گزارش یک رسم

آداب کهن ازدواج در خرمدره + عکس

آداب کهن ازدواج در خرمدره + عکس
مسلّما در هر منطقه ای و استانی آداب به خصوصی برای ازدواج در زمان های قدیم بود که شهرستان خرمدره نیز از این امر مستثنی نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از نبض سحر، شهر خرم دره نیز دارای آداب و رسوم خاص و منحصر به فردی  است که در ادامه به آن می پردازیم:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نبض سحر، ,

در شهر  خرمدره انتخاب همسر بیش تر بین اقوام نسبی بود. آن گونه که اگر کودکی متولد می شد او را برای کودک دیگری از میان اقوام به عنوان  نامزد نشان می کردند.

,

معمولا دختر را به خاطر شناختی که از مادر و پدرش داشتند خواستگاری می کردند و ضرب المثلی هم در این باره بود که می گفتند:" ننه سینه باخ قیزن آل" یعنی به مادرش نگاه کن و دخترش را بگیر و یا پدر و مادربا توجه به شناخت وآشنائی که با پدر عروس را انتخاب می کرد.

,

بعضی مواقع انتخاب از سوی مادر داماد و یا خواهرش که در عروسی ها و یا مراسم دیگر و سرچشمه هنگام آب آوردن و ظرف شستن یا در گرمابه بود که دختری را دیده . پسندیده می شد به رغم این نوع انتخاب ها عروس و داماد زندگی موفق و شیرینی داشتند و به ندرت کار به طلاق و جدائی می کشید.

,

انتخاب دختر از سوی داماد به ندرت صورت می گرفت زیرا دختران به خاطر مسائل اخلاقی حاکم بر فرهنگ آن روز بسیار محدود بودند. اگر انتخابی صورت می گرفت معمولا با مخالفت بزرگان دو طرف روبه رو می شد به ناچار دختر و پسر پنهانی از منطقه خارج می شدند که می گفتند: " قیز قاچوردوب" (یعنی دختر را فراری داده) که این نوع دوست داشتن ها برای خانواده ها چندان خوشایند نبود.

,

خواستگاری ابتدا با رایزنی و دخالت ریش سفید و پدر داماد و با رفتن به خانه عروس شروع می شد گاه چنان در این مراسم سخت گیری می کردند که خانواده داماد ناچار بود مدتی قاصد بفرستد. تا آن جا که می گفتند برای جواب بله گرفتن باید یک جفت کفش و یک چادر در این راه پاره کرد.که منظور رفت آمد زیاد برای گرفتن موافقت بود.

,

بعد از گرفت رضایت، ریش سفیدان درباره شیربها و مهریه چانه زنی می کردند معمولا برای مهریه قسمتی از زمین و یا ساختمان و باغ در نظر گرفته می شد و مهریه هم چندان رقم قابل توجهی نبود.

,

نوبت به وسایل و لوازمی که خرده بار می گفتند می رسید که خرده بار هم شامل آرد، قند، چای، روغن، شیرینی و گوسسفند بود. این اقلام قبل ار رفتن به خانه داماد باید به خانواده عروس تحویل می شد. گوسفندی که برای این کار انتخاب می شد چاق و چله و معمولا شاخدار و سفید بود که قسمت هایی از پیشنائی و پشت گوسفند را هم رنگ می کردند و با ساز و دهل به طرف خانه عروس می بردند و چون وسیله نقلیه کم بود لوازم را در صندوق های بزرگ که "یخدان" گفته می شد بار الاغ کرده و به همراه ریش سفیدان به راه می افتادند.معمولا عروسی ها چندین شبانه روز طول می کشید و مهمانها ناهار و شام را در خانه عروس و داماد صرف می کردند.

,

شبی به نامه "سیاهه" نامیده می شد. منظور از سیاه نوشتن اسامی افرادی بود که باید به عروسی دعوت شوند . هر چند چهره آبادی ها در اثر پیشرفت تغییر می کرد و مراسم عروسی هم به مرور زمان تغییر یافت.لوازمی که برای جهیزیه عروس در نظر گرفته می شد با توجه به وضع مالی و خانواده و امکانات موجود در بازار و عرف در آبادی بود.

,

۶۳ ۰۰۱

, ۶۳ ۰۰۱, ۶۳ ۰۰۱,

جهازیه

, جهازیه,

اقلامی که به عنوان جهاز عروس بود عبارت بود از یک تخته قالیچه، جاجیم، لحاف و تشک،کیسه حمام، کیسه توتون، قوری و سمار ، چراغ روشنائی وبعضی ظروف که طی مراسمی که هم اکنون هم مرسوم است توسط بزرگان دو طرف آن ها سیاه می شد. معمولا در زمان قدیم قیمت اجناس هم قید می کردند و با گرفت امضاء از طرفین آن ها را بار چهارپایان کرده و راهی منزل داماد می شدند.

,

حنابندان

, حنابندان,

در عروسی هاب قدیمی "حنا" از جمله لوازم آرایشی بود که مورد استفاده قرار می گرفت در مراسم حنابندان که یک روز مانده به عروسی انجام می شد معمولا تازه عروس ها و دختر های دم بخت و تازه نامزد کرده های فامیل و همسایه دعوت می شدند.

,

حنا طی مراسم ویژه ای در سه مجمع یا سینی که در یکی حنا و در بقیه میوه و شیرینی که به مجمع ها   " خنچه " می گفتند به خانه عروس برده می شد. کسانی که این سینی ها را حمل می کردن هدیه ای از طرف صاحب عرسی دریافت می کردند.

,

۶ ۰۰۱

, ۶ ۰۰۱, ۶ ۰۰۱,

عروس مقداری از حنا را در کف راست خود قرار داده و آن را به موهای سرش می مالید . در این هنگام اطرافیان سعی می کردند از حنائی که کف دست عروس خانم بود به عنوان شگون "گشایش" مقداری برداشته و با همان حان کف دست و پاهای خود را رنگ می کردند. ساق دوش و سول دوش که کنار عروس نشسته بودند موهای عروس را رنگ کرده و کف پا و دست  راهم چنین حنا می گذاشتند و فردا همین افراد عروس را به حمام می بردند و پس از استحمام به خانه برگشته آنهایی که دستی در آرایش داشتند و یا آرایشگر محل شروع به پیرایش و ارایش عروس می کردند. در مورد داماد هم همین مراسم برگزار می شد و فقط به موهای داماد حنا نمی مالیدند.

,

روز عروسی

, روز عروسی,

در روز عروسی نوازنده ها در پشت بام یاز می زدند. کشتی گیرها کشتی می گرفتند و هرکسی که می توانست پشت حریف را به خاک بزند برنده بود.

,

۰۰۰۱ ۰۰۱

, ۰۰۰۱ ۰۰۱, ۰۰۰۱ ۰۰۱,

 

,

عروس بدون حضور داماد شب هنگام با ساز و دهل به طرف داماد حرکت داده می شد و آقا داماد در خانه خود و پشت بام منتظر عروس خانم و سایر میهمان ها می ماند که با رسیدن عروس به نزدیکی در، داماد سیب ها را به طرف عروس پرتاب می کرد که جوانان معمولا این سیب ها را در هوا می گرفتند. هنگام وردو عروس نقل و سکه بر سرش پاشیده می شد.

,

عروس آوردن همیشه در شب و بعد از غروب انجام می گرفت و در حالی که عروس آرام آرام پیاده راه می رفت به سرش روسری قرمز که "لاکی" نامیده می شد، می انداختند و در جلوی مردم چراغ گرد سوز روشن می کردند و اگر مسیر طولانی بود، عروس را با اسب می بردند.

,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه