یادداشت/
مشکلات بنیادی در روابط ایران و اتحادیه اروپا
با پیروزی انقلاب اسلامی و قطع ارتباط با ایالات متحده، روابط ایران و اتحادیه اروپایی مسیر پر فراز و نشیبی را پیموده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از «دیارباران»: با پیروزی انقلاب اسلامی و قطع ارتباط با ایالات متحده، روابط ایران و اتحادیه اروپایی مسیر پر فراز و نشیبی را پیموده است. این روابط سینوسی وار از دوره سرد و گاه خصمانه ابتدای انقلاب شروع و تا امروز که سنگین ترین تحریم های بین المللی علیه ایران را در پی داشته، ادامه یافته است. هر چند در دوره ایی نیز این روابط نسبتا رو به گرمی نهاده اما در مجموع سایه بی اعتمادی بر آن سنگینی کرده است. مفهومی که شاید در نظریه رئالیسم بیش از هر چیزی بر آن تاکید شده است. در حقیقت خودیار بودن ماهیت نظام بین الملل سبب شده است که بازیگران اصلی نظام بین الملل که همان دولت- ملت ها می باشند به دیده تردید در یکدیگر نگریسته و بیشینه سازی امنیت و قدرت را دنبال کنند. اما در نگاهی دیگر باید گفت که این بی اعتمادی بیش از هر چیز ناشی از ماهیت تحول خواه انقلاب اسلامی می باشد. در حقیقت جمهوری اسلامی با پی گیری قاعده نفی سبیل به عنوان یکی از مبانی بنیادین سیاست خارجی خود همواره نظم بین المللی را به چالش کشیده است و عدالت طلبی را به عنوان اصلی اساسی پیگیری کرده است. حمایت از آرمان انتفاضه فلسطین ، کمک و پشتیبانی از مسلمانان محروم و ستم دیده بوسنی و هرزگوین ،سوریه ،یمن و امداد رسانی به مردم محروم و ستم دیده در نقاط مختلف افریقا (مینمار) شواهدی دال بر این ادعا می باشد. در همین حال، ایران بسیاری از قواعد ناعادلانه بین المللی همچون حق رای وتو اعضای دائم شورای امنیت و برخوردهای تبعیض آمیز نهادهای بین المللی را زیر سوال برده است. این موضوع کشورهای اروپایی را که بنیان گذار این نظم به اصطلاح لیبرالی می باشند با سردرگمی و آشفتگی روبرو ساخته است. همچنین اصل صدور انقلاب اسلامی که این نیز به اصل وحدت جهان اسلام، ایده شکل گیری امت اسلامی و پیشبرد ایده های اسلامی بر می گردد و نهایتا خود صدور انقلاب به ورای مرزهای ایران و به یک حوزه تمدنی غیر که تحت عنوان ایران ام القرای جهان اسلام لقب گرفته، برای کشورهای غربی و اروپایی به عنوان یک تهدید تلقی می شود.اما این روند در پی وقوع تحولات پس از یازده سپتامبرتشدید نیزشده است.َ به عبارت دیگر با قوع حوادث یازده سپتامبر، امنیت مولفه تعیین کننده ابعاد مختلف رابطه با اروپا بوده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیارباران,اشاره به سند استراتژی امنیتی اروپا به تاثیر حکومت های دموکراتیک و کارآمد در صلح و امنیت جهانی به ویژه در منطقه خاورمیانه حاکی از تحول مهم دیگری است که با توجه به خصومت اروپائیان با ایران تلاش دارد تا جمهوری اسلامی را در عرصه سیاست خارجی محدود سازد. این تحول به تعریف و جایگاه جدید مساله ی حقوق بشر در نظام تفکر امنیتی اروپا مربوط می شود. هم اکنون توجه ویژه ای بر تبعات و آثار نقض حقوق بشر بر امنیت اروپا معطوف شده و اصرار اتحادیه ی اروپا به رعایت حقوق بشر که پیش از این از زاویه های دیگری صورت می گرفت، پس از این از زاویه و منظری امنیتی مورد توجه قرار خواهد گرفت. با توجه به این نکته روشن می شود که همگی موضوعات مندرج در دستور گفتگوهای ایران و اتحادیه اروپا اینک ماهیت و ارزش امنیتی پیدا کرده و از منظر امنیتی نگریسته خواهد شد. این دلیل دیگری است بر این جمع بندی که روابط ایران و اتحادیه ی اروپا هم اکنون از مقوله و جنس امنیتی شده است و پس از این احساس تهدید،که تلاش برای رفع تهدید و زمینه های آن را به دنبال خواهد داشت. بر این اساس در سطح دو جانبه، ایران تلاش نموده است با استفاده از ساز و کارهای دیپلماتیک قدرت های اصلی اتحادیه اروپا را مجاب نماید منافع ملی خود و منافع اتحادیه را در گرو روابط ایران و امریکا قرار ندهند. بدین معنا که با نزدیکی به اروپا و استفاده از رقابت میان اروپا و امریکا می توان منافع کشور را تامین ساخت. در واقع اروپاییان در تنظیم چارچوب سیاست خارجی ایران همواره نقش جایگزین را ایفا کرده اند. اما شرایط حاکم بر اتحادیه اروپا مانع اقدامات جداگانه از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا می شود. علاوه بر این با توجه به گرایش کشورهای اروپایی به تقویت روابط با امریکا، این فرصت برای اتحادیه اروپا فراهم شده است تا ضمن همکاری و همسویی با آمریکا از توان تاثیرگذاری بیشتری در بسیاری از معادلات بین المللی از جمله برخورد با ایران برخوردار باشد.شناخت مسئولین جدید سیاست خارجی کشور در حوزه اروپا، حاکی از این است که رفتن به سمت روابط پایدار بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک اثرات مثبت و بلند مدت را بر تحقق منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد. ، اتحادیه اروپا به دنبال سود نسبی خویش در رابطه با ایران به عنوان کشور تاثیر گذار منطقهای است. هر دو طرف، در این روزها احساس نیازی مشترک به برقراری روابط پایدار دارند. کارگزاران سیاست خارجی کشور در نگاه به اروپا و ظرفیتهای آن جهت بهرهبرداری مسیر دشواری از چالشها را پیش رو دارند که میتوانند به فرصتهایی برای همکاری تبدیل نمایند. حکومتهای اروپایی نیز به این نتیجه رسیده اند که اگر بخواهند نقشی در پیشرفتهای همسایگان جنوبی خود داشته باشند؛ باید با جنبشهای اسلامی، که مهمترین جنبشها در جوامع اسلامی هستند، گفتگو صورت پذیرد. اما، ارادهی مبتنی بر گفتگو کار ساده ای نیست. به امید روزی سرشار از صلح بین المللی.
,ف. هژبر/ دانشجوی کارشناس ارشد روابط بین الملل
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه