در حراست از آرمان های آن، با جان و دل کوشید. هر جا که به او نیاز بود، خود را به آن جا رسانده و خدمات شایسته ای را انجام می داد. او پس از شروع غائله کردستان توسط ضد انقلاب، فوری همراه جمعی از دوستان، خود را به مریوان رساند و در مبارزه با گروهک های محارب، از هیچ کوششی دریغ نکرد.

,
,


شهید چراغی که حاج احمد متوسلیان را استاد خود می دانست، خصوصیات بارز اخلاق و رفتار نظامی او را الگوی خویش قرار داد و از همان اولین روزهای حضورش درمریوان، با نشان دادن شجاعت و رشادت، جوهر خویش را نمایان ساخت.. جمع سرداران دلیر مردی که بعدها در جنگ، نوبت به نوبت جاودانه شدند، از کردستان عازم جنوب شدند. با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) توسط حاج احمد، رضا نیز از آن به بعد همراه تیپ ۲۷ در عملیات های مختلف شرکت کرد.

,
,


حسین الله کرم، همرزم شهید می گوید: در عملیات محمد رسول الله (ص) وقتی پس از انهدام مواضع و استحکامات دشمن فرمان بازگشت به خطوط خودی داده شد. نیروها آماده بازگشت شدند. شهید چراغی در مسیر سرد و پر برف نیروها را که با مشقت فراوان از عملیات بر می گشتند در آغوش می گرفت و می بوسید.

,
,


شهید رضا چراغی، پس از ماه ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب، سرانجام در عملیات والفجر 1 که در منطقه عمومی فکه انجام گرفت، پس از ابراز رشادت تمام و ایثار و حماسه، به شهادت رسید و روح بزرگوارش به ابدیت عشق پرواز کرد. یکی از همرزمانش می گوید: دشمن در ارتفاع 143 فکه پاتک سنگین زده بود. به هر ترتیبی بود، خود را به آن جا رساندم. رضا چراغی، عباس کریمی، اکبر زجاجی در حال شلیک آر پی چی 60 بودند. دشمن پاتک سنگینی زده بود. هر چه اصرار کردم که عقب برگردند، قبول نکردند. روی ارتفاع فقط شش نفر سالم مانده بودند که می جنگیدند، رضا چراغی، عباس کریمی ، اکبر زجاجی و سه نفر بسیجی که سخت درگیر بودند. دشمن تصور می کرد که نیروی زیادی روی ارتفاع است. عصر که دوباره به ارتفاع رفتم، دیدم عباس کریمی و دو نفر از بسیجیان، پیکر غرقه به خون شهید چراغی را با برانکارد حمل می کنند.

,
,


سردار شهید رضا حسن پور، جانشین لشگر علی ابن ابیطالب قبل از رفتن به جبهه مکانیک بوده و پس از حضور در جبهه‌های حق علیه باطل با رشادت های فراوان در اسفند ماه سال1362 به شهادت نایل آمد.

,
, سردار شهید رضا حسن پور، جانشین لشگر علی ابن ابیطالب قبل از رفتن به جبهه مکانیک بوده و پس از حضور در جبهه‌های حق علیه باطل با رشادت های فراوان در اسفند ماه سال1362 به شهادت نایل آمد., سردار شهید رضا حسن پور، جانشین لشگر علی ابن ابیطالب قبل از رفتن به جبهه مکانیک بوده و پس از حضور در جبهه‌های حق علیه باطل با رشادت های فراوان در اسفند ماه سال1362 به شهادت نایل آمد.,


رضا حسن پور ، در سال 1339 در تهران بدنیا آمد. دوران کودکی را در تهران پشت سر گذاشت . پدر و مادر وی انسانهای مذهبی ، معتقد ، اما محروم از تمتعات زندگی بودند . هفت ساله بود که همراه پدر و مادرش از تهران به قزوین عزیمت کرد. در قزوین دورة بتدایی را شروع کرد . دورة ابتدایی را با نمره های بسیار خوب پشت سر گذاشت. از آنجا که وضع مالی زیاد خوبی نداشتند مجبور به ترک تحصیل شد و در یک مغازه مکانیکی شروع به فعالیت کرد.

,
,


رضا که فردی محرومیت کشیده و رنج دیده بود ، با شروع نخستین جرقه های انقلاب ، خود را به جریان زلال انقلاب می سپارد .او تمام امیدها و آرزوهایش را در انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) مجسم می دارد و از این رو ، دل در گرو رهبر می سپارد و با شور امید در تمام صحنه های انقلاب حضور مشتاقانه و فعال می یابد.

,
,


وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تهران با کمیتة انقلاب اسلامی همکاری میکند و در مبارزة با عوامل ضد انقلاب به فعالیت می پردازد . پس از چند ماه فعالیت در تهران ، دوباره به شهر قزوین باز می گردد . سال 1358 به دنبال تحرکات گروهکهای ضد انقلاب در استان کردستان ، همراه یک گروه ، راهی این استان می شود و با شهامت و شجاعت در سرکوبی ضد انقلاب شرکت می جوید . وی در پاکسازی شهر (( تکاب )) از لوث ضد انقلاب ، شجاعانه می جنگد.

,
,


حسن پور که پیش از شروع جنگ تحمیلی ، در منطقة غرب ، در حال مبارزه با ضد انقلاب بود : با شروع جنگ بلافاصله خود را به پیشتازان مبارزه با دشمن می رساند . وی مدتی در «گیلانغرب» و «سرپل ذهاب» می جنگد و به عنوان مسئوول گروه، رشادتهای فراوانی از خود نشان می دهد . پس از آن ، مدت شش ماه از اوایل سال 1360 به سرپرستی یک گروه چهل نفره از قزوین به منطقة (( میمک )) اعزام می شود . در طول این مدت ، با توان بالای رزمی ، در آزاد سازی ارتفاعات میمک شرکت می جوید . با شهامت تمام در شناسایی منطقه ، تا عمق دشمن نفوذ می کند . یک بار نیز همراه سه نفر از همرزمان خود ، به تعقیب نیروهای عراقی می روند و یک تانک سالم را از آنان به غنیمت می گیرند.

,
,


شهید حسن پور پس از عمری مجاهدت و مبارزه در راه اعتلای کلمة حق ، سرانجام در عملیّات(( خیبر )) به عنوان قائم مقام لشگر 17 علی بن ابی طالب وارد عمل شد و روز 14 اسفند ماه 1362 در ((جزیرة مجنون)) بر اثر اصابت تیر یه سرش به شهادت رسید و به آرزوی دیرین خود نایل شد.

,
,

انتهای پیام/خ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه