یادداشت

اپیدمی فردگرایی و یک درمان

اپیدمی فردگرایی و یک درمان
متاسفانه نشانه‌های ظهور فردگرایی را می‌توان در شهرهای بسیار بزرگ مانند تهران تشخیص داد. ایرانیان که جان خود را برای جمع فدا می‌کردند، در دوره جدید خبری از جمع ندارند!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سازمان بسیج دانشجویی، سجاد قهران در یادداشتی نوشت: فردگرایی در زندگی مدرن در مقابل جمع‌گرایی توصیف می‌شود. جمع‌گرایی حالتی است که در آن ساختارهای جمعی مانند مذهب، خانواده، قومیت و آیین‌های جمعی به‌طور کلی بر افراد جامعه سیطره دارند. به بیان دیگر فرد در کنش‌ها و رفتارهایش همواره تابع ارزش‌های جمعی است. فرد و ارزش‌های فردی جایگاهی در این دیدگاه ندارد.

جامعه ایران در دهه‌های اخیر در جریان تحولات فرهنگی و اجتماعی وسیعی قرار گرفته است. این تحولات بویژه در خانواده مشهود بوده است. یکی از تحولاتی که خانواده از آن مصون نمانده است رشد فردگرایی بوده است. این مقاله تلاش کرده است به بررسی میزان فردگرایی میان فرزندان بپردازد. ریشه های مطالعاتی این مفهوم در جامعه شناسی به آثار توکویل، تونیس، دورکیم بر می گردد و پس از آن بسیاری از جامعه شناسان توماس، زنانیکی،لنسکی، گیدنز، تریاندیس و هوفستده متاثر از کلاسیک ها این مفهوم را در حوزه های مختلف از جمله خانوادهبررسی کرده اند. فردگرایی با توجه به ادبیات آن، در وجوه مختلف طبقه بندی شده است: فردگرایی مثبت نظیرابتکار، تجربه اندوزی، استقلال فکری داشتن و فردگرایی منفی نظیر لذت گرایی، خودمداری و عدم رعایت حقوق دیگران.

فردگرایی در زندگی مدرن در مقابل جمع‌گرایی توصیف می‌شود. جمع‌گرایی حالتی است که در آن ساختارهای جمعی مانند مذهب، خانواده، قومیت و آیین‌های جمعی به‌طور کلی بر افراد جامعه سیطره دارند. به بیان دیگر فرد در کنش‌ها و رفتارهایش همواره تابع ارزش‌های جمعی است. فرد و ارزش‌های فردی جایگاهی در این دیدگاه ندارد. جمع‌گرایی این فرصت را به فرد نمی‌دهد که امیال، خواسته‌ها، سلیقه‌ها و ذهنیت‌های خودش را تحقق ببخشد. در مقابل این دیدگاه فردگرایی مطرح است که می‌توان گفت به این معنی است که جامعه بر محور اصلی فرد می‌چرخد و بر اهمیت فرد و استقلال او در مقابل محیط جمعی تأکید دارد. فردگرایی اغلب به مثابه برداشت و تلقی منفی یا بدبینانه به‌کار برده می‌شود با این حال عده‌ای معتقدند، فردگرایی از الزامات مدرنیته است.

 هر جایی که فرآیندهای مدرن شدن گسترش پیدا می‌کند، طبیعتا فردگرایی هم توسعه می‌یابد. به تعبیر دیگر، فردگرایی مفهومی است که وضعیت جامعه را توضیح می‌دهد و چگونگی تغییر و تحول جامعه از یک وضعیت سنتی به وضعیت مدرن یا امروزی را به کمک این مفهوم شرح می‌دهند. ما وقتی که از فردگرایی در یک جامعه صحبت می‌کنیم باید ببینیم تا چه مقدار و چگونه فرآیندهای مدرن‌شدن در یک جامعه رخ داده است. فرآیندهای مدرن‌شدن همان شهرنشینی، صنعتی‌شدن، توسعه عقلانیت در قالب توسعه نظام‌های بروکراسی، دموکراسی و سازمان‌های اجتماعی جدید است. این مقدمه را عنوان کردم تا بتوانیم مفهوم فردگرایی را در جامعه ایرانی مورد بررسی قرار دهیم.

به عقیده صاحب‌نظران علوم جامعه‌شناسی،  فردگرایی منجر به ظهور نمادهای اخلاقی ناشایست می‌شود؛ تک‌روی یا خودمحوری و خودکامگی. متاسفانه جنبه‌هایی که امروز در جامعه ایران دیده می‌شود هم اغلب مظاهر منفی و ضداخلاقی فردگرایی است. به‌طوری که مردم ما دست‌کم در زیست شهری گرایش به گذران زندگی در محدوده رفع نیازها، تحقق منافع، مصالح شخصی و خصوصی خود بدون در نظر گرفتن منافع دیگران هستند که این مفهوم خودکامگی است.

این فردگرایی از سوی دیگر در تلاش و تقلای همیشگی افراد در امور شخصی و خصوصی، خود را نشان می‌دهد. عده‌ای ناتوانی ایرانی‌ها در انجام کار گروهی را ناشی از همین روحیه فردگرایی در جامعه می‌دانند. افراد خودمحور به دنبال این هستند که در هر موقعیتی، تمایزی خاص و ویژه برای خود نسبت به سایر افراد جامعه بیابند. در این رویکرد این افراد در فردگرایی خود، افراد دیگر جامعه را هم مانند خود می‌بینند و به‌عنوان عضوی از جماعتی خودمحور، از دیگران مثل ابزاری برای رسیدن به اهداف و تحقق منافع خود بهره می‌برند، که این نوع زندگی خودخواهانه از نظر اجتماعی ارزش و اعتباری ندارد و مانع بزرگی برای توسعه‌یافتگی محسوب می‌شود.
 
 مراجعه به کتب و منابعی که در مورد فرهنگ و تاریخ و اندیشه ایرانیان از گذشته دور تاکنون به یادگار مانده است، این اصل دیده می‌شود که ایرانیان مردمی جمع‌گرا با محوریت دین و خانواده و نظام سیاسی‌شان هستند. آنقدر جمع‌گرایی ایرانی برای مستشرقان گران تمام شده و در بعضی از مواقع از فهم آن ناتوان شده‌اند که ایرانیان را به دورویی و تظاهر متهم کرده‌اند. آنها - به طور خاص ادوارد براون و مولف حاجی بابای اصفهانی - از فهم پیچیده بودن نظام فرهنگی و اجتماعی ایرانی که از یک طرف سر در جمع‌گرایی دارد و از طرف دیگر می‌خواهد واقعیت‌های آشکار و پنهان را بازگو کند، غافل مانده‌اند.

 همین بدفهمی مستشرقان باعث به کار رفتن تعابیر نارسا در مورد فرهنگ و جامعه ایرانی شده است. آنچه که بیان کننده ماهیت جامعه ایرانی است، رویکرد جمع‌گرایانه مردم ایرانی با محوریت خانواده، دین و نظام سیاسی است. به عبارتی، ایرانیان هم اهل خانواده‌اند، هم اهل دین و هم متوجه نظام سیاسی.

از طرفی مدافع این سه نهادند و از طرف دیگر منتقد آن. با وجود آنکه به نقد این سه نهاد و حاملا‌ن آن، اعم از والدین، روحانیون، دانشمندان و سیاستمداران می‌پردازند، از آنها دفاع هم می‌کنند. به همین خاطر گفته می‌شود مردم ایران پیچیده و چند چهره هستند. خیر مردم ایران چند چهره نیستند. ایرانیان اهل جمع و نهادهایی که بسترساز جمعیت و نظام اجتماعی و رفتارهای جمعی است، هستند.

اما آیا این روحیات با امروز ایرانیان هم سازگار است؟ با توجه به فضاهای پیرامونی زندگی ما در کوچه و بازار روایت و وضعیتی متفاوت می‌توان دید. مردم ایران در دوران جدید تغییر بسیار کرده‌اند. ایرانیان ساکن شهرهای بزرگ سعی می‌کنند تا سر در لا‌ک خویش کرده و کاری به کار دیگران نداشته باشند. این است که همسایه‌ها از یکدیگر اطلا‌عی ندارند. اگر سرقتی، حادثه‌ای، کمی و کاستی، زلزله ای، تورمی و یا انتخاباتی در کار نباشد، مردم یک کوچه و خیابان که هیچ، حتی ساکنان یک مجتمع مسکونی از حال یکدیگر باخبر نمی‌شوند. کسی نمی‌داند که در همسایگی او چه کسانی زندگی می‌کنند. شاید این همسایه نیاز به همیاری داشته باشد. شاید همسایه فرد مهمی باشد و بتواند مشکلی از اهل خانه را حل کند. کسی کاری به این کارها ندارد. شاید زمانی شیون کسی برای از دست رفتن عزیزی توجه همسایه را به خود جلب کند. یا اینکه پس از زلزله معلوم شود در این خانه فردی ضعیف زندگی می‌کرده که هنگام وقوع زلزله توانایی حرکت نداشته و در زیر آوار مانده است.

 پس متاسفانه نشانه‌های ظهور فردگرایی را می‌توان در شهرهای بسیار بزرگ مانند تهران تشخیص داد. ایرانیان که جان خود را برای جمع فدا می‌کردند، در دوره جدید خبری از جمع ندارند. این هم به این خاطر نیست که فرصت خبرگیری از جمع را ندارد. او آنقدر گرفتار کار و زندگی نیست که از همسایه و هموطن خود اطلا‌ع نداشته باشد بلکه او امکان ایجاد ارتباط را ندارد. همه نصیحت می‌کنند که فقط حواست به زن و فرزند و مال و دارایی و آبروی خود باشد و دیگران را رها کن. در نتیجه می‌توان دید که ایرانیان دچار فردگرایی افراطی شده‌اند و فرد تنها در اجتماع آن تولد یافته است.
 
در صورتی که این ادعا درست باشد، یعنی ایران کشوری فرهنگی است که مردمان آن از جمع‌گرایی به سمت فردگرایی افراطی میل کرده‌اند و لا‌زم است جامعه‌شناسان، اهل فرهنگ و ادب، سیاستمداران، روانشناسان اجتماعی، مصلحان وروحانیون به فهم علل آن بپردازند. اگر این ادعا درست باشد، اصل و اساس ایرانیت مورد سوال خواهد بود. زیرا ایرانیان خود را ملتی جهان‌دوست، دیگردوست، صلح طلب و متوجه احوال و وضعیت ستمدیدگان و رنج‌کشیده‌ها معرفی می‌کنند. اگر فردگرایی ایرانیان صادق باشد، پس این همه توجه به سرنوشت دیگران چیست؟ اگر این تغییر موقعیت درست باشد، آن وقت چه بر سر ادبیات و ارزش‌های جمعی ایرانی خواهد آمد. شعرای ایرانی که در طول تاریخ از رنج و ملا‌مت دیگران سخن گفته‌اند و تلا‌ش کرده‌اند تا بنی آدم را دور یکدیگر جمع کنند، چه خواهند کرد؟

بی تردید رسیدن به جامعه مطلوب بدون تربیت افراد آن جامعه میسر نیست؛ و تربیت افراد برای تأثیرگذاری مطلوب در جایگاه های مختلف، در گرو یک نظام تربیتی منسجم و مبتنی بر مبانی و اصول تربیت دینی است. الگوی تربیتی صالحین، با تدوین چنین نظامی، در حال حاضر یکی از بهترین و موفق‌ترین روش‌های تربیت نیروی انسانی و کادرسازی به شمار می رود. توجه به ساختار این الگوی تربیتی و دقت در روش‌های ارتباطی این ارکان با یکدیگر و سایر اصول آن، این مطلب را روشن می‌کند.

از آنجا که فطرت و وجدان الهی انسان، سرچشمه اخلاق است، اصل فطرت‌گرایی اهمیت فراوانی دارد. انسان از آغاز با فطرت انسانیت به دنیا می‌آید و این فطرت در پرتو عوامل تربیتی است که شکوفا و یا سرکوب می‌شود. بر این اساس، تربیت الهی با طبیعت آدمی، نیازها و رشد و تکامل او سازگاری دارد. ازاین‌رو، توجه به استعدادهای فطری و برنامه‌ریزی جهت شکوفایی و پرورش این استعدادها نقش به‌سزایی درجهت درونی کردن تربیت و سازگاری با فطرت دارد. اصول متناسب با فطریات مهم انسان عبارت‌اند از: حقیقت‌جویی، خداجویی و فضیلت محوری، جمال گرایی، جمع‌گرایی، توجه به نوآوری و خلاقیت

شجره طیبه صالحین یک نظام تربیتی در قالب حلقه‌های منسجم و مرتبط در سطوح و اقشار مختلف جامعه است. این شبکه با استفاده از ظرفیت‌های علمی و معنوی نظام اسلامی، اسباب ارتقای افراد جامعه را در ابعاد مختلف فراهم می‌نماید. این الگو، یک برنامه فرهنگی تربیتی است که بصورت فرآیند مستمر در یک بازه زمانی، متناسب با مخاطب از طریق ارتباط عمیق و پایدار با تک تک اعضاء در قالب جمعی محدود با ترکیب مناسب و هدفمند به لحاظ سنی و سطح اعضاء انجام می‌پذیرد. اجرای برنامه های متنوع و جذاب مطالعاتی به روش مباحثه ای و هم اندیشی طرفینی و همچنین اجرای برنامه های تربیتی ، فرهنگی ،اجتماعی ،سیاسی ،ورزشی و سایر اقدامات مورد نیاز، حفظ و انسجام اعضاء از دیگر خصوصیات این حلقات میباشد که موجب تقویت هویت حلقه نیز گردیده و موجبات رشد و تعالی همه جانبه اعضاء در حلقات را فراهم میگرداند. شجره طیبه صالحین برنامه مستمر بوده و به فصل یا زمان خاصی تعلق ندارد اما بی تردید تابستان فرصتی است که با توجه به فراغت آکثریت آحاد متربیان در شجره طیبه و حداقل فراغت بیشتر آنها می توان با برنامه ریزی مناسب به غنی کردن این اوقات در جهت رشد و ارتقای شرکت کنندگان تلاش نمود.

منابع

پژوهش نامه علوم اجتماعی ، سال چهارم/شماره چهارم/زمستان89
بیژن عبدالکریمی  استاد فلسفه
باشگاه اندیشه
javaneh.salehin.i r

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سازمان بسیج دانشجویی،,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

انتهای پیام/خ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه