سجاد واعظی

اسلام؛ دین آشتی و کارزار

اسلام؛ دین آشتی و کارزار
در طول تاریخ همیشه گروهی از آموزه های دینی برداشت ها و تفاسیر ناصواب و نادرستی داشته اند که حساب آنها از دین جداست. بنابراین رفتارهای غیرانسانی و غیراسلامی گروههای منحرفی همچون داعش ودیگر گروههای تکفیری و تروریستی را نباید به حساب اسلام گذاشت.این افراد و گروهها که به نام دین، دست به هر جنایتی می زنند شیطان و هوای نفس را خدا و سرپرست خویش گرفته اند و در ضلالت خودشان دست و پا می زنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "منبری ها"جای یادآوری نیست که گروهی از مورخان و دین پژوهان غربی با استناد به جنگ های پیامبر اسلام و تداوم آن کارزارها در سده های نخستین اسلامی، اسلام را «دین شمشیر» خوانده اند و نفوذ اسلام و پذیرش این آیین از سوی میلیون ها انسان را نتیجه و بازتاب طبیعی جنگ های اسلامی دانسته اند. از دیگر سو محققان و باورمندان به دین مبین اسلام در پاسخ به این گونه آراء و انتقادات، اسلام را آیین صلح و دین محبت نام نهاده اند و به آیات قرآنی و احادیث اسلامی فراوانی که بر صلح و سلم تأکید دارد، استشهاد نموده اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "منبری ها",

مجال نقد و بررسی آراء متنوع و گوناگون و متضادی که در این باب اظهار شده، نیست.اما من در این میان، دیدگاهی میانه را می پذیرم و اسلام را هم "دین صلح و محبت وسازش" و "هم آیین جهاد و کارزار" می دانم. با این توضیح که اولی (صلح و آشتی) اصل، و دومی (جنگ و جهاد) فرع، و تنها در هنگام ضرورت و مقابله به مثل، از سوی اسلام اجازه داده شده است. امروزه در حقوق بین الملل هم اصل دفاع مشروع در هنگام تجاوز دشمنان و بیگانگان اصلی پذیرفته شده و مجمع علیه است.

,

پرسش مهم و بنیادین این است که «آیا نقش ادیان تنها حفظ صلح است؟» و اگر دینی از جنگ و کارزار و دفاع  سخن گفت، آن دین از اعتبار می افتد ؟!
گروهی با این اندیشه که نقش یک دین تنها حفظ صلح است، بر تداوم حفظ و ادامه زندگی تهی از محتوای خود بر مبنای غفلت از خداوند، تأکید می کنند و ادیانی را که می خواهند علاوه بر سامان بخشیدن به معنویت و حیات روحی و اخلاقی، به دنیای انسان ها نیز انسجام بخشند، مورد انتقاد شدید قرارمی دهند. زندگی و حیات طبیعی بشر همچون حیات طبیعت، سرشار از جلوه های صلح و صفا و از دیگر سو مظاهر خشونت بار است. طبیعت تنها نظرگاه گل و گیاه و ریحان و باران های سودمند نیست، تندر و صاعقه و زلزله نیز روی دیگر سکه طبیعت است.

,
,

بدیهی است که اگر دینی برای همه بشریت و تمام جلوه ها و مظاهر زندگی بشر برنامه دارد، نمی تواند لب از وضع مقررات و قوانین برای یکی از مشخصه های  مهم تاریخ بشر یعنی جنگ و نزاع، فرو بندد. آیا امروزه پس از گذر طولانی ایام و پیشرفت های گسترده انسان ها در علوم و فنون مختلف و ادعای انسان های امروزی که از همه ادوار گذشته تاریخی بشر، خردمندتر و عاقل تر هستند ، جنگ و خشونت هم از زندگی انسان ها رخت بربسته است؟ یا اینکه شدت و خشونت جنگ ها در پرتو پیشرفت جنگ افزارها و همچنین تنزل اخلاقی و دینی و معنوی انسان امروزی، بیشتر شده است، که با کمال تاسف ، دومی درست است.

,

قرآن کریم، نبرد و کارزار را امری ناگوار، اما ناگزیر می داند: "جهاد بر شما مقرر شد، در حالی که آن برایتان بسی ناگوار است. و چه بسا چیزی را خوش نمی دارید، حال آن که برایتان خوب است ...[بقره: 216]. قرآن کریم جنگ و قتال را امری مکروه و ناپسند می داند، اما به خوبی بر این نکته واقف است که زندگی انسان ها همیشه در صلح و صفا سپری نمی شود. تا آن جا که سطور و اوراق تاریخ بیشتر شرح جنگ ها و کشتارها می باشد تا گزارش زندگانی انسان ها در صلح و آرامش. از این رو دینی که می خواهد خصوصیت "جامعیت" را حفظ کند، می بایست برای همه رویدادها و خصوصیات زندگی بشر و از آن جمله جنگ و جهاد نیز برنامه و قانون داشته باشد.

,

با این حال اسلام که با واقع گرایی قوانین مربوط به جنگ را تبیین و تشریح نموده است، از اهمیت و ارزش و ارجحیت صلح و سازش نیز غافل نمانده است: «صلح و سازش بهتر است» {نساء: 128}.
این گزاره که (peace is better)، در جایا جای قرآن گرامی تکرار شده است. "و اگر عقوبت و مجازات می کنید، مانند آن چه با شما کرده اند سزا دهید، اما اگر صبوری کنید [و از عقوبت درگذرید]، بی تردید این برای شکیبایان بهتر است. [نحل: 126]:  نکته این آیه نیز به رسمیت شناختن حق مجازات به اندازه جرم، با تأکید بر ارجحیت و افضل بودن بخشایش و گذشت است. زیرا در عفو، لذتی است که در انتقام نیست.

,
,

توجه به این جنبه دو سویه را می توان در آیات 60 ـ 61 سوره انفال نیز به نظاره نشست. در نخستین آیه می گوید، هر چه در توان و امکان دارید، از نیروها و توان مندی های جنگی آماده و بسیج کنید، تا با این کار دشمنان تان را بترسانید ... اما مطلب به همین جا ختم نمی شود. بلافاصله درآیه بعد می فرماید: و اگر برای صلح و سازش به سوی تو بال گشودند. [پیش آمدند]، تو نیز برای آن بال بگشا [بپذیر] و بر خدا توکل نمای.
فراز نخستین آیه که بر تقویت نیروهای دفاعی و توان مندی های نظامی تاکید می کند، جدا از آیه قرآن یک اصل عقلایی نیز محسوب می شود. و همین امروز کشورهای بزرگ و قدرت مند جهان با تمام وجود به این آیه عمل می کنند. آیا مطلب غیر از اینست؟

,
,

اسلام آیینی است که بر همه انسان ها با همه ویژگی ها و طبایع گوناگون فرود آمده است. گر چه این آیین برگذشت و عفو تأکید می کند، اما از این نکته نیز غافل نیست که بسیاری از انسان ها از روحیات پر گذشت عرفانی و اخلاقی بی بهره اند و به تعبیر قرآن کریم «بخل و بی گذشت بودن در نفوس انسانی، حضور و غلبه یافته است » «نساء: 128». از این رو اسلام ضمن به رسمیت شناختن حق مجازات و پی گرد مجرمان و جنگ و جهاد با متجاوزان، بر بهتر بودن صلح و صفا و آرامش، تأکیدی چندگانه دارد:
جزای بدی، بدی ای همانند آن است. پس هر کَس در گذرد و نیکوکاری کند، پاداش [بی حد و اندازه] او تنها از عهده خدا بر می آید. {شوری: 40}
سخن را با گزاره ای از سوره فصلت {34 ـ 35}به پایان می بریم:
 "نیکی با بدی یکسان نیست. بدی را با آن چه نیکوتر است دفع کن که ناگاه [خواهی دید] همان کسی که میان تو و او دشمنی آتشین بود، چون دوستی صمیمی و خون گرم گشته است. این خصلت خوب [مقابله و جبران بدی با خوبی و گذشت]، جز به کسانی که شکیبایند عطا نشود و آن را جز کسی که دارای بهره ای بزرگ [از ایمان و تقوا و انسانیت] است، به دست نیاورد."

,
,
,
,

در این گزاره نیز به این واقعیت تلخ دنیای ما تصریح گشته، که انسان های با گذشت و برخوردار از روحیات عفو و بخشش، دسته ای اندک از خیل عظیم انسان ها را تشکیل می دهند. خداوند به همه ما توفیق دهد تا جزو این دسته اندک قرار گیریم. دسته و گروهی که برای صلح و آشتی میان انسان ها تلاش می کنند و در این راه گام های بلند بر می دارند.

,

در پایان اشاره به این نکته بسیار مهم است که در طول تاریخ همیشه گروهی از آموزه های دینی برداشت ها و تفاسیر ناصواب و نادرستی داشته اند که حساب آنها از دین جداست. بنابراین رفتارهای غیرانسانی و غیراسلامی گروههای منحرفی همچون داعش ودیگر گروههای تکفیری و تروریستی را نباید به حساب اسلام گذاشت.این افراد و گروهها که به نام دین، دست به هر جنایتی می زنند شیطان و هوای نفس را خدا و سرپرست خویش گرفته اند و در ضلالت خودشان دست و پا می زنند.

,

آیات جهاد و کارزار در قرآن کریم دربیشتر موارد ناظر به جهاد دفاعی و تایید اصل دفاع مشروع از مال و جان و ناموس و میهن و دین است. بیشتر جنگ های صدر اسلام در زمان زندگانی پیامبر گرامی نیز جنبه دفاعی داشته اند که پیامبر و مسلمانان در آن تهاجمات و جنگ ها مجبور به دفاع از خود و حیات دینی و معنویشان بوده اند(برای نمونه تاریخ جنگ احد و احزاب یا خندق را مطالعه فرمایید).رفتار انسانی پیامبر با مشرکان در فتح مکه و عفو و گذشت ایشان پس از پیروزی بر دشمنان در بسیاری از جنگ های تاریخ اسلام گزارش شده است.کافیست برای مقایسه تاریخ جنگ ها و شکنجه ها و نسل کشی ها و کشتارهای دولت ها و امپراتوری های بزرگ و کوچک دنیا در شرق و غرب و در سده های مختلف حتی در دوران معاصر، را بخوانید تا رفتار رحمانی پیامبر اسلام بر شما آشکار شود.

,

بنابراین مسوولیت تفسیر غلط و انحرافی از آیات قرآنی متوجه خود این گروههای تروریستی و منحرف می باشد و ساحت قرآن کریم از اینگونه تفسیرهای غیرانسانی  پاک و بری است. ترور و تروریسم جرم و جنایتی است که در مخالفت آشکار و صریح با تعالیم و مقاصد شریعت است. اعتدال و میانه روی مبنای آیین اسلام و راه پیامبر و پیشوایان دین محسوب می گردد. صلح، دوستی و مدارا، حفظ وحدت اسلامی و همزیستی دینی و مسالمت آمیز، رسالت انسان مسلمان در جهان امروز و اولویت دینی هر انسان مسلمانی را در دنیای پرآشوب کنونی تشکیل می دهد. دعوت مسلمانان و شیعیان به مماشات، معاشرت نیکو و مدارا با مخالفان، خوش خلقی و ملایمت، خوش رویی، مهرورزی، ملاطفت و نگاه احترام آمیز به دیگران در جای جای احادیث و سخنان اهل بیت دیده می شود. در منابع روایی، سخنان فراوانی از امامان شیعه نقل شده که در آنها به رعایت اصول اخلاقی نظیر رفق، مدارا، حلم، حسن خلق، چشم پوشی از عیوب دیگران، خیرخواهی، ... و دوری از تعصب های مذهبی تاکید شده است.
 
*فارغ التحصیل دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب قم
محصل خارج فقه و اصول و معارف حوزه علمیه 

,
,
,
,

انتهای پیام/ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه