در فیلم محمد(ص) هیچ پلانی بدون نام خدا و صلوات شروع نمی‌شد

در فیلم محمد(ص) هیچ پلانی بدون نام خدا و صلوات شروع نمی‌شد
طراح دکور فیلم حضرت محمد رسول‌الله(ص) گفت: در فیلم محمد رسول الله(ص) هیچ پلانی بدون نام خدا و صلوات شروع نمی‌شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از روزنامه جوان ، سید مهدی موسوی فارغ‌التحصیل معماری است که از سال 80 کار حرفه‌ای خود را شروع کرده است. وی در آثار تاریخی و ماندگاری چون «مختارنامه»، «‌جابر بن حیان»، فیلم‌های سینمایی چون «یک حبه قند»، «دوباره پرواز کن» و «حق‌السکوت» به عنوان طراح صحنه و لباس حضور داشته و همین کارنامه موفق باعث شد تا در پروژه عظیم و بین‌المللی حضرت محمد رسول‌الله به عنوان ناظر هنری بخش دکور، عضوی از تیم تولید این اثر جهانی باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

در ابتدا برای مخاطبین ما بفرمایید وظایف صحنه آرا در فیلم چیست؟
در سینمای ایران عموماً به‌خاطر حجم و وسعت کاری که در بخش طراحی تعریف می‌کنند، یکی از دو بخش طراحی صحنه و طراحی لباس را داریم و کمتر اتفاق می‌افتد که طراحی صحنه داشته باشیم به جز فیلم‌های تاریخی به دلیل وسعت تولید، عموماً صحنه‌آرایی و چیدمان برای صحنه‌های فیلم‌ها اتفاق نمی‌افتد و هیچ موقع طراحی برای ساخت لوکیشن ساخته نمی‌شود و از لوکیشن‌هایی که وجود دارد بستگی به فیلم‌ها استفاده می‌شود و طراح صحنه با کارگردان صحبت می‌کند و وارد فاز آرایش و چیدمان یا لباس می‌شود. کمتر اتفاق می‌افتد لباسی بدوزند و با توجه به شخصیت و محیط و رنگ لباس‌هایی آماده می‌خرند اما در سریال‌های تاریخی مثل مختارنامه یا یوسف پیامبر براساس معماری فضا تحقیقاتی انجام می‌شود تا ساخت و ساز صحنه داشته باشند. در پروژه محمد رسول‌الله(ص) هم تیم‌های آکسسوار طراحی لباس، تیم دوخت و آماده‌سازی و تیم پتینه داشتیم که هرکدام به صورت تخصصی جداگانه فعالیت می‌کردند. در بخش پتینه دکور گاهی پنج تا شش نفر از ایتالیا بودند که دکورها را پتینه می‌کردند و بچه‌های ما در این فضای تخصصی حرفه‌ای شدند.

,
,

مقصود از پتینه کردن چیست؟
کهنه کردن لباس‌ها و دکور به شکلی که نشانی از تازگی و نو بودن در آن نباشد.

,
,

مگر در مجموعه «مختارنامه» چنین اتفاقاتی نیفتاد؟
مختارنامه یک سریال سنگین بود ولی در اشل تلویزیونی تولید شد. ما در مقطعی کار می‌کردیم که به نسبت امروز تجربه نداشتیم اگر آن پروژه امروز تولید می‌شد به نسبت قبل طراحی صحنه بهتری درست می‌کردیم به خاطر اینکه آموزش و نوع نگاهی که طراحی تیم خارجی فیلم محمد رسول‌الله (ص) داشت، نگاه ما را عوض کرد ولی آن زمان ما تنها براساس تجارب و آموزش‌های قبلی کار کردیم.

,
,

سخت‌ترین بخش چه مرحله‌ای بود؟
فیلمبرداری بود، زیرا به هرحال تیم‌هایی که قبل از فیلمبرداری و پیش تولید کار می‌کنند به عنوان تیم‌های ساخت و ساز یا ناظران هنری وارد شده‌اند، درست است زیر فشار زیاد برای آماده‌سازی کار هستند ولی فیلمبرداری به دلیل انسجام گروه‌ها که به نوعی تابلوی زحمات همه تیم‌های کاری است، استرس و حساسیت بیشتری دارد زیرا باید با ظرافت و دقت انجام شود.
یکی از بخش‌های فیلم لباس افراد بود به‌خصوص ابرهه و لشکر او، بر چه اساس لباس‌شان

,
,
,

طراحی و تولید شد؟
البته من طراح صحنه بودم و دوستان طراح لباس این مسئله را دنبال کردند تا جایی که می‌دانم آقای شاه ابراهیمی و دستیار ایشان و گروه‌های دوخت لباس و پتینه با هماهنگی و تعامل کار می‌کردند. فرانکو تحت فشار و کمبود زمان با این وجود جلساتی برای هماهنگی و کارهای تحقیقاتی می‌گذاشت تا لباس‌ها و صحنه‌ها مرتبط، هماهنگ و درست باشند.

,
,

شما گفتید که مسئول طراحی بخش کعبه بودید، این کار به چه صورت بود؟
ما کعبه را در دو دوره داشتیم جاهلیت (قبل از تولد پیامبر) و مقطعی که اسلام شروع شد. در واقع ما اوایل کعبه را براساس منابعی که فرانکو استخراج کرده بود، ساختیم؛ کعبه‌ای پر از آذین‌بندی با مجموعه‌ای از یراق‌ها و پارچه‌های زردوزی و اشکالی از حیوانات و نذوراتی که به دیوار آن آویزان کرده بودند. ساختار کعبه به همین شکل از روی منابع تاریخی ساخته شد. بعد از آنکه کعبه دچار تحول شد، ساختار آن تغییر کرد و سعی کردیم آن را به سمتی ببریم که در فیلم مصطفی عقاد هم هست؛ پارچه بزرگی اطرافش مفروش شده تقریباً جنس و نوع و رنگ‌هایی را که در آن دوره مرسوم بودند، انتخاب کردیم با مشاوره کراکا و مجیدی پارچه انتخاب شد با زمینه مشکی که زیر آفتاب کمی بور شده بود.

,
,

به غیر از کعبه مهم‌ترین صحنه‌ها کدام بودند که از نظر کار حساسیت داشتند؟
دارالندوه و محل خلافت که بزرگان عشیره آنجا بودند و باید دقت می‌کردیم مطابق با منابع طراحی کنیم؛ پرده‌ها، ‌لوستر‌ها، مخده‌ها و مجموعه‌ای از فضای مناسب همه زیر نظر کراکا انجام می‌شد. بعد لوکیشن شعب ابی‌طالب بود که باید حقیر و ارائه فضای شعب می‌بود، آن هم جنسیت خودش را برای کار لازم داشت. بعد خانه ابوطالب و شهر یثرب، کلیسا و کتابخانه‌ای که کشیش به آن رجوع می‌کرد تا کتابی را که اشاره شده بود به وجود پیامبر که ابری بالای سر ایشان قرار می‌گیرد، پیدا کند و بازار یثرب و خانه‌های اطراف بودند. همه را باید با دقت و ظرافت و براساس منابع کار می‌کردیم و بخش مهم دیگر نخلستان‌های اطراف مدینه بود، شاید تعجب کنید ولی کل نخلستان به صورت مصنوعی درست شده بود که ما از جاهای مختلف نخل آوردیم مراقب بودیم زنده بماند و خشک نشود و جاسازی کردیم حتی بعضی را که خشک شده بودند، نیمه‌های شب آذین‌بندی می‌کردند تا برای ورود کاروان حضرت محمد رسول‌الله به مدینه آماده کنند.

,
,

در مورد شهرهایی که ساخته شده و دوام و پایداری شهرها برای انجام کارهای دیگر در عرصه سینما و تلویزیون چگونه است؟
ما سه شهر مکه، مدینه و بصری را بازسازی کردیم. قبل از این عموماً دکورها و بناها به گونه‌ای بود که قابلیت بازگشت‌پذیری داشت و مصنوعی بود چون چشم‌اندازی از شهرها در آن زمان نداشتیم، به مرور از بین می‌رفت اما در این پروژه یک چشم‌انداز کامل داریم شهرها دارای سیستم فاضلاب و زهکشی هستند تا تخریب نشوند. از یک سری مواد شیمیایی نگهدارنده استفاده کردیم و کهنه‌کاری و رنگ‌آمیزی برای خانه‌ها شده است تا به مرور زمان به آنها صدمه‌ای وارد نشود.

,
,

از تیم خارجی همراه خاطره‌ای هم دارید؟
خیلی خط‌کشی و تخصصی کار می‌کردند؛ یعنی هر‌کس در هر بخشی بود همان را فقط انجام می‌داد برعکس ما که همه کاری بچه‌ها عهده داشتند؛ مثلاً یک بار برای پرکردن حوضچه آب، برق نیاز بود که با قطعی مواجه شدیم. به مسئول آن که جزو تیم ایتالیایی و از چهره‌های سرشناس بود، رجوع کردیم، گفت تعمیر نیاز دارد، با خونسردی و آرامش مشغول شد اما ما عجله داشتیم، صبر نکردیم، موتور برقی آوردیم، برق وصل شد و حوض را پر از آب کردیم. کار ما تقریباً تمام شده بود اما آن مسئول هنوز آرام آرام مشغول تعمیر دو شاخه برق بود. آنها بحث ایمنی در کار را رعایت می‌کردند و برایشان اهمیت زیادی داشت در حالی که متأسفانه این موضوع در سینمای ما چندان جدی گرفته نمی‌شود.

,
,

در فضای کار آقای مجیدی را چطور دیدید؟
یادم نمی‌رود بیشتر مواقع همراه تیم طراحی بود، زیرا گروه ما آخرین و اولین گروهی بود که وارد و خارج می‌شد برای همین همواره در کمپ اسکان که در همان نزدیکی بود، می‌ماندیم. همیشه این شب‌ها آقای مجیدی را می‌دیدم که فیلمنامه در دست گرفته و در کوچه‌های شهرک مدینه قدم می‌زند. جایی را درست کرده بود که اکثر مواقع آنجا می‌ماند. من گاهی با او همقدم و هم‌صحبت می‌شدم. ایمان و اعتقاد عجیبی به کار داشت. خلوص نیت او از دلایل قوت کار من بود. به‌همین خاطر حس خوبی از کار با مجیدی پیدا می‌کردم. می‌دیدم که چطور وقت و انرژی خود را برای کار می‌گذارد از همین‌جا به ایشان خسته نباشید و خداقوت می‌گویم.

,
,

از فضای معنوی کار خاطره‌ای دارید؟
یادم می‌آید آقای سبزواری دستیار ایشان اعتقاد و سفارش زیادی داشت که کار با ذکر و یاد خدا و صلوات بر پیامبر اسلام شروع شود، به این صورت که هیچ پلانی بدون نام خدا و صلوات شروع نمی‌شد و این حس و حال خوب معنوی را به بچه‌ها هنگام کار می‌داد یا آقای استرارو وقتی وارد کار شد به احترام پیامبر اسلام و ما مسلمانان تقریباً در طول کار محاسن خود را کوتاه نمی‌‌کرد، شاید یک نوع تفکر و اعتقادی بود که نسبت به موضوع کار داشت، نمی‌دانم ولی این حرکتش برایم جالب بود. در هر حال خدا را شاکرم که این توفیق و فرصت را به من داد تا سهم کوچکی در پروژه عظیم محمد رسول‌الله (ص) داشته باشم، زیرا از بچگی دوست داشتم تا در چنین کارهای معنوی و مذهبی هرچند کم فعال حضور داشته باشم.

,
]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه