یادداشت/
درس بخوانید فقط برای توسعه علم!!!
تعجب نکنید این یک راهکار جدید برای افراد تحصیل کرده و البته بیکار و البته اردبیلی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،به نقل از سبلانه،می دانید که اردبیل یکی از پر بیکارترین استان های کشور است.و مسئولان هم هر چقدر فکر می کنند راه حل مناسبی برای آن پیدا نمی کنند. چندی پیش جایی که نامش را نمی برم با آقایی که باز هم نامش را نمی برم صحبت بر سر بیکاران تحصیل کرده البته با تحصیلات عالیه بود. لازم به ذکر است که خود ایشان دکترا دارند و مقام مهمی که 99% ایران بدون شک حسرت شغل ایشان را دارند و هر 4 سال یکبار شانسشان را برای این مقام مهم دولتی در سطح کشور امتحان می کنند. از ایشان پرسیدم آقای دکتر برای وضع بیکاری در اردبیل چه فکری کرده اید؟ ایشان فرمودند تحصیلاتتان چیست؟ عرض کردم عالیه دارم. گفتند چه عالی، قصد ادامه دارید ؟گفتم صد البته اگر خدا بخواهد تا حد فوق دکترا ،بلی. ایشان هم برای بنده و سایر افرادی که آنجا التماس دعا داشتند آرزوی توفیق کرده و فرمودند: برای توسعه ی علم درس بخوانید. دکترا را هم ادامه دهید تا علم توسعه ی بیشتری یابد. گفتیم خب آقای دکتر توسعه ی علم را البته مد نظر داریم و گرنه با این وضع بیکاری که چند ده میلیون خرج نمی کردیم برای توسعه ی علم اما بعد آن چه؟ فرمودند: فعلاً مشکل مردم معیشت است. حیف که وقت نشد بیشتر سوال و جواب کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا،, سبلانه,اما حال ما مانده ایم و این سوال بسیار بزرگ .علم؟ توسعه؟ معیشت؟ اینها شدند کلمات کلیدی اما قفل کجاست الله اعلم اگر یافتید ما را هم خبر کنید.
آیا معیشت فقط شامل افراد بی سواد، بی بضاعت و یا کم درآمد است؟ آیا همه ی افراد تحصیل کرده الان در رفاه کامل به سر می برند؟ آیا فقط افراد غیر تحصیل کرده معیشت می خواهند و افراد تحصیل کرده از هوای خالص کوهستانی اردبیل استنشاق می کنند و نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن و حداقل حقوق زندگی ندارند؟ فکر کنم ایشان اصلاً برای پیدا کردن کار گذرشان به دفاتر کاریابی نیفتاده است. آقای محترم برای نگهبان، دربان، راننده، منشی، تایپیست لیسانس و فوق لیسانس می خواهند. برای اینکه افراد تحصیل کرده هستند که بیکارند. اگر توسعه ی علم آنقدر مهم است چرا پس دنبال شغل رفتید آن هم این همه شغلی مهم و پر درآمد؟ خب چه می شد ساعتهای روزتان را در قسمت مرجع کتابخانه می گذراندید .مقاله و کتاب می نوشتید و به توسعه ی علم می پرداختید؟ چرا تا داشتن شغل که حق هر شهروندی است وقتی به ما رسید شد توسعه؟ چرا؟
راستی یک سوال مهم تر آیا این روزها بقالی و چقالی و قصاب و نانوا و میوه فروش، لباس فروش و صاحب خانه ها، توسعه ی علم را به عنوان بن قبول می کنند یا باید مدرک دانشگاهی را هم ضمیمه کنیم؟!
باشد ما به توسعه ی علم می پردازیم اما می شود بگوئید تا کی و تا به کجا؟ حداقل بدانیم یک وقت آنقدر بالا نرویم که به فضا برسیم آخر ماشاءالله نردبان درس خواندن آنقدر بلند است و پر پله که از گهواره تا گور طول دارد و طویل است.
باشد ما که آغاز کرده ایم تا گور پیش می رویم تا شاید آرزوهایمان شعری شود بر سنگ مزارمان
خواندیم عارفانه
خدمت کنیم صادقانه
گفتند جوانی و خام
رفتیم و پخته گشتیم
باز گفتند نیست پست و مقامی
گفتیم راضی هستیم به دربانی
گفتند نمی شود دربان تحصیل کرده نداریم
گفتیم چه کنیم پس؟
گفتند تا گور مانده هنوز راهی
رفتیم و دوباره آمدیم بعد از چندی
با دستی لرزان و عصایی
گفتند پدر جان، مادر جان دم پیری و معرکه گیری؟
برو این دم آخری چاره ای کن برای آخرت، شغل می خواهم چه کار؟
رفتیم و چندی بعد اعلامیه مان چسبید به دیوار محلات
تحصیل کرده ی بیکار که عمل کرد به فرموده ی شاعر و جویید ازگهواره تا گور...
اکنون راهی گوراست، با دست خالی و دل شکسته
نویسنده : مرجان حسین زاده
انتهای پیام/
اما حال ما مانده ایم و این سوال بسیار بزرگ .علم؟ توسعه؟ معیشت؟ اینها شدند کلمات کلیدی اما قفل کجاست الله اعلم اگر یافتید ما را هم خبر کنید.
آیا معیشت فقط شامل افراد بی سواد، بی بضاعت و یا کم درآمد است؟ آیا همه ی افراد تحصیل کرده الان در رفاه کامل به سر می برند؟ آیا فقط افراد غیر تحصیل کرده معیشت می خواهند و افراد تحصیل کرده از هوای خالص کوهستانی اردبیل استنشاق می کنند و نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن و حداقل حقوق زندگی ندارند؟ فکر کنم ایشان اصلاً برای پیدا کردن کار گذرشان به دفاتر کاریابی نیفتاده است. آقای محترم برای نگهبان، دربان، راننده، منشی، تایپیست لیسانس و فوق لیسانس می خواهند. برای اینکه افراد تحصیل کرده هستند که بیکارند. اگر توسعه ی علم آنقدر مهم است چرا پس دنبال شغل رفتید آن هم این همه شغلی مهم و پر درآمد؟ خب چه می شد ساعتهای روزتان را در قسمت مرجع کتابخانه می گذراندید .مقاله و کتاب می نوشتید و به توسعه ی علم می پرداختید؟ چرا تا داشتن شغل که حق هر شهروندی است وقتی به ما رسید شد توسعه؟ چرا؟
راستی یک سوال مهم تر آیا این روزها بقالی و چقالی و قصاب و نانوا و میوه فروش، لباس فروش و صاحب خانه ها، توسعه ی علم را به عنوان بن قبول می کنند یا باید مدرک دانشگاهی را هم ضمیمه کنیم؟!
باشد ما به توسعه ی علم می پردازیم اما می شود بگوئید تا کی و تا به کجا؟ حداقل بدانیم یک وقت آنقدر بالا نرویم که به فضا برسیم آخر ماشاءالله نردبان درس خواندن آنقدر بلند است و پر پله که از گهواره تا گور طول دارد و طویل است.
باشد ما که آغاز کرده ایم تا گور پیش می رویم تا شاید آرزوهایمان شعری شود بر سنگ مزارمان
خواندیم عارفانه
خدمت کنیم صادقانه
گفتند جوانی و خام
رفتیم و پخته گشتیم
باز گفتند نیست پست و مقامی
گفتیم راضی هستیم به دربانی
گفتند نمی شود دربان تحصیل کرده نداریم
گفتیم چه کنیم پس؟
گفتند تا گور مانده هنوز راهی
رفتیم و دوباره آمدیم بعد از چندی
با دستی لرزان و عصایی
گفتند پدر جان، مادر جان دم پیری و معرکه گیری؟
برو این دم آخری چاره ای کن برای آخرت، شغل می خواهم چه کار؟
رفتیم و چندی بعد اعلامیه مان چسبید به دیوار محلات
تحصیل کرده ی بیکار که عمل کرد به فرموده ی شاعر و جویید ازگهواره تا گور...
اکنون راهی گوراست، با دست خالی و دل شکسته
نویسنده : مرجان حسین زاده
انتهای پیام/
اما حال ما مانده ایم و این سوال بسیار بزرگ .علم؟ توسعه؟ معیشت؟ اینها شدند کلمات کلیدی اما قفل کجاست الله اعلم اگر یافتید ما را هم خبر کنید.
آیا معیشت فقط شامل افراد بی سواد، بی بضاعت و یا کم درآمد است؟ آیا همه ی افراد تحصیل کرده الان در رفاه کامل به سر می برند؟ آیا فقط افراد غیر تحصیل کرده معیشت می خواهند و افراد تحصیل کرده از هوای خالص کوهستانی اردبیل استنشاق می کنند و نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن و حداقل حقوق زندگی ندارند؟ فکر کنم ایشان اصلاً برای پیدا کردن کار گذرشان به دفاتر کاریابی نیفتاده است. آقای محترم برای نگهبان، دربان، راننده، منشی، تایپیست لیسانس و فوق لیسانس می خواهند. برای اینکه افراد تحصیل کرده هستند که بیکارند. اگر توسعه ی علم آنقدر مهم است چرا پس دنبال شغل رفتید آن هم این همه شغلی مهم و پر درآمد؟ خب چه می شد ساعتهای روزتان را در قسمت مرجع کتابخانه می گذراندید .مقاله و کتاب می نوشتید و به توسعه ی علم می پرداختید؟ چرا تا داشتن شغل که حق هر شهروندی است وقتی به ما رسید شد توسعه؟ چرا؟
راستی یک سوال مهم تر آیا این روزها بقالی و چقالی و قصاب و نانوا و میوه فروش، لباس فروش و صاحب خانه ها، توسعه ی علم را به عنوان بن قبول می کنند یا باید مدرک دانشگاهی را هم ضمیمه کنیم؟!
باشد ما به توسعه ی علم می پردازیم اما می شود بگوئید تا کی و تا به کجا؟ حداقل بدانیم یک وقت آنقدر بالا نرویم که به فضا برسیم آخر ماشاءالله نردبان درس خواندن آنقدر بلند است و پر پله که از گهواره تا گور طول دارد و طویل است.
باشد ما که آغاز کرده ایم تا گور پیش می رویم تا شاید آرزوهایمان شعری شود بر سنگ مزارمان
خواندیم عارفانه
خدمت کنیم صادقانه
گفتند جوانی و خام
رفتیم و پخته گشتیم
باز گفتند نیست پست و مقامی
گفتیم راضی هستیم به دربانی
گفتند نمی شود دربان تحصیل کرده نداریم
گفتیم چه کنیم پس؟
گفتند تا گور مانده هنوز راهی
رفتیم و دوباره آمدیم بعد از چندی
با دستی لرزان و عصایی
گفتند پدر جان، مادر جان دم پیری و معرکه گیری؟
برو این دم آخری چاره ای کن برای آخرت، شغل می خواهم چه کار؟
رفتیم و چندی بعد اعلامیه مان چسبید به دیوار محلات
تحصیل کرده ی بیکار که عمل کرد به فرموده ی شاعر و جویید ازگهواره تا گور...
اکنون راهی گوراست، با دست خالی و دل شکسته
نویسنده : مرجان حسین زاده
انتهای پیام/
اما حال ما مانده ایم و این سوال بسیار بزرگ .علم؟ توسعه؟ معیشت؟ اینها شدند کلمات کلیدی اما قفل کجاست الله اعلم اگر یافتید ما را هم خبر کنید.
آیا معیشت فقط شامل افراد بی سواد، بی بضاعت و یا کم درآمد است؟ آیا همه ی افراد تحصیل کرده الان در رفاه کامل به سر می برند؟ آیا فقط افراد غیر تحصیل کرده معیشت می خواهند و افراد تحصیل کرده از هوای خالص کوهستانی اردبیل استنشاق می کنند و نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن و حداقل حقوق زندگی ندارند؟ فکر کنم ایشان اصلاً برای پیدا کردن کار گذرشان به دفاتر کاریابی نیفتاده است. آقای محترم برای نگهبان، دربان، راننده، منشی، تایپیست لیسانس و فوق لیسانس می خواهند. برای اینکه افراد تحصیل کرده هستند که بیکارند. اگر توسعه ی علم آنقدر مهم است چرا پس دنبال شغل رفتید آن هم این همه شغلی مهم و پر درآمد؟ خب چه می شد ساعتهای روزتان را در قسمت مرجع کتابخانه می گذراندید .مقاله و کتاب می نوشتید و به توسعه ی علم می پرداختید؟ چرا تا داشتن شغل که حق هر شهروندی است وقتی به ما رسید شد توسعه؟ چرا؟
راستی یک سوال مهم تر آیا این روزها بقالی و چقالی و قصاب و نانوا و میوه فروش، لباس فروش و صاحب خانه ها، توسعه ی علم را به عنوان بن قبول می کنند یا باید مدرک دانشگاهی را هم ضمیمه کنیم؟!
باشد ما به توسعه ی علم می پردازیم اما می شود بگوئید تا کی و تا به کجا؟ حداقل بدانیم یک وقت آنقدر بالا نرویم که به فضا برسیم آخر ماشاءالله نردبان درس خواندن آنقدر بلند است و پر پله که از گهواره تا گور طول دارد و طویل است.
باشد ما که آغاز کرده ایم تا گور پیش می رویم تا شاید آرزوهایمان شعری شود بر سنگ مزارمان
خواندیم عارفانه
خدمت کنیم صادقانه
گفتند جوانی و خام
رفتیم و پخته گشتیم
باز گفتند نیست پست و مقامی
گفتیم راضی هستیم به دربانی
گفتند نمی شود دربان تحصیل کرده نداریم
گفتیم چه کنیم پس؟
گفتند تا گور مانده هنوز راهی
رفتیم و دوباره آمدیم بعد از چندی
با دستی لرزان و عصایی
گفتند پدر جان، مادر جان دم پیری و معرکه گیری؟
برو این دم آخری چاره ای کن برای آخرت، شغل می خواهم چه کار؟
رفتیم و چندی بعد اعلامیه مان چسبید به دیوار محلات
تحصیل کرده ی بیکار که عمل کرد به فرموده ی شاعر و جویید ازگهواره تا گور...
اکنون راهی گوراست، با دست خالی و دل شکسته
نویسنده : مرجان حسین زاده
انتهای پیام/
اما حال ما مانده ایم و این سوال بسیار بزرگ .علم؟ توسعه؟ معیشت؟ اینها شدند کلمات کلیدی اما قفل کجاست الله اعلم اگر یافتید ما را هم خبر کنید.
,آیا معیشت فقط شامل افراد بی سواد، بی بضاعت و یا کم درآمد است؟ آیا همه ی افراد تحصیل کرده الان در رفاه کامل به سر می برند؟ آیا فقط افراد غیر تحصیل کرده معیشت می خواهند و افراد تحصیل کرده از هوای خالص کوهستانی اردبیل استنشاق می کنند و نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن و حداقل حقوق زندگی ندارند؟ فکر کنم ایشان اصلاً برای پیدا کردن کار گذرشان به دفاتر کاریابی نیفتاده است. آقای محترم برای نگهبان، دربان، راننده، منشی، تایپیست لیسانس و فوق لیسانس می خواهند. برای اینکه افراد تحصیل کرده هستند که بیکارند. اگر توسعه ی علم آنقدر مهم است چرا پس دنبال شغل رفتید آن هم این همه شغلی مهم و پر درآمد؟ خب چه می شد ساعتهای روزتان را در قسمت مرجع کتابخانه می گذراندید .مقاله و کتاب می نوشتید و به توسعه ی علم می پرداختید؟ چرا تا داشتن شغل که حق هر شهروندی است وقتی به ما رسید شد توسعه؟ چرا؟
,راستی یک سوال مهم تر آیا این روزها بقالی و چقالی و قصاب و نانوا و میوه فروش، لباس فروش و صاحب خانه ها، توسعه ی علم را به عنوان بن قبول می کنند یا باید مدرک دانشگاهی را هم ضمیمه کنیم؟!
,باشد ما به توسعه ی علم می پردازیم اما می شود بگوئید تا کی و تا به کجا؟ حداقل بدانیم یک وقت آنقدر بالا نرویم که به فضا برسیم آخر ماشاءالله نردبان درس خواندن آنقدر بلند است و پر پله که از گهواره تا گور طول دارد و طویل است.
,باشد ما که آغاز کرده ایم تا گور پیش می رویم تا شاید آرزوهایمان شعری شود بر سنگ مزارمان
,خواندیم عارفانه
,خدمت کنیم صادقانه
,گفتند جوانی و خام
,رفتیم و پخته گشتیم
,باز گفتند نیست پست و مقامی
,گفتیم راضی هستیم به دربانی
,گفتند نمی شود دربان تحصیل کرده نداریم
,گفتیم چه کنیم پس؟
,گفتند تا گور مانده هنوز راهی
,رفتیم و دوباره آمدیم بعد از چندی
,با دستی لرزان و عصایی
,گفتند پدر جان، مادر جان دم پیری و معرکه گیری؟
,برو این دم آخری چاره ای کن برای آخرت، شغل می خواهم چه کار؟
,رفتیم و چندی بعد اعلامیه مان چسبید به دیوار محلات
,تحصیل کرده ی بیکار که عمل کرد به فرموده ی شاعر و جویید ازگهواره تا گور...
,اکنون راهی گوراست، با دست خالی و دل شکسته
,نویسنده : مرجان حسین زاده
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه