مترسک نیستیم:

فقط خواستیم بگیم حواسمون جمع که ....

فقط خواستیم بگیم حواسمون جمع که ....
یکی از نامزدها رندبازی در آورد و‌پته یکی دیگه ریخت رو‌دایره،و‌گفت:من سرهنگ نیستم، حقوقدانم!!! تو جامعه ای که همه چی یهویی بر میگرده ،یهویی رای ها برگشت و‌طرف یک دفعه دید راست راستکی حقوقدان شد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیام بشرویه  فقط خواستیم بگیم " مترسک نیستیم" حواسمون  هست که....

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام بشرویه , پیام بشرویه ,  فقط خواستیم بگیم " مترسک نیستیم" حواسمون  هست که....,

 

,

یه ‌روز‌ یکی‌ بود میخواست رییس بشه که ‌شد،قول داده بود نفت رو‌می آورد سر سفره مردم،حالا با پیت یا با شیلنگ ‌رو‌ مشخص نکرده بود،به قولش عمل کرد ،شیلنگش رو ‌آورد حیف که توش‌نفت نبود.....

, یه ‌روز‌ یکی‌ بود, یه ‌روز‌ یکی‌ بود,

 

,

یه روز یه وزیری بود که دایم السفر بود،رییس اش میگفت :نرو،نروووو،بی من نرووو!! اون هم می رفت و حرف گوش کن نبود و یه دفعه ای دید وزیر پر.....

, یه روز یه وزیری بود, یه روز یه وزیری بود,

 

,

یه ‌روز ‌یه رییس بانک مرکزی ای بود که نرخ ارز از دستش در رفته بود،همه ازش دنبال جواب بودن!!!! آقا رییس عصبانی شد گفت:بسم الله !!!!شما بفرمایید و این چنین شد که مسبب نابسامانی نرخ ارز پیدا شد....

, یه ‌روز ‌یه رییس بانک مرکزی ای, یه ‌روز ‌یه رییس بانک مرکزی ای,

 

,

 

,

یه‌روز یه انتخاباتی میخواست برگزار شه ،یکی از نامزدها رندبازی در آورد و‌پته یکی دیگه ریخت رو‌دایره،و‌گفت:من سرهنگ نیستم، حقوقدانم!!! تو جامعه ای که همه چی یهویی بر میگرده ،یهویی رای ها برگشت و‌طرف یک دفعه دید راست راستکی حقوقدان شد.......

, یه‌روز یه انتخاباتی میخواست برگزار شه, یه‌روز یه انتخاباتی میخواست برگزار شه,

 

,

یه‌روز دیگه .... همون حقوقدان قصه ما گفت:ما می ریم آب و‌جارو‌کنیم صد روز دیگه بر میگردیم، !!! خیلی صد روز سپری شد ولی بر نگشتن که نگشتن،گفتن :می آید،

, یه‌روز دیگه, یه‌روز دیگه,

شاید این صد روز ،شاید صد روز دگر.....

,

 

,

یه‌روز ‌یکی‌از وطن ما ،پاره تن ما رفت خونه گربه ننه تا آبها از آسیاب بیفته برگرده،آبها از آسیاب افتاد هیچ!!پره هاش هم شکست ایشون هوس ولایت کرد و‌ برگشت ولی الان فرستادنش جایی که پره آسیاب درست کنه،بابای مهربونش هم در گوشش گفت! چی گفت!!؟ یواشکی گفت!! چی گفت؟؟؟ گفت:تو ‌بر میگردی!!!.....

, یه‌روز ‌یکی‌از وطن ما ،پاره تن ما , یه‌روز ‌یکی‌از وطن ما ،پاره تن ما ,

 

,

یه روز یکی بود که میگفت ما میخواهیم برویم توافق کنیم،و همه گفتند:واااای چه خوب!! یعنی میشه ما هم بریم بهشت!!!! ولی رییس جونشون می گفت:برید به جهنم!!!..

, یه روز یکی بود که میگفت , یه روز یکی بود که میگفت ,

 

,

یه‌روز ... یکی به پر و پای یکی پیچید و اون رییس قبلیه که شیلنگ رو ‌اختراع کرده بود از معاون رییس فعلی شکایت به قضا برد،!! حالا تا قدر چه خواهد خدا داااند....

, یه‌روز, یه‌روز,

 

,

یه روز یک وزیری بود که دامادش رو هی میفرستاد ماموریت خارجه!!!همه پرسیدند:چرا آخه!!!!چرا!!!!! و دامادش گفت:پدرزنم هست،می تونه،وجودش رو‌ داره ،به شما سننه!....

, یه روز یک وزیری بود , یه روز یک وزیری بود ,

 

,

 

,

یک روز چند تا شرکت اتول ساز داخلی دست به دامان گردانندگان فضای مجازی شدند :که تو رو‌خدا بیخیال ما بشین،بگذارین مردم اتول بخرن،اگه نخرن دوباره پیکان میسازیم میبندیم بهشون!!! مردم هم بدون غرض جهت علامت لایک را برای تصدیق فرمایش شان فرستادند.....

, یک روز چند تا شرکت اتول ساز داخلی , یک روز چند تا شرکت اتول ساز داخلی ,

 

,

ادامه یک روزی بود را شما بگیین..........

,

, ,

 

,

"ما مترسک نیستیم" حواسمون جمع ها ......

, "ما مترسک نیستیم" حواسمون جمع ها ......, "ما مترسک نیستیم" حواسمون جمع ها ......]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه